X

نگرانی در زندگی، زندگی در نگرانی

نگرانی در زندگی ،زندگی در نگرانی

"بنابراین بشما می گویم که برای زندگی خود نگران نباشید." 

         این اولین باری بود که عیسای مسیح به شاگردان خود این را تذکر می داد.اما آخرین بار نبود.او در ادامۀ سخنان خود در همین بخش از انجیل متی فصل ۶ آیه های۲۵ تا ۳۴  تقریبا هفت بار از کلمۀ "نگران نباشید " استفاده میکند.و نه تنها در این انجیل بلکه در انجیل به قلم یوحنا نیز ما این را میخوانیم:" آرامش برای شما به جا میگذارم،من آرامش خود را به شما میدهم.جهان نمی تواند آن آرامش را به طوری که من به شما میدهم بدهد.دلهای شما مضطرب نشود و ترسان نباشید."(یوحنا ۱۴: ۲۷  ) چرا مسیح باید این را به شاگردان خود و مردمی که او را دنبال میکردند تذکر دهد؟ما این سوال را کمی جلوتر پاسخ خواهیم داد.اما از اینکه چرا مسیح این را به شاگردان خود می گوید.جواب ساده و کامل آن میتواند در مهر و دلسوزی عیسای مسیح برای شاگردان و ایمانداران به خودش باشد ؛زیرا او طبیعت و جنسیت انسان را می شناخت.او میدانست که آنها برای کوچکترین امر دلشوره دارند.(مگر ما امروز اینگونه نیستیم؟) دلسوزی و پیام زندۀ مسیح براستی از این نشات میگیرد که :" چون خود او (عیسای مسیح) وسوسه و رنج دیده است ،قادر است آنانی را که با وسوسه ها روبرو هستند یاری فرماید."( عبرانیان ۲ : ۱۸ )                                             

او ما را بخوبی می شناخت.زیرا او همانطور که  الوهیت خدایی داشت.در جسم انسان بود . او نیز مانند من  و تو روزی نگران نان شب بوده است.و شاید نگران نداشتن مشتری برای میزها و وسایل چوبی که در کارگاه نجاریش میساخت و دوست داشت آنها بفروش روند و از درآمد آن بتواند خانواده اش را تا مین نماید.پس وقتی عیسای مسیح از عدم نگرانی سخن می گوید و از ما میخواهد که نگران نباشیم دقیقا آن را درک کرده و میکند.بقولناٌ از روی شکم پری حرف نزده است !اما او به ما این یادآوری را میکند که "نگران نباشید " و در انجیل یوحنا دیدیم که به ما این قوت قلب را میدهد که او به ما آرامش میدهد.او اضطراب ما از ما میگیرد.مثل این است که :شخصی به مکانی غیر قابل دسترسی و عبور برای دیگر مردم رفته باشد.صحیح و سالم برگشته ،راه مناسب را برای دیگران پیدا کرده و حالا به ما می گوید که "نگران نباشید.من این راه را پیدا کرده ام.از این راه بروید و این وسایل را با خود ببرید."

اکنون بگذارید با هم ببینیم که چرا مسیح به شاگردان خود فرمود

:" بنابر این بشما می گویم که برای زندگی خود نگران نباشید." ...نگرانی!...چرا باید اصلا نگرانی وجود داشته باشد؟پاسخ به این سوال ما را به ریشۀ عمیق "گناه" میبرد .تنها این را بدانیم که گناه انسان اول "آدم"  رنج و نگرانی را وارد زمین نمود.و ما امروز گریبانگیر آن خطای "آدم" اولیه هستیم ، این شاید خبر بدی باشد.اما خبر خوب این است که بعد از آمدن آدم دوم "عیسای مسیح " توان و قدرت به ما داده شد : که آیا بگوئیم نگرانی وجود ندارد.نگرانی را انکار کنیم.( بخاطر داشته باشیم که ما هنوز در جسم هستیم و تا زمانی که در جسم هستیم نگرانی جسم را خواهیم داشت.چه بخواهیم!چه نخواهیم!)عیسای مسیح به ما توان و قدر ت داد که بر این نگرانی موجود غلبه کنیم.به زبانی ساده میتوان گفت: نگرانی در زندگی وجود دارد اما زندگی در نگرانی انتخاب ماست.و عیسای مسیح آمد تا ما او را تعالیم او و ایمان به او را در جان و روح خود بپذیریم، آن را عمل کنیم تا دیگر در نگرانی زندگی نکنیم.

مزمور داوود با صراحت به همۀ ما تذکر بسیار جدی و روشنی را میدهد:" خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد." (مزمور ۳۷ : ۸ )کلام خداوند به ما میگوید که نگرانی باعث گناه میشود.اکنون میفهمیم که چرا عیسای مسیح بارها و بارها به شاگردان این قوت قلب و هشدار را می دهد که " نگران نباشید " زیرا مسیح می دانست که نگرانی و دلشوره گی انسان سر از گناه در می آورد. همانطور که مسیح بار تمام گناهان ما را بر صلیب خود برداشت و ما را از لعنت  و سیاه بختی گناهانمان نجات داد.برای اینکه ما بدلیل نگرانی ها بار دیگر در گناه نغلتیم ،پطرس رسول می گوید که : " بار تمام نگرانی های خود را به دوش او (عیسای مسیح) بگذارید،زیرا او همیشه بفکر شما است."( اول پطرس۵: ۷  ) 

یکبار دیگر این را تکرار میکنیم:نگرانی در زندگی وجود دارد اما زندگی در نگرانی انتخاب ماست ؛و دیدیم که اگر این را انتخاب کنیم حال چه خواسته و چه ناخواسته آن را در خود دامن بزنیم ،خود را به سمت گناه میکشانیم.خواسته یا ناخواسته.

اکنون شاید از خود بپرسید :چگونه میتوان نگران نبود ؟

اولا : اگر تاکنون عیسای مسیح را بعنوان نجات دهنده خود برنگزیده اید و او را در قلب خود راه نداده اید اکنون شاید بهترین زمان باشد ،زیرا شما نمی توانید به جنگ سیاهی بروید و نور  را به همراه خود نداشته باشید،مسیح تنها و تنها نور شماست و بس.

(این پذیرش بسیار میتواند ساده و بدون مراسم خاصی باشد.تنها در قلب خود بگوئید:خدایا من گناهکارم و من نمی توانم بخودی خود و با اعمال گذشته و تلاش های خود این بار سنگین گناه را از روی شانه های خود و این لعنت را از پیشانی خود بردارم و من به عیسی مسیح بعنوان تنها نجات دهندۀ خود ایمان می آورم که برای من بر صلیب مرد .دوست من!با همین دعای ساده ما معتقدیم که شما در آغاز تولدی تازه هستید.کتابمقدس را بخوانید در فعالیت های کلیسای محلی خود شرکت کنید و از این زیستن در مسیح و این ارمغان حیات جاودان لذت ببرید.) 

دوما  : تمرکز خود را تماما بر ملکوت و پادشاهی خدا بر قلب انسانها بگذارید

(متی ۶: ۳۳  )

سوما : تمرکز خود را بر قدرت خدا بر رفع نیازمندی های خود بگذارید.   

(متی ۶: ۲۶  )

چهارما : تمرکز خود را بر قدرتمندی و قناعت و آرامش در عیسای مسیح بگذارید.

(فیلیپیان ۴: ۱۱- ۱۲ )

پنجما : تمرکز خود را بر امروز بگذارید نه بر فردا!

(متی ۶: ۳۶  )

نوشته: ح.گ