X

ای جمیع امتها! تفسیر و بررسی مزمور ۱۱۷. بخش سوم

«ای جمیع امتها» 

بررسی و تفسیر مزمور ۱۱۷ 

نوشته: ح گ

( بخش سوم)

در این مقاله شما تاکنون خواندید: 

مقدمه

 ۱- تاریخچه دعوت و جهانشمول بودن پرستش یهوه

 ۲- مزمور ۱۱۷

 ۳- یک سوال و دو پاسخ!

 ۴- دو مشکل در دیدن این نمای پرستش جهانی توسط امتها 

 ۵- کار یهوه در آوردن امتها به پرستش خود

در بخش سوم خواهید خواند: 

 ۶- دلیل آمدن امتها برای پرستش یهوه

       رحمت خدا

      راستی خدا 

در ادامه خواهید خواند...

 ۷- اما در باره ازلی بودن راستی خدا 

 ۸- رحمت و راستی یهوه در بین ما 

 ۹- اما چگونه؟  

 ۱۰- انجیل عیسای مسیح و امتها و سر الهی خدا

 ۱۱- آخرین سخن

 

دلیل آمدن امتها برای پرستش یهوه

اکنون که دیدیم که این خود خدای ماست که امتها را به پرستش خود فرامیخواند. این خود خداست که وعده داد، تاکید کرده و آن را عملی کرده و خواهد کرد اکنون میخواهیم به ادامه مزمور ۱۱۷ نگاه کنیم و بپرسیم: چرا؟ چرا ملتها باید آمده و خدای ما را پرستش کنند؟ چرا باید قبایل دنیا او را حمد گویند؟ 

آیه مزمور ۱۱۷ این دلیل را پاسخ داده است:

  ۲ زیرا که رحمت او بر ما عظیم است، و راستی خداوند تا ابدلاباد.

    هللویاه!»

حرف ربط « زیرا » در ابتدای آیه دلیل دعوت امتها برای پرستش یهوه است. 

در این آیه ذات خداوند دیده میشود: رحمت و راستی. هر دوی این ذات خداوند دلیل و انگیزه آن شده است که نویسنده مزمور فقط از آن صحبت نکند بلکه به هر دوی آنها شهادت بدهد. آنها را اعتراف کند. از آنها سخن بگوید. زیرا نه اینکه فقط خدا رحیم و راست است که هست بلکه میگوید رحمت او بر ما عظیم است و راستی او برای ما تا به ابدلاباد است. یعنی ما شهادت دهنده گان این دو هستیم. میگوید بدلیل اینکه یهوه چنین است و چنین عمل کرده و چنین ثابت کرده است بر خلاف تمامی بتهای دست ساخت انسان و خدایان دروغین. ما میتوانیم به آن در زندگی خودمان و ملتمان به آن شهادت بدهیم. نه فقط دیروز بلکه امروز و چون او چنین است پس چنین خواهد ماند زیرا او غیرقابل تغییر است. زیرا او زنده است. پس بیاید ای امتها او را پرستش کنید بیایید او را بستایید. زیرا اگر او بر ما چنین بوده است بر شما نیز چنین خواهد بود. بر ما که قومی شریر و نامطیع و بت پرست و مغرور و فاسد بودیم و اینگونه رحمت و راستی خود را نشان داده و ثابت کرده است بر شما نیز چنین خواهد کرد پس بیایید او را پرستش کنید زیرا تنها او شایسته چنین پرستشی است.

اما باید دلیل سرایش یهوه را در این دو عبارت یعنی رحمت و راستی از نزدیک بررسی کنیم.

رحمت خدا:

 اسم رحمت به زبان عبرانی חסד، خِسِد، یکی از عمیق ترین و پرمعناترین ذات خدای ماست. یعنی: وفاداری، متعهد شدن به انجام. همیشگی؛ و اشاره دارد به رحمت و محبت خدا به انسان. این اسم همواره به خدا نسبت داده شده است. خدای پررحمت. خدای وفادار به عهد. خدای پرمحبت که این محبت خود را دایما و همیشه بر بنده گان و مطیعان خود جاری میسازد و در آن تاریخ و زمان و محدویتی نیست. موسی در تثنیه میگوید:« ۹ پس بدان که یهُوَه، خدای تو، اوست خدا، خدای امین که عهد و رحمت خود را با آنانی که او را دوست می‌دارند و اوامر او را بجا می‌آورند تا هزار پشت نگاه می‌دارد.» ( تثنیه ۷: ۹ ) 

