X

ای جمیع امتها! تفسیر و بررسی مزمور ۱۱۷ (بخش پنجم)

ای جمیع امتها!

تفسیر و بررسی مزمور ۱۱۷ 

تاکنون شما در این مقاله خوانده اید:

مقدمه

 ۱- تاریخچه دعوت و جهانشمول بودن پرستش یهوه

 ۲- مزمور ۱۱۷

 ۳- یک سوال و دو پاسخ!

 ۴- دو مشکل در دیدن این نمای پرستش جهانی توسط امتها 

 ۵- کار یهوه در آوردن امتها به پرستش خود

 ۶- دلیل آمدن امتها برای پرستش یهوه

       رحمت خدا

      راستی خدا 

 ۷- اما در باره ازلی بودن راستی خدا 

 ۸- رحمت و راستی یهوه در بین ما 

در این بخش خواهید خواند:

 ۹- اما چگونه؟  

 ۱۰- انجیل عیسای مسیح و امتها و سر الهی خدا

اما چگونه؟

« ۱ ای جمیع امتها خداوند را تسبیح بخوانید،

   ای تمامی قبایل او را حمد گویید.

  ۲ زیرا که رحمت او بر ما عظیم است، و راستی خداوند تا ابدلاباد.

    هللویاه!»  

جلوتر قبل از آغاز بررسی این مزمور این را پرسیدیم که: آیا امروز همه این خدای مزمورنویس، یهوه را، پرستش میکنند؟ قطعا نه! اما ایا روزی خواهد رسید که همه خدای ما را پرستش کنند؟ قطعا بله!

من و شما و برادران و خواهران مسیحی ما در سراسر دنیا از هر رنگ و نژاد و ملیتی دلیل بر صحت این پیشگویی نویسنده این مزمور هستیم. در نمای کلی، این خود یهوه هست و بود که انسان را برای پرستش خود خلق کرد، همانطور که جلوتر من آن را بیان کردم. و برای به کمال رسیدن این آینده، خود یهوه تمامی وقایع و زمانها و انسانها را در اراده و قدرت خود هدایت نمود، نظم داد، دخالت کرد، تا چنین روزی پیش بیاید. ما در طول نوشتجات عهد عتیق نمونه های متعددی داریم که گواه بر این عمل یهوه در هدایت و آوردن امتهای دنیا به پرستش خود میباشد. 

ما انسانهایی تماما بیگانه را داریم، در قیاس با قوم برگزیده خدا، اسراییل، که با دیدن دقیقا همین دو عمل خدا: قدرت رحمت خدا بر برگزیدگان خود و راستی او، از بتهای خود دور شده و به پرستش او زانو زده و او را دنبال کردند.

سه زن در شجره نامه عیسای خداوند در انجیل متی داریم و هر سه زن از میان امتها هستند که با خود تاریخ گذشته اسراییل را دارند: تامار، عروس کنعانی یهودا( پیدایش ۳۸ )، راحاب فاحشه کنعانی ( یوشع ۲ )، روت موآبی ( کتاب روت ) و تنها بتشبع همسر اوریای حتی ( دوم سموییل ۱۱) است که از اصلیب او کاملا باخبر نیستیم اما میدانیم که شوهرش، اوریای حتی بود که از اقوام و امتهای بیگانه اطراف بود که احتمالا پرستنده یهوه شده بود. نگاه میکنیم و شاهد هستیم که چگونه یهوه در اقتدار و اراده خود از میان زنان امتهای دنیا، امتهایی که بت پرست بودند، زنانی که از بتها دل کنده و به یهوه ایمان آورده و او را پیروی کردند، نجات دهنده عالم را بدنیا میاورد تا آنها پرستنده گان یهوه شوند. 

نعمان سریانی فرمانده لشکر سوریه را داریم که جذام او توسط الیشع و به اراده یهوه شفا یافت. و تا جایی که آیات به ما میگویند، قصد نمود تا از بتها دل کنده و یهوه را پرستش کند. ( دوم سموییل ۵ و ۵ : ۱۵- ۱۹)

شهر نینوا و پادشاه و مردم او را داریم که به پیام آمدن داوری یهوه بر آنها، از گناهان خود توبه کرده و یهوه را پرستش میکنند و خداوند از آوردن داوری بر آنها برای مدتی درنگ میکند.

