مکاشفه عیسای مسیح بر یوحنای رسول
تفسیر و بررسی کتاب مکاشفه (بخش دوم)
نوشته: ح.گ
آنچه کتابمقدس مسیحی در اختیار ما قرار داده است تا در ایمان و دانش مسیحی رشد کنیم بی نظیر است! بیهوده نیست وقتی در می یابیم نهضت پروتستان زمانی به اوج خود رسید و بقولنا جانی تازه یافت و با قدرت پیش رفت که کتابمقدس را به زبان عامۀ مردم خود ترجمه نمود. افرادی مانند وایکلیف، تیندل و بعدها در آلمان، مارتین لوتر، کتابمقدس را به زبان مردم خود ترجمه کرده و بدینگونه آتشی عظیم شعله ور گشت که تخت پاپها و قدرت و سلطه گرایی روم و پادشاهان زمان خود را ویران ساخت. و دقیقا یکی از دلایلی که نهضت پروتستان در روم نتوانست نفوذ کند این بود که به دلیل قدرت پاپها در روم و شدت شکنجه و آزاری که از جانب آنان انجام میشد، کتابمقدس هرگز به زبان عامۀ انان ترجمه نگشت و در دسترس آنان قرار نگرفت. این بی دلیل نیست که در طول تاریخ گسترش اسلام حفظ و مطالعه و تدریس کتابمقدس ممنوع بوده است. متفکرین اسلامی دلیل این ترس خود از داشتن و پخش کردن کتابمقدس در سرزمین خود را جعلی بودن کتابی که در دست میلیونها مسیحی و هزاران کلیسا بوده و هست و خواهد بود میدانند! تجربۀ مسیحیت ثابت کرده است، سرزمینی که به کتابمقدس به زبان اصلی خود با فراوانی دست یافت، آن را مطالعه و بررسی کرد، ان را معیار و میزان، در واقع تنها معیار و میزان الهیات مسیحی دانست، آن سرزمین به زودی بسوی درکی تازه و عمیق از: معنای انسانیت، آزادی، روابط صلح جویانه با همه، محبت، بخشش، احترام گذاشتن به عقاید و باور دیگران، و دیگر ثمرات نیکوی کلام خداوند میباشد.
از اینرو این ما را، بعنوان ایمانداران مسیحی ایرانی، باید بر آن دارد که این کتابمقدس را با هدایت روح القدس خداوند روزانه و مستمر مطالعه کرده، بر آن دقیق شده، و صادقانه و وفادارانه آن را تعلیم و تدریس بدهیم.
در این راستا این مقاله قصد دارد تا از کتابی از میان کتابقمدس با شما سخن بگوید و شما را به این امر مشوق شود که آن را دقیقتر خوانده و از آن برای ایمان خود بهره بگیرید که به نظر میرسد توسط بسیاری از واعظین و معلمین ایرانی سهل انگاری شده یا کم اهمیت جلوه داده شده است؛ و آن کتاب مکاشفۀ یوحنای رسول است. این مقاله قصد ندارد تا تمام این کتاب را برای شما بررسی کند، بلکه چهارچوب و زیر بنای این کتاب را برای شما بازگشایی کند تا شما را بر آن دارد که به خواندن آن تشویق شده و آن را با درک و نمایی تازه نگاه کنید، اگر که تاکنون چنین نکرده اید.
اولین سوال عمومی!
" این کتاب برای ما نوشته نشده است، مرموز است، نباید آن را خواند." این چه بسا دیدگاه خیلی از ماها بوده و باشد. سوال این است که آیا چون درک کتاب مکاشفه بسیار سخت و دشوار است نباید آن را خواند؟ آیا خداوند از ما نخواسته است تا آن را خوانده و بفهمیم زیرا آن را نمی فهمیم!؟ این آن نیت و قصد عیسای مسیح وقتی این مکاشفه را به یوحنای رسول میداد نبود. اتفاقا در همان ابتدای این کتاب میخوانیم که " خوشابحال کسی که میخواند و آنانی که میشنوند کلام این نبوت را و آنچه در این کتاب مکتوب است نگاه میدارند چونکه وقت نزدیک است." ( 1: 3 ) در فصل 22 آیۀ 6 میخوانیم " و مرا گفت این کلام امین و راست است و خداوند خدای ارواح انبیاء فرشتۀ خود را فرستاد تا ببندگان خود آنچه را که زود میباید واقع شود نشان دهد." و نهایتا در همین فصل آیۀ 10 میخوانیم که پیام و آنچه مسیح میخواست تا با پیام این کتاب، کلیسا و ایمانداران مسیحی در طول تاریخ از آن بدانند برای ما مُهر و مُوم نشده است بلکه برای درک آن باز است. " و مرا گفت کلام نبوت این کتاب را مُهر مکن زیرا که وقت نزدیک است."
