X

عرض و طول و عمق و بلندای محبت عیسای مسیح

عرض و طول و عمق و بلندی محبت عیسای مسیح

" و در محبت ریشه کرده و بنیاد نهاده استطاعت یابید که با تمامی مقدسین ادراک کنید که عرض و طول و عمق و بلندی چیست؟" ( افسسیان ۳: ۱۸ ) 

چگونه ایماندار میتواند این اضلاع محبت مسیح را بسنجد؟ یا مقدار آن را بداند؟ قدر مسلم این است که هر چقدر ایماندار تلاش کند و در مسیح تفکر کند، قادر نیست به میزان دقیق اعداد و مقدار این اضلاع دست پیدا کند. مقدسین کهن نتوانستند و به ما گفتند ما نیز نمیتوانیم به تمام اسرار این اضلاع محبت مسیح مادامی که در جسم زمینی هستیم پی ببریم. " زیرا که الحال در آینه بطور معما میبینیم." ( اول قرنتیان ۱۳: ۱۲ ) و بطور معما میدانیم، اما چون در او هستیم و در او قرار داریم، با ایمان و اعتماد به او در او گام برمیداریم تا به منزل ابدی خود برسیم و نهایتا در آنجا همه چیز را طوری خواهیم دانست که میبایست بدانیم، دقیقا همانطور که او را طوری خواهیم دید که میبایست میدیدم.( اول یوحنا ۳: ۲ ) این باید به ایمانداران این هشدار مهم را بدهد که هرگز به دانش و میزان آن از مسیح کفایت نکرده و گمان نبریم همه چیز را در بارۀ او میدانیم زیرا خود او به شاگردان خود فرمود که هنوز چیزهایی را به آنها نگفته است زیرا طاقت شنیدن آن را نخواهند داشت( یوحنا ۱۶: ۱۲ ) اما در جهتی دیگر نباید در عدم درک این محبت نیز آنقدر اغراق کنیم که آن به افسانه و به دور از دسترس و غیرممکن بنظر برسد( همانطور که انسان این هزاره اینچنین تصور دارد!). محبت شبان به گوسفندان آنقدر لمس شدنی بود که او با آنها قدم زد، آنها را خوراک داد، آنها در زیر پای او نشستند و با ترنم آوای ملکوتی او مست شدند، سر بر سینۀ او گذاشتند و او مجروحان و دردمندان را بر شانۀ خود حمل کرد و آنها آنقدر به او خود را نزدیک دیدند و حرارت محبت آسمانی او به آنها آنقدر لمس شدنی و حقیقی بود که به او زمزمه کردند:" ربونی!"( یوحنا ۲۰: ۱۶ )   و آنهایی که محبت او را لمس کرده بودند میدانستند که او تا چقدر آنها را دوست داشت که درست زمانی که به او خطا کردند و گناه کردند او برای آنها جان خود را فدا کرد. پس این محبت آنچنان هم غیر قابل دست یافتن نیست، اما درک عرض و طول و عمق و بلندی آن چرا! درک این اضلاع برای هر ذهن مسیحی روشن نیست. نه برای هر کس که بر صندلی کلیسای خود عادت کرده است، بر سنگینی کتابمقدس خود بر دستانش عادت کرده است، چشمانش را عادت داده است که بر نوشته های قرمز کتابمقدس تمرکز کند، و بخواند و نداند، و بسراید و حس نکند، و بگوید اما درک نکند، و اعتراف کند اما نباشد. ما اگر چنین هستیم محال است حتی به این قامت عمیق محبت مسیح که در عرض و طول و عمق و بلندی آن برای ما تشریح شده است دست پیدا کنیم.

اما آنانی که تشنۀ دهان اویند و مشتاق رد پای او بر روی جادۀ جلجتا و رگۀ خونی که از زخم شلاقها از او بر پردۀ صبحگاه سرد چکیده بود و انانی که آنقدر ایستادند تا فریاد او را بر صلیب با گوش جان خود شنیدند، یعنی همان آنانی که پچپچه های ضعیف و دردآلود او را در باغ جتسمیانی شنیده بودند و تن را فراموش کردند و شبی با او بیدار ماندند؛ بی شک آنها میتوانند به این قامت محبت مسیح بیاندیشند. و در پی بدست آوردن میزان اضلاع آن باشند و اینکه" بدانند چیست؟"( افسسیان ۳: ۱۸ ) آنها از جای راحت خود در گوشۀ خلوت ایمان مسیحی خود برخاسته و عرض خدمت خود را به انجیل طی میکنند تا بدانند چگونه میتوانند به انجیل او خدمت کنند. سپس همانطور که در طول زندگی خود در ایمان و فیض خداوندشان گام برمیدارند محبت او را بیاد آورده و از آن سرمست شده و هر روز زندگی خود را به او تقدیم میکنند. این افراد در سطح ساده و شیرخوارگی درک کلامقدس هرگز نمیمانند، بلکه در عمق کلام رفته و در ژرفنای آن جستجو میکنند تا ردپای نجات دهنده و صدای او را در همه جا پیدا کنند تا آن را بشنوند. این عزیزان، برای اینکه گستردگی و پهنای عظیم برکات و وعده های خداوندشان را دیده و بر قلۀ رفیع آن ایستاده و سرزمین موعود، اورشلیم اسمانی، را در زیر نگاه ایمان خود داشته باشند، از دره های پست و فرومایگی بالا آمده، شبی در غارهای فروتنی مانده، از شیارهای وسوسه و چاههای ریا و دروغ رد شده و بر بلندای پیام انجیل میایستند و با سینه ایی فراخ سرزمین موعود را نگاه میکنند.

 چون اینچنین در عرض و طول و عمق و بلندای محبت او زندگی کنیم، هر چند تمام آن را هنوز آنطور که باید درک کنیم، درک نخواهیم کرد، اما آنقدر که درک میکنیم و آنقدر که از این ابعاد نصیب ما میشود، باعث میگردد که  هرگز تن به یکنواختی و تعصب و تحجر و بی غیرتی در ایمان مسیحی خود ندهیم. و چون طوفان بیاید، و باد بوزد و شب فرا رسد، خانۀ ما استوار خواهد ایستاد. 

نوشته: ح.گ