خالی شدن از خود، پُر شدن از او!
در این مقاله شما میخوانید:
۱-پر شدن خالی شدن است.
۲-خالی شدن زیستن در خالی بودن است.
۳-خالی شدن و پر شدن همزمان و توامان است.
۴-هم خالی شدن و هم پر شدن با درد روحانی همراه است.
۵-خالی شدن و پر شدن دایمی و همواره است.
انسان به شباهت خدا خلق شد. انسان از خدا پُر بود. انسان میتوانست هرگز طعم خالی بودن را نچشد،هرگز! اما نشد. او به قعر پوچی سقوط کرد. از آن زمان دیگر انسان شبیه خدا نیست. از خدا پُر نیست. انسان دیرگاهی است که طعم پُر بودن را فراموش کرده است. انسان پوچ گرا بدنیا می آید. در پوچ گرایی نفس میکشد. در خالی بودن دائمی. سراب می بینید و سراب. حتی تمامی باورهای او پوچ گرایانه است. و برای فرار از این پوچی و پوچ گرایی،متفکران ، به علم آویزان شدند. دنیا دوستان به لذت. متعصبان ،مذهب را ابداع کردند و خدای خود را نامی نهادند،اما خدای مذهبیون و متعصبین تمام ادیان که تفکر و آزادی انسان را به مدت قرنها تاراج کرده و آن آزادی ای را که خدای زنده و قادر و توانا، یهوه ، به او از سر فیض عطا نمود را از او به نام خدا غصب کردند؛به زنجیر کشیدند و انسان و باور او را بردۀ خود کردند و افیون دین و مذهب خود را به رگهای او زدند، امروز اعلام می کنم که خدای این مذهبیون دیر زمانی است که مُرده است. مُرده در معنای پُر شدن. پُر شدن از پُری الهی. پس انسان هنوز خالی مانده. تهی. تهی از معنای پُر شدن .تهی از معنای مشارکت و همزیستی روزانه با خدا. با او معاشقه داشتن. با او روزانه ترانه سرودن. انسان خالی است. و بسیار دور از پُر شدن. نام خدا را می برند، به سر و سینه اشان هم میکوبند! برای تعصب خدای خود،انسان را در نام خدای خود ( بودا،یهوه،الله) هم می کشند! اما تمام ذرات وجود و سخنانشان از بی خدایی و بی حضوری خدا خالی است.
این مقاله قصد دارد تا شما را با طعم دوبارۀ پُر شدن و پُر بودن آشتی دهد و شما را بنا به فیض و ارادۀ الهی و هدایت روح مقدس خدا امید پُر شدن دوباره را بدهد. امید دوباره به شباهت خدا در آمدن. طعمی که اینبار از جادۀ خالی شدن می گذرد. جاده ای که به " راه جلجتا " شهرت یافته است؛ و در آن با کسی ملاقات میکنید که از هر حیثِ قدرت، مقام و الوهیت پُر بود،اما در این جاده او خود را تماما خالی کرد،تا برای ما نمونه کاملی از خالی شدن و پُر شدن گردد.
وقتی این مقاله را می خوانید به جایی در این مقاله خواهید رسید که بی شک آن را ادامه نخواهید داد، چون شما خودتان را از آن چه بنده قصد دارم بیان کنم پُر شده می دانید و می گوید این مقاله برای من نیست! چون من خدای خود را دارم، حالا یا بودا یا کنفسیوس یا یهوه یا اینکه الله و ... و من خوشحالم و پُرم! پس چرا باید این مقاله را بخوانم. این فرمایش خدا را از زبان اشعیاء نبی بخوانید و خودتان برای خودتان نتیجه گیری کنید که آیا نیاز به خواندن این مقاله دارید یا نه؟ " و مثل شخص گرسنه که خواب می بیند که می خورد و چون بیدار میشود شکم او تهی است یا شخص تشنه که خواب می بیند که آب می نوشد و چون بیدار شود اینک ضعف دارد و جانش مشتهی ( طالب ) می باشد." ( اشعیاء نبی باب 29 آیۀ 8).
اگر گمان می برید هم اکنون پُر هستید،این مقاله تاییدی بر پر بودن شما باید باشد، زیرا آنچه من از آن گفتگو میکنم و سندیت می آورم ،کلام زندۀ خداست و آن کلام میزان است و من و شما با هم شاقول هستیم! اما اگر گمان می برید،هم اکنون پُر هستید اما نیازی به خواندن این مقاله ندارید، پس باید عرض کنم که در خواب هستی و رویای پُری را می بینی! و تو خالی تر از خالی هستی! زیرا آنکه پُر است همواره پُری را بیشتر می طلبد،زیرا می داند فصل خالی شدن هر آن ممکن است فرا رسد! اما برای آن گروه از خوانندگانی که امروز تماما تفکر پوچ گرایی و خالی بودن از هر حیث و هر دلیل و هر انگیزه ای دارند، باشد تا این مقاله امید روشنی باشد به این فرمان خدا برای تمام انسانهای دنیا و امید زندۀ او به اینکه:
" و عارف شوید به محبت مسیح که فوق از معرفت است تا پُر شوید تا تمامی پُری خدا." ( افسسیان باب 3 آیۀ 19 ).
