X

کیست که در خیمه خداوند سکونت میگزیند؟ تفسیر و بررسی مزمور ۱۵ بخش دوم و پایانی

 

دیلتزچ مفسر پرتوان کتابمقدس در خصوص نظم قرار گرفته در این مزمور چنین باور دارد که این مزمور مانند یک گفتگوی بین نبی و خداوند نیست که نبی از خداوند سوال کرده باشد و خداوند به او پاسخ بدهد. بلکه: «مزمورنویس خود را در برابر خداوند زیر سوال برده طوری که گویا قلب خداوند را میداند، سپس به سوال خود به خودش پاسخ داده گویی که فکر خداوند را میداند.» ( تفسیر کتابمقدس جلد پنجم. ص.۲۱۱ )

با کمی دقت مشاهده میکنیم که هیچ نمای تصویری یا تشبیهی در این مزمور داده نشده است: نه کوه است و نه دریا و نه شب و ستاره و صخره و قلعه و درخت! در پنج آیه تقریبا دوازده اصول اخلاقی را مشاهده میکنیم که مستقیما به انسان و زندگی او بر روی زمین در رابطه مستقیم و روزانه او ابتدا با نزدیکان خود سپس با دنیای اطراف بیان شده است. این میزانهای اخلاقی و اجرای آنها انتخابی نیستند، سلیقه ای نیستند، دل بخواه نیستند، فرمان داده شده اند و اجرا کردن و نکردن آن مستقیما به سرنوشت انسان بر روی زمین و در ابدیت ربط داده شده اند. این میزانهای اخلاقی و اجرا کردن آنها نه از طرف مزمورنویس بلکه از طرف فکر و اقتصاد الهی خود یهوه خدای عهد، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای خداوند ما عیسای مسیح، توسط هدایت روح مقدس خدا ثبت شده، نگه داشته شده است تا کلیسا امروز آن را بخواند و از آن درس عبرت بگیرد. 

این مزمور شباهتی قریب به مزمور دیگر داود دارد که مجددا در چنین روحی سراییده شده است. «۳ کیست که به کوه خداوند برآید؟ و کیست که به مکان قدس او ساکن شود؟  ۴ او که پاک دست و صاف دل باشد، که جان خود را به بطالت ندهد و قسم دروغ نخورد.  ۵ او برکت را از خداوند خواهد یافت، و عدالت را از خدای نجات خود.  ۶ این است طبقه طالبان او، طالبان روی تو ای (خدای) یعقوب.» ( مزمور ۲۴ ) 

تفسیر مزمور

آیه ۱ : سوال

«۱ ای خداوند کیست که در خیمه تو فرود آید؟ و کیست که در کوه مقدّس تو ساکن گردد؟» 

دو فعل در این ایه قرار دارد: فرود آمدن یا دعوت شدن؛ و ساکن گشتن یا مقیم شدن. همچنین سه فعل دیگر در آیات ۴ و ۵ دیده میشود: مکرم میدارد، تغییر نمیدهد و جنبش نخواهد خورد. تمام این پنج فعل در نسخه اصلی افعال ناکامل قید شده اند یعنی به این منظور که عملی در گذشته شروع شده در زمان حاضر ادامه داشته و به عمل خود در آینده ادامه میدهد. افعالی که دایما در انجام هستند و در آن هیچ توقفی نیست.

هر دو فعل فرود آمدن و ساکن گشتن یک عمل دنباله دار در این ایه هستند و هر دو در خصوص این اشتیاق و امید داشتن یک مشارکت نزدیک و روبرو و صمیمانه با خداوند سخن میگویند که داود بر آن تمرکز کرده است. به نظر این نویسنده، این دو سوال هر چند از یک عمل و انگیزه داشتن مشارکت با خداوند سخن گفته اند مانند «۴ در خیمه تو ساکن خواهم بود تا ابدالآباد. زیر سایة بالهای تو پناه خواهم برد، سلاه.» ( مزمور ۶۱ ) اما در عین واحد داود با بکار بردن خیمه و کوه مقدس نه از دو حالت متفاوت بلکه از دو موقعیت متفاوت سخن گفته است. همانطور که خیمه بر روی زمین موقتی بوده، داود طالب سکونت با خداوند مادامی که بر روی زمین زندگی میکند بوده و کوه مقدس که مکانی استوار و پایدار و بنظر دایمی میرسد، اشتیاق داود پس از ترک بدن زمینی و سکونت دایمی با خود خداوند در ابدیت را بیان کرده است.

