بارهای من و بارهای تو
بررسی نامۀ غلاطیان باب ۶: ۱- ۹
نوشتۀ : ح گ
یادم می آید وقتی بچه بودم در محله ای که زندگی میکردیم بین بچه های دیگر محل قراری داشتیم که همیشه آن را انجام می دادیم.ما به همدیگر قول داده بودیم اگر ببینیم در کوچۀ ما کسی در حال بردن باری هست که با خودش می برد،برویم ،آن بار را از او بگیریم و برای او آن را تا منزلش ببریم.خصوصا آنهایی که پیر بودند،آنها در ارجحیت بودند!این کار را انجام می دادیم بدون اینکه کسی به ما گفته یا ما را به آن نصیحت کرده باشد.امروز بعد از سی سال هنوز نمی دانم چرا ما این قرار را گذاشته بودیم!!اما بیاد می آورم که تاثیر بسیار خوبی در بین همسایه ها گذاشته بودیم.برای همین وقتی ما وقت و بی وقت در کوچه ،فوتبال بازی می کردیم و توپ مان در خانۀ کسی می افتاد و شلوغ میکردیم،همه با ما مهربان بودند!و ما را نفرین نمی کردند!ما از بردن بستۀ همسایه های خودمان لذت می بردیم و به گمان خودمان کار بسیار بزرگی انجام می دادیم.امروز هرگز نمی توانم تصور کنم اگر آن روزها بردن بار مردمی که از بازار با خریدهایشان بر می گشتند اگر به میل خودمان نبود و ما را مجبور می کردند و یا ما مجبور بودیم آن را برای آنها ببریم آیا باز هم از بردن آن لذت می بردیم؟جواب مثبت را نمی توانم در ذهن خودم ببینم!مطمئنا برای من و دیگر بچه های محل اصلا جالب نمی بود بخصوص برای ابوالفضل که همینطوری هم زیر قرار خودش می زد و یک روز شنیدیم ،پیرزنی را که دو تا هندوانه را به زور با خودش می کشید کمک نکرده،و در آخر یکی از آن هندوانه ها از دست پیرزن افتاده و شکسته بود.
بار و بردن آن در کتابمقدس
بردن بار و تحمل آن از جمله عباراتی است که شما به کَرّات در کتابمقدس می بینید و با آن روبرو می شوید.پدر زن موسی :یترون،وقتی دید موسی خودش به تنهایی برای داوری و قضاوت بر تمامی قوم اسرائیل(تقریبا دو میلیون نفر) نشسته،به او گفت که:از میان تمامی قوم مردان قابل را که خدا ترس و مردان امین که از رشوت نفرت کنند جستجو کرده...تا بر قوم پیوسته داوری نمایند...بدین طور بار خود را سبک خواهی کرد و ایشان با تو متحمل آن خواهند شد( خروج باب 18 آیۀ 22).خود موسی در قوانینی که به ملت تازه متولد شدۀ اسرائیل می داد در نوشتۀ خود گفت:اگر دیدید که الاغ دشمن تان زیر بار خوابیده است،هر چند که از آن شخص روگردان هستید،ولی کمک کنید تا الاغ بلند شود( خروج باب 23 آیۀ 5).زمانی که عیسای خداوند هنوز بر روی زمین بود اسرائیل تحت ستم حکومت روم بود.اسرائیلی ها از این دشمنان ناپاک و خداناشناس متنفر بودند.بین دولت روم و مردم بیگانۀ تابعۀ آنها قراری بود.اگر یک رومی در حال بردن باری بود،اگر اسرائیلی از روبرو می آمد و یا آنجا بود،موظف بود تا آن بار را به اندازۀ یک مایل ببرد.عیسای مسیح در فرمایش خود به نقل از متی در باب 5 آیۀ 41 به همین مورد اشاره دارد.