این مقاله ورای گفتگوی ایمان آوردن به عیسای مسیح و دریافت روح القدس و پُر شدن از آن است. برای درک چنین مقاله ای شما میتوانید به صدها مقاله در همین سایت مراجعه کنید و از آن بخوانید. قصد من بیان هدف روح القدس و کار او در انسان است،پس از اینکه شخص به مسیح ایمان می آورد. قصد من نشان دادن آن طرح عظیم الهی خدا برای انسان با ورود عیسای خداوند به زمین و عطا کردن روح مقدس به انسانها است. قصد من نشان دادن این است که پُر شدن روحانی،پر شدن از تمامی خصایل نیکو و پسندیدۀ الهی و خالی شدن از تمامی پلیدی ها و تاریکی ها، والاترین هدف خدای پر محبت و پر فیض برای تک تک انسانهای روی هستی بوده است. و من قصد دارم از چگونگی این پُر شدن و خالی شدن گفتگو کنم . اما این را بدانید که، شما نمی توانید خالی شوید اگر قصد پُر شدن ندارید! و شما نمی توانید پر شوید اگر خالی نیستید!
کتابمقدس به وضوح برای ما بیان کرده که ما باید از روح القدس پر شویم و نه تنها پُر شویم بلکه از آن مست شویم( افسسیان 5 آیۀ 18). ( من تبلیغ فرقه های مسیحی را نمیکنم که روح القدس را در زنجیر گذاشته به دیگران بشارت می دهند. و به هدایای روح القدس در خود میبالند و به این طریق بدون اینکه خود آگاه باشند ،خالی بودن روحانی خود را رسوا میکنند! روح آزاد است. روح آزاد عمل میکند. روح هماهنگ با شخصیت الهی خود عمل میکند. در هر جا و هر کس و هر زمان.) .این مقاله برای یادآوری کردن این کار عظیم خدا برای انسانهای روی زمین بواسطۀ ایمان به عیسای مسیح است. و تاییدی بر وعدۀ زنده و وفادارانۀ خدا به انسان خاطی و گناهکار که روزی فرمود :" آب پاک بر شما خواهم پاشید و طاهر خواهید شد و شما را از همۀ نجاسات و از همۀ بتهای شما طاهر خواهم ساخت. و دل تازه به شما خواهم داد و روح تازه در اندرون شما خواهم نهاد و دل سنگی را از جسد شما دور کرده دل گوشتین به شما خواهم داد و روح خود را در اندرون شما خواهم نهاد و شما را به فرایض خود سالک خواهم گردانید تا احکام مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید."( حزقیال 36 آیات 25 تا 27).
چگونه؟
اما چگونه ممکن است انسان پُر شود؟ چگونه ممکن است که انسان بتواند به رغم تمامی خواسته ها و نفس انسانی که او را خالی رها کرده،بتواند از اخلاق نیکوی الهی پُر شود؟ نفس انسانی که نه از بیرون او و نه از دیگران ،بل از درون خود او دشمن اوست! درون او ،او را خالی میکند، خودش دشمن خودش است! زیرا طینت و درون گناه آلود داود بود که او را ابتدا به زنا و سپس به قتل کشاند نه فقط تن لخت بتشبع! داود زمانی از نفس و شرارت پُر شد که از روح و حضور خدا خالی شده بود. پس سوال اینجاست آیا چنین چیزی ممکن است؟ داشتن قدرت و آمال و آرزویی بالا و قوت و قدرت روحانی بالا بی شک زیباترین و والاترین امتیاز است که کسی به آن نه نمی گوید! براستی چگونه پُر شدن ممکن است؟
خدا را شکر می گوییم برای خون گرانبهای عیسای مسیح ، او که از تمام الوهیت خدایی پُر بود؛ و قیام پر شکوه او که نور آن عمق تاریک دل شیطان فریبکار و درنده را پاره کرد،بر تمامی افواج و سپاهیان غفلت و تعصب چیره گشت و با ردای سفید و جلال یافتۀ خود در مرکز ناکجا آباد های رویاها و آمال و پوچ گرایی و دین زدگی ها و خضعبلات، افکار سیاست زدۀ ما، دل گیج و خالی ما ایستاد تا بر ما بتابد؛ بتابد تا ما را از نور خود منور ساخته و پر سازد و در گوش ما نجوا سازد که ای دوست! بدون اینکه بخواهی در سردابه های خنک و متعفن دین و مذهب و زنجیرهای آن عزا و ماتم بگیری و در خلوت بنشینی و منتظر مکاشفه ات بمانی! بلند شو!تو میتوانی از تمامی خصایل نیکو پر شوی و در پری بمانی؛ پس با من بیا!با من به آخوری در بیت لحم بیا و مرا ببین!با من بر خاک قدم بزن!سپس با من به باغ جتسیمانی بیا!می دانم نمی توانی با من ساعتی بیدار بمانی! اما چون صبحی دیگر تابید،به سوی قبر من بشتاب! سپس منِ جلال یافته و پیروز شده بر مرگ از درهای بسته می گذرم و با تو ملاقات میکنم!اگر هم بخواهی دستهای سوراخ شده ام را به تو نشان می دهم! تا به تو بگویم تو می توانی از تمامی خصایل نیکو و پسندیده پر شوی! من می خواهم که تو چنین شوی!