همانطور که گفته شد، داود در پاسخ به سوال خود، جواب خود را به خود میدهد. در این جواب داود به زیبایی و ظرافت میتوانیم دو رابطه را مشاهده کنیم. رابطه اول، رابطه مستقیم با خدا، خدایی که داود اشتیاق سکونت با او را دارد. ما به این رابطه عمودی میگوییم: رابطه انسان زمینی با خدایی که در آسمان ساکن است.( ایه دوم)  و رابطه دوم که بلافاصله پس از رابطه عمودی آمده است، رابطه افقی است یعنی رابطه انسان با انسانهای اطراف. رابطه زمینی نما با دیگران. این رابطه افقی را ما در آیات ۲ تا ۵ الف مشاهده میکنیم. باید دقت کنیم که این دو رابطه بدون هم بی معنی هستند بدون اولی دومی میسر نیست و بدون دومی اولی فقط یک باور خشک و متعصب مذهبی ست. هر دو با هم و توامان حاصل آورنده بهترین و پسندیده ترین میوه های آسمانی هستند که هم یهوه را خشنود میسازد و هم ساکنین زمین را با خوردن از آن که نهایتا آن را به نزد یهوه حاصل آورنده و صاحب این میوه خواهد آورد تا از قوم او شده و پرستنده گان راستین او.   

 

آیات ۲- ۵ پاسخ به سوال 

در دو رابطه عمودی و افقی: 

-آیه ۲ رابطه  عمودی

-آیه ۳- ۵ الف رابطه افقی

 

۲ آنکه بی عیب سالک باشد و عدالت را به جا آورد، و در دل خویش راست گو باشد؛۳ که به زبان خود غیبت ننماید؛ و به همسایه خود بدی نکند و درباره اقارب خویش مذمت را قبول ننماید؛۴ که در نظر خود حقیر و خوار است و آنانی را که از خداوند می‌ترسند مکرم می‌دارد؛ و قسم به ضرر خود می‌خورد و تغییر نمی‌دهد.  ۵ نقره خود را به سود نمی‌دهد و رشوه بر بی گناه نمی‌گیرد.

 

-رابطه عمودی

۲ آنکه بی عیب سالک باشد و عدالت را به جا آورد، و در دل خویش راست گو باشد.

همانطور که گفتیم این یک رابطه عمودی است نه رابطه افقی. منظور چیست؟ این رابطه عمودی در این آیه با سه فعل «سالک بودن» یعنی قدم زدن یا رفتار کردن؛ یعنی زندگی روزانه از صبح تا شب؛ سپس «بجا آوردن» یعنی به کمال رساندن و « بودن» در واقع حیات و زندگی. 

 در بی عیبی سالک بودن یا رفتار کردن. یعنی بدون فساد و لکه. بدون دروغ. با خلوص نیت و با اصالت.

عدالت را بجا آوردن. در حقیقت نسخه اصلی این همان نیکی مطلق است: صِدِق. که از آن صداقت و تماما درستی را میگیریم. و مورد سوم:

در دل راستگو بودن. دقت کنید که نه با دل خود و نه با دهان خود یعنی در کلام خود بلکه میگوید : در دل راستگو باشد. نه به گونه احساسی، از آنجایی که برای ما فارسی زبانها دل، همواره یک حالت احساسی را به همراه دارد اما دل در زبان عبرانی یعنی با تمام قلب و وجود و قوت و تمام قدرت خود: لِبَب: به عبرانی. 

