X

ای جمیع امتها! تفسیر و بررسی مزمور ۱۱۷ بخش دوم

«ای جمیع امتها» 

بررسی و تفسیر مزمور ۱۱۷ 

نوشته: ح گ

 

در این مقاله شما خواهید خواند:

مقدمه

 ۱- تاریخچه دعوت و جهانشمول بودن پرستش یهوه

 ۲- مزمور ۱۱۷

 ۳- یک سوال و دو پاسخ!

 ۴- دو مشکل در دیدن این نمای پرستش جهانی توسط امتها 

 ۵- کار یهوه در آوردن امتها به پرستش خود

 ۶- دلیل آمدن امتها برای پرستش یهوه

       رحمت خدا

      راستی خدا 

 ۷- اما در باره ازلی بودن راستی خدا 

 ۸- رحمت و راستی یهوه در بین ما 

 ۹- اما چگونه؟  

 ۱۰- انجیل عیسای مسیح و امتها و سر الهی خدا

 ۱۱- آخرین سخن

 

بخش دوم:

یک سوال و دو پاسخ!

سوالی را که میخواهیم اکنون پاسخ بدهیم این است که:

چرا باور کردن پرستش یهوه توسط امتها تا به این اندازه برای اسراییل دشوار بود؟  

دو پاسخ برای این سوال وجود دارد. این پاسخ ها کوتاه نیستند اما به ما کمک میکنند تا دلیل و انگیزه حقیقی دعوت مزمورنویس از امتها برای پرستش یهوه را بهتر درک کنیم.

پاسخ اول در آغاز و ریشه تشکیل این امتها نهفته است. 

پاسخ دوم در ریشه دشمنی این امتها بر ضد اسراییل است. 

بسط دادن پاسخ اول:

به ما میگوید که امتهای دنیا از آن خدا هستند و دعوت مزمورنویس دعوت شخصی نیست! دعوت هدایت شده از جانب خود یهوه در دل مزمورنویس است. زیرا نقشه خداوند از ابتدا برای خلقت آدم و نسل او در دعوت همه آنها برای پرستش و ستایش خود او بود. امتها از ابتدا نزد خدا بیگانه و بت پرست نبودند اما بدلیل گناه و نااطاعتی از خدا امتهای بت پرست شدند. 

 این امتها از هوا نیامدند بلکه همه آنها را خود خدا خلق کرد. این امتها از ابتدای خلقت به نبت بت پرست شدن و بر خلاف یهوه زیستن خلق نشدند بلکه برای پرستش او زیرا همه آنها از یک نسل هستند: آدم و حوا. و خداوند برای چه آدم و حوا را خلق کرد؟ مزمورنویس میگوید:« ای خداوند همه امتهاییکه آفریده ایی، آمده به حضور تو سجده خواهند کرد، و نام ترا تمجید خواهند نمود.» ( ۸۶ : ۹ )  اشعیاء نبی میگوید:«ای قوم را برای خود ایجاد کردم تا تسبیح مرا بخوانند.» ( ۴۳ : ۲۱ )سوال اول پرسش و پاسخ اعتقادنامه وست مینستر میگوید:« دلیل آفرینش انسان چه بود؟» پاسخ این است که:« برای پرستش خدا و لذت بردن از حضور او بصورت دایمی.»

 پس از همان ابتدای آفرینش آدم و حوا و نسلی که از آنها میبایست سراسر زمین را پر کند، قصد و نیت یهوه بر این بود که انسان را برای پرستش و ستایش خود خلق کند. نه اینکه از آنها رباط بسازد! بلکه در یک رابطه نزدیک و شناخت و معرفت خدا در حضور صلح و ارامش و برکت و حکمت لایزال و ابدی خدا ساکن شده و در قلبی فروتن و پرستنده دایما در پرستش و ستایش باشند نه اینکه هر روز به معبد و مسجد بروند! بلکه هر روز با قلبی پرستنده و فکری پرستنده و عملی پرستنده و رفتاری پرستنده در حضور خدا و در روابط با هم در کنار هم در سراسر دنیا پخش شده و زندگی کنند و دایما در این پرستش دایمی جلال و سربلندی و افتخار را برای خدای خالق و آفریننده و سلامتی و برکت و صلح را برای خود زندگی کنند و ببار آورند. 