همچنین عبارت بار،سنگینی آن،بردن آن، نه به عنوان بار فیزیکی و جسمانی بلکه بعنوان باری روحانی نیز در کتابمقدس آمده و گاهاً ایمانداران از آن برای ابراز و بیان احساسات و شرایط درون خود استفاده کرده اند. ایوب بعد از تمامی آن بلایا و مصیبتهایی که بر سرش آمده می گوید:مردم از فشار بار زیاد ظلم و ستم ها ناله می زنند(ایوب باب 35 آیۀ 9).عیسای خداوند رو به فریسیان و مذهبیون یهود کرده و آنان را توبیخ میکند:بلی،ای معلمان شریعت،وای به حال شما نیز،چون بارهای بسیار سنگین بر دوش مردم می گذرانید و خودتان یک انگشت هم به آن بار نمی زنید(لوقا باب 11 آیۀ 46).مقصود عیسای مسیح از این بارها،قوانین خشک مذهبی ای بود که مردم را مقید به انجام مو به موی آن می کرد،اما آرامش و صلح را به مردم نمی داد.عیسای مسیح آنها را بار دانست.پطرس شاگرد عیسای مسیح که این را از استاد خود آموخته و آن را در زندگی خود تجربه نموده بود، همین را رو به شاگردان دیگر می گوید:پس حالا چرا می خواهید خدا را بیازمائید و باری بر دوش این شاگردان بگذارید،باری که نه نیاکان ما قدرت تحمل آن را داشتند و نه ما؟( اعمال رسولان باب 15 آیۀ 10).
وقتی عیسای مسیح در آن فرمایش الهی خود رو به قوم اسرائیل فرمود:بیایید نزد من ای تمامی زحمتکشان و گرانباران و من به شما آرامی خواهم داد.یوغ مرا به گردن گیرید و از من تعلیم یابید،زیرا من بردبار و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت،زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است( متی باب 11 آیۀ 28 تا 30).او مستقیما به انسانهایی سخن می گفت که در زیر این بارهای سنگین مقررات و قوانین مذهبی پوسیده،تمامی مقدس زیستن و پاک زیستن را برای خدا فراموش کرده و به اجرای مو به موی قوانین چسبیده بودند!به قول فرمایش خود مسیح:درون کاسه کثیف و آلوده بود،اما آنها سعی می کردند بیرون آن را تمیز نگه دارند!آنچه را که ما به مدت سی و چند سال به صورت عینه در سردمداران حکومت اسلامی دیده،و آنچه که معظمین والا مقام دینی به خورد مردم در سراسر دنیای اسلام داده و می دهند.آنها مانند رهبران دینی یهود یا اگر که مسیحیت در بعضی از فرقه های مسیحی به دین و آیین مبدل شده،که از زمانهایی دور بارهای سنگین را بر دوش ملت خود گذارد و می گذراند،بارهای سنگین مذهب اسلام را بر دوش امت اسلام قرار داده،غافل از اینکه عیسای مسیح 517 سال قبل از تولد رهبر آنها تمامی قوانین خشک مذهبی را در خون خود کامل کرده،بار سنگین آن را از جهان برداشته،و صلح و تقدس الهی را به مردم از راه فیض خود هدیه داده است.
عمق تحمل و بردن بار دیگران در مسیحیت
اما تعالیم کتابمقدس این نیست که چون عیسای مسیح بار سنگین ما را از ما برداشته،ما دیگر آزاد هستیم و می توانیم به شیوه ای که خود ترجیح می دهیم ،زندگی کنیم.تعالیم کتابمقدس به ما می گوید،ما قبلا اسیر و زندانی گناه و شرارت نفس بودیم،امروز در خون مسیح و از راه فیض او آزاد شده ،اما دیگر غلامان و اسیران نیکی مطلق،عیسای مسیح،هستیم.قبلا آنچه می کاشتیم،شرارت و نفس بود،محصول آن تباهی و تاریکی.امروز آنچه می کاریم،عدالت و قدوسیت است،محصول آن صلح و پاکدامنی . زیستن در زیر قوانین شریعت نمی توانست به ما صلح و پاکدامنی را بدهد،شریعت آنها را نشان می داد.این ما بودیم که باید بسمت آن حرکت می کردیم؛این به باری سنگین مبدل شده بود و ما آن را می کشیدیم، کمااینکه نیاکان ما آن را با خود به مدت هزاران سال کشیده بودند،همانی که پطرس به شاگردان در انجمن اورشلیم می گفت.