او: آن خوشی عظیم
و به مناسبت تولد او
خوش بودن یا خوشی یک حس شادمانه درونی است که ناخودآگاه کسب نشده و حاصل نمیگردد بلکه در تاثیر و برداشت و تصاحب امری والاتر که تماما نیکو و خوب است در هر کس حاصل میشود. خیلی ها این را نسبی میدانند و میگویند آنچه برای تو خوشی نیست برای من هست و یا برعکس. اشکالی که این دیدگاه دارد این است که پس چرا اشتیاق و تشنگی برای این خوشی در هر دوی ما یکسان است حالا به هر نحوی آن را نگاه کنید. من به نوع خوشی اشاره نمیکنم من به خود خوشی اشاره دارم که هر دوی ما در پی آن هستیم و هر دوی ما آن را در این آرمان و در آن تلاش و در این راه و در آن کتاب و در این فلسفه و در آن دین و در این تمرینات مذهبی و دینی آن را جستجو میکنیم. در پی این جستجوی این خوشی ماندگار و همیشگی است که گاها ما خوشی های موقتی و زودگذر را دیدیم و چشیدیم و چیزی جز آه و افسوس و تشنگی دوباره برای ما باقی نگذاشت. پس ما میتوانیم خوش باشیم اما موقتی میتوانیم شاد باشیم اما زودگذر آرامش داشته باشیم اما کوتاه. سپس سوالی که پرسیده خواهد شد این است که پس این خوشی حقیقی کجاست؟ در چیست؟
کتابمقدس ما برداشت و تعریف خاصی از تصاحب و داشتن این خوشی دارد. در آیات متعددی و در مسیر نوشتجات از عهد قدیم به عهد جدید نگاه میکنیم و میبینیم که این خوشی حاصل تلاش انسان برای تصاحب آن نیست. خوشی در کتابمقدس داشتن این چیز و آن چیز و این برکت و آن برکت و این پیروزی و آن پیروزی نیست.
« ۶ بسیاری میگویند: «کیست که به ما احسان نماید؟» ای خداوند نور چهرة خویش را بر ما برافراز. ۷ شادمانی در دل من پدید آوردهای، بیشتر از وقتی که غّله و شیرة ایشان افزون گردید. ۸ بسلامتی میخسبم و به خواب هم میروم زیرا که تو فقط ای خداوند مرا در اطمینان ساکن میسازی.» ( مزمور ۴ : ۶- ۸ ) « شادمانی » ایه ۷ همان خوشی مورد گفتگوی ماست. نگاه کنید: یک اشتیاق و یک سوال همراه میشود با حضور خداوند « نور چهره تو ،» سپس خوشی ایی در دل خواهد بود که حتی از برکات فراوان زمینی نیز فراتر است. سپس زیستن در این خوشی است که مزمورنویس میگوید در سلامتی چشمانش را میبندد زیرا دل او از خوشی حضور چهره خداوند در زندگی او پر است. سلامتی در کتابمقدس هرگز به مفهوم سلامت جسمانی نبوده و نیست بلکه صلح و آرامش کامل خداوند که با خود سلامتی خداوند را، شالوم خداوند را همراه حضور خداوند که خوشی است میاورد.
« ۱۱ طریق حیات را به من خواهی آموخت. به حضور تو کمال خوشی است و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد!» ( مزمور ۱۶ : ۱۱ ) راههای خداوند در کلام خداوند بر جویندگان و تشنه گان و گرسنگان نیکی مطلق عیان شده است. سپس در این آموختن، حضور خداوند توسط روح مقدس خداوند در تمام زندگی و فکر جوینده کلام ریخته میشود و این حضور نه مقداری خوشی یا خوشی موقتی بلکه « کمال خوشی » است، یعنی اوج و تمام آن خوشی آسمانی.
