تفسیر و بررسی مزمور ۱۳
از ناامیدی به امید
۱ ای خداوند تا به کی همیشه مرا فراموش میکنی؟ تا به کی روی خود را از من خواهی پوشید؟ ۲ تا به کی در نفس خود مشورت بکنم و در دلم هر روزه غم خواهد بود؟ تا به کی دشمنم بر من سرافراشته شود؟ ۳ ای یهوه خدای من نظر کرده، مرا مستجاب فرما! چشمانم را روشن کن مبادا به خواب موت بخسبم. ۴ مبادا دشمنم گوید بر او غالب آمدم و مخالفانم از پریشانیام شادی نمایند. ۵ و اما من به رحمت تو توکل میدارم؛ دل من در نجات تو شادی خواهد کرد. ۶ برای خداوند سرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است.
مقدمه
سرایش این مزمور به داود نسبت داده شده اما نمیدانیم دقیقا داود در چه شرایطی بوده که این مزمور را سرایید. بعضی باور دارند این سرود در دوران فرار او از دست شایول پادشاه اسراییل که به مدت دوازده سال قصد جان داود را داشت سراییده شده است. درست است که اشاره هایی چند در این مزمور میتواند از این دوران سخن بگویند اما به اندازه کافی بر چنین روزهایی دلالت نمیکنند.
از حیث نوع و چگونگی مزامیر، مانند مزامیر ستایش و شکرگزاری؛ مزامیر پادشاهی؛ مزامیر توبه و پرستش؛ مزامیر لعنت. این مزمور را میتوانیم در رده مزامیر سوگواری، ناله و زاری بدانیم. عبارت : ندبه یا زاری در زبان عبرانی سَفِد یعنی ناله کردن برای شخصی. در زبان انگلیسی: لِمِنت، یعنی ناله زدن از روی درد و مصیبت.
زمینه تاریخی ملت ما
ما فارسی زبانانی که از دین اسلام آمده ایم با عبارت ندیه و زاری غریبه نیستیم. محرم و تاسوعا و عاشورا و سینه زنی و روضه خوانی و گریه و زاری کردن در خون و رگ و بافت فکری ماست. خمینی بارها و بارها اعلان کرده بود که « این محرم و صفر است که ما را زنده نگه داشته است...ما با تاسوعا و عاشورا زنده ایم.» وقتی به این فکر میکنیم، بدون هیچ شک و تردید در خصوص مزامیر ناله و زاری تاحدودی نیز چنین فکر میکنیم و این به خودی خود درک اهمیت این مزامیر را از ما گرفته و ما هیچ مشتاق شنیدن از آن نیستیم. اما آنچه این نویسنده از تاریخ ملت خود میداند و تجربه کرده و در آن زندگی کرده است در خصوص عزاداری و سوگواری این است که آنچه از دین اسلام بعنوان عزاداری و ماتم به ما داده شد زنجیرهای اسارت در تاریکی و اوج ناتوانی و بی انگیزه گی در زیستن و دلیل دردها و مصیبتها بوده است. اگر خمینی چنان گفت و اگر اسلام چنین باور داشته و دارد تمام مقصود آن سوءاستفاده کردن از شرایط زندگی انسانی و ثمرات گناه و زیستن در شرارت و حضور شرارت و فساد در حکومت و جامعه برای خنثی ساختن حس برانگیحتن و اعتراض و ناآرامی در بین مردم خود است تا آنها در گریه و ناتوانی نگه دارند. تا روضه خوانان را زیاد و زیادتر کنند و مردم را در این حس ضعف حفظ کنند. یعنی محرم و تاسوعا و عاشورا در اسلام سرزمین ما منبع به اسارت درآوردن و خود را ناچیز شمردن و تسلیم شدن به قدرتهای بالاتر است از روضه خوان محل گرفته تا ولی فقیه و نهایتا داستانها و شریعت اسلام.