زمانی که عیسای مسیح بر بالای صلیب جلجتا خون خود را ریخت و فدیۀ گناهان ما شد.او در حقیقت فدیۀ بارهای سنگین ما نیز شد.آنچه که از این کار و طرح الهی خدا از صلیب مسیح عاید دنیا شد این بود:بار سنگین تلاشهای خود را برای مقدس و پاک شدن به من بدهید زیرا قادر نیستید آن را با خود حمل کنید،بار سبک تنها فرزند یگانۀ من عیسای مسیح را با خود بردارید،بار مطیع بودن از ارادۀ الهی،بار فروتنی،بار گذشت،بار خویشتن داری،بار محبت ،بار سخاوت ؛ اکنون این بار را هر مسیحی باید با خود ببرد.اگر تو یک مسیحی هستی و هیچکدام از این بارهای مسیح را بر دوش خود نمی بینی،باید از خودت سوال کنی که کجای ایمانت به مسیح ایستاده ای؟
بارهای همدیگر را حمل کنیم
اما چرا من از این خصلت نیکوی روح القدس که مانند رایحه ای خوشبو به هر ایماندار مسیح داده شده و خواسته شده تا آن را بر خود داشته باشند بعنوان بار سخن می گویم؟اجازه بدهیم برای پاسخ به این سوال به نامۀ پولس رسول به کلیسای غلاطیه رجوع کنیم:
ای دوستان من،اگر کسی در هنگام ارتکاب خطا دیده شود،شما که روحانی هستید،او را با روح فروتنی به راه راست آورید.اما مواظب خود باشید مبادا شما نیز دستخوش وسوسه شوید.بارهای یکدیگر را حمل کنید و به این طریق قانون مسیح را بجا خواهید آورد.اگر کسی خود را شخص بزرگی بداند در حالی که چیزی نیست،خود را فریب می دهد.هر کس باید رفتار خود را بیازماید و اگر رفتارش پسندیده بود،میتواند به خود ببالد و لزومی ندارد که خود را با دیگران مقایسه کند،زیرا هر کس باید متحمل بار خود باشد....فریب نخورید،هیچکس نمی تواند خدا را فریب دهد،زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد....از انجام نیکوکاری خسته نشویم زیرا اگر دست از کار نکشیم در وقت مناسب محصول خود را درو خواهیم کرد( غلاطیان باب 6 ایات 1 تا 9).
روی سخن پولس به کلیسای غلاطیه است.کلیسایی که در چند سطر قبلی در همین نامه قبل از اینکه پولس گفتۀ خود را به اینجا برساند،او آنها را توبیخ می کند که: ای غلاطیان نادان ،مرگ عیسای مسیح با چنان روشنی بیان شد که گویی او در برابر چشمان شما مصلوب شده است.پس چه کسی شما را افسون کرده است؟(غلاطیان باب 3 آیۀ 1).او قصد دارد به کلیسا بگوید ،شما که به مسیح مصلوب شده،ایمان آورده اید وظیفۀ شما نسبت به همدیگر و دیگران چیست.پولس در مرحلۀ اول به ایمانداران می گوید که خطاها و اشتباهات همدیگر را با روح فروتنی و الهام روح به همدیگر در فروتنی و روحِ گذشت گوشزد کرده و آن ایماندار خطاکار یا هر شخص خطاکار دیگر را به راه مسیح هدایت کنیم.و نیز هوشیار آلوده نشدن ،هم رنگ او نشدن،تایید نکردن خطای او، نیز باشیم.
ابتدا خوب دقت کنید به گفتۀ پولس در همین آیۀ اول تا به عمق کار خود در مقابل شخص خطاکار آشنا شویم.او می گوید:اگر کسی را در هنگام ارتکاب خطا دیده شود.یعنی چه؟یادتان می آید وقتی آن زن زناکار را نزد عیسای مسیح آوردند یوحنا چه نوشت.او که شاهد آن ماجرا بوده است می نویسد:در این وقت ملایان و فریسیان زنی را که در حین عمل زنا گرفته بودند(یوحنا باب 8 ایۀ 3).آنچه پولس از :اگر کسی در هنگام ارتکاب خطا دیده شود،سخن می گوید،در واقع مانند همین زنی است که او را در عین عمل زنا گرفته بودند.پولس رسول می گوید ،اگر شما حتی شخصی را در عین انجام چنین عملی دیده باشید،باید چگونه با او برخورد کنید.