« ۶ زیرا او را مبارک ساختهای تا ابدالآباد. به حضور خود او را بی نهایت شادمان گردانیدهای.» ( مزمور ۲۱ : ۶ ) یک تناسب است بین مبارک شدن توسط خداوند و حضور خداوند. حضور خداوند است که مبارک میسازد و سپس در این حضور است که شادمانی پدیدار میشود، آن خوشی. نه یک مقدار نه کوتاه مدت بلکه یک خوشی و شادمانی بینهایت.
نویسنده گان کلام که در هدایت روح القدس خدا نوشتند و زندگی کردند برای ما این راز را مکشوف کردند که خداوند یهوه صبایوت، خدای یعقوب، خدای امتهای جهان، خود آن خوشی و شادمانی و سلامتی است. چون او خود آن خوشی است پس تصاحب و حضور او در زندگی پیروان راستین او پر از خوشی و سلامتی نه کم یا موقتی بلکه خوشی کامل و بی نهایت خواهد بود.
از میان نویسنده گان شرح حال زندگی عیسای خداوند، لوقا نوک قلم خود را بر این راز کتابمقدس میگذارد و با خواننده خود، جناب تیوفلس از این « خوشی عظیم » سخن میگوید. شخصی مانند « جناب تیوفلس » از هر حیث رفاه داشت. پول داشت. زمین داشت. یک خانه بزرگ در تهران داشت و یک ویلا در شمال و سفرهای خارجی او و فرزندانش تمامی نداشت! اما لوقا که در جامعه روم رشد کرده بود میدانست چقدر زندگی « جناب تیوفلس » خالی از این خوشی عظیم است. چقدر پوچ و بی معنی است و چگونه او باید با این خوشی عظیم آشنا شود. به همین دلیل نوشته او با تولد این خوشی عظیم آغاز میشود، با زندگی و زیستن این خوشی عظیم با مردم اطراف خود دنبال میشود که هر جا که او پامیگذاشت، دردها به شادی، ناتوانی به قوت، تاریکی به نور مبدل میشد. بدون اینکه نی خمیده را بشکند یا فتیله نیم سوخته را خاموش کند و بدون اینکه فریاد او را کسی در کوچه ها بشنود. او قدم میزد و میگذشت، لمس میشد و سخن میگفت و خوشی جاری میشد و قلبها تسخیر و چشمان باز و زندگی ها تبدیل میشد.
پس من میتوانم با جرات و اطمینان بگویم، زندگی و خدمت عیسای مسیح و رشد و گسترش کلیسای او تماما گویای این حقیقت است که خود عیسای مسیح آن خوشی عظیم بود: تولد او، نجات در او، سرانجام مرگ او، قبر خالی او، صعود او، و زندگی کلیسای او و در انتظار آمدن دوباره او تماما مملو از چنین خوشی عظیم بوده، هست و خواهد بود.
در تولد او:
۱-آنانی که منتظر این خوشی عظیم بودند آن را شنیدند و دیدند و باور کردند و خبر آن را پخش کردند.
هم مجوسیان ( متی ۲ : ۱۰ - ۱۱ )، « و چون ستاره را دیدند بی نهایت شاد و خوشحال گشتند و به خانه در آمده طفل را با مادرش مریم یافتند و به روی درافتاده او را پرستش کردند.» و هم چوپانان (لوقا ۲ : ۱۰ - ۱۱ ) ، « فرشته ایشان را گفت مترسید زیرا اینک بشارت خوشی عظیم به شما میدهم که برای جمیع قوم خواهد بود که امروز برای شما در شهر داود نجات دهنده ایی که مسیح خداوند باشد متولد شد.» ( لوقا ۲ : ۱۰ )
هم مجوسیان و هم چوپانان شاهد تولد این خوشی عظیم بودند. برای مجوسیان این خوشی عظیم بعنوان پادشاه ازلی بود. برای چوپانان این خوشی عظیم، بعنوان رستگارکننده و نجات دهنده.
در نجات او:
۲- این خوشی در یافتن گمشده گان و نجات آنها از مرگ ازلی و دایمی بود.