***
پولس رسول در نامۀ فیلیپیان می نویسد:" پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود. که چون در صورت خدا بود و با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد. لیکن خود را خالی کرده صورت غلام پذیرفت." ( فیلیپیان باب 2 آیۀ 5 و 6).
لطفا نگاه کنید به این اشارۀ پولس رسول: چون او در صورت خدا بود..نه تنها این بلکه دقت کنید به اشارۀ دوم او: و با خدا برابر...اکنون دقت کنید به نکته ای که پولس قصد دارد با بهره گیری از این دو امتیاز بارز عیسای مسیح استفاده کرده و اشاره کند که:..غنیمت نشمرد.لیکن خود را خالی کرد. پولس به کلیسای فیلیپی می نویسد برای اینکه نمونه خوب یک مسیحی برای یک مسیحی دیگر و انسانی دیگر باشیم باید از خصایل مسیح پر شویم،اما نمونۀ این پر شدن و شیوۀ آن باید مانند نمونۀ کامل خود عیسای مسیح باشد. اشعیاء در وصف آن گفت:" او را نه صورتی و نه جمالی می باشد و چون او را می نگریم منظری ندارد که مشتاق او باشیم. خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غم ها و رنج دیده و مثل کسی که روی ها را از او بپوشانند و خوار شده که او را به حساب نیاوردیم." ( اشعیاء نبی 53 ایات 2 تا 3). عیسای مسیح تمام امتیازات و برتری های خود را نادیده گرفت ( به مدت سی و سه سال ) تا بتواند نمونۀ کاملی برای پر شدن ما شود. عیسی مسیح ماموریت خود را با چهل روز،روزه و گرسنگی در بیابان آغاز کرد، او در گرسنگی و تشنگی قرار گرفت. خانواده اش او را طرد کردند. مردمی که از کودکی با آنها و با فرزندان آنها بزرگ شده بود او را طرد کردند. شاگردانش او را طرد کردند. به او توهین کردند. به او خیانت کردند. به او اتهام زدند. خدا را به سی نقره فروختند! و او به مردی که گمان می برد،دنبال کردن او ،بدست آوردن غنایم و زن های فراوان و شمشیر برای انتقام است!! فرمود:" روباهان را سوراخ ها است و مرغان هوا را آشیانها لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست."
( لوقا باب 9 ایۀ 57 و 58). در نامۀ افسسیان می خوانیم که: " بنابر این می گوید چون او به اعلی علیین صعود نمود اسیری را به اسیری برد و بخششها به مردم داد. اما این صعود نمود چیست جز اینکه اول نزول هم کرد به اسفل زمین."
( افسسیان 4 آیات 8 و 9).
پس :
1- پُر شدن، خالی شدن است!