وقتی خطاها و اشتباهات یک شخص ایماندار را در روح فروتنی و محبت ابتدا بر خود می گیری و سپس با همان روح آن را برای هدایت کردن او به او گوشزد می کنی،در واقع شما بار این عمل اشتباه و خطای او را که شاید هم برای شما و به شما سنگین و اجحاف کننده بوده را بر خود حمل کرده اید.این بار شما نیست،بار دوست شماست.این بار شما نیست،بار هم کلیسایی شما و دوست ایماندار شماست.این بار شما نیست،بار دنیاست.به همین دلیل پولس بلافاصله در آیۀ دوم همین را تایید میکند که: بارهای یکدیگر را حمل کنید.آیا پولس می گوید هر کاری که یک ایماندار کرد و هر خطایی کرد و هر اشتباهی کرد را بر خودت بگیر و آن را تحمل کن و آن بار سنگین او را بردار؟نه.قبلا دلیل آن را به ما گفته بود:به راه راست آوردن.تحمل بار دیگران باید آنها را به راه راست هدایت کند.راه مسیح.تحمل بار دیگران باید آنها را بر آن دارد که بر شما تامل کرده ،به شخصیت شما،به ایمان شما و اینکه تو بار آنها را بر خود بر نداشته ای و آن را با فروتنی و نه با زخم زبان، گلایه،سرکوفت بر خود نگرفته ای که فقط و بیشتر بر خود شما فخر شود،بلکه تا خود تو در ابتدا: قانون مسیح را بجا آوری.قانون مسیح چه بود:به شما فرمان تازه ای می دهم(قانون تازه ای):یکدیگر را دوست بدارید.همانطور که من شما را دوست داشته ام شما نیز یکدیگر را دوست بدارید(یوحنا باب 13 آیۀ 34).این فرمان بر تمامی قوانین و فرامین موجود در آیین و مذهب سراسر دنیا برتری و مزیت دارد.عیسای مسیح یکبار دیگر همین را به شاگردان،من و تو،تاکید کرده است:حکم من(قانون من ) برای شما این است که یکدیگر را دوست بدارید(یوحنا 15 آیۀ 17).
من نمی توانم بار خطاها و اشتباهات شما را به خودم و دیگران را بر خود حمل کنم و شما را با فروتنی به راستی هدایت کنم اگر شما را دوست نداشته باشم.نه تنها من بار شما را بر خود حمل نمی کنم بلکه از شما فاصله گرفته و شما را گناهکار و گمراه می دانم!!تنها در داشتن محبت الهی در قلب من است که مرا قادر به تحمل شما می سازد.شما را قادر به تحمل من.او را قادر به تحمل تو.و تو را قادر به تحمل او.و تا به آخر...این یک پیشنهاد نیست.این یک انتخاب نیست.این یک میل نیست.این یک فرمان است.یک قانون است.به همین دلیل پولس رسول بر این تاکید می کند: بارهای یکدیگر را حمل کنید و به این طریق قانون مسیح را بجا خواهید آورد.
یک شخص مسیحی با تحمل بار دیگران،قانون مسیح را بجا می آورد.شما آب می نوشید چون تشنه هستید.نان می خورید چون گرسنه هستید.وقتی گرسنه هستید،آب نمی خورید!وقتی تشنه هستید،نان نمی خورید!دقیقا به همین دلیل پولس بلافاصله پس از سخن گفتن از قانون مسیح ادامه می دهد که:اگر کسی خود را شخص بزرگی بداند در حالی که چیزی نیست،خود را فریب داده است.چرا او این را می گوید؟به این دلیل که خیلی ها خود را مسیحی می دانند ،مقید مسیح می دانند،دوستدار مسیح می دانند،عاشق مسیح می دانند!اما تا به تحمل بار دیگران می رسد،تمام این عشق و علاقه گویی ته می گیرد!بردن و متحمل شدن بار دیگران یک قانون و فرمان مسیح است.خودمان را فریب ندهیم،اگر دوستدار و ایماندار به مسیح هستیم،تحمل بار و خطاهای دیگران و هدایت آنان در فروتنی مستلزمۀ ایمان من و شماست.و اگر نه خودمان را فریب داده ایم.همانطور که خود پولس در آیۀ 7 همین را تاکید میکند:فریب نخورید!یعنی شاید خودتان و دیگران را فریب بدهید و از اجرای قانون محبت مسیح در برخورد با دیگران امتناع کنید و هنوز خود را مسیحی بدانید،اما نمی توانید خدا را فریب بدهید و خود را پیش او مسیحی بدانید!
