X

تفسیر و بررسی مزمور ۳۳ امیدوار در خداوند ( بخش پنجم)

در این بخش دلیل سوم پرستش و ستایش یهوه توسط مزمورنویس را بررسی میکنیم.  تاکنون دیدیم که یهوه الوهیم شایسته و سزاوار پرستش ماست زیرا او:

۱- خدایست که با ما توسط کلام خود گفتگو کرده است.

۲-خدایست که ما را بواسطه کلام خود هدایت کرده است. 

اکنون دلیل سوم را برای پرستش و ستایش او بررسی میکنیم.

سپس خواهیم دید، بر اساس مزمور پیش رو و بر اساس کل کتابمقدس، چرا مزمورنویس میگوید: تمامی اهل زمین از یهوه بترسند؛ جمیع سکنه ربُع مسکون از او بترسند؟ و با هم دلایل این ترس از یهوه را در این بخش و بخش بعدی مشاهده خواهیم کرد: 

 

۳-و بعنوان خلق کننده.(ایات ۶- ۷ )  

۶ به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها به نَفْخِة دهان او.  ۷ آبهای دریا را مثل توده جمع می‌کند و لجّه‌ها را در خزانه‌ها ذخیره می‌نماید.

در این ایه بیاد نوشته موسی میافتیم که در باره آفرینش هستی نوشت. پیدایش ۱: ۱- ۲ و ۶ - ۷ و کتابمقدس بارها به الوهیم، اسم جمع برای خدا، بعنوان خالق و آفریننده اشاره و تاکید کرده است. اما اینجا مزمورنویس میگوید به کلام «یهوه» آسمانها ساخته شد. آن الوهیم پیدایش ۱: ۱ این یهوه آیه ۶ است و بر عکس. و آن الوهیم پیدایش ۱:۱ و این یهوه مزمور ۳۳: ۶ آن پسر نازنین خود خداوند است که پولس رسول در کولسیان میگوید همه چیز در او خلق شد:« ۱۶ زیرا که در او همه چیز آفریده شد، آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است از چیزهای دیدنی و نادیدنی و تختها و سلطنتها و ریاسات و قوات؛ همه بوسیله او و برای او آفریده شد.» ( کولسیان ۱ ) و نویسنده رساله عبرانیان میگوید:« و بوسیله او عالمها را آفرید.»( عبرانیان ۱: ۲ )  نه اینکه تفاوتی ذاتی و شخصیتی مابین اسامی الوهیم یا ادونای یا یهوه یا عیسای مسیح باشد؛ ما پرستنده سه خدا نیستیم، بر خلاف برداشت غلط و نادرست قرآن و ادیان دیگر، ما یک خدای واحد را میپرستیم، یک خدا با یک ذات واحد اما سه شخص مجزا. این آن راز الهی ست که انسان و فکر انسانی قادر به درک آن نیست که خدای واحد ما خدای تثلیث است. به همین دلیل در ادامه این آیه ما « نفخه دهان او» یعنی روح مقدس خدا را نیز بعنوان خلق کننده داریم. و آفرینش تمامی آسمانها و جنود آنها توسط این خدای تثلیث از هیچ بود. او از هیچ همه چیز را خلق کرد. و او گفت و شد. نویسنده عبرانیان این را اساس و شیرازه مفهوم ایمان قرار میدهد:« ۳ به ایمان فهمیده‌ایم که عالم‌‌‌ها به کلمه خدا مرتب گردید، حتی آنکه چیزهای دیدنی از چیزهای نادیدنی ساخته شد.»( عبرانیان ۱۱ )  

برای انسان چه در همان ابتدا و چه در طول تاریخ هستی و چه امروز و قطعا هر چه صنعت و علم پیشرفت کند، یادآوری و تاکید و دانستن این حقیقت آفرینش و چگونگی آن بینهایت حایز اهمیت است که نه خدایان و بتهای دست ساخت انسان و نه یک روند تکاملی همه چیز را خلق کرده و نظم داده بلکه همه چیز و از جمله خود ما خلق شده ایم و تمامی هر آنچه شاهد آن هستیم و هر آنچه در آسمانها میباشد یعنی کل جنود آنها، هر آنچه در دریاها و زیر آبها میباشد، تمامی آنها توسط خدای تثلیث و به سخن کلام او خلق شده است. «۲۶ چشمان خود را به علیین برافراشته ببینید. کیست که اینها را آفرید و کیست که لشکر اینها را بشماره بیرون آورده، جمیع آنها را بنام می‌خواند؟» ( اشعیاء نبی ۴۰: ۲۶ )

پس از اینکه مزمور به زیبایی در چند آیه دلیل پرستش و ستایش یهوه را عنوان کرد سپس این دلایل را به یک نتیجه گیری هدایت میکند: اگر این یهوه است و اوست مکاتبه کننده، هدایت کننده و خلق کننده یک چیز و تنها یک چیز این خداوند از انسان، از مخلوق خود خواسته است: ترس مقدس از او. یعنی یک احترام و یک تکریم عظیم دایمی.