اما در قطب دوم این معضل نه بکار بردن ماتم و عزا توسط دین اسلام بلکه در بکار نبردن مزامیر ماتم و عزا توسط ایمانداران مسیحی ایرانی و حتی در سراسر دنیاست. یعنی نباید تعجب کنیم که به ندرت واعظ یا معلم مسیحی از فرقه های مسیحی مشاهده میکنیم که حتی به این مزامیر نزدیک بشوند! زیرا دوست دارند از مزامیری بخوانند و موعظه کنند که پر از امید و شادی و اطمینان و وفاداری است. اما اینها فراموش کرده اند که آنکس که مزمور ۲۳ را نوشت، مزمور ۳، ۵۱ را نیز نوشته است. هر دو را یک انسان و یک پرستنده یهوه سراییده است اگر یکی اهمیت تعلیم و حفظ کردن دارد آیا دیگری نباید چنین اهمیتی داشته باشد؟
مزامیر سوگواری و ناله
ایا میدانستید که بیش از ۴۱٪ مزامیر یعنی ۶۲ مزمور از ۱۵۰ مزمور مزامیر گریه یا زاری یا سوگواری هستند؟ و آیا میدانستید که یک سوم از این مقدار، گریه و زاری و سوگواری بر ضد خود خداوند است؟! برای مزمورنویس این خداوند است که باعث ایجاد درد و ماتم و مصیبت او شده پس به خداوند است که این ناله ها و سوگواری بیان شده است. این مقدار مزامیر نوحه و سوگواری به دو قسمت تقسیم شده اند:
۱-سوگواری انفرادی و شخصی. ( مانند مزامیر ۳، ۴ ، ۶ ، ۷ ، ۱۳: ۵۱ ، ۱۰۹، ۱۳۹- ۱۴۳ )
۲-سوگواری گروهی و ملی. ( مانند مزامیر ۹ ، ۱۰ ، ۷۹ ، ۸۹، ۱۳۷ ، ۱۴۴ )
باید بخاطر بیاوریم که در کتابمقدس، یک کتاب به کتاب ناله و سوگواری نسبت داده شده یعنی کتاب مراثی ارمیاء نبی. اسم مراثی از همین مرثیه و سوگواری گرفته شده است. این کتاب ارمیاء نبی درست پس از سقوط یهودا و به اسارت رفتن آن و ویران شدن معبد و از دست دادن استقلال و پادشاهی در یهودا برای همیشه سراییده شده بود. نگاه کنید به ابتدای این کتاب و دقت کنید به عمق درد و آه و مصیبتی که نبی خداوند نزد خود خداوند ناله زده است: «۱ چگونه خداوند از غضب خود دختر صهیون را به ظلمت پوشانیده و جلال اسرائیل را از آسمان به زمین افکنده است. و قدمگاه خویش را در روزِ خشم خود به یاد نیاورده است. ۲ خداوند تمامی مسکنهای یعقوب را هلاک کرده و شفقت ننموده است. قلعههای دختر یهودا را در غضب خود منهدم ساخته، و سلطنت و سرورانش را به زمین انداخته، بی عصمت ساخته است. ۳ در حدّت خشم خود تمامی شاخهای اسرائیل را منقطع ساخته، دست راست خود را از پیش روی دشمن برگردانیده است. و یعقوب را مثل آتش مشتعل که از هر طرف میبلعد سوزانیده است. ۴ کمان خود را مثل دشمن زه کرده، با دست راست خود مثل عَدُوْ برپا ایستاده است. و همه آنانی را که در خیمه دختر صهیون نیکو منظر بودند به قتل رسانیده، غضب خویش را مثل آتش ریخته است. ۵ خداوند مثل دشمن شده، اسرائیل را هلاک کرده و تمامی قصرهایش را منهدم ساخته و قلعههایش را خراب نموده است. و برای دختر یهودا ماتم و ناله را افزوده است.» (مراثی ارمیاء ۲ )
عیسای مسیح و ماتم و ناله های او
وقتی اشعیاء نبی در هدایت روح القدس خداوند قصد میکند تا از آمدن خادم رنجور، مسیحای موعود، آمرزنده گناهان سخن بگوید او را اینگونه معرفی میکند:« ۳ خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غمها و رنج دیده و مثل کسی که رویها را از او بپوشانند و خوار شده که او را به حساب نیاوردیم. ۴ لکن او غمهای ما را بر خود گرفت و دردهای ما را بر خویش حمل نمود. و ما او را از جانب خدا زحمت کشیده و مضروب و مبتلا گمان بردیم.» ( اشعیاء ۵۳ ) عیسای مسیح، خداوند و نجات دهنده ما، نامش نه تنها عمانوییل بود، خدا با ما؛ بلکه همچنین او را « صاحب غمها» میدانستند. از میان نویسنده گان انجیل، لوقا این چهره خداوند ما را به زیبایی و مکررا برای خواننده خود ترسیم کرده و نشان داده است.
- آنگاه که بر شهر اورشلیم سوگواری کرد:« ۳۴ ای اورشلیم، ای اورشلیم که قاتل انبیا و سنگسار کننده مرسلین خود هستی، چند کرت خواستم اطفال تو را جمع کنم، چنانکه مرغ جوجههای خویش را زیر بالهای خود میگیرد و نخواستید.» ( لوقا ۱۳ )
- و وقتی در آخرین هفته زندگی خود به سوی صلیب میرفت و به شهر اورشلیم نزدیک میشد بر آن گریست:« ۴۱ و چون نزدیک شده، شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته، ۴۲ گفت: «اگر تو نیز میدانستی هم در این زمان خود، آنچه باعث سلامتی تو میشد، لاکن الحال از چشمان تو پنهان گشته است.»