شادی در گوسفند گمشده.( لوقا ۱۵ : ۶ ) در سکه گمشده ( لوقا ۱۵ : ۹ ) در پسر گمشده ( لوقا ۱۵ : ۲۴ )
در هر سه مورد عیسای خداوند چنین فرمود که :« به شما میگویم که بر این منوال خوشی در آسمان رخ مینماید به سبب توبه یک گناهکار.» ( ۱۵ : ۷ ، ۱۰ ، ۳۲ )
در سرانجام مرگ او:
۳-او خود را که آن خوشی عظیم بود بواسطه سپردن روح مقدس خود برای پیروان خود باقی گذاشت.
او سلامتی خود را که در آن خوشی او بود، چون خود او بود را برای پیروانش باقی گذاشت.« ۲۷ سلامتی برای شما میگذارم، سلامتی خود را به شما میدهم. نه چنانکه جهان میدهد، من به شما میدهم. دل شما مضطرب و هراسان نباشد.» ( یوحنا ۱۴ ) در آن ساعات آخرین عمر زمینی خود رو به شاگردان خود چنین فرمود:« ۱۱ این را به شما گفتم تا خوشی من در شما باشد و شادی شما کامل گردد.» ( یوحنا ۱۵ ) سپس در دعای کاهنانه خود نزد پدر چنین دعا نمود:« ۱۳ و اما الآن نزد تو میآیم. و این را در جهان میگویم تا خوشی مرا در خود کامل داشته باشند.» ( یوحنا ۱۷ )
او میدانست که پیروانش چقدر به این خوشی او در دنیای تاریک و پر از شرارتی که در آن بسر خواهند برد نیاز دارند. این خوشی عظیم برای زیستن روزانه. شاهد روزانه. تقدس روزانه آنها با آنها باقی ماند، باقی مانده و باقی خواهد ماند.
در قبر خالی او
۳- او خوشی عظیم خود را با قبر خالی خود ثابت کرد.
درست در زمانی که همه در ماتم مرگ موحش او بودند. رفتن او بودند. از دست دادن آن خوشی عظیم حضور او بودند. امید خود. آنها که میرفتند این خوشی عظیم را برای همیشه دفن کنند او را زنده یافتند. قبر خالی خوشی عظیم آنها نبود اینکه خوشی عظیم در قبر دفن نشده بود خوشی عظیم آنها گشت:« ۸ پس، از قبر با ترس و خوشی عظیم به زودی روانه شده، رفتند تا شاگردان او را اطلاع دهند.» ( متی ۲۸ )
در صعود او
۴-این خوشی عظیم با صعود خود به آسمان تمام نشد بلکه با یارانش باقی ماند.
وقتی شاگردانش با چشمانی متحیر و دلی تپیده و قلبی شگفت زده به صعود پرشکوه این خوشی عظیم به آسمان نظاره کردند، شاهد ترک این خوشی عظیم نبودند بلکه با این خوشی عظیم بازگشتند و با آن زندگی کردند. « پس ایشان را بیرون از شهر تا بیت عنْیا برد و دستهای خود را بلند کرده، ایشان را برکت داد. ۵۱ و چنین شد که در حین برکت دادن ایشان، از ایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد. ۵۲ پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند. ۵۳ و پیوسته در هیکل مانده، خدا را حمد و سپاس میگفتند. آمین. » ( لوقا ۲۴ )
در کلیسای او
۵-این خوشی عظیم برای پیروان او بعنوان شیوه نوین زیستن در نام او ادامه یافت:
الف- زیستن در خوشی عظیم به رغم مصیبتها:
دریافت کردن و زیستن در این خوشی عظیم فرار از رنجها و مصیبتها نبود بلکه زیستن در آنها با این خوشی عظیم.« ۴ مرا بر شما اعتماد کلی و درباره شما فخر کامل است. از تسلی سیر گشتهام و در هر زحمتی که بر ما میآید، شادی (خوشی ) وافر میکنم.» ( دوم قرنتیان ۷ ) و « ۳۴ زیرا که با اسیران نیز همدرد میبودید و تاراج اموال خود را نیز به خوشی میپذیرفتید، چون دانستید که خود شما را در آسمان مال نیکوتر و باقی است. ۳۵ پس ترک مکنید دلیری خود را که مقرون به مجازات عظیم میباشد.» ( عبرانیان ۱۰ )
