وقتی مزمورنویس فرمان به ستایش و پرستش یهوه را میدهد به این فرمان میدهد که برای او سرودی تازه بسرایند؛ سپس ادامه داده به دادن دلایل اینکه چرا باید یهوه اینگونه پرستش و ستایش شود. چرا باید برای او هر روز ترانه و سرودی تازه سرایید. و این با حرف ربط « زیرا» در آغاز ایه ۴ خود را نشان داده است.
ایات ۴- ۷ : دلایل پرستش یهوه.
۴ زیرا کلام خداوند مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است. ۵ عدالت و انصاف را دوست میدارد. جهان از رحمت خداوند پر است. ۶ به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها به نَفْخِة دهان او. ۷ آبهای دریا را مثل توده جمع میکند و لجّهها را در خزانهها ذخیره مینماید.
یکی پس از دیگری انگیزه و دلیل ستایش و پرستش یهوه را شاهد هستیم که بنظر میرسد در سه نمای کلی تشریح شده است:
۱-بعنوان مکاتبه کننده.(آیه ۴ )
۲-بعنوان هدایت کننده.(ایه ۵)
۳-و بعنوان خلق کننده.(ایات ۶- ۷ )
۱-بعنوان مکاتبه کننده.(آیه ۴ )
۴ زیرا کلام خداوند مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است.
در طول نوشتجات تورات و انبیاء و مزامیر ما بارها شاهد این هستیم که تاکید و پافشاری شده است که یهوه الوهیم خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، مانند بتها و خدایان دست ساخت مذاهب دنیا نیست. لال و کر نیست، به میل و ارضاء شهوت انسان فرمان نمیدهد، گنگ و نامفهوم و بی ارتباط سخن نمیگوید! خدایی که توسط انسان ساخته میشود با دست و فکر انسان نقش داده میشود و اشتیاق و میل انسان سازنده خود را فرمان میدهد. بلکه خدایی ست که توسط روح مقدس خود نقشه و اراده و شخصیت خود را مکشوف ساخته و میگوید او کیست، او چیست و او چه میخواهد. خدایی که آفرینش خود را به حال خود رها نکرد بلکه همواره در آن بود هر چند در آن نبود و با مخلوق خود به راهها و شیوه ها و طریق های متفاوت سخن گفت؛ نیت درونی، نقشه الهی، و شخصیت خود را تا به میزانی که برای ظرفیت و درک او کفایت میکرد از روی محبت و فیض عظیم خود به او مکشوف ساخت. گفت و شد، عهد خود را با او بست و به عهد خود وفادار ماند. کلام دهان او از نسلی به نسل دیگر وفادارانه گفته شد و تعلیم داده شد و اجرا شد.
داود در سرود ستایشی خود در باره کلام مکاشفه شده خداوند چنین میسراید:« کلام خداوند همچون نقره ای که هفت بار در کوره تصفیه شده باشد خالص است.» ( مزمور ۱۲: ۶ از ترجمه عصر جدید) جایی دیگر مزمورنویس از قدرت عظیم منقلب کننده کلام خداوند میسراید:« کلام خود را فرستاده ایشان را شفا بخشید؛ و ایشان را از هلاکتهای ایشان رهانید.» ( ۱۰۷ : ۲۰ ) من میتوانم به حقیقت این آیه شهادت بدهم که این کلام مقدس خداوند به زبان فارسی من بود که وقتی برای اولین بار با تشنگی در پی جستن حقیقت هستی و حقیقت زندگی آن را خواندم، آن را چه شیرین و چه پرمغز و چه عمیق و چه گسترده یافتم. گویی آرام آرام پرده تاریکی از پیش روی چشمان دلم و چشمان فکرم برداشته شده و نور پرفروغ حضور او ذره ذره توسط کلام مقدس او تمام جانم را روشن ساخت.