پس چه اتفاقی افتاد؟  پس از پیدایش فصل ۳ که نااطاعتی آدم و حوا از فرمان خدا و تنبیه و داوری بر آنها حاصل میشود انسان این پرستش یهوه را از دست داد و نسلی که پس از آن از آدم و حوا امتها را تشکیل میدادند. در حقیقت چون گناه از طریق یک انسان وارد جهان میشود با گناه نه تنها مرگ وارد میشود بلکه جدایی از خدای خالق. و از دست دادن شناخت یهوه که نهایتا پرستش حقیقی و واقعی را بی معنا و غیرممکن میسازد. وقتی آدم و حوا از باغ عدن بیرون کرده شد در حقیقت بدلیل گناه از حضور خدا بیرون کرده شده بود. و پس از آن خدا در میان او و نسل او نبود اما این اشتیاق خود خداوند بود که دوست داشت با مخلوق خود در رابطه باشد و با او زندگی کند و مخلوق او با او.

پس خداوند دایما در پی فرستادن پیام خود به انسان پس از سقوط در گناه بود. پس وعده روزی را داد که این بازگشت و این احیاء با نابود کردن گناه میسر خواهد شد و کسی خواهد آمد که گناه و شرارت را با مرگ خود یکبار برای همیشه پایان بخشیده و بار دیگر این سکونت با خدا میسر شده و این ستایش و پرستش حقیقی را احیاء خواهد نمود.( پیدایش ۳ : ۱۵- ۲۲ ) در حقیقت منع یهوه از نخوردن میوه درخت حیات توسط آدم و حوا سقوط کرده در گناه نشان فیض و رحمت عظیم یهوه بود که آدم و نسل او با خوردن این میوه تا به ابد در گناه و شرارت زندگی نکنند و اینگونه در بطن این ممانعت امید خوردن از میوه حیات را به انسان در آینده داد که بار دیگر آن حیات ازلی زیستن و با آن پرستش ازلی را بازخواهند یافت. 

ماجرا پس از طغیان و سقوط آدم در گناه ادامه پیدا میکند و ما در فصل ۴ نسل تازه ایی را پس از کشته شدن هابیل توسط برادرش قاین داریم. نکته ایی که گاها آن را از دست داده ایم تا به آن نگاه کنیم پیدایش ۴ : ۲۵ - ۲۶ است. ماجرا پس از کشته شدن هابیل است. میخوانیم:« ۲۵ پس آدم بار دیگر زن خود را شناخت، و او پسری بزاد و او را شیث نام نهاد، زیرا گفت: «خدا نسلی دیگر به من قرار داد، به عوض هابیل که قائن او را کشت.»  ۲۶ و برای شیث نیز پسری متولد شد و او را اَنوش نامید. در آنوقت به خواندن اسم یهوه شروع کردند.»

بر طبق این آیه، در زمان تولد انوش بود که نسل آدم، شیث و فرزندان او به پرستش یهوه آغاز کردند. یعنی پرستش یهوه حتی قبل از پیدایش قوم اسراییل در خلقت خداوند بود. در حقیقت این بارقه امید آینده بود که داده شده بود که نسلی خواهد آمد که پرستنده یهوه خواهند بود.