۳- ۸ : ترس یهوه. 

۸ تمامی اهل زمین از خداوند بترسند؛ جمیع سکنة ربع مسکون از او بترسند.  

اهمیت ترس از یهوه در این آیه در نسخه عبرانی که مانند یک فراخوانی ست اینگونه قید شده که:

« بترسید از یهوه ای همه زمین،

بترسید از او ای همه ساکنین.»

زیبایی این مزمور و این حقیقت بیان شده در نحوه بکار بردن و فراخوانی در خصوص ترس از خداوند است. اگر به آیه ۱۸ دقت کنید این عبارت ترس از خداوند یکبار دیگر تکرار شده است، « اینک چشم خداوند بر آنانیست که از او میترسند.» به نظر میرسد که نویسنده در یک سبک زیبای نوشتار آیه ۸ را به آیه ۱۸ وصل کرده است و آنچه مابین این دو آیات یعنی ایات ۹ تا ۱۷ به خواننده خود تمامی دلایل و براهین این ترس از خداوند را خواهد داد.

فعل ترسیدن در این ایه یک فعل موقتی نیست بلکه یک فعل دایمی و متداوم است. این ترس اسیر کننده، ذلیل کننده و خفت آور نیست. مانند خدایان امتهای آن زمان و بعدا در باره خدای قرآن، الله. این ترس یک ترس مقدس است. ترسی پر از اکرام و تجلیل و احترام و سرسپردگی. ترس به معنای حضور عظیم و خارق العاده خدایی که در بالا در باره او خواندیم که تمامی اعمال او پر از وفاداری و امانت و راستی ست. و او عدالت و انصاف را دوست دارد. تمامی هستی از محبت عظیم و بی تزلزل او پر است. مزمورنویس تمامی اهل زمین و هر موجودی که در این هستی نفس میکشد(زیرا نفس آنها را خالق آنها به آنها داده است)به ترسیدن از این خداوند فرامیخواند. 

نگاه کنید به جهانشمول بودن این ترس از خداوند! « تمامی اهل زمین» « جمیع سکنه». نه یک گروه خاص. نه یک امت خاص. همه اهل زمین. زیرا در آیه ۶ خواندیم که « به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها به نفخه دهان او.» اگر او همه هستی را خلق کرده او از همه هستی، همه اهل زمین میخواهد که ترس او را در خود داشته باشند. این اهمیت بسزایی پیدا میکند وقتی به ایه ۱۲ میرسیم این تمامی اهل زمین حتی شامل امت برگزیده خدا که میراث او نیز میباشد هست و آنها نیز از آن مستثنی نبوده و نیستند. این حرف مزمورنویس نیست. این پیشنهاد مزمورنویس نیست. این مستقیما خواست خود خداوند است. این فرمان در تمام کتابمقدس در جای جای آن نهفته و به تمامی برگزیده گان فرمان داده شده و برکت ترسیدن و لعنت نترسیدن را هشدار داده است.

ایوب بعنوان قدیمی ترین کتاب موجود در نوشتجات عهد عتیق ترس از خداوند را عین حکمت و دانش میداند.(۲۸ : ۲۸ ) و موسی در آخرین صفحات نوشته خود هشدار نترسیدن از یهوه را میدهد:« ۵۸ اگر به عمل نمودن تمامی کلمات این شریعت که در این کتاب مکتوب است، هوشیار نشوی و از این نام مجید و مهیب، یعنی یهُوَه، خدایت، نترسی،  ۵۹ آنگاه خداوند بلایای تو و بلایای اولاد تو را عجیب خواهد ساخت، یعنی بلایای عظیم و مزمن و مرضهای سخت و مزمن.  ۶۰ و تمامی بیماریهای مصر را که از آنها می‌ترسیدی بر تو باز خواهد آورد و به تو خواهد چسبید.» ( تثنیه ۲۸ ) و یوشع نبی پس از موسی زمانی که قوم در سرزمین موعود است بار دیگر آن را هشدار میدهد:« ۱۴ پس الآن از یهُوَه بترسید، و او را به خلوص و راستی عبادت نمایید، و خدایانی را که پدران شما به آن طرف نهر و در مصر عبادت نمودند از خود دور کرده، یهُوَه را عبادت نمایید.» ( یوشع نبی ۲۴)  ( و نگاه کنید به همین کتاب تثینه ۴: ۱۰ ، ۵: ۲۹ ، ۶ : ۲ ، و مزمور ۲۲: ۲۳ ، ۱۳۵: ۲۰ )