چنین شخصیت خداوند بعنوان خداوندی که مکاشفه کلام خود را به انسان داده باشد، در هیچ مذهب دیگری در دنبا وجود ندارد از جمله اسلام. الله در قرآن گفتگو کننده نیست، تبدیل کننده از شرارت به نیکی نیست بلکه از شرارت و انتقام به نادانی و انتقام. خدایی که فقط به زبان عربی سخن گفته و از جانب یک پیامبر عربی نمیتواند خدای امتهای دنیا باشد. این محمد پسر عبدالله است که بنا بر میل و نفس و خواست خود جملات را در دهان الله میگذارد. الله بت ساخته شده و شکل گرفته و تبدیل شده اعراب آن زمان بود که تلاش شد تا خود را همان یهوه الوهیم کتابمقدس یهودیان و مسیحیان معرفی کند اما هر چه گفت در پی نقض و به زیر سوال بردن یهوه الوهیم بود و آنچه به مدت دو هزار سال قبل از پیدایش و بسته شدن نطفه محمد نوشته شده و نگه داری شده و تعلیم داده شده بود نه در تایید آن زیرا نطفه الله در قرآن همان نطفه بتهای دست ساخت کعبه بود که روزی خود محمد به همراه عموی خود قطعا به آنها دعا کرده و آنها را میپرستید. و اگر خدای قرآن، خدای نیاکان ما بوده و خدایی ست که در عمق دل و فکر ما وجود دارد و نزد او دعا میکنیم و از او برای رنجها و دردها و ستم و خونریزی ها و ترس و ارعابی که بر ما حاکم کرده اند رهایی میطلبیم، رهایی و رستگاری هرگز نخواهد بود بلکه از اسارت به اسارت.
و این تحقیقا درست و منطقی است که اعلان کرد: ما شبیه خدایانی هستیم که آنها را میپرستیم. از اینرو و دقیقا به دلیل این بت ساخته شده دست و فکر انسان؛ پیروان آنها در نطفه و در ذات خود بت پرستانی بیش نیستند که اشتیاق و میل انسان طغیانگر و شهوتران و قدرت دوست و انتقام گیر و جنگ طلب و خون ریز و بی فیض و بی محبت و خرافه پرست و گزافه گو را دنبال میکنند، و دردناک است که گفت هرگز طعم و مزه واقعی فیض و رحمت و بخشش و صلح و محبت تغییرناپذیر خدای زنده و حقیقی را نچشیده اند. اینگونه به مدت هزاران سال است که درستی این کلام خداوند را ثابت کرده اند که در ظلمت و تاریکی هستند و در زیر قدرت شیطان که جاه طلب و قدرت طلب و دروغگو و فریبکار و متهم کننده و ویرانگر و ناعادل و خونریز بوده و هستند.
اما خدای کتابمقدس مکاشفه کلام خود را به انسان داد. یعنی آنچه او توسط مکاشفه روح القدس خود به انسانها در زمانها و اوقات متفاوت بیان کرده تماما راست و حقیقت است.(دوم پطرس ۱: ۲۰ - ۲۱ ) و آنچه بر اساس کلام مقدس خود گفت و انجام داد یعنی جمیع کارهای او، یعنی آنچه انجام داده و در حال انجام آن است نه یک چیز و نه دو چیز بلکه « جمیع کارهای او» پر از وفاداری به عهد و پیمان خود است. جمیع کارهای او در تمام خلقت او. جمیع کارهای او در تمام امتها. جمیع کارهای او در تمام قوم برگزیده. و جمیع کارهای او در تک تک انسانها. پس موسی در آخرین سرود خود برای او چنین میسراید:« « ۳ زیرا که نام یهُوَه را ندا خواهم کرد. خدای ما را به عظمت وصف نمایید. ۴ او صخره است و اعمال او کامل. زیرا همة طریقهای او انصاف است. خدای امین و از ظلم مبرا. عادل و راست است او.» ( تثنیه ۳۲ ) و اشعیاء نبی همین امانت و وفاداری را در باره مسیح موعود که از نسل داود خواهد آمد میگوید:« ۵ و کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. » ( اشعیاء ۱۱ ) و سپس در باره او چنین میسراید:« ۱ ای یهوه، تو خدای من هستی؛ پس تو را تسبیح میخوانم و نام تو را حمد میگویم، زیرا کارهای عجیب کردهای و تقدیرهای قدیم تو امانت و راستی است.»(اشعیاء ۲۵ )
۲-بعنوان هدایت کننده.(ایه ۵)
۵ عدالت و انصاف را دوست میدارد. جهان از رحمت خداوند پر است.