 سپس در فصل ۵ ما نسل آدم را داریم تا نوح. در زمان نوح است که در پیدایش فصل ۶ میخوانیم که شرارت انسان بر روی زمین بسیار میشود و هر تصور از خیالهای دل آدمی دایما محض شرارتست( ۶ : ۵ ). یعنی در این زمان پرستش یهوه در میان انسان سقوط کرده وجود نداشت به غیر از نوح و اهل خانه او( یعنی یکنفر که باید از نسل او آن نجات دهنده و نابود کننده گناه بدنیا میامد حفظ میشود.) پس آنها از طوفان حفظ شدند اما کل زمین نابود شد. در فصل ۱۰ ما تشکیل شدن نسل کل امتهای دنیا را پس از طوفان نوح از سه پسر نوح داریم: سام و حام و یافث.( ۱۱: ۱ ) و وقتی به فصل ۱۱ میرسیم مشاهده میکنیم که از امتها و قبایلی که توسط سه پسر نوح پس از طوفان تشکیل شده بود، دور هم جمع شده تا برای خود پادشاهی ای بسازند که حتی آسمانها را با آن تسخیر کنند! در حقیقت تمرکز آنها نه بر پرستش یهوه بلکه بر قدرت و اقتدار و حکمت زمینی خود بود که نهایتا همان ثمره انگیزه سقوط آدم اول در آن بود. درست در این زمان است که خداوند این ملتها و قبایل دنیا را در سراسر دنیای آن روز پخش میکند.

 گاها ما این پخش شدن انسان بر روی زمین را لعنت خدا میدانیم اما بر طبق اراده و نقشه یهوه، این ادامه همان فرمان خود او در ابتدای آفرینش برای انسان بود که تکثیر شده، پخش شوید و زمین و خلقت داده شده به شما را حکمفرمایی کنید، مدیریت کنید، اداره کنید. وقتی به فصل ۱۲ میرسیم، این برکت پخش شدن را مشاهده میکنیم.

اما در پایان فصل ۱۱ ما با شخصی آشنا میشویم بنام «تارح » و پسران او و یکی از آنها شخصی بود بنام «ابرام». وقتی ما فصل ۱۲ پیدایش را آغاز میکنیم در حقیقت نه فقط آغاز  زندگی یک نفر که از او دو نسل و دو ملت حاصل میشود را داریم بلکه وفاداری خداوند در فرستادن آن نجات دهنده ای که در فصل ۳ پیدایش وعده داده شده بود و اینگونه نابودی گناه و بازگشت انسان به پرستش یهوه را میسر میساخت. از این دو نسل: یکی نسلی خواهد بود که وعده خداوند بواسطه او به تحقق می پیوست یعنی از او نسلی میامد که پرستنده گان خدای زنده خواهند بود و این نسل نمونه ایی برای  تمامی نسلها و امتهای دنیا برای آوردن و جذب و دعوت آنها به پرستش یهوه میگردد. و نسلی دیگر که به دور از خدا و در طغیان بسر میبرد اما روزی فرا میرسید که آنها نیز به پرستش یهوه میامدند. 

بسط دادن پاسخ دوم:

اگر این امتها بر ضد اسراییل بودند و اسراییلی ها از آنها نفرت داشتند و نمیتوانستند آنها را در کنار خود برای پرستش یهوه ببینند فقط در ذات گناه آلود این امتهای بت پرست که بر ضد یهوه بودند نبود بلکه همچنین در شرارت و نااطاعتی خود قوم اسراییل از یهوه.

آنچه پرده ای پیش روی چشمان اسراییل کشیده بود و قادر به دیدن آن نما و نقشه الهی یهوه در آوردن همه امتهای دنیا برای پرستش او نبود، در حقیقت گناهان و طغیان خود اسراییل بر ضد یهوه بود. اسراییل از امتها نفرت داشت زیرا مدام بر آنها یورش برده یا آنها را غارت میکردند یا سرزمین آنها را تسخیر کرده یا فرزندانشان را به اسارت میبردند. و اسراییل با این بتها و این مراسم و این پرستش خدایان امتها ممانعت نکرد بلکه به آن تن داد، آن را پذیرفت( بر خلاف فرمان مستقیم یهوه به آنها که خدایی جز او را نپرستند.) پس اسراییل این بتها را خدایان خود دانست، برای آنها فرزندان خود را قربانی کرد، به آنها اعتماد و توکل خود را داد. و این عمل، داوری یهوه را بر ضد قوم خود به همراه داشت، درست بر طبق آنچه به آنها از دهان موسی هشدار داده بود که با اطاعت از فرامین یهوه، برکت و سلامتی ( تثنیه ۲۸ : ۱ )خواهد بود و با نااطاعتی و شکستن فرامین او، لعنت و ویرانی( تثنیه ۲۸ : ۱۴ ). 