این فرمان به طور واضح و مستقیم به اشعیاء نبی و همه آنانی که در زمان پادشاهی آحاز در اورشلیم خدمت میکردند و پیام توبه از گناهان و اعتماد به یهوه را به قوم میدادند داده شده و به آنها گفته شده بود که از دشمنان خود ترس نداشته باشند بلکه از یهوه:« هر آنچه را که این قوم فتنه مینماید شما آن را فتنه ننمایید و از ترس ایشان ترسان و خایف مباشید. یهوه صبایوت را تقدیس نمایید و او ترس و خوف شما باشد.» ( اشعیاء نبی ۸ : ۱۲- ۱۳ ) و وقتی عیسای خداوند عزم آمدن بر روی زمین را گرفت تا فرمان پدر خود را مطیع شده و آن را اجرا کند. همین اشعیاء نبی در باره او پیشگویی میکند:« ۳ و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد کرد و بر وفق سمع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود.» ( اشعیاء ۱۱ ) و این عیسای خداوند است که این ترس مقدس از خداوند را به مردم و شاگردان خود یادآوری میکند. :« ۲۸ و از قاتلان جسم که قادر بر کشتن روح نی‌اند، بیم مکنید بلکه از او بترسید که قادر است بر هلاک کردن روح و جسم را نیز در جهنم.» ( متی ۱۰ ) و نویسنده عبرانیان به برگزیده گان خداوند یاداوری میکند از آنجایی که پادشاهی و جلال خداوند را در آن آسمان و زمین تازه دریافت خواهند کرد پس امروز، اینجا بر روی زمین باید این ترس مقدس در آه و شگفتی نشان داده و در آن زندگی کنند:« ۲۸ پس چون ملکوتی را که نمی‌توان جنبانید می‌یابیم، شکر بجا بیاوریم تا به خشوع و تقوا خدا را عبادت پسندیده نماییم.  ۲۹ زیرا خدای ما آتش فرو برنده است.» ( عبرانیان ۱۲ )

اکنون که اهمیت و تاکید کلام خداوند را در باره ترس مقدس از یهوه دانستیم، خواهیم دید که چگونه مزمورنویس به خواننده خود دلایل این ترس مقدس از یهوه را اعلان میکند. 

۴- ۹- ۱۷ : دلایل ترس یهوه. 

۹ زیرا که او گفت و شد؛ او امر فرمود و قایم گردید.  ۱۰ خداوند مشورت امّت‌ها را باطل می‌کند؛ تدبیرهای قبائل را نیست می‌گرداند.  ۱۱ مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد؛ تدابیر قلب او تا دهرالدّهور.  ۱۲ خوشا بحال امّتی که یهوه خدای ایشان است و قومی که ایشان را برای میراث خود برگزیده است.  ۱۳ از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنی آدم را نگریست.  ۱۴ از مکان سکونت خویش نظر می‌افکند، برجمیع ساکنان جهان.  ۱۵ او که دلهای ایشان را جمیعاً سرشته است و اعمال ایشان را درک نموده است.  ۱۶ پادشاه به زیادتی لشکر خلاص نخواهد شد و جبار به بسیاری قوّت رهایی نخواهد یافت.  ۱۷ اسب به جهت استخلاص باطل است و به شدت قوّت خود کسی را رهایی نخواهد داد.  

۴- ۱- قادر مطلق ( ایه ۹ ) 

۴- ۲-  دانای مطلق (ایات ۱۰ - ۱۱ )

۴- ۳-  مالک مطلق (ایات ۱۲- ۱۴ )

۴- ۴- نجات دهنده مطلق(ایات ۱۶ - ۱۷ )

   دلیل اینکه من آیات ۹ تا ۱۷ را پاسخی به انگیزه ترس از خداوند میدانم بدلیل آنچه در لابلای این ایات نهفته شده است میباشد که تماما به عمق و هزارتوی فکر و اندیشه و باور انسان رفته و به ما میگوید هیچ چیز و هیچ فکر و هیچ تلاش و هیچ انگیزه انسانی از یهوه پوشیده نیست. او همه چیز را از قبل دیده، به آن فرمان داده و آن را پیش برده و به نتیجه خواهد رسانید. اگر کمی به عمق این حقایق برویم، باید یک احترام و تکریم عظیم از این خداوند من و شما را فرابگیرد. 