اما در نظر داشته باشید که مُهر نبودن این کلام به این دلیل نباید باشد که هر معلم و هر واعظی از راه برسد و هر چه دل تنگش میخواهد از این کتاب برای ما بگوید و طوری با شما از این کتاب سخن بگوید که گویی تمام اسرار و رموز این کتاب و آنچه در آینده روی خواهد داد را فهمیده و سر درآورده است، به چنین معملینی گوش نکنید. خودتان را هرگز بازیچۀ بعضی از برنامه های تلویزیونی به اصطلاح مسیحی که روی پردۀ تلویزیون خودشان تمامی کتاب مکاشفه را برای شما نقاشی کرده و برای شما از سیر تا پیاز آن را نشان میدهند نکنید! کتاب برای ما مُهر نشده و برای خواندن ماست، اما به این دلیل نیست که ما قطعا همۀ آن را خواهیم فهمید. برای اینکه از جدیت و سخت بودن درک این کتاب واقف باشید لازم است بدانید که، تقریبا هیچکدام از پیشروان تحول و تغییر در مسیحیت در قرن شانزدهم، هس، لوتر، کلوین، زوینگلی، وسلی؛ یک تفسیر کامل و جامع از این کتاب ندارند! کلوین بر روی همۀ کتابها تفسیر دارد غیر از این کتاب. وسلی( جان) میگوید برای سالها او حتی لای این کتاب را باز نکرده بود، زیرا درک آن برایش سخت بوده است.
و این مقاله قصد این را ندارد که این کتاب را بررسی کند، بلکه قصد این است تا نمایی جامع از این کتاب به شما داده و شما را با پیرامون، ستونها، اساس، پیام مرکزی و کلی این کتاب آشنا کند، شاید این شما را بر این دارد که با دیدگاهی تازه به مطالعه و درک این کتاب، همین امروز آغاز کنید.
چه کسی آن را نوشته است؟
این آن سوالی باید باشد که از خودتان در مورد هر نوشتۀ کتابمقدس بپرسید. چه کسی این را نوشته است؟ با شناخت نویسنده، با بسیاری از حقایق موجود در نوشته آشنا میشویم. اما در بارۀ مکاشفه. دو نظر وجود دارد؛ نظر اول:
الف- یوحنا آن را نوشته است. چرا؟
. زیرا خودش، خودش را در کتاب معرفی میکند.1:1, 4, 9 , 22: 8
. او در جزیرۀ پتموس زندانی بوده است ( 1: 9 ) و این جزیره به هفت کلیسایی که نامه نوشته شده است نزدیک بوده است.
. دانش و ارتباط زندۀ او با نوشتجات عهد عتیق در طول این کتاب مشهود است.
. از پدران کلیسای اولیه، ایرانوس که شاگرد پلی کارپ بوده، و پلی کارپ که شاگرد یوحنای رسول بوده است چنین نقل قول شده است که : یوحنا این کتاب را نوشته است.
. عبارات " کلمۀ خدا " ، " بره " ، " شاهد " که در کتاب مکاشفه به چشم میخورد در دیگر نوشتجات یوحنا: انجیل یوحنا، سه رسالۀ او عینا تکرار و به نحوی به آن تاکید شده است.
. پدران کلیسا : پاپیاس( 130- 40 بعد از میلاد)؛ ایرانوس ( 130- 202 بعد از میلاد ) ؛ کلمنت اهل اسکندریه ( 150- 215 بعد از میلاد )؛ اوریجن ( 185- 254 بعد از میلاد)؛ تاریخ نویس کلیسا، ایسبیوس ( 325- 340 بعد از میلاد) ؛ جروم ترجمۀ کنندۀ کتابمقدس به لاتین ( 340- 420 بعد از میلاد) و آگوستین ( 400 بعد از میلاد) همه با هم متفقا، یوحنا را نویسندۀ کتاب مکاشفه میدانند و آن را از کتابهای مرکزی و اصیل خوانده اند.
ب- یوحنا آن را ننوشته است. چرا؟
. این اسم " یوحنا " در آغاز و طول کتاب، یوحنای رسول نیست بلکه میتواند یک یوحنای دیگر باشد.