پس این امتها شلاق های دست خدا بودند برای تنبیه اسراییل. و اسراییل از این امتها بیزار بود اما نمیدید که این خود یهوه است که از این امتها برای تنبیه قوم خود استفاده میکند. اما به رغم آن از گناهان خود توبه نکردند، تا نمونه ای بارز و برجسته برای امتها در تقدس و پاکی باشند ولی دشمنی بر ضد امتها را در دل خود حفظ کردند حتی تا به امروز. 

خود موسی در آخرین فرامین خود در کتاب تثنیه به قوم در خصوص لعنتی صحبت میکند که با نااطاعتی کردن از فرامین یهوه بر قوم خواهد آمد. میخوانیم « ۴۹ و خداوند از دور، یعنی از اقصای زمین، امتی را که مثل عقاب می‌پرد بر تو خواهد آورد، امتی که زبانش را نخواهی فهمید.  ۵۰ امتی مهیب صورت که طرف پیران را نگاه ندارد و بر جوانان ترحم ننماید.  ۵۱ و نتایج بهایم و محصول زمینت را بخورد تا هلاک شوی. و برای تو نیز غله و شیره و روغن و بچه‌های گاو و بره‌های گوسفند را باقی نگذارد تا تو را هلاک سازد.» ( تثنیه ۲۸: ۴۹- ۵۱ )

 در کتاب اشعیاء نبی میخوانیم :« ۵ وای بر آشور که عصای غضب من است و عصایی که در دست ایشان است خشم من می‌باشد.  ۶ او را بر امّت منافق می‌فرستم و نزد قوم مغضوب خود مأمور می‌دارم، تا غنیمتی بربایند و غارتی ببرند و ایشان را مثل گِل کوچه‌ها پایمال سازند.» ( ۱۰: ۵- ۶ ) این امتها و این آشور امتهای بیگانه و بت پرست بودند که برای تنبیه اسراییل فرستاده میشدند، باشد تا قوم توبه کرده و بازگردند.

اما در عین واحد خداوند در طرح الهی خود در نظر داشت تا همین امتها و قبایل دنیا را به سمت پرستش خود بیاورد. 

دو مشکل در دیدن این نمای پرستش جهانی توسط امتها

اکنون خود را از این دو مقوله جدا کرده و کمی عمیق تر به این فرمان نگاه میکنیم:

 «   ۱ ای جمیع امتها خداوند را تسبیح بخوانید،

   ای تمامی قبایل او را حمد گویید.» 

اکنون دو سوالی که قصد داریم به آنها پاسخ بدهیم این است که

۱- چطور ممکن است چنین امتهایی روزی به پرستش همین یهوه که بر ضد او و مسیح او هستند بیایند؟

بر طبق مزمور ۲ آنها بر ضد یهوه و مسیحای او هستند. میخوانیم: «  ۱ چرا امّت‌ها شورش نموده‌اند و طوائف در باطل تفکر می‌کنند؟  ۲ پادشاهان زمین بر می‌خیزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضد خداوند و به ضد مسیح او» 

۲- چطور ممکن است این پرستنده بتها با آن اعمال شنیع خود: پرستش اجسام سنگی بعنوان خدایان خود و فساد جنسی، قربانی کردن فرزندان، و بی رحمی که در دل آنها بود، روزی پرستنده یهوه شوند؟

طوری که به قلم موسی از همان ابتدا قبل از ورود به سرزمین موعود میخوانیم. ( لاویان ۱۸ : ۲۱- ۳۰ ) 

« ۲۱ و کسی از ذریت خود را برای مولک از آتش مگذران و نام خدای خود را بی حرمت مساز. من یهوه هستم.  ۲۲ «و با ذکور مثل زن جماع مکن، زیرا که این فجور است.  ۲۳ و با هیچ بهیمه‌ای جماع مکن، تا خود را به آن نجس سازی، و زنی پیش بهیمه‌ای نایستد تا با آن جماع کند، زیرا که این فجور است.  