- و در شب آخر ساعتی قبل از دستگیری و در تقلا و تلاش مقاومت در برابر مرگ و وسوسه های شیطان برای منصرف شدن از مرگ بر صلیب. میخوانیم که ماتم و اندوه او آنقدر شدید بود که به شاگردانش میگوید:« نفس من از غایت الم مشرف به موت شده است.» ( متی ۲۶ : ۳۸ ) و لوقا میگوید این ماتم و درد شدید او به قطرات خونی مبدل شدند که از پیشانی او ریخته میشد.( ۲۲ : ۴۲ - ۴۴ ) - و رساله عبرانیان نیز این جنبه ماتم و سوگواری عیسای خداوند را در تمام طول عمر او که در جسم بود بیان میکند:« ۷ و او در ایام بشریت خود، چونکه با فریاد شدید و اشکها نزد او که به رهانیدنش از موت قادر بود، تضرع و دعای بسیار کرد و به سبب تقوای خویش مستجاب گردید، ۸ هر چند پسر بود، به مصیبتهایی که کشید، اطاعت را آموخت.» ( عبرانیان ۵ )
پس وقتی ما از سوگواری و ناله در مزامیر سخن میگوییم فقط از ناله و ماتم سخن نمیگوییم بلکه از انسانی سخن میگوییم که جانش در پی محبوب خود له له میزند، در زیر فشارهای درونی و بیرونی و آسمانی در حال خرد شدن است و هیچ امیدی و هیچ راهی برای نجات و رستگاری خود نمیبیند مگر اینکه به آنکسی چنگ بزند و آنکسی را صدا بزند که تمامی این مصیبتها و دردها بنا به مشیت الهی مقدس او بر او پیش آورده پس فقط او قادر است که او را بشنود، او را همدردی کند و نه اینکه او را بلافاصله از آن رهایی دهد، که میتواند در هر زمانی چنین کند، بلکه با او در دردهایش همراه شده و قدم بزند، شانه به شانه. ساعت به ساعت.
ایماندار مسیحی بی انگیزه و بی دلیل و در خلاء سوگواری نمیکند. وقتی ایماندار مسیحی سوگواری میکند به نزد خدایی سوگواری میکند که سوگ و اندوه او را باعث شده و بر اساس مشیت الهی او تمامی آنها بر او پیش آمده برای پیشبرد مقاصد الهی خود او در زندگی او و نهایتا برای جلال یافتن نام خداوند و نجات دهنده او. از اینرو ایماندار مسیحی دقیقا به همین خداوند چنگ زده و در او امید و آرامش را به رغم طوفانها و دردهایش میجوید برای پاک شدن ناخالصی ها و رشد روحانی و شناخت عمیق تر خداوند و نجات دهنده خود برای زندگی مسیحی خود و نهایتا برای جلال یافتن نام خداوند و نجات دهنده او.
با این مقدمه وارد تفسیر این مزمور کوتاه ناله و سوگواری داود میشویم.
تفسیر مزمور
این مزمور بقول دیلتزچ الهیدان برجسته مسیحی قرن نوزدهم « مانند امواج دریایی ست که از طوفانی آغاز شده و آرام آرام کم و کمتر میشود، تا جایی که دریا مانند سطح آینه آرام میگردد و آنچه در پایان آن مشاهده میکنیم دریای پر از آرامش و قرار است.»( جلد پنجم. ص.۱۹۹ )
این شش آیه میتواند بنا به نحوه ای که سراییده شده به سه بخش تقسیم شود:
الف- آیات ۱- ۲ چهار جنبه شکایت و گلایه از خداوند
ب-آیات ۳- ۴ سه جنبه تهدید و خطر موجود
پ-ایات ۵- ۶ دو جنبه میوه اعتماد به خداوند
الف- آیات ۱- ۲ چهار جنبه شکایت و گلایه از خداوند
۱ ای خداوند تا به کی همیشه مرا فراموش میکنی؟ تا به کی روی خود را از من خواهی پوشید؟ ۲ تا به کی در نفس خود مشورت بکنم و در دلم هر روزه غم خواهد بود؟ تا به کی دشمنم بر من سرافراشته شود؟
لطفا دقت کنید که این مزمور سوگواری با سوال کردن در یک درد جانکاه از یهوه آغاز میشود: « ای خداوند» و با امید در نام یهوه « برای خداوند» به پایان میرسد.
چهار بار عبارت زمانی « تا به کی» در این دو ایه دیده میشود. و هر « تا به کی؛» گویای گلایه و شکایت داود از خداوند در مورد خاصی از شرایط درونی داود است: ۱-حس فراموش شده گی ۲- حس در زیر خشم الهی بودن ۳- حس اندوه بی پایان درونی۴-حس شکست خورده گی.