این هر سه مورد: بی عیب بودن، نیک بودن، راستگو بودن؛ حقیقت این است که انسانی که در گناه بدنیا آمده و در زیر گناه و شریعت گناه رشد کرده اجرا هر سه تقریبا غیرممکن و اگر نباشد، توخالی و فقط شعاری بیش نیست. من باور دارم داود این را میدانست. داود میدانست که او بی عیب نیست. میدانست او در صداقت و راستی عمل نمیکند و میدانست راستی را در تمام وجود خود ندارد. مزمور ۵۱ داود به این آمین میگوید! به همین دلیل ما باور داریم که آیه ۲ رابطه عمودی نه انسان با خدا بلکه خدا با انسان است زیرا هر سه مورد مستقیما از ذات مقدس خداوند یهوه سخن گفته است. 

:«عدالت و انصاف اساس تخت تو است، رحمت و راستی پیش روی تو میخرامند.» ( مزمور ۸۹: ۱۴ ) و برای ما ایمانداران مسیحی این شخصیت و ذات خدا در عیسای مسیح پیش روی ما قرار داده و به کمال رسیده است تا به آن نظر کنیم: « لیکن از او شما هستید در عیسی مسیح که از جانب خدا برای شما حکمت شده است و عدالت و قدوسیت و رستگاری.» ( اول قرنتیان ۱: ۳۰ )

داود میدانست برای اینکه او در خیمه خداوند دعوت شود برای اینکه در خانه خداوند سکونت داشته باشد ابتدا خود خداوند باید او را دعوت کند و خود خداوند در او دعوت شود و در او ساکن شود و خداوند چنین نخواهد کرد اگر که داود ابتدا مانند خداوند فکر نکند و مانند خداوند رفتار نکند و عمل نکند. و داود میدانست چون او ابتدا با خداوند در یک رابطه عمودی، آن بی عیبی و آن قدوسیت و آن راستی خداوند را از آن خود کند، آن را در او و از او تصاحب کند، آنگاه قادر خواهد بود در رابطه افقی با دنیای اطراف خود مانند خداوند عمل کند تا خداوند را خشنود سازد. 

آیات ۳- ۵ الف در باره ثمره این رابطه عمودی سخن میگویند.

-رابطه افقی

۳ که به زبان خود غیبت ننماید؛ و به همسایه خود بدی نکند و درباره اقارب خویش مذمت را قبول ننماید؛۴ که در نظر خود حقیر و خوار است و آنانی را که از خداوند می‌ترسند مکرم می‌دارد؛ و قسم به ضرر خود می‌خورد و تغییر نمی‌دهد.  ۵ نقره خود را به سود نمی‌دهد و رشوه بر بی گناه نمی‌گیرد.

داود نگاهی به شریعت موسی دارد:

-غیبت نکردن. موسی در لاویان ۱۹ : ۱۶ به اسراییل هشدار میدهد: «در میان قوم خود برای سخن چینی گردش مکن، و بر خون همسایه خود مایست. من یهوه هستم.» خود داود در سرود دیگر خود میگوید:« ۱۳ زبانت را از بدی نگاه دار و لبهایت را از سخنان حیله آمیز.» ( مزمور ۳۴: ۱۳ ) و ما رساله یعقوب را داریم که فصل ۳ آیات ۵ - ۱۲ در خصوص زبان و برکت و لعنت آن سخن میگوید. 

-بدی کردن به همسایه خود. اسم همسایه در این ایه مستقیما به کسانی که در رابطه مستقیم و روزانه بودند نگاه کرده است به نزدیکان و دوستان و در ادامه زیرا بلافاصله در ادامه آن میخوانیم به خویشان و نزدیکان خود. 

