ما کی هستیم ۳۲
پیروان عهد نیکوتر
« به همین قدر نیکوتر است آن عهدی که عیسی ضامن آن گردید.» ( عبرانیان ۷: ۲۲ )
قول دادن و وفا کردن به آن یکی از سنتهای دیرینه ایرانی ماست! همه با آن اشنا هستیم. هیچکس دوست ندارد بعنوان شخص بدقول معروف شود. داستانها و فیلم های زیادی در این باره ساخته اند که نشان میدهد چگونه یک شخص حتی به قیمت جان خودش به قول و پیمانی که بسته بود وفادار میماند.
عبارت عهد یکی از اساسی ترین عبارات کتابمقدس است. به زبان عبرانی برایت به زبان یونانی دیاتیکی قید شده است. به معنای قرارداد یا شهادت بین دو نفر میباشد. پس عهد زمانی قابل اجراست که دو نفر در میان باشند. در کتابمقدس این عهد که ما در این آیه بالا در نظر داریم و اندیشه این نوشته شده است همواره بین خدا و انسان بوده است. در حقیقت خدا است که آغازگر عهد است. اگر به کتاب پیدایش اولین کتاب عهد عتیق یا کتابمقدس نگاه کنیم موضوع عهد تا فصل ۶ مطرح نمیشود. یعنی فصلهای ۱ تا ۲ همه چیز کامل آفریده شد و خدا تمام خلقت خود را « همانا بسیار نیکو » دید. ( ۲: ۳۱ ) در فصل ۳ سقوط انسان و ورود گناه به تمام خلقت است. در فصل ۴موضوع هابیل و قاین را داریم و اینکه نهایتا از آدم و حوا پسری بدنیا میاید بنام : شیث از شیث، انوش و موسی میگوید « در آنوقت به خواندن اسم یهوه شروع کردند.»( ۴: ۲۶ ) فصل ۵ تولد نوح را داریم و در فصل ۶ است که خداوند قصد میکند تا خلقت خود را بدلیل شرارت آن از بین ببرد و فقط نسلی برگزیده را بجا گذارد و آن نوح و فرزندان او هستند. در این فصل است که خداوند با نوح عهد خود را استوار میسازد.( ۶: ۱۸ )
اما وقتی رحمت و فیض خدا عیان شد ما عهد خدا را داریم که وارد رابطه بین خدا و انسان میشود. عهد خدای قدوس و انسان گناهکار. آغاز کننده این عهد خود خداست و نه انسان. و این عهد ابتدا با نوح بسته شد. به دلیل اطاعت و کامل بودن نوح در دوره شریری که ساکن بود خدا با او عهد بست که او و نسل او را حفظ خواهد کرد. ( پیدایش ۶: ۱۸ ) در پاسخ به این عهد خدا با نوح و رهایی یافتن او از طوفان هلاک کننده زمین، نوح قربانگاهی بنا کرد و برای خداوند قربانیهای سوختنی گذاشت و یهوه را پرستش نمود.( پیدایش ۸: ۲۰ ) و خداوند سوگند خورد که بار دیگر زمین را با آب نابود نکند.( آیه ۲۱- ۲۲ ) و بار دیگر خدا با نوح عهد خود را تجدید نمود. ( پیدایش ۸ : ۱۱- ۱۳ )
خداوند یهوه سپس با ابراهیم عهد بست که در حقیقت ادامه همان عهد با نوح بود که از نسل ابراهیم تمام دنیا برکت خواهند یافت. در پیدایش ۱۵ وقتی یهوه به ابراهیم وعده میدهد که ذریت او مانند ستارگان آسمان افزون خواهد شد( ۱۵: ۵ ) سپس خداوند از ابراهیم خواست تا قربانیهایی چند مهیا کند و در آن شب آتشی از بین قربانیها عبور کرد و آنها را سوزاند و بدینگونه خداوند با ابراهیم عهد ازلی خود را بست.( ۱۵: ۱۸ )
سپس در کتاب خروج موسی میگوید که خداوند از او خواست تمام آنچه که به او گفته بود را نوشته و سپس قربانیهایی را تهیه کند، خون قربانی ها را گرفته و بر مردم بپاشد و اینگونه یهوه با قوم اسراییل عهد بست. موسی آن روز رو به قوم چنین گفت:« اینک خون آن عهدی که خداوند بر جمیع این سخنان با شما بسته است.»( خروج ۲۴: ۸ )
با کمی دقت مشاهده میکنیم که هم نوح و هم ابراهیم و هم موسی عهد خدا با آنها را با قربانی پاسخ دادند با خون. در واقع خون ضامن استحکام عهد بود. چرا خون؟ زیرا در خون حیات است و زندگی. و خداوند آن را به انسان بخشید تا با آن زندگی کند. خداوند با انسان در خون قربانی عهد بست تا به آنها نشان دهد که چقدر عهد او مهم و بنیادین است، موضوع عهد خدا با انسان موضوع مرگ و زندگی است. در حقیقت تمام پیمان خدا با انسان توسط خون بسته شد. اما این عهد خدا با انسان که به گذاشتن قربانی توسط انسان انجام میشد یک انگیزه درونی نیز داشت، برای انسان. او را باید وامیداشت تا بر اساس این عهد به عهد خدا پایدار باشد. آن را حفظ کند. و انجام این عهد و پیگیری آن در زندگی زمینی او بعنوان قوم برگزیده خدا میبایست نمونه ایی باشد در بین تمامی امتهای بیگانه.
ما میدانیم که این عهد خدا با موسی که در خون قربانی ها بسته شد پایدار نماند و اسراییل از آن سرپیچی کرده و از خدای عهد دوری نمود. خدا اسراییل را تنبیه نمود و او به اسارت آشور رفت. در این زمان یهودا هنوز پادشاهی خود را در جنوب ادامه میداد. اما آنها نیز در شرارت نفس و گناه و فساد زندگی میکردند و هیچ درست عبرتی از اسراییل نگرفتند. در این زمان است که خداوند توسط ارمیاء نبی پیشگویی منقرض شدن عهد قدیمی با خون حیوانات و شریعت انسانی را با دادن عهد تازه که با روح بسته میشود و در قلب و دل و فکر انسان برای همیشه ثبت خواهد شد، را وعده میدهد.( ارمیاء نبی ۳۱: ۳۱- ۳۴ )
نوشته عبرانیان با چیره دستی در پی قیاس این دو عهد قدیمی و تازه است. در راستای برتری عیسای مسیح بر تمام سنت و شریعت یهود، عبرانیان میگوید بدلیل اینکه عیسی طبق سوگند خود خدا آن کاهن برتر به سیاق ملکصدیق میباشد.(مزمور ۱۱۰: ۴، عبرانیان ۵: ۶ ، ۷: ۱۷ ) و کاهن اعظم کسی بود که سالی یکبار با خون قربانی وارد قدس القدس میشد و برای گناهان خودش و قوم کفاره میکرد( این خود در راستای اجرای عهد بود). اما عبرانیان میگوید این قربانی و این عهد به پایان رسیده است و عهد تازه مسیح جایگزین آن گشته است و اگر نه ارمیاء نبی از جانب خدا از آمدن آن عهد تازه سخن نمیگفت. « پس چون تازه گفت اول را کهنه ساخت و آنچه کهنه و پیر شده است مشرف به زوال است.»( عبرانیان ۸: ۱۳ ) در نظر داشته باشید که این به منظور نادرست بودن عهد قدیمی نیست بلکه به این منظور است که عهد قدیمی ، عهد تازه خدا را ملزم میسازد. و اگر نه عهد تازه هیچ معنایی نمیدهد.
سپس عبرانیان از این برتری عیسی بعنوان کاهن اعظم و سپس بعنوان خون برتر او که یکبار برای همیشه برای کفاره گناهان ریخته شد( عبرانیان ۷: ۲۸ ، ۱۰: ۱۰ ) استفاده کرده و میگوید چون خون مسیح برتر از همه خون قربانیها میباشد پس عهد او نیز برتر از هر عهد دیگری میباشد. « به همین قدر نیکوتر است آن عهدی که عیسی ضامن آن گردید.» ( عبرانیان ۷: ۲۲ ) بعدا جلوتر در همین رساله عبرانیان بررسی میکند چون عهد تازه در مسیح نیکوتر از هر عهد دیگری است پس تاثیر عهد او نیز نیکوتر از هر عهد دیگری است. چون عهد تازه مسیح « ضمیری کامل » به انسان گناهکار خواهد داد که هر آن کس که پیروی از عیسی مسیح میکند در این ضمیر کامل که مقبول خداست خواهد زیست و دایما در پی زیستن و حفظ کردن آن در این دنیای فاسد و از انسان نفسانی و فاسد( که هنوز در گناه و شرارت نفس بسر میبرد و تماما آزاد نشده است)با قوت روح القدس خدا در پی اطاعت از خدا و تقدس زندگی نماید..
ما کی هستیم؟
ما پیروان عهدی هستیم که به مراتب نیکوتر و والاتر از هر عهد انسانی و مذهبی و شریعت انسانی میباشد. این عهد یک عهد ازلی است زیرا به خون ازلی مسیح بسته شده است و ما را دعوت میکند که دایما در پی اطاعت و پیگیری از فرامین خدای عهد خود باشیم. ما را دعوت میکند تا دایما در پی ضمیری پاک و بیعیب و کامل باشیم. یعنی آن ضمیری که مذاهب دنیا چه در قدیم و چه در زمان حاضر قادر نیستند به انسان گناهکار و شریر و یاغی بدهند.