و این سوال «تا به کی» بارها و بارها در طول کتابمقدس دیده شده و از خداوند پرسیده شده است. ایوب میپرسد.(ایوب ۷ : ۱۹ ) اشعیاء نبی میپرسد ( ۶ : ۱۱ ) ارمیاء میپرسد ( ۱۲ : ۴ ) حبقوق میپرسد ( ۱ : ۲ )و مزمورنویس که پس از سقوط اورشلیم میپرسد: «تا به کی ای خداوند خود را تا به ابد پنهان خواهی کرد؟» ( مزمور ۸۹ : ۴۶ ) و دردناک این است که حتی در کتاب مکاشفه این سوال را مشاهده میکنیم، در آنجا این شهیدان مسیحی هستند که از خداوند میپرسند:«ای خداوند قدوس و حق تا به کی انصاف نمینمایی و انتقام خون ما را از ساکنان زمین نمیکشی؟» ( ۶ : ۱۰ )
این سوال « تا به کی؟» یک سوال در یک نبرد بین حس درونی و ایمان است. آلکساندر یکی از مفسرین کتابمقدس مینویسد که:«برای چشمان انسانی که در پی دلیل و انگیزه میگردد به نظر میرسد که این دور افتادن همیشگی و پایدار باشد؛ اما ایمان است که سوال میکند: تا به کی؛ که در واقع میگوید آن شرایط دایمی و پایدار نیستند.»( مزامیر ص.۵۸ ) و اما دیلتزچ از زاویه دیگر نگاه میکند که گویی نویسنده مزمور مصیبت و دورافتادگی و غیبت خداوند را در زیر خشم الهی خداوند دیده است؛« و چنین حسی چنین میگوید که گویی شرایط همیشگی و مانده گار است و اینگونه است که طعم جهنم را میدهد. اما ایمان استوار ایستاده به این باور که محبت ورای این خشم الهی خداوند است؛ او در نمای این خشم سیمای خدای محبت را میبیند و در اشتیاق این خواهد شد که بار دیگر باشد که سیمای محبت آمیز او بار دیگر از پس پرده بیرون بیاید.» ( جلد پنجم ص.۱۹۹-۲۰۰ )
موتیر یکی دیگر از مفسرین کتابمقدس میگوید:«دلایل و عوامل این شکسته شدن میتواند تمامی غیرطبیعی، شخصی، یا نشات گرفته از عوامل بیرونی باشند.»( از کتاب مزامیر برای روزانه ص.۳۵ )
همیشه مرا فراموش میکنی؟
-حس فراموش شده گی
« همیشه» گویای یک زمان دنباله دار بی پایان است. چرا داود باید این سوال را از خداوند بپرسد؟ او میدانست که یهوه برگزیده گان خود را هرگز فراموش نخواهد کرد و همواره از آنها در هر شرایطی مراقبت میکند. همانطور که با ابراهیم بر بالای کوه موریا بود و او را فراموش نکرد. همانطور که چهل سال با موسی و قوم خود بود و آنها را فراموش نکرد ( تثنیه ۴ : ۳۱ ) و همانطور که با یوشع نبی بود و او را فراموش نکرد.( تثنیه ۳۱ : ۶ - ۸ ) و اشعیاء نبی این حقیقت را به زیبایی بیان کرده است:« ۱۴ امّا صهیون میگوید: «یهوه مرا ترک نموده و خداوند مرا فراموش کرده است.» ۱۵ آیا زن بچه شیر خواره خود را فراموش کرده بر پسر رحم خویش ترحّم ننماید؟ اینان فراموش میکنند امّا من تو را فراموش نخواهم نمود.»( اشعیاء نبی ۴۹ ) اما حقیقت این است داود تمام اینها را میدانست اما وقتی تاریکی فرامیرسد و مصیبت فرومیریزد و گویی هیچ امیدی پیش رو نیست و گویی تو تنها رها شده ایی تا هلاک شوی، حضور خدا فراموش میشود. و چه بسا این خود خداوند باشد که چنین برای داود اراده کرده بود. زیرا همان خدایی که اشعیاء نبی از او میگوید که فرزند خود را هرگز فراموش نمیکند در باره همان خدا چنین میگوید:« ۷ زیرا تو را به اندک لحظهای ترک کردم امّا به رحمتهای عظیم تو را جمع خواهم نمود. ۸ و خداوند ولی تو میگوید: به جوشش غضبی خود را از تو برای لحظهای پوشانیدم امّا به احسان جاودانی بر تو رحمت خواهم فرمود.»( اشعیاء نبی ۵۴ )
تا به کی روی خود را از من خواهی پوشید؟
-حس در زیر خشم الهی بودن
روی خود را پوشاندن یعنی خود را غایب ساختن. حضور خود را برداشتن. چرا داود اینگونه تصویر کرده که گویی خداوند صورت خودش را از زندگی او برداشته است یا خداوند به زندگی و شرایط داود نگاه نمیکند؟
وقتی به نمونه دعای کاهنانه هارون برای قوم اسراییل در اعداد ۶ : ۲۵ - ۲۶ نگاه میکنیم میتوانیم تاحدودی دلیل این تشبیه را درک کنیم:« ۲۲ و خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: ۲۳ «هارون و پسرانش را خطاب کرده، بگو: به اینطور بنی اسرائیل را برکت دهید و به ایشان بگویید: ۲۴ یهوه تو را برکت دهد و تو را محافظت نماید. ۲۵ یهوه روی خود را بر تو تابان سازد و بر تو رحمت کند. ۲۶ یهوه روی خود را بر تو برافرازد و تو را سلامتی بخشد.» در این دعای کاهنانه آنها قوم را از چه چیز و با چه چیز برکت میدادند؟
۱- از محافظت و حمایت خداوند از آنها. این محافظت خداوند همراه شده است با دو بار اشاره کردن به:
۲- « یهوه روی خود را بر تو تابان سازد و بر تو رحمت کند؛» بر تو بدرخشد، با نشان دادن رحمت و شفقت خود.
و ۳- « یهوه روی خود را بر تو برافرازد و تو را سلامتی بخشد.» بر تو نظر کند، با دادن نظم و هماهنگی و آرامش و صلح درونی.