-حقیر بودن در نظر خود. اکثر ترجمه های انگلیسی قادر نبوده اند تا این ایه را از نسخه عبرانی به درستی ترجمه کنند اما به نظر میرسد که نسخه فارسی ما بدرستی منظور داود را بیان کرده است. ما میتوانیم آیه به آیه از نسخه اصلی اینگونه این آیه را ترجمه کنیم: «در چشمان خود خوار شده و طرد شده اما آنانی را که ترس خداوند را در خود دارند محترم میشمارد.» شاید ترجمه دیلتزچ به درک این آیه پیچیده کمک کند که نوشته است:« خوار شده در چشمان خود، خود را شایسته خوار شدن میداند.» این ماجرا ما را به یاد واقعه اول سموییل ۱۵: ۱۷ میاندازد که سموییل نبی به شایول که خداوند او را بعنوان پادشاه اسراییل برگزیده بود میگوید که شایول در نظر خود حقیر و ناشناس بود اما با این حال خداوند او را به رهبری اسراییل برمیگزیند. یا زمانی که داود پادشاه در حال آوردن تابوت عهد به خیمه عبادت در اورشلیم بود و با شوق و شعف پیش روی گروهی که تابوت عهد را حمل میکردند به رقص در میاید؛ میکال همسر داود، دختر شایول از پنجره به داود نگاه کرده و او را تمسخر میکند. اما داود در پاسخ به او میگوید:« ۲۱ و داود به میکال گفت: «به حضور خداوند بود که مرا بر پدرت و بر تمامی خاندانش برتری داد تا مرا بر قوم خداوند، یعنی بر اسرائیل پیشوا سازد؛ از این جهت به حضور خداوند بازی کردم.  ۲۲ و از این نیز خود را زیاده حقیر خواهم نمود و در نظر خود پست خواهم شد؛ لیکن در نظر کنیزانی که دربارة آنها سخن گفتی، معظّم خواهم بود.» 

آنچه داود بیان کرده است در مزمور ۱۳۱خود را نشان داده است:« ۱ ای خداوند، دل من متکبّر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را به کارهای بزرگ مشغول نساختم، و نه به کارهایی که از عقل من بعید است.» و اشعیاء نبی که به زیبایی در خصوص سکونت حقیقی خدا در مکان حقیقی ورای مکانهای جسمانی و زمینی سخن میگوید:« ۱۵ زیرا او که عالی و بلند است و ساکن در ابدیت می‌باشد و اسم او قدّوس است چنین می‌گوید: من در مکان عالی و مقدّس ساکنم و نیز با کسی که روح افسرده و متواضع دارد، تا روح متواضعان را احیا نمایم و دل افسردگان را زنده سازم.» ( اشعیاء ۵۷)

این همان فروتن شدن و خود را فروتن کردن در پیش روی خداوندی ست که عیسای خداوند با فروتن شدن خود و جسم گرفتن و لباس غلامی را پوشیدن و اطاعت از اراده پدر تا حد مرگ بر صلیب نمونه کلیسای خود شد. وقتی ما آیه بخش دوم آن را یعنی «آنانی را که از خداوند می‌ترسند مکرم می‌دارد؛» و آن را در آینه بخش اول آیه ۴ قرار میدهیم:« که در نظر خود حقیر و خوار است؛» به نظر اینگونه میرسد، بقول دیلتزچ، «خود مزمورنویس از هر دیدی خود را شایسته نمیداند، اما دیگران را دایما مکرم میدارد؛ و میزانی که هر چیزی را با آن میسنجد، احترام گذاشتن به آنانی است که ترس خداوند را در خود دارند میباشد. ترس مقدس خود از یهوه در خوار شمردن خود و طوری که دیگران را از این دیدگاه داوری میکند مشاهده میشود.» ( جلد ۵. ص.۲۱۵ )

 و قسم به ضرر خود می‌خورد و تغییر نمی‌دهد. 