نبوکدنصر پادشاه بابل را داریم که با دیدن عمل عظیم خدا در نشان دادن رحمت خود بر سه برگزیده خود: میشک و شدرک و عبدنغو و حفظ شدن آنها در کوره ملتهب آتش، اعتراف به پرستش یهوه میکند.( دانیال ۳: ۲۸ ، ۴ : ۳ ) و همین نبوکدنصر پس از دیدن دست پرقدرت خدا در فروتن کردن او، اعتراف به تسبیح و پرستش خدایی که تمامی کارهای او حق و راههای وی عادلانه است میکند.( دانیال نبی ۴ : ۳۴- ۳۷ ) 

داریوش پادشاه پارس را داریم که چون صبح زود، دانیال نبی را که شبی در چاه شیران گرسنه بسر برده و از آن سالم بیرون میاید، چنین اعترافی در باره یهوه میکند:« ۲۷ از حضور من فرمانی صادر شده است که در هر سلطنتی از ممالک من (مردمان) به حضور خدای دانیال لرزان و ترسان باشند زیرا که او خدای حی و تا ابدالآباد قیوم است. و ملکوت او بی زوال و سلطنت او غیر متناهی است.  ۲۸ او است که نجات می‌دهد و می‌رهاند و آیات و عجایب را در آسمان و در زمین ظاهر می‌سازد و اوست که دانیال را از چنگ شیران رهایی داده است.» ( دانیال نبی ۶ : ۲۷ - ۲۸ )

 

اما این جهانشمول شدن پرستش یهوه، و این خواندگی همه امتها در نمای امروزی و آینده چگونه میسر میشود؟

در یک پاسخ کوتاه باید گفت: با تولد، زندگی، خدمت، مرگ و رستاخیز عیسای مسیح. در عیسای مسیح و در کار او این نقشه الهی یهوه در آوردن تمامی امتها و انسانها به پرستش خود میسر شد.

بی دلیل نیست وقتی پولس رسول این اسراییلی هشت روزه ختنه شده، بنیامینی، عبرانی از عبرانیان، حفظ کننده شریعت موسی، و غیرتمند دین و سنت خود، پس از رودررویی و مکاشفه خود در راه دمشق و چهارده سال در خلوت و دوری و تعمق فرو رفتن، به این نتیجه کلی در باره کار و زندگی عیسای مسیح رسید که غایت اراده یهوه، در آوردن همه امتها به پرستش خود بود.

 او در نامه خود به ایمانداران شهر فیلیپی از زندان روم چنین به این غایت و سرانجام تمامی خلقت اکنون و تا به آینده نگاه کرده است:« ۶ که چون در صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد،  ۷ لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد؛  ۸ و چون در شکل انسان یافت شد، خویشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید.  ۹ از این جهت خدا نیز او را بغایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامها است، بدو بخشید.  ۱۰ تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود،  ۱۱ و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است برای تمجید خدای پدر.» ( ۲ : ۶- ۱۱ )   

آیات ۶ - ۸ از اطاعت و فروتنی عیسای مسیح در تسلیم شدن به نقشه پدر، در آوردن کفاره گناهان برای اسراییل و همه امتها سخن میگوید. 

ایات۹ - ۱۰ از تاثیر این اطاعت و فروتنی او. نه فقط بر اسراییل، بلکه بر تمام هستی. بر تمام امتهای دنیا سخن میگوید و از دادن نامی که به او داده میشود. میگوید نامی مافوق از جمیع نامها. منظور نام های خدایان متعدد امتهای دنیاست. خدایان یونان و کنعان و سراسر دنیا. الله خدای قران، خدای هندو و سیک ها. تا چه بشود؟ تا در برابر این نام عیسی، نامی که به او داده شده است: « هر زانویی » نه فقط زانوهای اسراییلیان، بلکه هر زانویی، هر زانویی در سراسر دنیا « خم شود.» خم شود برای پرستش. یعنی برای ستایش، عیسای مسیح؛ بدلیل نامی که به او داده شده است. و ایه ۱۱ به ما میگوید چه نامی به او داده شده است: به چه نامی هر زانویی خم شده و او را پرستش خواهد کرد؟

نامی که در آیه ۱۱یهوه به عیسای مسیح میدهد و او را به غایت، به نهایت، سرافراز مینماید

« خداوند » است. در زبان یونانی « کوریوس » و این همان نام یهوه در تمام ترجمه یونانی عهد عتیق است. و میبینیم که کار اطاعت و فروتنی و تسلیم مرگ شدن از جانب عیسای مسیح برای کسب قدرت و نام یهوه برای جلال و سربلندی خودش نبود، هر چند او تمام این را داراست و هرگز آن را از دست نداد و همیشه داشت و تا به ابد دارد. اما در این عمل او، نهایتا بدلیل اطاعت و مرگ او، و بدلیل پیام انجیل نجات بخش او، هر زانویی خم شده، عیسای خداوند را پرستش میکند برای جلال پدر.