یهوه نه تنها سخن گفت و نه تنها انجام داد بلکه انسان را به سمت آنکس که اوست و آن چه که دوست دارد هدایت میکند. او فرموده که کیست و چه چیز را دوست دارد و از چه چیز نفرت؛ و دقیقا همین را از انسان طلب کرده است. پس پرستش و ستایش او و سراییدن سرودی تازه برای او نه تنها بخاطر کلام اوست، نه تنها کارهای اوست، بلکه برای آنکس که هست و آنچه در سرلوحه میزان خود برای همه انسانها قرار داده است. یعنی وقتی مزمورنویس میگوید او عدالت و انصاف را دوست میدارد به این دلیل نیست که یک میزان اخلاقی را تعیین کرده بلکه بخاطر اینکه او خود عادل و منصف است و این در ذات خلل ناپذیر اوست پس همین را بر روی زمین در بین انسانها میطلبد. داود میسراید:« عدالت و انصاف اساس تخت تست، رحمت و راستی پیش روی تو میخرامد.»( ۸۹: ۱۴ )داود یهوه الوهیم را به پادشاهی ترسیم کرد که نه تنها ستونهای تخت پادشاهی او بر عدالت و انصاف استوار است بلکه چون او پر از رحمت و راستی ست، او رحمت و راستی را پیش میبرد و آن را طلب میکند.
این نه تنها برای وصف این خداوند است بلکه همچنین برای این است که از انسان دقیقا همین را طالب است: یعنی از انسان بر روی زمین عدالت و انصاف را طالب است که باور داشته و آن را همواره اجرا کند و همواره رحمت و راستی را پیش روی خود گذاشته و بر هر انسانی در هر زمانی اجرا کند. و وقتی این عدالت و انصاف خداوند بر روی زمین در میان انسانها و امتها جاری نیست و این انسان هیچ رحمت و راستی ای نشان نمیدهد، بیعدالتی و بی انصافی ست. ظلم و ستم و خونریزی ست. خشم و کینه و دروغ و ریاکاری ست و این دقیقا آن زمانی ست که داوری و خشم عظیم خداوند بر این افراد و بر این اقوام و بر این ملتها ریخته میشود. چه بر قوم برگزیده خداوند، که شدیدتر خواهد بود و چه بر هر امتی از هر رنگ و نژاد و ملیتی. طوری که میکاء نبی قبل از سقوط اسراییل و یهودا این را به قوم خدا هشدار داده و به آنها گفته بود که خداوند آنها چه از آنها انتظار دارد:« ۸ ای مرد از آنچه نیکو است تو را اخبار نموده است؛ و خداوند از تو چه چیز را میطلبد غیر از اینکه انصاف را بجا آوری و رحمت را دوست بداری و در حضور خدای خویش با فروتنی سلوک نمایی؟» ( میکاء نبی ۶ ) اشعیاء نبی در مثال تاکستان خود برای قوم اسراییل به جدیت و اهمیت آنچه خداوند از قوم خود طالب است بدلیل آنچه و آنکس که او هست چنین ناله میکند:« ۷ زیرا که تاکستان یهوه صبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او میباشند. و برای انصاف انتظار کشید و اینک تعدّی و برای عدالت و اینک فریاد شد.» ( اشعیاء نبی ۵ ) سپس در ادامه پیشگویی ویرانی این تاکستان را توسط خود یهوه بیان میکند.