ما این نمای حضور خداوند و تشبیه حضور سیمای او بر زندگی قوم در مزامیر بارها میخوانیم:
۶ « بسیاری میگویند: «کیست که به ما احسان نماید؟» ای خداوند نور چهرة خویش را بر ما برافراز. ۷ شادمانی در دل من پدید آوردهای، بیشتر از وقتی که غّله و شیرة ایشان افزون گردید. ۸ بسلامتی میخسبم و به خواب هم میروم زیرا که تو فقط ای خداوند مرا در اطمینان ساکن میسازی.» ( مزمور ۴ : ۶- ۸ )
« ۱۶ روی خود را بر بندهات تابان ساز و مرا به رحمت خود نجات بخش.» ( مزمور ۳۱ : ۱۶ )
« ۱ خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازد و نور روی خود را بر ما متجلی فرماید! سِلاه.» ( مزمور ۶۷ ) ( و نگاه کنید به مزمور ۸۰ : ۳ ، ۷، ۱۹ )
اما نگاه دیگری نیز در این خصوص در بین مفسرین کتابمقدس و پدران اصلاحات دیده شده است. این مارتین لوتر است که این حس درونی داود و این سوال داود از خداوند را از پوشاندن روی خود نمایی از خشم الهی خداوند و داوری او بر داود دیده است، دیلتزچ از لوتر نقل قول میکند که:« لوتر این حس درونی و این عذاب را در زیر خشم الهی دیده است. اما خود لوتر باور دارد که در عین داشتن چنین حس دردناکی در داود، امید گویی به ناامیدی مبدل شده لیکن نهایتا امید آغاز میشود.»( جلد پنجم ص.۱۹۹) چرا باید لوتر چنین برداشتی از حالت داود و سوال داود در این آیه داشته باشد؟ به نظر میرسد که مارتین لوتر این را مستقیما از خود کتابمقدس گرفته باشد، جایی که خداوند در نشان دادن خشم خود برای داوری بر شرارت و گناهان قوم خود، صورت خود را از آنها میپوشاند.
- « ۳ ای خداوند بیدار شو! چرا خوابیدهای؟ برخیز و ما را تا به ابد دور مینداز. ۲۴ چرا روی خود را پوشانیدی و ذلّت و تنگی ما را فراموش کردی؟» ( مزمور ۴۴ )
-« ۱۴ ای خداوند چرا جان مرا ترک کرده، و روی خود را از من پنهان نمودهای؟» ( مزمور ۸۸ )
- « ۱۷ و من برای خداوند که روی خود را از خاندان یعقوب مخفی میسازد انتظار کشیده، امیدوار او خواهم بود. » ( اشعیاء نبی ۸ )
- « ۱۷ به سبب گناه طمع وی غضبناک شده، او را زدم و خود را مخفی ساخته، خشم نمودم و او به راه دل خود رو گردانیده، برفت. » ( اشعیاء نبی ۵۷ )
آیات بالا مستقیما در باره داوری خداوند بر اسراییل بدلیل شرارت و فساد و نااطاعتی آنها از یهوه خدای خود بیان شده که نهایتا تبعید و اسارت و ویرانی را برای اسراییل و یهودا از جانب خود خداوند آورد. طوری که در میکاء نبی میخوانیم:« ۴ آنگاه نزد خداوند استغاثه خواهند نمود و ایشان را اجابت نخواهد نمود، بلکه روی خود را در آن زمان از ایشان خواهد پوشانید چونکه مرتکب اعمال زشت شدهاند.» ( ۳ : ۴ )
ایا داود بنا به دلایلی که در مزمور و زمینه آن معلوم نیست عملی را مرتکب شده بود که خود را مستوجب داوری و خشم خداوند میدید؟ در هر شرایطی بوده باشد، داشتن چنین حسی که خداوند حضور پر از برکت و رحمت و سلامتی خود را از او برداشته میتواند بینهایت اندوهگین و پر از اضطراب و دلشوره گی باشد طوری که برای داود هست، طوری که برای خداوند ما بر بالای صلیب بود، زمانی که خدای پدر بدلیل شرارت و گناهان تمامی دنیا که بر پسر محبوب خود بود بر او نظر نکرد و روی خود را پوشانید که فریاد و التماس پسر را موجب شد:« ایلی ایلی لما سبقتنی یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی؟» ( متی ۲۷ : ۴۶ ) این آن حس دور انداخته شدن و روی گرداندن آنکس که برای شما عزیز است و او منبع برکت و رحمت و سلامتی شماست حتی بر پولس رسول در روزهای آخر عمر زمینی خود احساس شده بود طوری که او به شاگرد خود تیموتایوس مینویسد:« ۱۵ از این آگاه هستی که همـه آنانی که در آسیا هستند، از من رخ تافتهاند که از آنجمله فیجلس و هرموجنس میباشند.» ( دوم تیموتی ۱ )
« ۲ تا به کی در نفس خود مشورت بکنم و در دلم هر روزه غم خواهد بود؟
۳- حس اندوه بی پایان درونی
فعل مشورت کردن در این ایه به منظور لغوی آن در نسخه عبرانی نیست بلکه در نسخه عبرانی منظور طغیان و شورش درون داود بر ضد داود است. داود میگوید درون و وجود او در خود او در یک ناآرامی ست و او را قرار و ارامش نمیبخشد زیرا دایما در خود و در درون خود در یک جنگ درونی ست و دقیقا به همین دلیل ادامه آن ادامه داده و اعتراف میکند که به دلیل این نبرد درونی برای جستن آرامش و رهایی، که پیدا نمیکند که نیافته است، دل او، عبرانی لِبِب، یعنی تمامی قوت و همت و اراده و جان او؛ در ضمن نه بر دل او نه با دل او و نه اطراف دل او بلکه « در دلم » هر اضافه مکانی در گویای اندرون داود است سپس ادامه داده و مقدار و مدت این غم را میگوید نه یک روز و نه دو روز و نه یک هفته بلکه « هر روزه » غم خواهد داشت.