 این همان نبوت اشعیاء نبی بود که تقریبا هشت صد سال پیش از جانب یهوه با هدایت روح القدس خدا بیان شده که چنین روزی خواهد آمد: « ۲۲ ای جمیع کرانه‌های زمین به من توجّه نمایید و نجات یابید زیرا من خدا هستم و دیگری نیست.  ۲۳ به ذات خود قسم خوردم و این کلام به عدالت از دهانم صادر گشته بر نخواهد گشت که هر زانو پیش من خم خواهد شد و هر زبان به من قسم خواهد خورد.» ( ۴۵ : ۲۲- ۲۳ )  

در حقیقت پرستش عیسی، همان پرستش یهوه است. هر زانویی که در برابر عیسای مسیح خم شده او را پرستش کند در حقیقت یهوه را، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پرستش میکند.

انجیل عیسای مسیح و امتها و سر الهی خدا

و ما این آوردن همه امتها به ستایش یهوه را نه فقط در مرگ عیسای مسیح بلکه آن را از همان آغاز خدمت زمینی عیسای مسیح مشاهده میکنیم. و در طول زندگی عیسای مسیح و تاریخ کلیسای مسیح ما به وضوح از نفرت اسراییل از بیگانگان که آنها را «سگ » خطاب میکردند آگاه میشویم.‍ 

در همان ابتدای انجیل متی، درست پس از پایان دادن موعظه سرکوه خود، وقتی از کوه پایین آمده و با آن افسر رومی برخورد کرده که از او میخواهد تا با فرمان خود، نه با آمدن خود به منزلش( زیرا خود را شایسته نمیدانست) غلام بیمارش را شفا بخشد. عیسای مسیح رو به مردم اسراییلی کرده و میفرماید چنین ایمان این مرد بیگانه رومی را حتی « در اسراییل هم نیافته ام» سپس این را اعلان میکند و از نقشه زمان حاضر خدمت خود و اینده پیش رو( تا به امروز و تا به فردا تا به زمان بازگشت دوباره خود) سخن میگوید. میفرماید:« ۱۱ و به شما می‌گویم که بسا از مشرق و مغرب آمده، در ملکوت آسمان با ابراهیم و اسحاق و یعقوب خواهند نشست» ( متی ۸ : ۱۱ )

سفرهای متعدد او به سرزمین ها و میان مردمی که غیراسراییلی بودند.( متی ۱۴ : ۳۵- ۳۶ ) 

شفا دادن دختر زنی که اهل صور و صیدون بود، که از امتها بودند و اتفاقا رو به زن از نامی که یهود به بیگانگان داده بودند استفاده میکند؛ یعنی « سگان ». با بیان این اسم و آنچه در ادامه روی میدهد، عیسای مسیح این نام و این دیوار را فرومیریزد. در حقیقت میگوید، یهودیان شماها را «سگها » خطاب میکردند و شما را جایز برکات یهوه نمیدانستند. اما وقتی ایمان زن بیگانه را مشاهده میکند رو به او میفرماید:« ای زن ایمان تو عظیم است » ( متی ۱۵ : ۲۸ ) عیسای خداوند به ایمان زن بیگانه صفت و امتیازی میدهد که در بین اسراییل نبود و اینگونه او را میراث دار برکات یهوه میخواند. 

و ملاقات او را با زن سامری بر سر چاه یعقوب داریم که  زن سامری علنا در بهت و حیرت از او عیسای خداوند میپرسد:« چگونه تو که یهود هستی از من آب میخواهی و حال آنکه زن سامری میباشم زیرا که یهود با سامریان معاشرت ندارند.» ( ۴ : ۹ )زن نمیگوید سامریان با یهود معاشرت نداشتند بلکه میگوید یهود با سامریان معاشرت ندارند. اما عیسای خداوند آن روز از روز تحقق یافتن مزمور ۱۱۷ سخن گفته و سامریان و یهود و همه امتها را در پرستش یهوه میبیند، « ۲۳ لیکن ساعتی می‌آید بلکه الآن است که در آن پرستندگان حقیقی پدر را به روح و راستی پرستش خواهند کرد زیرا که پدر مثل این پرستندگان خود را طالب است.» ( یوحنا ۴ : ۲۳ )

