X

ما کی هستیم؟ ۲۹ ما شهروندان آسمان هستیم

ما کی هستیم ۲۹

ما شهروندان آسمان هستیم

احتمال اینکه این را از پولس رسول شنیده باشید یا خوانده باشید هست. اینکه وقتی در زندان روم بود نامه ای به ایمانداران شهر فیلیپی نوشت و به آنها گفت :«اما وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجات دهنده ما یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم.» ( فیلیپان ۳ : ۲۰ ) اما بعید میدانم که ما به آیات قبل از این و بعد از آن دقت کرده باشیم و بپرسیم به چه دلیلی پولس رسول چنین اعترافی کرده است؟ خیلی از واعظان تاکید و پافشاری زیادی فقط بر همین آیه ۲۰ دارند و آن را بارها و بارها موعظه کرده اند، تعلیم داده اند و آن را به سرودهای پرستشی هم تبدیل کرده اند. اجازه بدهید تا بخش کامل این قسمت را با هم بخوانیم و ببینیم که پولس رسول با چه نیتی این را بیان کرده است. 

در آیه ۱۷ میخوانیم:« ۱۷ ای برادران(خواهران) با هم به من اقتدا نمایید و ملاحظه کنید آنانی را که به حسب نمونه ای که در ما دارید، رفتار میکنند. ۱۸ زیرا که بسیاری رفتار مینمایند که ذکر ایشان را بارها برای شما کرده ام و حال نیز با گریه میکنم که دشمنان صلیب مسیح میباشند. ۱۹ که انجام ایشان هلاکت است و خدای ایشان شکم ایشان و فخر ایشان در ننگ ایشان، و چیزهای دنیوی را اندیشه میکنند. ۲۰ اما وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجات دهنده یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم. ۲۱ که شکل جسد ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود تا به صورت جسد مجید او مصور شود، بر حسب عمل قوت خود که همه چیز را مطیع خود بگرداند.» 

آیات ۱۷ تا ۱۹ از یک خطر در کلیسا سخن میگوید و آیه ۲۰ از موقعیت زمان حاضر و اینده. و آیه ۲۱ تماما از امید آینده. 

آیات ۱۷ تا ۱۹ از خطر کسانی که خود را ایمانداران مسیحی میدانند اما فقط به فکر برآورده کردن نیازهای شخصی خود هستند سخن میگوید. از تعالیم کشنده و زهرآگین آنها. کلیسای فیلیپی، کلیسایی بود که به احتمال بسیار زیاد خود پولس رسول در سفر دوم خود آن را آغاز نمود و ما شرح آن را در نامه اعمال رسولان فصل ۱۶ آیات ۱۲ تا ۴۰ میخوانیم. در این شهر بود که پولس رسول و سیلاس با زنی بنام لیدیه آشنا شدند و احتمالا کلیسای خانگی را از منزل او شروع کردند. سپس بخاطر بشارت پرقدرت انجیل مسیح و بر هم زدن بازار مکر و ریای فالگیری دختری فالگیر که پول و ثروتی بسیار برای اربابان خود میاورد در شورشی بر علیه آنها بازداشت شده، چوب خوردند، به زندان افتادند و پاهای ایشان را به کنده بستند. 

اکنون پولس رسول یکبار دیگر از زندان برای ایمانداران این شهر نامه ای نوشته و به آنها هشدار میدهد از کسانی که بنام مسیح در میان آنها هستند اما نه برای بنای آنها بلکه به فکر شکم خودشان هستند. مال و منال خودشان. اضافه کردن منازل. خریدن خانه و املاک و سهم گذاری در بورس ها. ( به قول امروزی خودمان!) 

پولس رسول از ایمانداران فیلیپی میخواهد که به این کلاشان مسیحی نگاه نکنند و شیوه آنها را دنبال نکنند بلکه به او اقتدا کنند یعنی به الگوی او نگاه کنند برای روزهایی که در آنجا خدمت کرده بود و آنچه تاکنون برای انجیل مسیح انجام داده است. زنجیرهای که امروز بخاطر انجیل مسیح به آن بسته شده بود. پولس رسول کمی با جدیت و قدرت این کلاشان را دشمنان صلیب مسیح لقب میدهد. میدانید چرا؟ به احتمال بسیار زیاد چون صلیب مسیح را موعظه نکرده و تعلیم نمیدادند. بلکه قدرت و شفا و ثروت و زندگی مرفه و سلامتی دایمی را موعظه میکردند. آیا امروز دور و بر خودتان چنین مسیحیانی را میشناسید؟ به فراوان! نه تنها در ایران بلکه در تمامی کشورهای آفریقایی و کشورهای اسلامی و خاورمیانه. حتی در اروپا و آمریکا و آمریکای جنوبی این دشمنان صلیب مسیح هستند و روز به روز به قدرت و رشدی سرسام آور میرسند. اما دقت کنید پولس رسول چه چیزی در باره هدف آنها هشدار میدهد:« انجام ایشان هلاکت است و  خدای ایشان شکم ایشان و فخر ایشان در ننگ ایشان و چیزهای دنیوی را اندیشه میکنند.» 

آنچه میکنند به هلاکت و مرگ میانجامد چون فقط به فکر شکم خودشان و شهرتهای خودشان هستند و نه به فکر کلیسای خداوند و گوسفندان او. 

درست در همین جا برای اینکه ایمانداران فیلیپی نمایی کلی از مالکیت و تصاحب حقیقی و ازلی و دایمی آن چیزی که روزی بدست خواهند آورد و آن را هرگز از دست نخواهند داد بدهد، به آنها میگوید:« ۲۰ اما وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجات دهنده یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم.»

عبارت « وطن » که به زبان اصلی به معنای دارایی عمومی و مشترک ثروت و مال است از مکانی صحبت میکند که وجود خارجی دارد. جایی که هست. جایی که هست اما نه بر روی زمین بلکه در آسمان. یعنی از همان مکانی که عیسای خداوند امروز ساکن است و روزی از همین مکان نجات دهنده ما برمیگردد و ما منتظر آمدن او هستیم. پولس رسول به ایمانداران فیلیپی میگوید: فکر و انگیزه و امید شما نباید به این باشد که دایما بدنبال شکم خودتان و افزودن مال و منال و انگیزه ها و امیال دنیوی باشید مانند این دشمنان صلیب مسیح، این معلمین دروغین. بلکه نگاه و امید شما به آن مال و ثروت و دارایی باشد که آسمانی است. در آن مکانی است که در آسمان است و هرگز پایانی بر آن نیست.

 نویسنده عبرانیان در باره این وطن آسمانی این شهر آسمانی چنین میگوید که ما به کوهی مانند کوه فیزیکی سینا که در صحرای عربیه بود نزدیک نشدیم با آن همه آتش افروخته و دود و تاریکی و باد سخت بلکه « تقرب جسته اید به جبل صهیون و شهر خدای حی یعنی اورشلیم سماوی و جنود بی شماره از محفل فرشتگان و کلیسای نخست زاده گانی که در آسمان مکتوبند و به خدای  داور جمیع و به ارواح عادلان مکمل و به عیسی متوسط عهد جدید.» ( عبرانیان ۱۲ : ۲۲- ۲۴ ) این آن وطن آسمانی، این آن شهر آسمانی است که پولس رسول آن را به ایمانداران فیلیپی وعده داده است. در این شهر یا وطن آسمانی است که خداوند یهوه همه چیز را از نو تازه میسازد. و دقیقا همین حقیقت را پولس در ادامه بیان خود در ساکن بودن در این وطن آسمانی را برای ایمانداران فیلیپی بیان کرده است. میگوید:« ۲۱ که شکل جسد ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود» یعنی در این وطن آسمانی. چرا جسد خاکی یا پوسیده و فناشده ما را تبدیل میکند؟ پولس پاسخ میدهد: « تا به صورت جسد مجید او مصور شود، بر حسب عمل قوت خود که همه چیز را مطیع خود بگرداند.» یعنی در آن ثروتی که امروز عیسای خداوند در اسمان دارد، ثروتی بی قیاس و ازلی. شما هم میراث و هم ارث این ثروت آسمانی او در این وطن اسمانی با او و در او خواهید شد. 

جایی که یوحنای رسول در آن مکاشفه داده شده به او از طرف عیسای خداوند آن را اینگونه ترسیم نمود که صدایی از آسمان شنید که به او میگوید، در این وطن آسمانی، در این شهر اسمانی: « اینک خیمه خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قوم های او خواهند بود و خود خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود. و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد. و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد دیگر رو نخواهد نمود زیرا که چیزهای اول درگذشت.» ( مکاشفه ۲۱ : ۳ – ۴ ) 

عزیزان مسیحی! در بدست آوردن خوشی ها و ثروت و مال و لذت های دنیا و به دنبال جمع کردن پول رفتن برای رفاه زندگی، در هیچکدام از اینها هیچ اشکال و ایرادی نیست. برای ایماندار مسیحی زمانی تمامی این مانند زهر کشنده ایمان و دام های ویران کننده ای خواهد شد که :

۱- مالک حقیقی خود را و مالکیت حقیقی خود را فراموش کند. 

تعلق حقیقی و اصلی خود را فراموش کرده باشیم که متعلق به چه کسی و کجا هستیم. ما متعلق به خدایی هستیم که ما را در عیسای مسیح برگزیده است و از آن شهری هستیم که در آسمان است و هرگز زنگار نخواهد زد.

۲- صلیب مسیح را فراموش کنیم.

 که برای کفاره گناهان ما شدن، بواسطه رنج و عذاب مطیع پدر شد. و برای ما نمونه ای گذاشت که این اطاعت را تقلید کرده و دنبال کنیم.

۳- وظیفه مسیحی خود را فراموش کنیم.

 که چون ساکنین وطن اسمانی هستیم اکنون وظایف و مسیولیت خاصی به ما داده شده است تا آن را بر روی زمین در میان آدمیان دنبال کرده و انجام بدهیم برای جلال دادن خدای خود و گسترش پادشاهی آسمانی او. 

ما کی هستیم؟

ما ساکنین وطن آسمانی هستیم. این مالکیت ما، این تصاحب ما، امید اینده ماست. ایمان ماست. و ایمان آن امیدی است که به آن چنگ زده ایم هر چند اگر به چشم دیده نمیشود. این ایمان ما به داشتن و تصاحب چنین وطن آسمانی، ما را بر این میدارد که بر روی زمین مانند کسانی زندگی کنیم که میدانیم و قطعا میدانیم همین امروز چقدر در حساب بانکی خود داریم. ما میدانیم با ایمان همین امروز چه ثروتی در آسمان نزد خدای پدر در این وطن اسمانی خود داریم و در انتظار ماست تا روزی چشم به چشم از رودررو آن را دیده و آن را برای ابد تصاحب کنیم. با دانستن از چنین وطن آسمانی و چنین مالکیتی که از آن ماست، امروز مانند کسانی بر روی زمین زندگی میکنیم که ساکنین این وطن آسمانی هستیم.