پولس رسول در ایۀ 4 ادامه داده که:هر کس رفتار خود را بیازماید و اگر رفتارش پسندیده بود،میتواند به خود ببالد.اگر من بتوانم قانون محبت مسیح را در زندگی خودم در رابطۀ خودم در زیستن خودم در شیوۀ مُردن خودم!اجرا کنم؛آنوقت میتوانم به خود بعنوان ایماندار به مسیح بالیده و افتخار کنم.زیرا من در محبت مسیح زندگی میکنم.زیرا من در محبت مسیح با اطراف خودم رابطه ام را برقرار میکنم.زیرا من در محبت مسیح رشد میکنم.و این یعنی افتخار و بالیدن.آیا شما فکر نمی کنید در این زمان و در چنین شرایطی شما قادر خواهید بود در فروتنی و مهربانی بار و خطای ایماندار دیگر را بر خود تحمل کرده و او را به حقیقت هدایت نمایید؟البته که قادر خواهید بود.زیرا درست در این زمان است که مسیح در شماست.و این مسیح در شماست که شانه هایش را خم کرده و مسیح در شماست که بار آن خطاکار را بر شانه های خود گذاشته و چون مسیح در شماست،شما آن بار را در جهت هدایت آن فرد به راستی بر خود تحمل میکنید.یعنی همان اشارۀ بسیار مهمی که پطرس رسول به ایمانداران در نامۀ خود میکند:بار تمام نگرانی های خود را به دوش او بگذارید،زیرا او همیشه در فکر شماست(اول پطرس باب 5 آیۀ 7).پس می بینیم زمانی که شما در روح فروتنی و محبت مسیح به نزد برادر یا خواهر ایماندار یا غیر ایماندار خودت می روی ؛غم و درد و اندوه او را،اندوه بار خطاهای او را ،با غمخواری و اجرای قانون مسیح بر خود می گیری،تازه در آن زمان تنها نیستی.بلکه آن مسیح ایی که در شماست، بار آن شخص را که بر شانه های شماست ،برای شما حمل میکند و بواسطۀ شما ،که مسیح را در خود دارید و شما قانون او را اجرا می کنید،آن شخص آسایش و صلح مسیح را در خود مشاهده می کند.و این حقیقتا بالیدن را دارد.
اکنون دو مرحلۀ بسیار مهم را با آن روبرو خواهیم شد که یک مرحله ای بسیار حساس و بسیار حائز اهمیت را با خود به همراه می آورد.دو مرحلۀ اول این است:پولس در ادامۀ گفتۀ خود در آیۀ 4 می گوید: هر کس رفتار خود را بیازماید و اگر رفتارش پسندیده بود،میتواند به خود ببالد و لزومی ندارد که خود را با دیگران مقایسه کند؛در حقیقت پولس می گوید وقتی شما با آیۀ اول این بخش روبرو می شوید یعنی با خطا و ضعف شخصی،و بر آن می شوید که آن بار را بر خود تحمل کنید تا آن شخص هدایت گردد باید دو اصل را فراموش نکنید 1- خودتان را با آن شخص مقایسه نکنید 2- خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.من چون متحمل بار شما شده ام از شما بهتر هستم و از شما مسیحی تر هستم و یا از آنانی که اطراف شما هستند و اصلا دستشان را هم به سوی شما دراز نکردند!اگر می پرسید چرا؟پولس به شما پاسخ داده است که:زیرا هر کس باید متحمل بار خود باشد.چه شد!؟بالاتر به من می گویی بار دیگران را بر خود تحمل کنم و قانون مسیح را اجرا کنم،الان به من گویی که هر کس باید بار خود را خودش تحمل کند.یعنی چه؟پولس در نامۀ رومیان مطلبی را اشاره می کند که به درک این پیچیدگی به ما کمک میکند و در عین واحد مرحلۀ نهایی و کلی ما را نیز تکمیل میکند.او در نامۀ رومیان باب 14 آیۀ 12 و 13 می نویسد: پس هر یکی از ما حساب خود را به خدا خواهد داد.بنابر این بر یکدیگر حکم نکنیم بلکه حکم کنید به اینکه کسی سنگ مصادم یا لغزشی در راه برادر خود ننهد.