آنچه دیلتزچ در تفسیر خود میگوید به این منظور است، آنکس که خود را فروتن ساخته و دیگران را بهتر از خود دانسته و آنان را مکرم میشمارد و میزان سنجش او ترس خداوند نه تنها در زندگی خود بلکه در باور و زندگی دیگران میباشد، زیرا خداوند را دوست داشته و او را محبت میکند؛ چنین شخصی همواره ضرر خود را به ضرر دیگران ترجیح میدهد، و اگر بر آن سوگندی خورده باشد آن را هرگز تغییر نمیدهد. 

۵ نقره خود را به سود نمی‌دهد و رشوه بر بی گناه نمی‌گیرد.

بار دیگر داود مستقیما به شریعت یهود نظر کرده و از آن اصول اخلاقی و اجتماعی را بر اساس آن بیان میکند. آنچه که مکررا موسی آن را برای قوم خدا در رابطه خود با همدیگر برای آنها تکرار کرده و تاکید کرده بود.

 نقره خود را به سود نمیدهد. اگر پولی را به نیازمندی قرض میدهید از او سود نگیرید. در خروج:« اگر نقدی به فقیری از قوم من که همسایة تو باشد قرض دادی، مثل رباخوار با او رفتار مکن و هیچ سود بر او مگذار.» ( ۲۲: ۲۵ )در لاویان، «و اگر برادرت فقیر شده، نزد تو تهی دست باشد، او را مثل غریب و مهمان دستگیری نما تا با تو زندگی نماید.  ۳۶ از او ربا و سود مگیر و از خدای خود بترس، تا برادرت با تو زندگی نماید.» ( لاویان ۲۵ ) و همچنین در تثنیه «۱۹ برادر خود را به سود قرض مده نه به سود نقره و نه به سود آذوقه و نه به سود هر چیزی که به سود داده می‌شود.» ( تثنیه ۲۳ )

رشوه بر بی گناه نمیگیرد. منظور رشوه گرفتن، رشوه گرفتن برای عوض کردن و رای دادن بر ضد کسی که در دادگاه بیگناه است میباشد. روح خداوند به موسی فرموده بود که رشوه دید شخص را در باره داوری عادلانه کور میکند:« ۸ و رشوت مخور زیرا که رشوت بینایان را کور می‌کند و سخن صدّیقان را کج می‌سازد.» ( خروج ۲۳ ) بار دیگر در کتاب تثنیه میخوانیم:« ۱۹ داوری را منحرف مساز و طرفداری منما و رشوه مگیر، زیرا که رشوه چشمان حکما را کور می‌سازد و سخنان عادلان را کج می‌نماید.» ( تثنیه ۱۶ ) در همین کتاب تثنیه حتی خداوند آنانی که داوری را با گرفتن رشوه تغییر میدهند:« ۲۵ «ملعون باد کسی که رشوه گیرد تا خون بی گناهی ریخته شود.» و تمامی قوم بگویند:« آمین.» ( تثنیه ۲۷ )

و دردناک این است که تقریبا سی صد سال پس از این مزمور و این نمونه والای زیستن بر روی زمین و داشتن مشارکت با خداوند، قومی که داود سرودهای خود را برای آنها سراییده بود تا اینگونه برای خداوند زندگی کنند، نشان میدهند که هنوز نه در خیمه خداوند مهمان هستند و نه در خداوند ساکن.

اشعیاء نبی در خصوص این گناه و شرارت قوم سخن گفته اند که نه راه سکونت با خدا بلکه راه داوری خدا بر آنها را باز میکرد:

«۲۳ سروران تو متمرّد شده و رفیق دزدان گردیده، هر یک از ایشان رشوه را دوست می‌دارند و در پی هدایا می‌روند. یتیمان را دادرسی نمی‌نمایند و دعوی بیوه زنان نزد ایشان نمی‌رسد.» ( اشعیاء نبی ۱ ) «۲۳ که شریران را برای رشوه عادل می‌شمارند، و عدالت عادلان را از ایشان بر می‌دارند. ۲۴ بنابراین به نهجی که شراره آتش کاه را می‌خورد و علف خشک در شعله می‌افتد، همچنان ریشه ایشان عفونت خواهد شد و شکوفه ایشان مثل غبار برافشانده خواهد گردید. چونکه شریعت یهوه صبایوت را ترک کرده، کلام قدّوس اسرائیل را خوار شمرده‌اند. » ( اشعیاء نبی ۵ )