در همین آیه به یکی از کلیدی ترین واژه های کتابمقدس در باره خدای کتابمقدس میرسیم: « رحمت.» این اسم در عبرانی חסד، خِسِد، خوانده میشود و به یونانی ελεος ، اِلِاُس. یعنی همان عبارتی که در مزمور ۸۹: ۱۴ دیدیم که «رحمت و راستی پیش روی تو میخرامد.» این « رحمت » یعنی احساس و اشتیاقی که تمامی درون شما را آنقدر پر میکند که از شما به بیرون فوران میزند و دیگران را مورد لمس خود قرار میدهد. مزمورنویس میگوید این اشتیاق و این اوج شفقت و دلسوزی عمیق او نه فقط اسراییل را، بلکه تمام جهان را پر کرده است. این زمانی اهمیت بسزایی پیدا میکند وقتی درخواهیم یافت این دقیقا شخصیت و کیفیتی بود که خود یهوه خدا برای اولین بار از دهان خود توسط مکاشفه الهی خود با بنده و خادم خود موسی سخن گفت. این یهوه است که خود را چنین معرفی میکند و در باره خود سخن میگوید:« و خداوند در ابر نازل شده، در آنجا با وی بایستاد، و به نام خداوند ندا در داد. ۶ و خداوند پیش روی وی عبور کرده، ندا در داد که «یهوه، یهوه، خدای رحیم و رئوف و دیر خشم و کثیر احسان و وفا.» ( خروج ۳۴ ) این « خدای رحیم» یا « خدای خِسِد؛» وصف شخصیت و ذات خداوند یکی از اساسی ترین و نزدیک ترین و ملموس ترین تعریفی ست که خود خداوند از خود توسط هدایت روح القدس برای انسان مکشوف ساخته است. و دقیقا این خروح ۳۴: ۶ و این معرفی خداوند از خود و در باره خود و شخصیت خود بارها و بارها توسط نویسنده گان تورات و مزامیر و انبیاء برای قوم اسراییل تکرار و یادآوری شده که یهوه کیست و چیست و چه میخواهد و طالب چیست. ما در الهیات کتابمقدس به آن شخصیت شریک شده خدای نادیده با انسان مینمامیم. اموری از خداوند هستند مانند قدوسیت مطلق، قادر مطلق، دانای مطلق، توانای مطلق، رستگار کننده مطلق، هرگز قابل شریک شدن با هیچکس نیست اما این شخصیت و ذات خداوند بعنوان رحیم و ریوف و دیرخشم و کثیر احسان و وفادار، معلوم و آشکار شده تا ما مانند آن باشیم طوری که خود خداوند در رفتار ما با دیگران و با دنیای اطراف خود عمل میکند.
و این عبارت خِسِد همان عبارتی ست که عیسای خداوند دو بار با نقل قول از هوشع نبی رو به رهبران دینی یهود میفرماید که یهوه الوهیم چه چیز را نه فقط دیروز میپسندیده بلکه امروز و هر روز:« ۶ زیرا که رحمت را پسند کردم و نه قربانی را، و معرفت خدا را بیشتر از قربانیهای سوختنی.» ( هوشع نبی ۶ ، متی ۹: ۱۳، ۱۲: ۷ و ۲۳: ۲۳ ) و پولس رسول بعنوان یک یهودی زاده که به وفور از الهیات و دانش یهوه بر اساس کتابمقدس آگاهی داشت، اهمیت و ارزش الهی این عبارت، خِسِد عبرانی و اِلِاُس یونانی را در شخصیت خداوند و آنچه او برای گناهکاران بدلیل آن انجام داده بود بخوبی میدانست:« ۴ لیکن چون مهربانی و لطف نجات دهنده ما خدا ظاهر شد، ۵ نه به سبب اعمالی که ما به عدالت کرده بودیم، بلکه محض رحمت خود ما را نجات داد به غسل تولد تازه و تازگیای که از روحالقدس است.»( تیطس ۳ )
اهمیت بکاربری این عبارت در وصف یهوه الوهیم نه تنها در کل کتابمقدس بلکه در این ۲۲ آیه بخوبی دیده میشود. این واژه سه بار در این مزمور قید شده است. در این آیه مذکور، مزمورنویس اعلان میکند که این خِسِد یا رحمت یهوه تمام جهان را پر کرده است. نه اینکه خداوند به خلقت خود و هستی خود بدهکار باشد و باید این را انجام دهد، بلکه منظور این است، چون او ذاتا صاحب خِسِد یا رحمت است و این در بافت شخصیت اوست؛ چون او تمام هستی را خلق کرده پس این رحمت او در تمام هستی پر شده است؛ در همه چیز و هر چیز. در انسان، در حیوان، در دریا و زمین و جنگل و کهکشانها و کرات و سیاره های نزدیک و دور.
سپس مزمورنویس بار دیگر از این عبارت در آیه ۱۸ استفاده میکند اینبار به عنوان یک جمله خبری، تا نشان دهد که اگر جهان از رحمت خداوند پر است، از اینرو خداوند دوست دارد و برای انسان شایسته است که در طلب و درخواست و یا منتظر این رحمت خداوند بماند، سپس خواهد گفت چرا انتظار رحمت خداوند را کشیدن نه انتظار یاری از انسان و از قدرت انسان در مصیبتها و جنگها و رنجهای زندگی و دنیا، به رستگاری و نجات حقیقی میکشد نه اسارت و خفت از جانب انسان؛ و در پایان بار دیگر در پایان سرود خود در ایه ۲۲ از این واژه استفاده میکند تا درخواست رحمت خداوند را کرده و به دریافت آن امیدوار میماند.
ادامه دارد...