تا به کی دشمنم بر من سرافراشته شود؟»
۴-حس شکست خورده گی.
داود به خواننده خود نمیگوید که این دشمن او کیست؟ شایول پادشاه اسراییل است یا بیگانگان یا اطرافیان یا اینکه این دشمن یک دشمن درونی داود است، نمیدانیم. اما آنچه داود در اینجا در پایان این سوالات متمادی خود به آن اضافه کرده اوج ضعف و ناتوانی در برابر دشمن خود است که تمام قدرت و حضور خود را بر داود نشان داده است. بیاد داشته باشید که این داود است که این را سراییده، کسی که در نبرد جنگی و شهامت و قدرت در بین ارتش اسراییل معروف بود. به یاد داشته باشید که برای همین مرد چنین سراییدند:« شایول هزاران خود را و داود ده هزاران خود را کشته است.» ( اول سموییل ۱۸ : ۷ ) این حس شکست خورده گی داود از ضعف و ناتوانی او آمده بود و این ناتوانی او قطعا بدلیل حس عدم حضور خداوند و روی گرداندن او از زندگی او بوده است. زیرا او میدانست اگر خداوند با او باشد، نبرد نبرد خداوند است و او فقط پیروزی را کسب میکند( اول سموییل ۱۷ : ۴۵ - ۴۷ )
اکنون که چهار بُعد گلایه و شکایت داود را دانستیم به سه بُعد تهدید و خطری که داود حس میکرد نگاه میکنیم که چه بسا آن چهار بعد را عامل شده بودند و یا بدلیل این سه بعد آن چهار بعد ایجاد شده بود و یا اینکه این دو، توامان در درون داود در نبرد بوده است.
ب-آیات ۳- ۴ سه جنبه تهدید و خطر موجود
۳ ای یهوه خدای من نظر کرده، مرا مستجاب فرما! چشمانم را روشن کن مبادا به خواب موت بخسبم. ۴ مبادا دشمنم گوید بر او غالب آمدم و مخالفانم از پریشانیام شادی نمایند.
فعل «نظر کردن» به درستی به فارسی ترجمه شده که منظور نگریستن و دقت کردن است. جالب است که داود بالاتر گلایه کرده بود که تا به کی خداوند روی خود را از او میپوشاند، اینجا از همان خدا میخواهد که روی خود را برگردانده و نگاه کند و دعا و درخواست او را پاسخ بدهد، مستجات کند. اما به چه چیز نظر کند به سه حس اوج شکست و ناامیدی درونی داود:
-حس در تاریکی دایمی بودن.
من در تاریکی هستم و اگر به من نظر نکنی، روی خود را نتابانی، من برای همیشه در تاریکی بمانم « مبادا به خواب موت بخسبم.» نه اینکه بمیرم بلکه در تاریکی بمانم. این شرایط تاریک داود برای او غیرقابل تحمل است اما داود به درد و تاریکی خود این حس را اضافه کرده است آنانی که از این تاریکی و از این حال و روز او خشنود هستند، دوست دارند او را در چنین روزهایی ببینند گویی بر او پیروز شده اند گویی خدایان آنها بر خدای داود پیروز شده و داود شکست خورده است. پس برای داود ظاهر و حالت او نه فقط برای خودش مهم بود بلکه برای او مهم بود دشمن او در چنین شرایطی در باره او چه فکر میکرد. بنظر میرسد یک غرور شخصی و درونی ملی یا دینی یا باوری در درون داود در جوشش بود که نمیتوانست شاهد این باشد که دشمن از این روزهای او شادی میکند. پس آنچه داود را تهدید میکرد نه تنها نگرانی از ماندن در تاریکی و عدم حضور خدا بود بلکه همچنین:
-حس شکست خورده گی از دید دشمن او.
آیا داشتن این حس داود تاییدی بر آیه دوم است که داود در زیر خشم الهی خداوند بود؟ زیرا خداوند در تثنیه به موسی میگوید اگر قوم او فرامین او را اطاعت نکنند او آنها را در برابر دشمنان خود شکسته خورده و فراری و تار و مار شده قرار خواهد داد.( تثنیه ۲۸ : ۶۳ )
-حس پریشانی
حس پریشانی همان تکان خوردن شدید و لرزش عظیم است. بنظر میرسد که تمام آنچه در بالا داود ناله کرده بود باعث این لرزش شدید در پایه و ستونهای ایمان و باور او شده بود.
تمامی آنچه در این چهار آیه بالا با هم دیدیم یک شعر یا یک تعارف نیست یا اینکه داود با کلمات بازی کرده باشد: داود ناله زده است. داود التماس و زاری میکند. داود بر شرایط خودش سوگواری کرده است. ماتم گرفته است. زیرا در خود هیچ امیدی نمیبیند و در اطراف خود شکست و تاریکی را میبیند که بر او نزدیک و نزدیکتر میشود. این شرایط چه بسا برای هر کدام از نه تنها غیرایمانداران مسیحی بلکه بر ایمانداران مسیحی هر زمان پیش بیاید. ما بالاتر نگاه کردیم که عیسای خداوند، کسی که از نطفه گناه متولد نشد، گناه نکرد، به «صاحب غمها» معروف بود. کسی که غم و اندوه تمام نه تنها ملت خود بلکه دنیای شریر و گناهکار را بر شانه های خود بر دل و جان خود در تمام روزهای زمینی خود حمل میکرد.