( و میکاء نبی ۳ : ۱۱- ۱۲ ) 

بعد از اینکه سوال داود را دانستیم و پاسخ داود را به سوال خود شنیدیم، آیه پایانی ۵ب، ثمره و میوه آنچه در دوازده مورد بالا بیان شده بود را اعلان میکند. 

-آیه ۵ ب امید

« آنکه این را به جا آوَرَد، تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد.»

همانطور که در ابتدای این تفسیر قید شد، فعل جنبش خوردن یا لرزیدن یا تکان خوردن مانند افعال فرود آمدن و ساکن گشتن در آیه ۱ یک فعلی ست که عمل آن دنباله دار است. در حقیقت جنبش نخوردن چنین شخصی که موارد ۲- ۵ الف را دنبال میکند، ثمره عمل اوست. و این ثمره موقتی نیست. بطور دایمی جنبش نخواهد خورد. همواره جنبش نخواهد خورد. الان جنبش نخواهد خورد به مرور زمان جنبش نخواهد خورد و در آینده جنبش نخواهد خورد. البته بر خلاف تعالیم معلمین دروغین چه در زمان انبیاء اسراییل و چه در این زمان ما، این به این معنا نیست که هوای زندگی ما همواره آفتابی خواهد بود و رنگین کمان را خواهیم دید و گُل های رُز را بو میکنیم! به این معناست که در تکانهای وقایع زندگی و جنبش های زندگی که با مشیت الهی خداوند پیش خواهد آمد، قرار خواهیم گرفت اما اساس باور و ایمان ما تکان نخواهد خورد، تغییر نخواهد نکرد، فرونخواهد ریخت؛ بلکه استوار خواهیم ایستاد. اما این ایستایی و این جنبش نخوردن در دنبال کردن آن دوازده مورد به یک فعل بینهایت مهم و اساسی گره خورده و وابسته شده است.

« آنکه این را بجا آورد.» کدام را؟ یا بهتر بگوییم: کدامین را؟ مسلما آیات ۲- ۵ الف را. تمام دوازده مورد بیان شده بین آنها. نه اینکه آنها را فقط بداند. از آنها حرف بزند. آنها را تعلیم بدهد. بلکه آنها را بداند و انجام بدهد.   

 جالب اینجاست که سی صد سال بعد از این مزمور بار دیگر این اشعیاء نبی است که از این موضوع سخن خواهد گفت. سیصد سال بعد بار دیگر اشعیاء نبی نه فقط دانستن شریعت موسی و نه فقط اظهار مقدس بودن و نه فقط شعار دادن را اصول پایداری و سکونت با خداوند میداند بلکه داشتن رابطه ایی مقدس و پاک ابتدا با خدا، عمودی، سپس با همه مردم، افقی، آنگونه که خداوند از قوم خود خواسته بود بر روی زمین انجام دهند. یعنی دقیقا دنبال کردن و اجرا کردن آن دوازده اصول اخلاقی و اجتماعی که در آیات ۲ تا ۵ الف خواندیم اما اینجا اشعیاء نبی حتی به عمق رابطه اجتماعی رفته و قوم خدا را مسیول اجرا کردن آن میداند اگر نمیخواهند که در آتش ازلی آینده سوخته شوند:« ۱۴ گناه کارانی که در صهیون‌اند می‌ترسند و لرزه منافقان را فرو گرفته است، (و می‌گویند): کیست از ما که در آتش سوزنده ساکن خواهد شد و کیست از ما که در نارهای جاودانی ساکن خواهد گردید؟  ۱۵ امّا آنکه به صداقت سالک باشد و به استقامت تکلّم نماید و سود ظلم را خوار شمارد و دست خویش را از گرفتن رشوه بیفشاند و گوش خود را از اصغای خون ریزی ببندد و چشمان خود را از دیدن بدیها بر هم کنَد؛  ۱۶ او در مکان‌های بلند ساکن خواهد شد و ملجای او ملاذ صخره‌ها خواهد بود. نان او داده خواهد شد و آب او ایمن خواهد بود.»( اشعیاء نبی ۳۳ ) 