ب- زیستن در معنای واقعی این خوشی عظیم:
آنها معنای حقیقی و راستین داشتن و زیستن در این خوشی عظیم را فراگرفتند:« ۱۷ زیرا ملکوت خدا اَکل و شرب نیست بلکه عدالت و سلامتی و خوشی در روحالقدس.» ( رومیان ۱۴ )
پ-زیستن در این خوشی عظیم به رغم ندیدن او:
این خوشی عظیم فقط متعلق به شاگردان اولیه کلیسا نبود چون او را دیدند و او را لمس کردند بلکه این خوشی پایدار و ماندگار برای همه پیروانش حتی آنانی که او را ندیده اند باقی مانده است، یعنی امروز برای من و تو. « ۷ تا آزمایش ایمان شما که از طلای فانی با آزموده شدن در آتش، گرانبهاتر است، برای تسبیح و جلال و اکرام یافت شود در حین ظهور عیسی مسیح. ۸ که او را اگرچه ندیدهاید محبت مینمایید و الآن اگرچه او را نمیبینید، لکن بر او ایمان آورده، وجد مینمایید با خرمیای ( خوشی ای ) که نمیتوان بیان کرد و پر از جلال است.» ( اول پطرس )
در انتظار آمدن دوباره او
۶-این خوشی عظیم در فرار از انتظار نیست بلکه عبور کردن از میان روزهای انتظار با خوشی عظیم.
آنانی که توسط این خوشی عظیم یافت شدند، نجات یافتند، خوشی عظیم را دریافت کردند نه تنها در این خوشی عظیم زندگی میکنند بلکه در آن مشتاقانه منتظر آمدن دوباره نجات دهنده خود، این خوشی عظیم ازلی خود هستند که آمده و این خوشی عظیم را برای آنها ازلی و ابدی سازد. آنگاه که دیگر نه رنجی خواهد بود و نه اشکی و نه ماتمی زیرا در آن روز این خوشی عظیم با آنها خواهد زیست، در میان آنها خواهد بود، او با آنها خواهد زیست و آنها با او. ( مکاشفه ۲۱ : ۳- ۴ )
خلاصه کلام
خیلی ها خوشی را نسبی میدانند و میگویند آنچه برای تو خوشی نیست برای من هست و یا برعکس. اما من میگویم، من و تو هر دو در پی این خوشی بودیم و هستیم که آن را بدست بیاوریم و آن را برای همیشه داشته باشیم. پس بیایید این مباحثه بی سرانجام را پایان بدهیم! من میگویم اینجا کسی ایستاده است که خود او آن خوشی عظیم است. و این خوشی عظیم بر در قلب شما ایستاده و در قلب شما را میکوبد، و شما میگویید من توان باز کردن این در را ندارم! از او بخواهید تا خود او قفل این در را برای شما باز کند، دستان او توانای این است که چون شما را اینگونه تشنه و گرسنه این خوشی عظیم دریابد خود او شما را پیدا کند و آنگاه سفر شما با این خوشی عظیم در این خوشی عظیم از این خوشی عظیم آغاز میشود و چه سفر پرشکوه و پر از جنجال و پر از راههای باریک و دره ها و پرتگاهها و کوهها و دشت ها و شهرها و سرزمینهای که نیست و در تمام آن و در هر زمان آن شما این خوشی عظیم را از دست نخواهید داد زیرا او شما را از دست نخواهد داد از آنجایی که این خوشی عظیم به قول خود وفادار است و با شما همواره میماند و هرگز شما را ترک نمیکند. امروز او را طلب کن!
نوشته: حسین گل هاشم