اما داود به نزد چه خدایی پناه میاورد؟ عیسای خداوند در زمان خلوت خود دردهای و غمهای خود را نزد چه کسی میبرد؟ هم داود و هم عیسای خداوند هیچ پناهگاهی جز پدر آسمانی خود نداشتند. درست همان پدری که باعث آمدن چنین درد و ناله و اندوه و بن بستی در آنها شده بود. و ما این اتکا داود را در دو آیه پایانی مشاهده میکنیم:
پ-ایات ۵- ۶ دو جنبه میوه اعتماد به خداوند
۵ و اما من به رحمت تو توکل میدارم؛ دل من در نجات تو شادی خواهد کرد. ۶ برای خداوند سرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است.
این دو بُعد را میتوانیم چنین شرح بدهیم:
-من به رحمت خداوند، عبرانی: خِسِد: وفاداری و شفقت دایمی خداوند، یهوه توکل میکنم.
-من در نجات خداوند، یهوه شادی میکنم.
فعل توکل کردن همانطور که الکساندر توضیح داده است گویای این است که:« من توکل کرده ام، پس هنوز توکل میکنم، و در آینده نیز توکل خواهم کرد.» ( ص.۵۹ ) آنچه که داود به آن توکل کرده فقط یک رحمانیت نیست در حقیقت محبتی که از عهد خداوند با قوم خود جاری شده است میباشد. این رحمت خداوند، خِسِد خداوند ذات خود خداوند است. ذات عهد خداوند است. این همان خدای ست که خود را به موسی چنین شناسانید:« ۶ و خداوند پیش روی وی عبور کرده، ندا درداد که «یهوه، یهوه، خدای رحیم و رئوف و دیر خشم و کثیر احسان و وفا؛ ۷ نگاه دارندة رحمت برای هزاران، و آمرزندة خطا و عصیان و گناه؛ لکن گناه را هرگز بی سزا نخواهد گذاشت، بلکه خطایای پدران را بر پسران و پسران پسران ایشان تا پشت سوم و چهارم خواهد گرفت.» ( خروج ۳۴ )
پس داود به محبت عهد چنگ زده است، به آن توکل کرده است. این همان محبتی است که در عیسای مسیح، خداوند و نجات دهنده ما نصیب مایانی که در تاریکی و ناله و ماتم و بن بست گناهان خود نشسته بودیم جاری شد. درست زمانی که گناهکار بودیم او برای ما بر صلیب مُرد و کفاره گناهان ما را پرداخت کرد. این آن محبتی است که پولس رسول آن را چنین شرح داده است:« ۳ که در میان ایشان، همه ما نیز در شهوات جسمانی خود قبل از این زندگی میکردیم و هوسهای جسمانی و افکار خود را به عمل میآوردیم و طبعاً فرزندان غضب بودیم، چنانکه دیگران. ۴ لیکن خدا که در رحمانیت، دولتمند است، از حیثیت محبت عظیم خود که با ما نمود، ۵ ما را نیز که در خطایا مرده بودیم با مسیح زنده گردانید، زیرا که محض فیض نجات یافتهاید.» ( افسسیان ۲ )
آیا داود رستگاری یا نجات خداوند را در این زمان دارد؟ اگر داشت که ناله نمیزد! اما در عین واحد دارد، چون به آن چنگ زده و به آن توکل کرده است. پس ممکن است که ما درست زمانی که رستگاری و نجات خداوند را نبینیم آن را داشته باشیم زیرا نجات و رستگاری ما منوط به ما و شرایط ما نیست بلکه از خداوند است و او صاحب آن است. اگر او هست پس نجات او نیز هست.
۶ برای خداوند سرود خواهم خواند زیرا که به من احسان نموده است.
کی داود برای خداوند سروده است؟ درست زمانی که در گلایه و شکایت از او بود. درست زمانی که روی خداوند را بر خود تابان نمیدید. درست زمانی که تاریکی مرگ بر او ریخته بود. درست زمانی که دشمن او بر او پیروز شده بود. داود در تمام این زمانها درست در این زمانها به رغم این شرایط خود برای خداوند میسراید. چرا میسراید؟ زیرا که به من احسان نموده است. عبارت احسان در اینجا به معنای کاملیت و فراوانی است. جان کلوین میگوید:«این عبارت هیچ چیز دیگری معنی نمیدهد مگر اینکه فیض خالص خداوند در این زمان.» یهوه خدای داود احسان و فراوانی خود را به مقدار اندک نمیدهد بلکه به پُری و فراوانی همانطور که به فرزندانش تجربه کامل و رایگان رستگاری و نجات را بنا به فیض خود عطا میکند.
نتیجه گیری
همانطور که بالاتر گفته شد، مزمور با گلایه از یهوه خدای عهد آغاز میشود و با امید و توکل کردن به همین یهوه پایان میرسد. او به یهوه خدایی توکل کرده است که او را از آیات ۱ تا ۴ همراهی کرده بود هر چند داود حضور او را گویی نمیدید.