شما بار خطاهای مرا در محبت مسیح بر خود تحمل میکنی.بر من فخر نمی کنی.مرا با فروتنی به حقیقت هدایت می کنی.مرا صاحب نمی شوید! می دانید همانطور که خطاهای شما را روزی خدا داوری خواهد کرد، خطاهای مرا نیز خدا داوری خواهد کرد.من داوری خطای شما را در اختیار خدا می گذارم و بار شما را بر خود تحمل میکنم،آمین.و این یعنی کلیسای سالم مسیح.این یعنی دوستدار حقیقی مسیح.بر من نیست که بار داوری خطاهای شما را بر خود تحمل کنم،این کار خداست.بر من است که تنها بار خطاهای شما را بر خود تحمل کنم تا شما هدایت شوید،این کار من است.اکنون سوال اینجاست،شعاع و مدت زمان من برای تحمل بار خطا و ضعف یک ایماندار و یا شخص خاطی چه اندازه است؟در آیۀ 1 پولس می گوید تا:به راه راست آورید.در آیۀ 9 می گوید:از انجام نیکوکاری خسته نشویم زیرا اگر دست از کار نکشیم،در وقت مناسب محصول خود را درو خواهیم کرد.کدام محصول؟به راه راست در آمدن شخص خطاکار.سوال:آیا همیشه پاسخ مثبت است؟آیا همیشه شخص خطاکار از روح فروتنی ما،از هدایت ما،از اجرای قانون محبت مسیحی ما استقبال کرده و بسمت راه راست حرکت میکند؟نه لزوما و شاید هم هرگز!اگر مسیح به شاگردانش فرمود خاک شهری را که به آنها ایمان نیاورده اند را از پای خود بتکانند،ما نیز گاهاً به اینجا خواهیم رسید.اما تا به آن زمان و تا زمانی که آن شهر ما را به آن نقطه نرسانده است،وظیفۀ ما اجرای قانون مسیح یعنی متحمل شدن بار خطاها و ضعف ها و ناتوانی های ایمانداران و افراد دیگر در روح فروتنی و محبت مسیح است.روزانه.تا آن وقت مناسب محصول.
دعای پایانی
خداوندا! در من روح مقدس خودت را لبریز ساز تا اگر زمانی به لغزش ها و خطاهای برادر یا خواهر خود در ایمان برخوردم،با او غمخوار شده،و ابتدا بدانم که خودم روزی به نوعی گناهی شبیه او را انجام داده بودم و تو نسبت به من مهربان و پر فیض بودی و مرا بخشیدی،و به من فرصت دادی تا برخیزم. خداوندا! در من روح مقدس خودت را لبریز ساز تا هرگز دهان به قضاوت و داوری بر خطاها و ضعف های کسی باز نکنم.بلکه او را چنان در محبت مسیح دوست بدارم و چنان او را در روح تواضع و فروتنی غمخوار شوم که او به توبه و بازگشت به تو رو آورده و نزد تو به خطاهای خود اعتراف کند تا عفو و بخشش و فیض ترا نصیب خود گرداند،که بیکران است. خداوندا! محبت مسیح و قانون ابدی آن را در قلب و روح من حک کن و تمام وجود مرا با آن تسخیر نما.تا هر آنچه می بینم در محبت مسیح باشد.تا هر آنچه انجام می دهم با محبت مسیح باشد.تا هر آنچه می گویم از محبت مسیح باشد. خداوندا! به من قوت روح عطا نما تا همواره شاهد زندۀ این محبت الهی در خودم و اطراف خودم باشم.آمین