۲۴ «به هیچ کدام از اینها خویشتن را نجس مسازید، زیرا به همة اینها امتهایی که من پیش روی شما بیرون می‌کنم، نجس شده‌اند.  ۲۵ و زمین نجس شده است، و انتقام گناهش را از آن خواهم کشید، و زمین ساکنان خود را قی خواهد نمود.  ۲۶ پس شما فرایض و احکام مرا نگاه دارید، و هیچ کدام از این فجور را به عمل نیاورید، نه متوطن و نه غریبی که در میان شما مأوا گزیند.  ۲۷ زیرا مردمان آن زمین که قبل از شما بودند، جمیع این فجور را کردند، و زمین نجس شده است.  ۲۸ مبادا زمین شما را نیز قی کند، اگر آن را نجس سازید، چنانکه امتهایی را که قبل از شما بودند، قی کرده است.  ۲۹ زیرا هر کسی که یکی از این فجور را بکند، همة کسانی که کرده باشند، از میان قوم خود منقطع خواهند شد.  ۳۰ پس وصیت مرا نگاه دارید، و از این رسوم زشت که قبل از شما به عمل آورده شده است عمل منمایید، و خود را به آنها نجس مسازید. من یهوه خدای شما هستم.» 

و در مزمور( ۱۱۵ : ۲- ۸ ) در باره پرستش بتهای دست ساخت این امتها میخوانیم: «۲ امّت‌ها چرا بگویند که «خدای ایشان الآن کجاست؟»  ۳ اما خدای ما در آسمانهاست. آنچه را که اراده نمود، به عمل آورده است.  ۴ بتهای ایشان نقره و طلاست، از صنعت دستهای انسان.  ۵ آنها را دهان است و سخن نمی‌گویند. آنها را چشمهاست و نمی‌بینند.  ۶ آنها را گوشهاست و نمی‌شنوند. آنها را بینی است و نمی‌بویند.  ۷ دستها دارند و لمس نمی‌کنند. و پایها و راه نمی‌روند. و به گلوی خود تنطّق نمی‌نمایند.  ۸ سازندگان آنها مثل آنها هستند، و هر که بر آنها توکل دارد.»

 موضوع فقط پرستش اجسام دست ساخت انسان نیست، موضوع عدم درک از آفریننده خود که آنها را خلق کرده بود است. آن کس که به آنها هستی داده و به هر آنچه که در آن و به آن میزیستند فرمان میداد. عدم شناخت آنکس که بر زمان و وقایع و امروز و فردا و اینده تسلط کامل داشت و هیچ چیز بدون اراده او روی نمیداد. باور به بتها فقط باور به سنگ و چوب نبود، باور به کذب و دروغ بود و در این کذب و دروغ زندگی کردن. و با پرستش این بتها، پرستش این خدایان، ما امور اجتماعی بالا را داریم که موسی به آنها هشدار داده بود که قوم او چنین نکنند. این دو با هم بود. چنین خدایی چنان رفتاری را با خود میاورد. چنین باوری به چنین بتهایی چنان رفتار اجتماعی را در جامع گسترش میداد.

جان پایپر در همین کتاب « امتها شادی کنند!» خود در خصوص توفیر عظیم خدایان امتها و خدای ما تا به عمق تفاوت رفته است:« تفاوت موجود میان خدای حقیقی و خدایان امتها این واقعیت است که خدا حمل میکند، حال آنکه خدایان باید حمل بشوند! خدا خدمت میکند، اما آنها باید خدمت شوند. خدا با نشان دادن رحمانیت خود، جلال قدرت بلامنازع خویش را آشکار میسازد. اما خدایان با گردآورد بردگان در اطراف خویش، خود را بزرگ و درخور ستایش جلوه میدهند. بنابر این، تصویر خدا به عنوان وجودی که غیرت او برای جلال خویش، محرک او در رحمانیت و خدمت است، بیانگر این حقیقت است که در میان تمام خدایان، تنها او براستی یگانه و بی مانند است[1].» 