ما ایمانداران مسیحی هر چند روزی قوی و شکست ناپذیر بوده باشیم و مانند داود سلحشوران نبرد خود؛ روزهایی فرامیرسد که گویی هیچ قدرتی در ما نمانده، گویی تاریکی بیشتر و بیشتر شده و شکست ما به مویی بند شده است. من نمیدانم شرایط شما چه بوده و چگونه شما به این نقطه رسیده اید، بی شک عوامل متعددی بنا به مشیت مقدس الهی خود خداوند شما را و مرا به این نقطه آورده باشد: گناه اعتراف نشده که در آن زندگی میکنیم، آزمایشات روحانی، شرایط بیرونی، اما یک چیز مسلم و قطعی است و این آن این است که حتی یک مو از سر ما بدون اراده خود خداوند سفید نشده و برگی بدون اجازه او از درخت نمیافتد. من باور دارم داود در اوج این شرایط تاریک روحی و درونی خود به رغم تمامی گلایه ها و تمامی شکایتها نزد خداوند و تمامی حس شکست خورده گی و خشم الهی خداوند بر او بودن این را میدانست. این را میدانست که تمامی این شرایط او بدون اجازه خداوندش بر او نیامده و نمی آمده بود اگر او چنین نمیخواست. از اینرو در پایان این سرود خواهیم دید که این باور درونی و ریشه ای داود به چنین خدایی طناب رهایی و نجات را به ته چاه عمیق تاریک او انداخته و به رستگاری و نجات داود میاید.
خیلی ها نمیخواهند خداوند را باعث دردها و شبهای تاریک خود بدانند زیرا او را پر از محبت و فیض میدانند. قطعا او چنین است، اما ناتوانی و ضعف ما به خود او و به وعد ه های او چگونه باید مستحکم و تقویت شود؟ چگونه ناخالصی ما باید از بین رفته و طلای ناب باقی بماند؟ آتش! آتش سوزنده تجارب زندگی زمینی. و خدای دانا و حاکم بر هر چیز و همه چیز در مشیت الهی خود ما را گاها به سمت رفتن و در طوفان قرار گرفتن قرار میدهد تا نه اینکه ما را بترساند و یا ما را در خطر مرگ بگذارد بلکه در اینکه خود را بشناسیم که در او که هستیم و او را بشناسیم که برای ما که هست. این همان ماجرایست که در انجیل مرقس ۶ آیات ۴۵- ۵۲ شاهد آن هستیم.
پس از خوراک دادن به پنجهزار نفر، که شاگردانش هیچ پی نبرده بودند که او که بود که چنین نان را برکت داده بود آنها را مجبور میکند که سوار کشتی شده و به آن سوی دریاچه بروند.( آیه ۴۵ ) خود او در ساحل مانده و به خلوت خود برای دعا و نیایش نزد پدر میرود. میخوانیم در نیمه های شب دریا طوفانی شده و او کشتی شاگردان خود را در میانه دریاچه میبیند که در طوفان فرورفته و هر آن ممکن است غرق شود.( ایه ۴۸ ) سپس مرقس میگوید او در بین ساعات ۳ تا ۶ صبح به نزد آنها آمد. دقت کنید! او آنها کشتی آنها را در شب دید اما نه بلافاصله اما ساعتها بعد به نزد آنها میرود. عیسای خداوند میدانست طوفان خواهد بود، آنها را در طوفان دید، اما اجازه داد تا ساعتی در طوفان باشند و بمانند باشد تا خداوندی و قدرت او را درک کنند و بدانند که او کیست که در میان آنهاست.
ایا من و شما میدانیم که چه کسی در میان ماست؟ من وعده سر خرمن نمیدهم! من شما را و خودم را دعوت میکنم که درست در زمانی که طوفانها و تاریکی ها و دردهای زندگی بر ما فرومیریزد، ماتم و ناله های خود را فرو نخوریم. خودمان را سفت و سخت نشان ندهیم که گویی « مرد گریه نمیکند!!» ما نزد خداوند و به خداوند سوگواری میکنیم از این ناتوانی خود از این شرایط خود اما نه در یاس و بی کسی بلکه در عین حال در امید زنده به همین خداوند که ما را به این تاریکی آورده و اجازه داده که ما در آن قرار گیریم. ما به محبت عهد او در عیسای مسیح توکل میکنیم به صخره ازلی و پایدار خود و در درد و آه منتظر همین خداوند خواهیم ماند تا برای رهایی و رستگاری ما بیاید و با اشعیاء نبی همصدا میشویم که:« ۹ «اینک این خدای ما است که منتظر او بودهایم و ما را نجات خواهد داد. این خداوند است که منتظر او بودهایم پس از نجات او مسرور و شادمان خواهیم شد.»( اشعیاء ۲۵ ) پس به این خدا توکل خواهیم کرد:« ۳ دل ثابت را در سلامتی کامل نگاه خواهی داشت، زیرا که بر تو توکل دارد. ۴ بر خداوند تا به ابد توکل نمایید، چونکه در یاه یهوه صخره جاودانی است.» ( اشعیاء ۲۶)
نوشته: ح.گ