مزمورنویس این را بیاد میاورد و اعلان میکند:« ای خداوند احسانات و رحمتهای خود را بیادآور چونکه آنها از ازل بوده است.» ( مزمور ۲۵ : ۶ ) و اشعیاء نبی از آن آینده ایی سخن میگوید که این رحمت بر تخت پادشاهی خود تا به ازل سلطنت میکند. « ۵ و کرسی به رحمت استوار خواهد گشت و کسی به راستی بر آن در خیمه داود خواهد نشست که داوری کند و انصاف را بطلبد و به جهت عدالت تعجیل نماید.» ( ۱۶ : ۵ ) و بار دیگر اشعیاء نبی از پایدار بودن این رحمت خدا سخن میگوید:« ۱۰ هرآینه کوهها زایل خواهد شد و تلّها متحرّک خواهد گردید، لیکن احسان من از تو زایل نخواهد شد و عهد سلامتی من متحرّک نخواهد گردید. خداوند که بر تو رحمت می‌کند این را می‌گوید.» ( ۵۴ : ۱۰ )

و هوشع نبی یکی از زیباترین و پایدارترین وصف این رحمت خدا را اینگونه بیان کرده است:« ۱۹ و تو را تا به ابد نامزد خود خواهم ساخت و تو را به عدالت و انصاف و رأفت و رحمانّیت نامزد خود خواهم گردانید.  ۲۰ و چون تو را به امانت نامزد خود ساختم آنگاه یهوه را خواهی شناخت.»  ( هوشع نبی ۲: ۱۹ - ۲۰ )

اما نکته ای که در نسخه اصلی در نحوه دستوری این ایه وجود دارد در درک عمیق این ایه بیشتر به ما کمک میکند که متاسفانه در ترجم فارسی این آیه آن را مشاهده نمیکنیم. اگر به نسخه عبرانی بالا و ترجمه دکتر موتیر نگاه کنید، این ایه را اینطور خواهید خواند:

زیرا  مافوق  بر ماست  مهربانی او  و راستی یهوه  باقیست تا ابدالاباد  ( نسخه عبرانی) 

و

زیرا قدرتمند است به نزد ما محبت عهدگونه او،

و راستی یهوه تا به ازل است. ( ترجمه دکتر موتیر ) 

نویسنده مزمور برای نشان دادن و تاکید کردن بر تاثیر و چگونگی رحمت خدا، مافوق بودن و یا قدرتمند بودن یا غالب بودن این رحمت خدا را ابتدا قرار داده است: 

نه تنها حالت و چگونگی این رحمت خدا ابتدا تاکید شده است، سپس مزمور نویس فقط نگفته است که رحمت او بر ماست، که میتوانست درست باشد. اما میگوید: قدرتمند است نزد ما، مافوق برماست، رحمت او. نه فقط در خودی خود در ذات خود عظیم است که هست، بلکه میگوید آن « بر ما عظیم است.» « عظیم»، به زبان عبرانی גבר، گبر؛ که گواه از یک قوت و انرژی در وارد آمدن آن است. فقط یک رحمت نیست بلکه رحمتی با قوت است. قوتی که غلبه کننده و تمام گیر است. 

ما این فعل را در خروج ۱۷ : ۱۱ در قوت نادیده خدا در «غلبه یافتن » ارتش اسراییل بر ضد عمالیق در دعای موسی بر قله کوه داریم « و واقع شد که چون موسی دست خود را بر میافراشت اسراییل غلبه مییافتند و چون دست خود را فرومیگذاشت عمالیق چیره میشدند.»

 در پیدایش ۷ : ۱۸ - ۲۰ داریم وقتی قوت و انرژی عظیم آبهای زیرزمین و آسمان ابتدا بر زمین « غلبه یافتند » تا کشتی عظیم نوح بر روی آبها روان شود. و سپس آبها بر زمین « غلبه یافتند» تا اینکه قله کوهها را تسخیر کنند. 

و همچنین همین وصف را در خصوص قدرت گناه و شرارت انسان داریم. « گناهان بر من غالب آمده است و تقصیرهای مرا کفاره خواهی کرد.» ( مزمور ۶۵ : ۳ ) وقتی این را در خصوص قدرت گناهان و شرارت خودمان نسبت به خدای قدوس درک کنیم آنگاه به عظمت کار نجات او و عظمت قوت رحمت او بر پاک کردن از ما بیشتر عمیق میشویم. 

و همچنین همین قوت و غلبه یافتن را در قدرت « رحمت خدا » نسبت به مقدسین او که ترس مقدس او را در دل خود دارند میخوانیم:« زیرا آنقدر که اسمان از زمین بلندتر است، به همان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است.» ( مزمور ۱۱۳: ۱۱ ) فاصله زمین تا اسمان را میتوانید تخمین بزنید؟ هرگز! رحمت یا خِسد یهوه بر ترسنده گان او غیرقابل شمارش و اندازه گیری است: نه تنها نامحدود است بلکه در نامحدود بودن خود عظیم است! 