گفتیم عیسای مسیح نیازی به خالی شدن نداشت ،اما خود آن را برگزید و خود را خالی کرد،نه از شرارت و پلیدی چون ما، چرا که ما از نطفۀ انسان گناهکار بدنیا آمده ایم، و او نه.( امری که قرآن و نویسنده های آن هرگز به قبول آن تن ندادند)،بلکه از تمامی امتیازات والای الوهیت. خود را خالی کرد تا طعم انسان بودن را بچشد تا کاهنی نمونه برای وسوسه های ما گردد،تا نمونه ای کامل و بی عیب برای قدوسیت ما گردد.تا خالی شدن و پر شدن روحانی را به ما بیاموزاند. اما همانطور که او نیازی به خالی شدن نداشت، او نیازی به پُر شدن نیز نداشت! کلام مقدس میگوید: در وی از جهت جسم تمامی پُری الوهیت ساکن است."( کولسیان 2 ایۀ 9). او در زمان زیستن بر روی زمین به رغم داشتن این پُری الهی لیکن هرگز از آن استفاده ننمود. دیدیم که ضعیف شد. خسته شد. ناامید شد. اندوهگین شد. خشمگین شد. تا برای آن کسانی که ادعای پُری روحانی میکنند و هرگز قصد ندارند تا خود را فروتن ساخته و کوچک شوند،نمونه ای بارز و برای ما نمونه محبت و فیض بیکران خدا و همچنین نمونه ای بارز و ارزنده برای پُر شدن و چگونگی آن باشد.
از اینرو می بینیم وقتی عیسای مسیح تصمیم گرفت تا از مقام بالای خود پایین آمده و خود را خالی سازد، او خود را نه تنها غلام کرد،بلکه در غلام بودن زیست. در نامۀ فیلیپیان می خوانیم:" لیکن صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد و چون در شکل انسان یافت شد." ( فیلیپیان 2 ایات 7 و 8).یعنی چه به شباهت مردمان شد؟ یعنی وقتی عیسای مسیح تمامی برتری و مقام الوهیت خدایی را غنیمت نشمرد و خود را خالی کرد، در این خالی بودن و شرایط فیزیکی آن زندگی کرد. در آن قدم زد. مانند انسان.او در خالی بودن زیست، آن را چشید،مزه کرد؛از آن در نرفت. یا شانه خالی نکرد. یا غر نزد. درد و بی امتیازی خالی شدن خود را به رُخ مردم نکشید، فروتنانه آن را تحمل نمود. با دعا و تضرع و گریه. نویسنده عبرانیان می نویسد:" :" و او در ایام بشریت خود چونکه با فریاد شدید و اشکها نزد او که برهانیدش از موت قادر بود تضرع و دعای بسیار کرد و به سبب تقوای خویش مستجاب گردید."( عبرانیان 5 ایۀ 7). نگاه کنید به باغ جتسیمانی و ساعت های اضطراب و دلشوره گی که با زبان خود آن را اینگونه تشریح نمود:" جان من از شدت غم نزدیک به مرگ است." ( متی 26 ایۀ 37). او جان از غم پُر شده اش را بالا گرفته بود. او انتظار آن شب را قبلا کشیده بود. و در انتظار این ساعتها سالها صبر کرده و چشم انتظار آن مانده بود. تنها آن شب و برای یک ساعت نبود که ناگهان آن غم دهشتناک بر او ریخت، او در تمام سالهایی که خود را از الوهیت و مقام خدایی خالی کرده و در بین انسانها زندگی کرده و نیاز مبرم و غیرقابل اغماض نجات و حیات جاودانی را برای آنها می دید، آن غمِ باغِ جتسیمانی برایش محسوس و محسوس تر گشته بود. او با غم زیست. او با صلیب خود قدم زد. آن زمانی که شفا می داد،صلیبش را بر دوش خود داشت. آن زمان که کوری را بینا می کرد،صلیبش را بر دوش خود داشت. آن زمان که فرمان داد تا ایلعاذر از قبر بیرون بیاید، خود را در آن قبر می دید، زیرا راهش توام با مرگ بود،بوی مرگ بود. زیرا او می دانست که او آن خدمتگزار رنجدیدۀ اشعیاء است. زمانی که قلب رمیده و بی پناه زن اشکباری را تسکین می داد، قلب خود او بی پناه و رمیده و پر از اشک بود،زیرا صلیبش را بر دوش خود داشت. قلب او رنجیده بود،از مردمی که به او ایمان نیاورده بودند. قلبش رنجیده بود از شهری که فرصت قرار الهی را از دست داده بود. قلبش رنجیده بود از اینکه هنوز می خواست زنده بماند و از تلخی زیبای این زندگی لذت ببرد،اما قرار خود را با پدر در باغ عدن هرگز فراموش نکرد و آن را حتی لحظه ای نادیده نگرفت. قرار آمدن او بر روی زمین،مرگ بر بالای صلیب برای پرداخت کفارۀ گناهان انسان بود. و او تمام سی و سه سال در این خالی بودن و خالی شدن و تهی بودن زندگی انسان پوچ گرا و نا امید و خسته و بی پناه و گمشده،قدم زد،نشست،به منزل آنها رفت. با آنها غذا خورد. او با آنها بود. نه خدایی و الوهیت و مقام و افتخار او؛ بلکه خدایی که خدایی و الوهیت و مقام و افتخار خود را برای غمخواری و دادن راه نجات و زندگی به همین انسان،کناری گذاشته و خود را خالی کرده بود. و به رغم تمام آن قلب شکستگی و اندوه عظیمی که بر جانش سایه افکنده بود، آنان را از امید و جلال آینده امید داد. آنها را از پدری مهربان که نیاز آنان را می داند و آنها را دوست دارد. آنها را از امید، پایداری و بیداری نوید داد. قلب او پر از اندوه و درد خالی بودن بود، اما قلب مهربان و پُر از رحمت و فیض خود را به همه هدیه داد؛ حتی به آنهایی که او را مصلوب کرده بودند!