. این کتاب را همان شخص که به نام " پیر " در همان آیۀ اول رسالۀ دوم و سوم یوحنا آمده، نوشته است.
. یوحنا آن را ننوشته است زیرا شیوه دستوری و لغات یونانی بکار برده شده با دیگر نوشتجات یوحنا( انجیل یوحنا،رسالۀ اول تا سوم یوحنا) تغییر میکند.
برای پاسخگویی به این منتقدین باید گفت، دیدیم که نه تنها خود یوحنا خودش را معرفی میکند و شواهد بسیاری در کتاب، جزیرۀ پتموس، هفت کلیسای نزدیک به پتموس؛ پدران کلیسا نیز که با یوحنا بوده و شاگرد او بوده اند به این شهادت داده اند. در مورد دوم باید گفت، کتاب مکاشفه به خودی خود دشوار است. سبک و نگارش آن شاید با دیگر نوشتجات یوحنا فرق کند، اما دلیل بر حذف کردن یوحنا از نویسنده آن بودن نباید باشد زیرا دلیل برای متفاوت بودن لغت و جمله بندی و دستور زبان آن میتواند به نوع پیام و چگونگی داده شدن به یوحنا در رویا، و تصویرات گوناگون ربط داشته باشد. یوحنا باید برای ثبت کردن مکاشفۀ داده شده به او از دستور زبان متفاوتی استفاده میکرد.
چه زمانی نوشته شده است؟
این سوال نیز باید برای شما مهم باشد وقتی کتاب یا نامه ایی را از کتابمقدس مطالعه میکنید. با دانستن آن میتوانید موقعیت و شرایط زمانی را درک کنید و این به درک عمیقتر نوشتۀ مورد نظر یاری میکند. اما در خصوص کتاب مکاشفه و تاریخ نوشتار آن دو نظر وجود دارد:
الف- گروه اول معتقد هستند که در اواخر سالهای 70 بعد از میلاد مسیح نوشته شده است.
این گروه اینگونه دلیل میاورند که، یوحنا از شکنجۀ مسیحیان در زمان نرون، امپراطور روم سخن میگوید. در ضمن عدد شیطان 666 ، 13: 18، در زبان عبری اگر حروف آن را با زبان عبری در کنار هم بگذاریم برابر است با نام نرون. همچنین فصل 13 در بارۀ ماجرایی که در سالهای قبل از 70 بعد از میلاد در بارۀ زنده شدن نرون از مرگ و اینکه او نمرده است سخن گفته است( ماجرا اینگونه بود که پس از سوزانده شدن شهر روم، نرون فرار کرده و در قصر خود با کاردی خودش را میکشد اما جسد او هرگز در آن مکان پیدا نمیشود، بعدها خبر اینگونه تغییر میکند که نرون پس از زخمی کردن خود با کارد کشته نشد بلکه زنده مانده است و به زودی برای حکومت بر روم بازمیگردد).
ضمنا در 11: 1-2 هنوز در بارۀ معبد اورشلیم سخن گفته شده است و ما میدانیم که معبد اورشلیم در سال 70 بعد از میلاد توسط تیطس، امپراطور روم نابود میشود. پس معبد هنوز بوده است.
ب- گروه دوم معتقد هستند که این کتاب در اواخر سالهای 99 بعد از میلاد نوشته شده است، بین سالهای 95-99 بعد از میلاد.
این گروه اینگونه دلیل میاورند که شکنجۀ شدید بر مسیحیان در زمان نرون نبود بلکه در زمان دومیتین ( 81- 96 بعد از میلاد) آغاز میشود. پدران کلیسا شهادت میدهند که یوحنا که در اواخر عمر خودش کشیش کلیسای افسس بود، به دلیل شهادت خودش و پایداری در ایمان مسیحی و تن ندادن به فرمان اطاعت و پرستش امپراطور، شکنجه میشود و به دلیل ترک نکردن ایمان خود به پتموس تبعید میگرد، او بعدا پس از عوض شدن دومیتین و آمدن امپراطور جدید در روم، از زندان آزاد شده به شهر افسس برمیگردد و در اواخر عمر خودش ، انجیل یوحنا، سه رساله و کتاب مکاشفه را مینویسد. پدران کلیسا زمان درگذشت یوحنا پس از ازاد شدن از پتموس را در اواخر سالهای 99 بعد از میلاد میدانند.
نویسندۀ این مقاله با تاریخ دوم همراه است و تاریخ نوشتار این کتاب را در اواخر سالهای 99 بعد از میلاد میداند.
ادامه دارد...