راستی خدا:

 به زبان عبرانی אמת، اِمِت؛ که از ثبات، قابل اعتماد بودن، پایداری و راستگویی سخن میگوید. به نظر میرسد به همین دلیل است که «لایزال » بودن به « راستی » چسبیده است. « و راستی خداوند تا ابدالاباد.» یعنی راستی خدا موقتی و فقط برای چند صباح نیست، ساخته فکر مزمورنویس نیست. در باره وقایع زندگی انسانها و ملت ها و هیچ دینی نیست. در باره خود خداست. زیرا ذات خداست. او ذاتا راست است همانطور که ذاتا رحیم است. 

ابدالاباد است یعنی جایی که برای آن زمان و مکانی قایل نمیتوان شد. از آغازی که نمیتوان دانست چه زمانی بوده، او « راست » بوده است تا پایانی که نمیتوان دانست که به پایان میرسد، او « راست » خواهد بود. یعنی از اینکه حقیقت را بیان میکند از دروغ نفرت دارد و راستی را برکت میدهد. هر چند ابعاد بررسی این اسم در باره خدا بینهایت عمیق است اما من به کنه درک آن بر اساس کتابمقدس اشاره میکنم.

 هر زمان که کلام خداوند از راستی خدا سخن میگوید از آنچه که خداوند در باره خود سخن گفته است و از راویان و انبیاء خود خواسته تا آن را بنویسند و ثبت کنند و نگه دارند و تعلیم دهند، سخن میگوید. یعنی از حقایقی که درباره خدای کتابمقدس است: عهد قدیم و عهد جدید. آن کس که خود را معرفی کرده است( چرا که جز این انسان دست ساخت او محال بود او را بشناسد.) که کیست، چه خواسته، چه انجام داده و چه انجام خواهد داد. تمام این سندیت فقط در حرف نیست بلکه وقایع و رویدادهای تاریخی است که یهوه گفت و شد. گفت و شد نه تنها بر امتهای دنیا، بر سدوم و عموره و مصر و ادوم و آشور و بابل و صور و غیره بلکه آنچه درباره قوم خود گفت و شد. پس چون گفت و شد پس آنچه در باره اینده گفته است نیز خواهد شد. این آن راستی خداست. این اعتماد به سخنان و وعده های اوست. 

مزمورنویس اعتراف میکند که این راستی خداوند مانند نوری پرفروغ در دنیای تاریک و طغیان کرده بر ضد قدوسیت خداست که باید آن را داشت تا به آن شهر آسمانی رسید.« ۳ نور و راستی خود را بفرست تا مرا هدایت نمایند و مرا به کوه مقدّس تو و مسکن‌های تو رسانند.» ( مزمور ۴۳ : ۳ ) ارمیاء نبی در باره این راستی خدا چنین شهادت میدهد:« ۱۰ امّا یهوه خدای حّق است و او خدای حی و پادشاه سرمدی می‌باشد. از غضب او زمین متزلزل می‌شود و امّت‌ها قهر او را متحمّل نتوانند شد.» ( ۱۰ : ۱۰ ) خدای حق و راستی ست که بر طبق ذات خود که هرگز تغییر نمیپذیرد و بر آنچه که فرموده خواهد ایستاد و آن را به عمل خواهد آورد و این محدود به زمان و مکان نیست؛ دایمی و همیشگی است، ابدی و ازلی ست. و مزمورنویس وقتی این را اعتراف میکند به پشت سر نگاه کرده است به نوشتجات و اسناد موجود ثبت شده در نوشتجات تورات موسی و مزامیر و انبیاء خداوند نگاه کرده، به سرزمین ها و برافرازی و سقوط ملتها نگاه کرده و احتمالا به سقوط اسراییل یا یهودا نگاه کرده و به هشدارهای یهوه که از زبان خادمین خود انبیاء به قوم داده بود که چنین خواهد شد اگر او را اطاعت نکرده و فرامین او را دنبال نکنند؛ مزمورنویس به این دورنمای عظیم حقیقت سخنان فرمایشات خداوند نظر کرده و میگوید: که میبینیم راست بودن کلام خدا در گذشته تماما انجام شده است و میدانم هر آنچه گفته و انجام نشده قطعا انجام خواهد شد: زیرا راستی در ذات این خدای ماست. و دقیقا باید این راستی خدا را ستایش کرد، او را پرستید برای این راستی او، نه تنها ای قبایل اسراییل بلکه همه قبایل دنیا! 