پس :
2- خالی شدن،زیستن در خالی بودن است.
نگاه کنید به زندگی عیسای مسیح و نمونه ارزندۀ آیه ای که از عبرانیان با هم دیدیم. مسیح پس از خالی کردن خود،صبر نکرد تا پر شود!او با زیستن در خالی بودن و با دعا و تضرع و اطاعت از ارادۀ الهی پدر و گوش دادن به او و راه جلجتا را برگزیدن، مُردن و دفن شدن ، ذره ذره آن پُری الوهیت خود که آن را نادیده گرفته و بخاطر ما برای مدتی کنار گذاشته بود،را دوباره پس گرفت. او زمانی به این موفقیت دست یافت که از الوهیت خالی شد اما از درد و رنج صلیب پر شد. از مقام و قدرت الهی خود را خالی کرد،از رنج و افسوس انسان پر شد. این شیوۀ زیستن و طریقۀ زندگی عیسای مسیح برای تمام ایمانداران نمونه ای گشت تا آن را دنبال کرده و به همین طریق خالی شدن و پر شدن را دنبال کنند.
پولس رسول در نامۀ فیلیپیان تمامی امتیازات خود را بعنوان یک یهودی بیان میکند. خاطرتان باشد که او امتیاز یک تبعۀ روم را نیز داشت. نه تنها امتیازات انسانی بلکه او این امتیاز را داشت که عیسای خداوند را ملاقات نماید( اعمال 9 1 تا 19). او این امتیاز را داشت که سّر فیض خدا را از راه مکاشفه بدست آورد( افسسیان باب 3 ایۀ 2). او این امتیاز را داشت که تا آسمان سوم بالا رود( دوم قرنتیان باب 12 ایات 2 تا 4). و میتوان باز هم از امتیازات این رسول رنج دیدۀ خدا نوشت اما او با داشتن تمام این امتیازات برجسته می نویسد که :" اما آنچه مرا سود می بود آن را بخاطر مسیح زیان دانستم. بلکه همه چیز را نیز به سبب فضیلت معرفت خداوند خود مسیح عیسی زیان می دانم که بخاطر او همه چیز را زیان کردم و فضله شمردم تا مسیح را دریابم." ( فیلیپیان باب 3 ایات 7 و 8). شما آن زیان دانستن را خالی شدن معنا کنید و این دریابم را همان پُر شدن معنا کنید. زیرا هر چه بیشتر مسیح را درمی یابید، بیشتر از او پُر می شوید. پولس رسول این توامان خالی و پر شدن را حتی تا تحمل دردها و شکنجه ها نیز پیش برد. او در نامۀ کولسیان می نویسد:" الان از زحمت های خود در راه شما شادی میکنم و نقص های زحمات مسیح را در بدن خود به کمال می رسانم برای بدن او که کلیسا است." ( کولسیان باب 1 آیۀ 24). پولس می گوید بدن و جسم او، تمام او، هنوز به اندازۀ کافی برای مسیح زحمت نکشیده است!،خالی است؛ او می گوید تمام وجود او باید از زحمت ها و رنج های مسیح برای کلیسا،که همان خالی شدن مسیح بود، پُر شود.
لیوانی را در نظر بگیرید که از یک مایع پُر است و شما می خواهید مایع تازه تری در آن بریزید. قصد خدا برای ما این است که آنقدر از روح خود در این لیوان که نطفه اش از گناه بسته شده و پُر شده از شرارت و سیاهی است بریزد که تمامی مایع قبلی از آن بیرون بریزد و همزمان آن لیوان از مایع جدید لبریز و پُر شود. و وقتی آن مایع قلبی تماما خارج شد و مایع جدید لیوان را پُر کرد، خدا نمی ایستد! باز هم در آن لیوان خواهد ریخت و خواهد ریخت تا از آن لبریز شده و شما از نوشیدن آن مستِ مست شوید!
پس :
3- خالی شدن و پر شدن همزمان و توامان است!