-قادر مطلق.

۹ زیرا که او گفت و شد؛ او امر فرمود و قایم گردید.

   برمیگردیم به شیوه آفرینش هستی که در آیه ۶ آن را مشاهده کردیم. آیه ۹ یکبار دیگر بر آن تاکید میکند تا اینگونه از اقتدار مطلق یهوه سخن بگوید. جای دیگر مزمورنویس همین را تایید میکند:« ۵ نام خداوند را تسبیح بخوانند زیرا که او امر فرمود پس آفریده شدند.  ۶ و آنها را پایدار نمود تا ابدالآباد و قانونی قرار داد که از آن در نگذرند.» ( مزمور ۱۴۸ ) او نه تنها از هیچ همه چیز را خلق کرد و شکل داد؛ بلکه فرمان داد و آن استوار گردید. او به واقعه ایی قبل از وقوع آن، در حال وقوع آن، پس از وقوع آن فرمان داده است و در تمامی مراحل آن حضور خود را روشن و اشکار کرده است. یهوه از قول اشعیاء نبی به زیبایی این را اینگونه بیان میکند:« ۷ و مثل من کیست که آن را اعلان کند و بیان نماید و آن را ترتیب دهد، از زمانی که قوم قدیم را برقرار نمودم. پس چیزهای آینده و آنچه را که واقع خواهد شد اعلان بنمایند.» ( اشعیاء نبی ۴۴ )

-دانای مطلق. 

۱۰ خداوند مشورت امّت‌ها را باطل می‌کند؛ تدبیرهای قبائل را نیست می‌گرداند.  ۱۱ مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد؛ تدابیر قلب او تا دهرالدّهور.  

   یهوه دانای مطلق است و او این دانایی خود را بصورت هدایت روح مقدس خود به انسان بعنوان « مشورت» داده تا اینگونه راهی را که پسندیده اوست و در آن شادی و برکت و قدوسیت و ترس از خداوند میباشد برگزیند نه راهی که در آن شرارت و پلیدی و خونریزی و ناپاکی ست. این انتخاب مشورت نیک و مشورت بد در طول کتابمقدس پیش روی انسانها قرار داده شده و بارها به آن اشاره شده است. ما به زیبایی و در یک توازن در این دو آیه بالا شاهد هستیم. آیه ۱۰ از مشورت امتها و تدابیر آنها که باطل خواهد گشت سخن میگوید بلافاصله در دنباله آن، آیه ۱۱ از مشورت یهوه و تدابیر قلب او که پایدار خواهد ماند.

   در آیه ۱۰ دو نوع مشورت توسط دو گروه در نظر است. مشورت امتها و تدبیرهای قبایل. اسم جمع امتها در بخش اول آیه ۱۰ در عبرانی غالبا به امتهای بیگانه و بت پرست اشاره دارد؛ اما اسم جمع قبایل یا ملت در بخش دوم آیه میتواند به قوم برگزیده خدا نیز اشاره داشته باشد. زیرا کتابمقدس از این مشورت و رایزنی دو گروه که بر ضد قدوسیت خداوند و بر ضد عدالت و انصاف اوست که بر ضد آنانی که هیچ قدرتی برای دفاع از ظلم و ستم و استبداد ندارند سخن گفته است. بعنوان مثال اشعیاء نبی از هر دو گروه و از هر دو مشورت هشدار داده است. مشورت موآب بر ضد اسراییل( ۱۶ : ۳ ) مشورت مصر بر ضد اسراییل ( ۱۹ : ۳ و ۱۱ ) و همچنین مشورت رهبران و سردمداران قوم خدا بر ضد مردم خود ( تثنیه ۳۲: ۲۸ ، اشعیاء ۲۹: ۱۵ ، ارمیاء نبی ۱۸: ۱۸ ) مزمورنویس در آیه ۱۰ اعلان میکند که یهوه از مشورت پلید و شریرانه هر دو گروه حتی قبل از اینکه به مشورتی بنشینند با خبر است. و با قدرت مطلق خود و توانایی خود تمامی مشورتهای آنها را باطل و پوچ و نیست میگرداند.