بقول چارلز اسپورژن جایی که خداوند نباشد انجا جهنم است اگر که بهشت باشد و جایی که خداوند باشد بهشت است هر چند که جهنم باشد. آنانی که فرامین خدا را دانسته و آن را «بجا میاورند» «جنبش نخواهند خورد تا ابدلاباد» چونکه خداوندی که جنبش نخواهد خورد با آنهاست و آنها با او.  دیلتزچ میگوید:«استوار ایستاده، حفظ شده توسط یهوه، در مشارکت با او سکنی گزیده، هیچ چیز از بیرون، هیچ شوربختی، قادر به جنبش دادن او نخواهد بود.» (ص. ۲۱۶ )

وقتی به تعالیم خداوند خود عیسای مسیح نگاه میکنیم، او دقیقا همین را نه تنها در تعالیم خود تکرار میکند بلکه تمام اساس پایداری آنها را در بجا آوردن تعالیم خود قرار میدهد. ابتدا به پیروان خود هشدار میدهد که چه کسی حقیقتا پیروان او هستند: « ۲۱ نه هر که مرا «خداوند، خداوند گوید داخل ملکوت آسمان گردد، بلکه آنکه اراده پدر مرا که در آسمان است بجا آورد.  ۲۲ بسا در آن روز مرا خواهند گفت: «خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟»  ۲۳ آنگاه به ایشان صریحاً خواهم گفت که «هرگز شما را نشناختم! ای بدکاران از من دور شوید!» ( متی ۷ ) سپس به آنها هشدار میدهد چگونه ممکن است که خانه ایمان آنها استوار ایستاده و جنبش نخورد. او در همین تعلیم موعظه سرکوه خود ادامه میدهد:« ۲۴ « پس هر که این سخنان مرا بشنود و آنها را بجا آرد، او را به مردی دانا تشبیه می‌کنم که خانه خود را بر سنگ بنا کرد.  ۲۵ و باران باریده، سیلابها روان گردید و بادها وزیده، بدان خانه زور آور شد و خراب نگردید زیرا که بر سنگ بنا شده بود.  ۲۶ و هر که این سخنان مرا شنیده، به آنها عمل نکرد، به مردی نادان ماند که خانه خود را بر ریگ بنا نهاد.  ۲۷ و باران باریده، سیلابها جاری شد و بادها وزیده، بدان خانه زور آورد و خراب گردید و خرابی آن عظیم بود.»   

هم بجا آوردن اراده خداوند بر روی زمین، آن مواردی که در این مزمور آیات ۲ تا ۵ الف دیدیم و هم مواردی که در اشعیاء نبی ۳۳: ۱۵- ۱۶ دیدیم و موارد متعدد دیگری که به ما فرمان داده شده که فقط شنونده گان نباشیم بلکه بجا آورنده گان و اجرا کننده گان کلام. 

نگاهی به عهد جدید

سوال داود در این مزمور سوالی زنده است که همین امروز میتوان آن را پرسید:« «۱ ای خداوند کیست که در خیمه تو فرود آید؟ و کیست که در کوه مقدّس تو ساکن گردد؟» عهد جدید به این سوال اینگونه پاسخ میدهد که : هیچکس قادر نیست با خداوند ساکن شود زیرا همه گناه کردیم و در زیر لعنت و نابودی گناه هستیم. اما مگر اینکه ابتدا خود خداوند با ما ساکن شود که شد. نامش بود « عمانوییل؛» « خدا با ما؛» و این خدایی که با ما در جسم برای مدتی ساکن شد سپس در روح القدس خود در ما سکنی گزید و تا به ابد در ما زنده و ساکن است. اما نه فقط دارنده گان او بلکه اجرا کننده گان فرامین اوست که ستونهای ایمان ما را استوار میسازد و طوفانها و مصیبتها و جفاها قادر به تکان دادن پایه های این ایمان ما نخواهند بود.