نگاه کنیم به زندگی خودمان. ما به مسیح ایمان آورده ایم. چند سال؟نمی دانم. من و شما روزانه در اطراف خودمان این فرصت را داریم که از خودمان خالی شویم، از طبیعت کهنه و قدیمی خود که باید بر بالای صلیب بمیرد،طبیعت تازه ای که باید در مسیح دوباره قیام کند؛ من و تو فرصت داریم خود را خالی کنیم. از امتیازات خودمان. از برتری های خودمان. از مقام ها و رتبه های خودمان. از برچسب هایی که به ما می دهند و داده اند. میتوانیم و فرصت این را داریم که خود را از تمامی هر آنچه از آن خدا نیست و مال خدا نه،خود را خالی کنیم ،تا از روح مقدس خدا و حضور آسمانی او در وجود خود پُر شویم. اما دوست عزیز!برادر و خواهر عزیزم در مسیح!ای خوانندۀ گرامی و جستجوگر حقیقت! انتخاب اولین ما برای خالی شدن همان اندازه دردناک است که پر شدن از روح القدس! درد خالی شدن آنقدر موحش بود که عیسای خداوند فرمود: راهش باریک است و هر کسی از آن نمی گذرد! درد خالی شدن آنقدر عظیم است که پولس خودش را می کوبید تا امتیازات پُر شدن را از دست ندهد! درد خالی شدن آنقدر سخت است که در این درد تمام خانواده و زندگی و متعلقات خود را از دست می دهی! مانند جان تشنۀ پیرمردی است در دل شب که به ملاقات عیسی آمد!درد خالی شدن مانند اشکهای پطرس است در شب خیانتش! مانند تاسف و شرمندگی توماست !درد خالی شدن مانند دیدن آن نور عظیم و از دست دادن بینایی چشمانت است تا بینایی روحت را بدست بیاوری! مانند اشکهای تیموتائوس است!مانند بی پناهی انی سیموس!مانند سنگهایی است که بر پولس خورد! مانند درد زائیدن شخصیتی تازه است! مانند بی آبرو شدن در خیابانهای اورشلیم است وقتی که صلیب حقارت را بر دوش می کشی! درد خالی شدن درد دیدن آسمان است، بالهای پرواز را داشتن اما شبی با پرنده ای در قفس ماندن!
اما درد پُر شدن نیز کمتر از درد اولین نیست! درد پُر شدن تا به آن اندازه حقیقی است که با دردمندان و ضعیفان گریه میکنی و با ماتم زنده گان ،ماتم می گیری! درد پُر شدن تا به آن اندازه حقیقی است که طعم خاک تمامی راههایی که عیسای مسیح در آن با سری افکنده قدم می زد،در گلوی خود حس میکنی و خود را در آن گوشه های خلوت دعای او و پچپچه های درد آلود او با پدر پیدا میکنی! درد پُر شدن،آنقدر تازه و حقیقی است که کف دستهای تو سوراخ می شود، اما باز کسی تا نبیند ایمان نمی آورد و تو به او نشان می دهی،لبانت تشنه می شود، آب می طلبی و تو ،طعم آن سرکۀ ترش تمام تار و پود رو به مرگت را منقلب می کند، اما باز برای آنانی که آن سرکۀ ترش را آمرزش می طلبی! درد پُر شدن، درد سکوت کودکانه است؛به رغم دانستن تمام اسرار الهی. درد قدرت است؛اما از آن گذشتن و رد شدن. درد شهرت است،اما تمام آن شهرت را به دیگری دادن. و نهایتا درد پُر شدن، سوختن در آتش حقیقتی است که زبانت به تشریح آن هرگز شاید باز نشود و هیچکس ترا باور نمیکند،و همه ترا دیوانه و دیوزده می دانند.
پس می بینید وقتی پولس می گوید: "از ضعفها و رسوایی ها و احتیاجات و زحمات و تنگی ها بخاطر مسیح شادمانم زیرا که چون ناتوانم آنگاه توانا هستم."( دوم قرنتیان 12 ایۀ 10). پولس از توانایی در مسیح که پُری در مسیح است سخن می گوید،و این پُری و به این پُری رسیدن از : ضعف ها- رسوایی ها- احتیاجات-زحمات- تنگی ها، گذشته است!
پس :
4- هم خالی شدن و هم پُر شدن با درد روحانی همراه است!