در هفته آخر وارد معبد اورشلیم میشود و چکار میکند؟ با شلاقی تمام بازایان یهود را از آن بیرون میکند و چه به آنها میگوید:« آیا مکتوب نیست که خانه من خانه عبادت تمامی امتها نامیده خواهد شد اما شما آن را مغاره دزدان ساخته اید.» ( مرقس ۱۱: ۱۷ ) یعنی روزی که همه امتها برای پرستش یهوه خواهند آمد. که اشاره مستقیم داشت به پیشگویی اشعیاء نبی در باره آینده ایی که یهوه آن را خواهد آورد: « ۷ ایشان را به کوه قدس خود خواهم آورد و ایشان را در خانه عبادت خود شادمان خواهم ساخت و قربانی‌های سوختنی و ذبایح ایشان بر مذبح من قبول خواهد شد، زیرا خانه من به خانه عبادت برای تمامی قوم‌ها مسمّی خواهد شد.  ۸ و خداوند یهوه که جمع کننده رانده شدگان اسرائیل است می‌گوید که بعد از این دیگران را با ایشان جمع خواهم کرد علاوه بر آنانی که از ایشان جمع شده‌اند.» ( ۵۶ : ۷- ۸ )   

این ریاکاران مذهبی یهود، مردی بی گناه را به مرگ محکوم کرده و او را به حضور فرمانده رومی آوردند تا به نحوه مرگ رومی او را از میان خود بردارند، یعنی مصلوب شدن. تا اینکه در چشم مردم اسراییل او لعنت شده یهوه خطاب شود. اما وقتی به حیاط کاخ پیلاطس نزدیک میشوند، یوحنا مینویسد: « و صبح بود و ایشان داخل دیوانخانه نشدند مبادا نجس بشوند بلکه تا فصح را بخورند.» ( ۱۸ : ۲۸ ) 

بر بالای صلیبی که بر آن جان داد، تخته ایی را میخ زدند و بر او مقام عیسای خداوند را بعنوان « پادشاه یهود » را نوشتند به سه زبان اصلی دنیای آن روز: عبرانی-لاتین-یونانی .( یوحنا ۱۹ : ۲۰ )  در حقیقت در نقشه و اراده یهوه این بود که پادشاه بودن عیسای مسیح به سراسر دنیای آن روز پخش شود و همه در باره پادشاهی سخن بگویند که جانش را به کفاره و آمرزش گناهان نه فقط عبرانیان بلکه رومیان و یونانیان نیز داد. او فقط برای اسراییل نمرد بلکه برای رومیها و یونانیها. و امروز برای آفریقایی ها و ایرانی ها و اعراب و اسیایی ها و ... تا اینگونه پیام انجیل او در میان همه امتهای دنیا پخش شود.

دقیقا عین پیشگویی خود خداوند ما عیسای مسیح که در خصوص نحوه مرگ خود به شاگردانش فرموده بود:« ۱۷ و چون عیسی به اورشلیم می‌رفت، دوازده شاگرد خود را در اثنای راه به خلوت طلبیده بدیشان گفت:  ۱۸ «اینک به سوی اورشلیم می‌رویم و پسر انسان به رؤسای کهَنه و کاتبان تسلیم کرده خواهد شد و حکم قتل او را خواهند داد،  ۱۹ و او را به امّت‌ها خواهند سپرد تا او را استهزا کنند و تازیانه زنند و مصلوب نمایند و در روز سوم خواهد برخاست.» ( متی ۲۰: ۱۷ - ۱۹ ) اگر هم یهود و هم امتها در مرگ او شریک بودند، هم یهود و هم امتها میتوانند در نجات او شریک شوند و هر دو میتوانند با ایمان آوردن به او یهوه را پرستش کنند.   

و برای این عیسای خداوند، خادم خود را برگزید تا این پیام انجیل نجات بخش خود را به میان امتها ببرد و او بنام « رسول امتها » معروف گشت، یعنی پولس رسول. « خداوند وی را گفت: «برو زیرا که او ظرف برگزیده من است تا نام مرا پیش امّت‌ها و سلاطین و بنی اسرائیل ببرد.» ( اعمال ