X

ما کی هستیم؟ ۳۳ چنگ زده گان به خداوند

ما کی هستیم؟ ( ۳۳ )  

چنگ زده به خداوند

«جان من به تو چنگ زده است.» ( مزمور ۶۳: ۸ )

این فعل چنگ زدن که در ایه بالا در مزمور مورد اشاره ما آمده است در زبان عبرانی دبق آمده است و برای اولین بار در پیدایش ۲: ۲۴ خود را نشان میدهد. جایی که خداوند یگانگی مرد و زن را در عهد زناشویی و ازدواج نوین میسازد:« از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود.» فعل پیوستن، همان فعل دبق عبرانی به مفهوم چسبیدن است. این فعل چنگ زدن، یک فعلی است که یهوه خدا در بستن عهد و پیمان خود با انسان آغاز نمود. این بود تا زمانی که زیاده خواهی و عدم اطاعت انسان از فرمان خدا گناه و شرارت را در ذات او وارد ساخت، انسان خود را، دانش خود را، زیاده خواهی خود را بسنده خود دانست و نیازی به این چنگ زدن به خدا را ندید. درست در این زمان بود، زمانی که دستان آدم و حوا از دستان خدا، از ردای خدا، از حضور مقدس خدا بر تمامی زندگی آنها دور شد، جدا شد، و آشفتگی، اضطراب، ترس و نهایتا فساد کامل وارد زندگی انسان و طبیعت اطراف او گشت.

ما اشتیاق این چنگ زدن را در کتاب تثنیه به قلم موسی بار دیگر مشاهده میکنیم. کتاب تثنیه که آخرین نوشته موسی به قوم اسراییل میباشد، از دیدگاهی سخن میگوید که قوم گذشته شریر و طغیان گر خود را دیدند و مجازات آن را چشیدند، اکنون در حال ورود به سرزمین وعده هستند و نباید آن شرارت پدران خود را در گذشته تکرار کنند. راه حل آن چه بود؟ « زیرا اگر تمامی این اوامر را که من به جهت عمل نمودن به شما امر میفرمایم نیکو نگاه دارید تا یهوه خدای خود را دوست بدارید و در تمامی طریقهای او رفتار نموده و به او چنگ بزنید، انگاه خداوند جمیع این امتها را از حضور شما اخراج خواهد نمود و شما امتهای بزرگتر و قویتر از خود را تسخیر خواهید نمود.» ( تثنیه ۱۱: ۲۲ ) در آخرین سخنان موسی، او بار دیگر این را بر قوم تاکید کرد:« و تا یهوه خدای خود را دوست بداری و آواز او را بشنوی و به او چنگ بزنی زیرا که او حیات تو و درازی عمر تو است.» ( تثنیه ۳۰ : ۲۰ ) 

در کتاب یوشع نبی، درست پس از به کمال رسیدن وعده خدا در دادن سرزمین موعود به ابراهیم، به فرزندان او، ( یوشع ۲۱: ۴۳ – ۴۵ ) یوشع نبی چون این انجام وعده یهوه را مشاهده میکند به قوم چنین میگوید:« اما به دقت متوجه شده امر و شریعتی را که موسی بنده خداوند به شما امر فرموده است بجا آورید تا یهوه خدای خود را محبت نموده به تمامی طریقهای او سلوک نمایید و اوامر او را نگه داشته و به او چنگ بزنید و او را به تمامی دل و تمامی جان خود عبادت نمایید.» ( ۲۲ : ۵ و نگاه کنید به یوشع نبی ۲۳ : ۸ ) اسراییل چنین نکرد و کتاب داوران شاهد بر این است که اسراییل در ابتدا چنگ زد اما به مرور زمان دستانش از یهوه جدا شد و به دنبال روسپی گری با خدایان اقوام بیگانه رفت و به دامن آنها چنگ زد و خداوند آنها را تنبیه نمود. 

این چنگ زدن به یهوه، یک اشتیاق و نیاز سوزان داود بود زمانی که در تنهایی و اضطراب و سرگردانی خود هیچ امیدی نمیدید. پس سرایید:« زیرا او مددکار من بوده ای و زیر سایه بالهای تو شادی خواهم کرد. جان من به تو چنگ زده است و دست راست تو مرا تایید کرده است.» ( مزمور ۶۳ : ۸ ) در حقیقت کلام خدا نشان میدهد این چنگ زدن به خدا تنها امید رهایی و نجات انسان در این دنیا گناهکار و جسم فاسد اوست که دایما سر طغیان را از خدا دارد. زیرا یا ما به مرگ و فنا چنگ زده ایم:« جان من به خاک چنگ زده است.» ( مزمور ۱۱۹: ۲۵ ) یا به خدا بعنوان شاهد زنده زیرا در چنگ زدن به او هیچ شرمساری و خجلتی نیست:« به شهادت تو چنگ زده ام ای خداوند مرا خجل مساز.» ( مزمور ۱۱۹: ۳۱ ) 

یوحنای رسول به زیبایی و به دقت از اهمیت این چنگ زدن به خدا باخبر بود! خودش را طوری ترسیم میکند که گویی سرش را بر سینه استادش میگذاشت( یوحنا  ۱۳ : ۲۳ ) و وقتی خداوند از قبر رستاخیز یافت، مریم مجدلی را در کنار قبر خداوندش میبینیم که چون خداوند چشمانش را باز میکند تا قیام کرده او را ببیند، «عیسی بدو گفت ای مریم، او برگشته گفت ربونی یعنی ای معلم. عیسی بدو گفت مرا لمس مکن» ( ۲۰ : ۱۶ – ۱۷ ) فعل یونانی لمس کردن، آپتو میباشد و به معنای چنگ زدن آمده است. مریم در آتش اشتیاق چنگ زدن به خداوند قیام کرده خود بود. 

ما کی هستیم؟

ما دوستداران و محبت کننده گان خداوندمان هستیم که با او در عقدی تازه، عهدی تازه، یکبار برای ابد بسته شده و به او چنگ زده ایم. ما به او مانند شوهر ازلی خود چنگ زده ایم. ما به او چنگ زده ایم نه تنها چون ازلیت ما را تضمین نموده است بلکه به او چنگ زده ایم زیرا او آن کاهن اعظم ماست که همین امروز برای ما، برای گناهان و شرارتهایمان شفاعت میکند. به او چنگ زده ایم زیرا او شبان اعظم ماست که همین امروز قادر است ما را در مرتع های سبز بخواباند و در کنار نهرهای روان هدایت کند و با او حتی از دره تاریک و سرد مرگ عبور خواهیم کرد و ترسی نخواهیم داشت. ما به او چنگ زده ایم زیرا او، تنها او، فقط او، تمام امید و رهایی ماست.