آیا اگر یکبار یه عیسای مسیح ایمان بیاوریم و یکبار تلاش به خالی شدن از وسوسه ها و یکبار پُر شدن از روح کنیم کافی ست تا ما در لیست برگزیدگان عیسای مسیح قرار گیریم!؟ یکبار با ایمان به مسیح روح خدا را دریافت کنیم. هر از گاهی به کلیسا برویم. چند ماه یکبار کتابمقدس را بخوانیم. گهگاهی هم زانو بزنیم و دعا کنیم! آیا با یکبار ایمان ما برای همیشه از روح مسیح پُر هستیم و رو به پُر شدن ؟ آیا اگر یکبار اعتراف به گناهان خود کنیم و خود را از آن خالی کنیم کافیست؟ بی شک عیسای مسیح یکبار و برای همیشه برای گناهان ما مُرد ،دفن شد ،قیام کرد تا رستگاری را یکبار و برای همیشه به ارمغان بیاورد. و لزومی ندارد تا هر روز بمیرد. اما او هرگز نگفت صلیب من برای شما کافیست تا به دنبال من بیایید! بلکه فرمود،هر روزه صلیب خود را بردارید و به دنبال من بیاید! هر روزه. او یکبار و برای همیشه برای دادن رستگاری به ما مُرد. اما یکبار و برای همیشه برای وسوسه ها و نفس رو به گناه ما نمرد. آن کار روزانۀ ماست. آن صلیب روزانۀ ماست.
عیسای خداوند در مثالی نیکو این را تشریح نموده است. او در این مثال از خارج شدن روح پلید از انسان و ورود روح پاک سخن می گوید. از خالی شدن و پُر شدن. و خطر آن!
" و وقتی که روح پلید از آدمی بیرون آید در طلب راحت به جاهای بی آب گردش میکند و نمی یابد. پس می گوید به خانۀ خود که از آن بیرون آمدم بر میگردم و چون آید آن را خالی و جاروب شده و آراسته می بیند. آنگاه می رود و هفت روح دیگر بدتر از خود را برداشته می آورد و داخل گشته ساکن آنجا می شوند و انجام آن شخص بدتر از آغازش میشود." ( انجیل متی باب 12 ایات 43 تا 45).
عیسای مسیح چه می فرماید؟ او می فرماید که ما دائما باید منزل روح خود را از روح خدا و حضور او پُر کنیم. و هیچ جای خالی در آن نگذاریم. فرصت به شریر ندهیم. به دام حیله های او نیافتیم. هوشیار باشیم. بیدار باشیم. تمام این هشدارها گواهی از بازگشت روح پلید به درون ما را می دهند. حتی زمانی که به عیسای مسیح ایمان آوردیم. و از روح پُر شدیم، هنوز خطر خالی شدن را داریم. خطر بازگشت به دوران خالی بودن از روح و حضور خدا.
پس:
5- خالی شدن و پُر شدن دائمی و همواره است!
پولس رسول همواره " پُر شدن " را به کلیساها تاکید نمود. دعا کرد:" الان خدای امید شما را از کمال خوشی و سلامتی در ایمان پُر سازد تا به قوت روح القدس در امید افزوده گردید." ( رومیان باب 15 ایۀ 13). برای آنان آرزو کرد: " تا از کمال معرفت ارادۀ او در هر حکمت و فهم روحانی پُر شوید." ( کولسیان باب 1 ایۀ 9) و فرمان داد: " پر شوید از میوۀ عدالت که بوسیلۀ عیسی مسیح برای تمجید و حمد خداست." ( فیلیپیان باب 1 ایۀ 11).
به موارد و راههایی که کتابمقدس برای دستیابی و رسیدن به این نتایج به ما تاکید کرده است لطفا دقت نمایید:
۱- اراده و خواستۀ پدر آسمانی را در سر لوحۀ زندگی خود قرار دهیم.
۲- همواره به نمونه کامل ما برای خالی شدن و پُر شدن،عیسای مسیح تمرکز داشته باشیم.
۳- حضور روح مقدس خدا را در زندگی خود، در تمام ابعاد آن حقیقی، زنده ببینیم.
۴- بیشتر از خدا بطلبیم تا ما را پُر سازد تا او بیشتر ما را پُر سازد.
۵- اعتراف به گناهان و خطاهای خود و طلب آمرزش کردن با قلبی شکسته نزد عیسای خداوند برویم.
۶- تمرکز برای جلال دادن و بزرگ کردن نام مسیح در تمام پهنای زندگی خود را مرکز فعالیت های خود بدانیم.
۷- مطالعۀ مستمر و مداوم کتابمقدس، به خاطر سپردن آیات، و تفکر و تعمق بر آنان را هرگز اندک نگیریم.
۸- دعای دائمی و هدف دار داشته باشیم. مانند دعا برای دریافت حکمت الهی.برای شناخت معرفت خدا. برای شناخت بهای صلیب.برای بیدار ماندن روحانی...
۹- سرودهای حمد و پرستشی خدای زنده را زمزمه کنیم.