 هر آنچه پشت درهای بسته سردمداران هر رژیم مستبد و ظالمی در دنیا از ایران گرفته تا چین  و عربستان و اسراییل و اروپا و آمریکا و در پی جنگ و خونریزی و قتل و عام مردم خود و مردم دنیا هستند میگذرد به نظر میرسد که مشورت های آنها پیروز شده است. اما کلام خداوند این را پیروزی سطحی و موقتی و برای ارضاء نفس خود میداند و پیروزی حقیقی را به خود خداوند میدهد. در حقیقت در هر قدم پیروزی آنها قدمی به سوی سقوط و ویرانی که وارد شدن داوری خود خداوند بر آنهاست پیش میروند. زیرا این اوست که در مشورت شریران این دنیا، تمامی جنایات و نقشه های پلید آنها را بر سر خود آنها و بر سر سرانجام آنها خواهد آورد. اگر این را ما در زمان اقتدار فراعنه مصر یا پادشاهان خونخوار آشور یا ارتش ویران کننده بابل یا ارتش منظم پارس یا فلسفه و تدابیر جنگی فرماندهان یونانی یا بیرحمی و نظم آهنین ارتش روم یا شمشیر و اسب ارتش محمدین میگفتیم کسی آن را باور نمیکرد. اما درست در اوج این قدرتمندی تمامی این قدرتهای زمینی، به رغم تمامی قدرتمندی آنهاست که شکست و نابودی و رکود و تحجر و خرافه پرستی و تاریکی در تمامی آنها ذره ذره راه یافت. کمااینکه گفته اند: « روم در یک شب سقوط نکرد!» ورای قدرتهای اتمی چین و آمریکا و روسیه و تمامی تکنولوژی حاصل شده برای ساختن موشکهای زمینی و تمامی سلاحات جنگی تمامی امتهای امروز دنیا از جمله اسراییل و ایران، این خود خداوند یهوه است که صعود و سقوط سرزمینها را رقم میزند. 

۱۱ مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد؛ تدابیر قلب او تا دهرالدّهور.  

   وقتی کلام خداوند در قیاس با مشورت امتها که یهوه آنها را باطل کرده و تدابیر قبایل را پست گردانیده، مشورت و تدبیر خود یهوه را قرار میدهد که نه فقط برای یک روز و یک سال و چند قرن بلکه برای ابد استوار میماند و آنچه از ذات الهی او نشاط گرفته و توسط قدرت الهی او بر ملتها در مشیت الهی خود اجرا میشود نسل پس از نسل دیگر: این نه از دید و معیار انسانی و اندازه گیری چگونگی آن سخن میگوید بلکه از سرانجامی که نهایتا تاریخ از آن سخن گفته است. سقوط مصر. نابودی آشور. از بین رفتن بابل. پایان پادشاهی پارس. سقوط لشکرکشی ارتش اعراب به اروپا و واپسگرایی آنها تا به زمینهای خود در شرق و نهایتا اوج رکود و واپسگرایی در شکوفایی و نوین سازی باور و اندیشه مردم خود و دنیا و باور کردن به تعصبات و باورهای کهنه و خرافه پرستی های مذهبی؛ اینها داوری و خشم خود خداوند بوده است که بر آنها ریخته شده و هنوز هم ریخته میشود. این دیدگاهها برای من و شما امروز ساده بنظر میرسد اما این در عمق خود کار عظیم خداوند را نشان میدهد در باطل ساختن و پست گردانیدن تمامی مشورتهای کاذب این امتها و این سردمداران و رهبران شریر مردم. 

نکته مهم در بخش دوم این ایه ترجمه فارسی « قلب» که میبایست « دل » ترجمه میشد و به عبرانی «لِو» که به یونانی «کاردیا» ترجمه شده میباشد. هم در عبرانی و هم در یونانی بکاربردن این اسم به انگیزه اشاره کردن به تمامی قوت و انگیزه و نیت و اراده درونی ست نه فقط قلب گوشتی. این «دل» سه بار خود را در این مزمور نشان داده است. ابتدا میخوانیم که اندیشه ها و تفکرات دل خداوند ازلی ست نه موقتی و زودگذر. در آیه ۱۵ میخوانیم این خود خداوند است که این قوت و انگیزه و نیت و اراده درونی انسانها را از قبل سرشته و بر آنها آگاه است. و در پایان در ایه ۲۱ گویی مزمورنویس خود و قوم خود را به شادی در خداوند را با تمام دل فرامیخواند: زیرا خداوندی که تدابیر دل او ازلی ست و تدابیر دل انسانها را آفریده شایسته این است و منتظر این است که انسان با تمام دل خود در او شاد باشد.  

ادامه دارد..