و این دو حقیقت بالا، درک مزمور ۱۱۷ را بیشتر و بیشتر برای ما عزیز و گرامی میسازد. و وقتی به حقیقت این دو امر در خصوص امتها نگاه میکنیم، بار دیگر از خودمان میپرسیم اما چگونه پرستش یهوه توسط امتها میسر است؟ 

کار یهوه در آوردن امتها به پرستش خود

پاسخ را میتوانیم در یک جمله اینگونه بدهیم، بر اساس سندیت کتابمقدس، این امتها نیستند که به پرستش یهوه میایند، بلکه این خود یهوه است که برای وفاداری به عهد خود، وفاداری به ذات خود، وفاداری به آنکس که او هست، این امتها را، هر چند بر ضد او و بر ضد مسیح او هستند، هر چند بت پرست و فاسد و شریر هستند را به پرستش خود میخواند. البته نه با حفظ کردن و داشتن بتها و خدایان خود، بلکه پس از توبه و بازگشت از پرستش این خدایان و بتها و ایمان آوردن به یهوه.

 و این آن حقیقتی بود که نویسنده مزمور ۱۱۷ و دیگر نوشتجات عهد عتیق چنین آینده ایی را دیده و به آن شهادت داده بودند. 

۱-ابتدا خداوند وعده داد روزی فرا خواهد رسید که از یک نفر تمامی امتهای جهان برکت خواهند یافت. 

 « ۱ و خداوند به ابرام گفت: «از ولایت خود، و از مولد خویش و از خانة پدر خود بسوی زمینی که به تو نشان دهم بیرون شو،  ۲ و از تو امتی عظیم پیدا کنم و تو را برکت دهم، و نام تو را بزرگ سازم، و تو برکت خواهی بود.  ۳ و برکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند، و لعنت کنم به آنکه تو را ملعون خواند. و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت.» ( پیدایش ۱۲: ۱- ۳ ) 

۲-سپس خداوند ملتی را برمیگزیند تا اینگونه تمامی ملتهای دنیا را به خود، و نهایتا به یهوه خدای این ملت جذب کنند تا نزد او آمده و او را پرستش کنند.

« ۴ شما آنچه را که من به مصریان کردم، دیده‌اید، و چگونه شما را بر بالهای عقاب برداشته، نزد خود آورده‌ام.  ۵ و اکنون اگر آواز مرا فی‌الحقیقه بشنوید، و عهد مرا نگاه دارید، همانا خزانة خاص من از جمیع قومها خواهید بود. زیرا که تمامی جهان، از آن من است.  ۶ و شما برای من مملکت کهَنه و امتِ مقدس خواهید بود.» ( خروج ۱۹: ۴- ۶ ) 

کار کاهنان نه تنها تعلیم قوم بود بلکه هدایت کردن مردم در پرستش یهوه. کاهنان در حقیقت رابطه ایی بودند بین انسان و خدا. انسان گناهکار و خدای قدوس. خداوند به موسی در باره یکنفر نمیگوید بلکه در باره تمام قوم اسراییل. یک ملت. یک ملت کاهن. و نقش این ملت کاهن این بود که تمام ملتها را در دنیا به پرستش یهوه بیاورد. یعنی با تعلیم دادن آنها، یعنی با بازگشت این ملتها از اعمال شنیع و گناهکارانه خود.

۳-این دور نمای کار یهوه در آوردن امتها به پرستش خود بارها توسط هدایت روح القدس از جانب راویان متعددی بیان شده است. 

-« ۲۷ جمیع کرانه‌های زمین متذکر شده، بسوی خداوند بازگشت خواهند نمود؛ و همة قبایل امّت‌ها به حضور تو سجده خواهند کرد.  ۲۸ زیرا سلطنت از آن خداوند است و او بر امّت‌ها مسلط است.» ( مزمور ۲۲: ۲۷ - ۲۸ ) 

-« ۱ خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازد و نور روی خود را بر ما متجلی فرماید! سِلاه.  ۲ تا راه تو در جهان معروف گردد و نجات تو به جمیع امّت‌ها.  ۳ ای خدا قوم‌ها تو را حمد گویند. جمیع قوم‌ها تو را حمد گویند. ۴ امّت‌ها شادی و ترنم خواهند نمود زیرا قوم‌ها را به انصاف حکم خواهی نمود و امّت‌های جهان را هدایت خواهی کرد، سلاه.  ۵ ای خدا قوم‌ها تو را حمد گویند. جمیع قوم‌ها تو را حمد گویند.  ۶ آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد و خدا خدای ما، ما را مبارک خواهد فرمود.  ۷ خدا ما را مبارک خواهد فرمود. و تمامی اقصای جهان از او خواهند ترسید.» ( مزمور ۶۷ )