۱۰- با زیستن در پاکی و دوری از شرارت، بدن خود را معبد روح القدس بسازیم تا او در ما ساکن شود و بماند.
۱۱- در جمع ایمانداران و بدن مسیح،کلیسا بمانیم و میوه دار باشیم.
۱۲- با درد ، اندوه و نیاز مردم غمخواری کنیم.
۱۳- از بدست آوردن مقام و قدرت دوری گزینیم.
۱۴- همواره از خطر سقوط و خالی شدن در اوج پیروزی های خود آگاه باشیم.
۱۵- از تعالیم فرقه های مسیحی که از مسیحیت مذهب و دین ساخته اند و انجیل مسیح را با تهدید به شما بشارت می دهند و پیام فیض خداوند و پُری حقیقی از روح القدس را موعظه نمیکنند ، در عوض از روح القدس موجودی ساخته اند ، جدا از شخصیت مسیح و خدا؛ دوری بجوییم.
۱۶- برای شکست و ضعف های روحانی خود ؛ برای خطر خالی شدن و رنجاندن روح القدس ماتم و عزا بگیریم.
۱۷- برای پیروزی های روحانی و جلال دادن خدا شادی کنیم.
و موارد متعدد دیگری که بنده قادر به یادآوری آنها نیستم اما در لابلای تعالیم کتابمقدس گنجانده شده و از ما مستمراً می خواهد که خود را برای ورود روح مقدس خدا خالی سازیم، تا از او و از حضور دائمی او پُر شویم.
سخن پایانی
از شارلاتان های مذهبی در مسیحیت فاصله بگیرید که شما را از پُر شدن روح القدس می ترسانند و تمام پیام انجیل مسیح را بر این جمله محور کرده اند. و خود را آن کسانی به شما معرفی میکنند که می توانند ( تنها آنها و خودشان!!) برای شما دعا کنند تا از روح القدس پُر شوید! تمام مسیحیت پُر شدن از روح القدس است؛ اما این پُر شدن با دست گذاری فلان کشیش و فلان برادر و فلان خواهر شارلاتان بدست نمی آید! این پُر شدن تماما با زیستن در عمق معنا و درک ایمان به عیسای مسیح بواسطۀ درک معنای عمیق فیض خدا در مسیح عیسی آغاز می گردد. صلیب مسیح قبل از اینکه از پُری روح القدس سخن بگوید از محبت و فیض خدا برای انسان سخن گفت. در زیستن و تعمق بر فیض خداست که شما آغاز به پُر شدن میکنید. مراقب باشید تا گمراه نشوید!
دوست عزیز!
من و تو که به عیسای خداوند ایمان آورده ایم و در این ایمان زندگی میکنیم، روزانه نیاز به پُر شدن داریم. من و تو می دانیم، خالی شدن و پُر شدن تنها راه رشد بارآور و میوه دهنده در مسیحیت است. ما باید از طبیعت کهنه و قدیمی که مسیح برای آن بر صلیب مُرد خالی شویم. از قدرت و مقام خود نیز. تا بتوانیم از روح مقدس خدا و میوۀ او پُر گردیم. ما باید در این جاده گام برداریم و در این جاده بمانیم و با سری افراشته و نگاهی نامتزلزل و امیدی والا و ایمانی استوار به روزی بیاندیشیم که تماما از حضور پر جلال او پُر خواهیم شد و خالی بودن برای همیشه از بین می رود.
دوست عزیز!
اگر هنوز به عیسای مسیح ایمان نیاورده ای و پس از خواندن این مقاله میخواهی تا قلبت را به او بدهی تا از او و از حضور او پر شوی! ابتدا باید خودت را خالی کنی! باید از تمامی گناهان گذشتۀ خودت نزد عیسای مسیح اعتراف کنی! پس این دعا را میتوانی با ایمان در قلبت تکرار کنی که:
خداوندا من گناهکارم! ایمان آورده ام که عیسای مسیح برای گناهان من بر بالای صلیب جانش را داد تا مرا از تو و از حضور تو در من پُر سازد. من ایمان دارم که او بر صلیب مُرد. دفن شد و روز سوم از مرگ قیام کرد و امروز زنده است. اکنون از او دعوت میکنم تا به قلب من بیاید و مرا از خود پُر سازد.
شما با این دعای ساده اما از ایمان، اطمینان داشته باش که امروز از روح خدا پر شده ای. اما دوست من خالی شدن و پر شدن زندگی روزانۀ من و تست. تا در او بمانیم و در او زندگی کنیم تا طعم آن پُری کامل الهی را بعد از اینکه جسم خاکی خود را وداع کردیم تماما دریافت نماییم. به امید آن روز برای خودم و شما. آمین
نوشته: حسین گل هاشم