 به همین انگیزه پولس رسول این را در قیاس کندن لباسهای کهنه، طبیعت کهنه و پوشیدن لباس نو در نامه خود به ایمانداران افسس ترسیم کرده است. ( افسسیان ۴ : ۱۷ - ۳۲ ) در این نامه، پولس رسول همان تعالیم موسی و مزمور و انبیاء اسراییل را در شریعت تازه مسیح که در روح القدس خداوند در ایمانداران او حک شده است را تکرار و تاکید میکند که اگر خداوند با شما ساکن است و شما با خداوند پس باید مانند خداوند خود در جامعه رفتار کنید.

 اما حقیقت این است که به رغم دانستن همه این موارد، ایمانداران مسیحی قادر به بجا آوردن فرامین خدا نیستند، و طوری رفتار میکنند که گویی نه خداوند با آنها ساکن است و نه آنها با خداوند ساکن هستند. باور بر این ضعف و ناتوانی ما یک باور درست و کاملا فروتنانه است که اعتراف کنیم قادر نیستیم این فرامین را بجا آوریم. قطب دوم این اعتراف فروتنانه این است که آنچه برای ما در عیسای مسیح، خدا با ما، عمانوییل، مهیا شده است را باور کنیم، یقین داشته باشیم و آن را چنگ بزنیم که در حال حاضر برای همه محبان خود و پیروان خود آماده و مهیا کرده است تا آن را باور کنند.  

این مقاله را با نوشته جان پایپر در کتاب خود مشیت الهی به پایان میرسانم که این بارقه امید زنده را به همه ما در عیسای مسیح میدهد که تنها با باور و زیستن در این است که خدا با ما ساکن است و ما با خداوند و آنگاه ما آنچه خداوند فرموده است را قادر به بجا آوردن هستیم. پایپر میگوید:« اما آنچه اکثر مسیحیان فکر نمیکنند در باره خون عیسای مسیح و آنچه او با آن خریده است میباشد، آنچه که او با خون خود برای ما حفظ کرده و ما را پاک و مقدس ساخته همانطور که عادل و نیک ساخته، مطیع شده گان وفادار و به همان اندازه بخشنده گناهان، بجا آورنده کارهای نیکو و به همان میزان دهنده حیات ازلی، تبدیل شده زمان حاضر و همچنین به جلال رسیده آینده. آن تقدس عملی و زیستن در آن که ما را به بهشت میبرد( عبرانیان ۱۲ : ۱۴ ) ، اطاعتی که ما را وارد پادشاهی آسمانی میکند( اول قرنتیان ۶ : ۹ - ۱۰ )، و میوه ای که نشانه هر درخت نیکوست ( متی ۷ : ۱۸ ) و محبت کردن به دیگران که نشانده تولد تازه است( اول یوحنا ۳ : ۱۴ ) این حقایق تنها از پیش برنگزیده شده( رومیان ۸ : ۲۹ ) و وعده داده نشده ( حزقیال ۳۶ : ۲۷ ) بلکه خریده شده است. تمامی آنها مهیا شده است برای قوم خدا بوسیله خون پسر او.» ( مشیت الهی ص.۶۲۴)

آنچه پایپر آن را بیان میکند، آن حقیقتی است که برای ما در عیسای مسیح، عمانوییل، خدا با ما، مهیا شده که نه تنها آن را باور کنیم، بلکه به آن روزانه چنگ بزنیم تا با زیستن در او، قادر باشیم آنچه از ما خواسته را بجا آوریم برای جلال او و برکت شدن برای دیگران.