-« ۹ ای خداوند همة امّت‌هایی که آفریده‌ای آمده، به حضور تو سجده خواهند کرد و نام تو را تمجید خواهند نمود.  ۱۰ زیرا که تو بزرگ هستی و کارهای عجیب می‌کنی. تو تنها خدا هستی.  » ( مزمور ۸۶ : ۹ )  

-« ۱ اساس او در کوههای مقدّس است.  ۲ خداوند دروازه‌های صهیون را دوست می‌دارد، بیشتر از جمیع مسکن‌های یعقوب.  ۳ سخنهای مجید دربارة تو گفته می‌شود، ای شهر خدا! سِلاه.  ۴ رَهَبْ و بابل را از شناسندگان خود ذکر خواهم کرد. اینک فلسطین و صور و حبش، این در آنجا متولد شده است.  ۵ و دربارة صهیون گفته خواهد شد که این و آن در آن متولد شده‌اند. و خود حضرت اعلی آن را استوارخواهد نمود.  ۶ خداوند چون امّت‌ها را می‌نویسد، ثبت خواهد کرد که این در آنجا متولد شده است، سِلاه.  ۷ مغنیان و رقص کنندگان نیز. جمیع چشمه‌های من در تو است.» ( مزمور ۸۷ )

این یکی از مزامیری ست که شما به ندرت در موعظات کلیسایی و از دهان مبشران میشنوید. در این مزمور شما میخوانید که شهر خدای ما ساکنین تازه ایی خواهد داشت: «رهب» مصر و  بابل. دو قومی که اسراییل را به اسارت و بردگی برده بودند، بت پرست و تمام شریر و بر ضد خدای یهوه بودند. فلسطیان و صور و حبش. اقوامی که دایما با اسراییل در جنگ بودند و بت پرست بودند( کمااینکه تا به همین امروز چنین است!) مزمورنویس میگوید این ملتها در شهر خدا متولد میشوند، یعنی پرستنده یهوه خواهند شد. 

- « ۲ و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند برقلّه کوهها ثابت خواهد شد و فوق تلّها برافراشته خواهد گردید و جمیع امّت‌ها بسوی آن روان خواهند شد.  ۳ و قوم‌های بسیار عزیمت کرده، خواهند گفت: «بیایید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآییم تا طریق‌های خویش را به ما تعلیم دهد و به راههای وی سلوک نماییم.» زیرا که شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد.  ۴ و او امّت‌ها را داوری خواهد نمود و قوم‌های بسیاری را تنبیه خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزه‌های خویش را برای ارّه‌ها خواهند شکست و امّتی بر امّتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت.» ( اشعیاء نبی ۲: ۲- ۴ ) 

آنچه اشعیاء نبی در هدایت روح القدس خدا دیده است نمایی است برای حال و اینده. و نهایتا در هر دو بُعد، زمانی فرا خواهد رسید که امتها برای پرستش یهوه خواهند آمد. 

-« ۱۹ در آن روز مذبحی برای خداوند در میان زمین مصر و ستونی نزد حدودش برای خداوند خواهد بود.  ۲۰ و آن آیتی و شهادتی برای یهوه صبایوت در زمین مصر خواهد بود. زیرا که نزد خداوند به سبب جفا کنندگان خویش استغاثه خواهد نمود و او نجات دهنده و حمایت کننده‌ای برای ایشان خواهد فرستاد و ایشان را خواهد رهانید.  ۲۱ و خداوند بر مصریان معروف خواهد شد و در آن روز مصریان خداوند را خواهند شناخت و با ذبایح و هدایا او را عبادت خواهند کرد و برای خداوند نذر کرده، آن را وفا خواهند نمود.  ۲۲ و خداوند مصریان را خواهد زد و به زدن شفا خواهد داد زیرا چون بسوی خداوند بازگشت نمایند ایشان را اجابت نموده، شفا خواهد داد.