این دو ترکیب یعنی رحمت و راستی که از آن یهوه است بارها بصورت ترکیبی درباره او در طول کتابمقدس تکرار شده است. ما در سندیت کتابمقدس شاهد این رحمت و خسد خداوند هستیم که دایما بر قوم اسراییل ریخته میشود، به رغم نااطاعتی ها به رغم شرارتها به رغم کجروی ها، خداوند این رحمت و محبت خود را از اسراییل نمیگیرد. زیرا در این محبت شخصیت و ذات اوست و او در ذات خود تغییرناپذیر است. اگر این رحمت و محبت عهد خداوند با قوم در رابطه مستقیم خود در حیات و زندگی انفرادی و اجتماعی و ملتی و جامعه ایی قوم خود را به روشنی بروز داد و آنها اکنون میتوانند به آن شهادت بدهند که بلکه « رحمت او بر ما عظیم است.» 

 برای اولین بار این دو ترکیب در همان ابتدای خروج قوم اسراییل از مصر از جانب یهوه به قوم داده شد تا او را بشناسند. او به موسی فرمود:« ۶ و خداوند پیش روی وی عبور کرده، ندا درداد که «یهوه، یهوه، خدای رحیم و رئوف و دیر خشم و کثیر احسان و وفا؛  ۷ نگاه دارندة رحمت برای هزاران، و آمرزندة خطا و عصیان و گناه؛ لکن گناه را هرگز بی سزا نخواهد گذاشت، بلکه خطایای پدران را بر پسران و پسران پسران ایشان تا پشت سوم و چهارم خواهد گرفت.»( خروج ۳۴: ۶- ۷ )

مزمورنویس دلیل پرستش یهوه را در میان امتها دقیقا همین ذات تغییرناپذیر خداوند در طول تاریخ ملت خود میداند: « ۳ ای خداوند، تو را در میان قوم‌ها حمد خواهم گفت و در میان طایفه‌ها تو را خواهم سرایید.  ۴ زیرا که رحمت تو عظیم است، فوق آسمانها! و راستی تو تا افلاک می‌رسد!  ۵ ای خدا، بر فوق آسمانها متعال باش و جلال تو بر تمامی زمین!» ( مزمور ۱۰۸ : ۳- ۵ ) 

مزمورنویس این ذات خداوند را شایسته جلال یافتن او در میان امتها میداند: « ۱ ما را نی، ای خداوند! ما را نی، بلکه نام خود را جلال ده! به سبب رحمتت و به سبب راستی خویش.  ۲ امّت‌ها چرا بگویند که «خدای ایشان الآن کجاست؟»  ۳ اما خدای ما در آسمانهاست. آنچه را که اراده نمود، به عمل آورده است.» ( مزمور ۱۱۵ : ۱- ۳ ) 

مزمورنویس در ستایش و پرستش این یهوه اعتراف میکند که گویی در میان خدایان امتها ایستاده و طوری که بر او نظاره دارند اما او تنها در برابر این خدا زانو زده و به خاک افتاده او را پرستش میکند. چرا؟ « ۱ تو را به تمامی دل خود حمد خواهم گفت. به حضور خدایان تو را حمد خواهم گفت.  ۲ به سوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد و نام تو را حمد خواهم گفت، به سبب رحمت و راستی تو. زیرا کلام خویش را بر تمام اسم خود تمجید نموده‌ای.  ۳ در روزی که تو را خواندم مرا اجابت فرمودی. و مرا با قوّت در جانم شجاع ساختی.» ( مزمور ۱۳۸ : ۱- ۳ )

زیرا رحمت و راستی این خدا او را از میان تمام خدایان و بتهای امتها جدا میسازد. زیرا بتها و خدایان امتها غیرقابل دسترسی و رابطه با انسان زمینی هستند. از وقایع اجتماعی و دنیای اطراف، در ببعدالتی در سراسر هستی، از همه و همه بی خبر هستند. اما مزمورنویس در باره خدایی سخن میگوید که رحمت و راستی آن دیده شده، لمس شده، و زندگی شده است.     

و نهایتا شما این اعتراف در باره شخصیت این خداوند را تا به دعای توبه نحمیاء کاهن دارید یعنی کاهنی که تقریبا ۱۰۰۰ سال بعد از موسی در اسراییل پس از ویرانی معبد خدمت کرد و بیاد آورد خدایی که این قوم را تا به اینجا آورده بود: « ۱۶ «لیکن ایشان و پدران ما متکبّرانه رفتار نموده، گردن خویش را سخت ساختند و اوامر تو را اطاعت ننمودند.  ۱۷ و از شنیدن ابا نمودند و اعمال عجیبه‌ای را که در میان ایشان نمودی بیاد نیاوردند، بلکه گردن خویش را سخت ساختند و فتنه انگیخته، سرداری تعیین نمودند تا (به زمین) بندگی خود مراجعت کنند. اما تو خدای غفّار و کریم و رحیم و دیرغضب و کثیر احسان بوده، ایشان را ترک نکردی.» ( نحمیاء ۹: ۱۶- ۱۷ )

ادامه دارد..