۲۳ در آن روز شاهراهی از مصر به آشور خواهد بود و آشوریان به مصر و مصریان به آشور خواهند رفت و مصریان با آشوریان عبادت خواهند نمود.  ۲۴ در آن روز اسرائیل سوم مصر و آشور خواهد شد و آنها در میان جهان برکت خواهند بود.  ۲۵ زیرا که یهوه صبایوت آنها را برکت داده خواهد گفت قوم من مصر و صنعت دست من آشور و میراث من اسرائیل مبارک باشند.» ( اشعیاء نبی ۱۹ : ۱۹ - ۲۵ ) 

این یکی از زیباترین و عمیق ترین حقیقت کار خدای ما در آوردن اقوام دنیا به پرستش خود است. هر چند اگر این اقوام هنوز بت پرست بوده و به قدرت اسبها و کالسکه ها و بتهای خود میبالیدند مانند مصر و هر چند اگر قومی خونخوار و شریر بوده که کسانی که فرزندان و دختران و پیران و جوانان قوم خدا را کشتند و به اسارت بردند، مانند آشور. اما در رای و اقتدار خدای ما چنین است که این اقوام برای خدای ما برگزیده شده و پرستنده گان او شوند و در سهم و میراث ازلی شریک شوند طوری که به همراه قوم خدا، اسراییل « در میان جهان برکت خواهند بود.» تا به این حد که مصر قوم خوانده خواهد شد، نسبتی که به قوم اسراییل داده شده بود. و آشور چون در دست خدا خلق میشد جلال و عظمت خدا را آشکار میکرد. 

-« ۱ برخیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گردیده است.  ۲ زیرا اینک تاریکی جهان را و ظلمت غلیظ طوایف را خواهد پوشانید امّا خداوند بر تو طلوع خواهد نمود و جلال وی بر تو ظاهر خواهد شد.  ۳ و امّت‌ها بسوی نور تو و پادشاهان بسوی درخشندگی طلوع تو خواهند آمد.  ۴ چشمان خود را به اطراف خویش برافراز و ببین که جمیع آنها جمع شده، نزد تو می‌آیند. پسرانت از دور خواهند آمد و دخترانت را در آغوش خواهند آورد.  ۵ آنگاه خواهی دید و خواهی درخشید و دل تو لرزان شده، وسیع خواهد گردید، زیرا که توانگری دریا بسوی تو گردانیده خواهد شد و دولت امّت‌ها نزد تو خواهد آمد.  ۶ کثرت شتران و جمازگان مدیان و عیفه تو را خواهند پوشانید. جمیع اهل شبع خواهند آمد و طلا و بخور آورده، به تسبیح خداوند بشارت خواهند داد.  ۷ جمیع گله‌های قیدار نزد تو جمع خواهند شد و قوچهای نبایوت تو را خدمت خواهند نمود. به مذبح من با پذیرایی برخواهند آمد و خانه جلال خود را زینت خواهم داد.» ( اشعیاء ۶۰ : ۱- ۷ ) 

نگاه کنید به این دورنمای فرزندان اسماعیل! « مدیان » و « عیفه » و « شبع » و « قیدار » و « نبایوت » بر اساس پیدایش ( ۲۵: ۱- ۲ ، ۴ ، ۱۲- ۱۳ ) اینها همه فرزندان ابراهیم از هاجر و اسماعیل بودند. اینها اعراب بودند که در نواحی بیابان میزیستند و در پرستش بتها و خدایان خود بودند. کسانی که در تاریخ اسراییل برای این سرزمین دایما مشکلات و دشمنی آوردند. بخصوص در دوران بازسازی معبد دوم و در زمان عزرا و نحمیاء. اما اشعیاء نبی در هدایت روح مقدس خدا دیده است که این اقوام روزی نزد خدای ما آمده و او را خواهند پرستید.   

ادامه دارد...

 

 

[1] Ibid. 37. با ترجمه آرمان رشدی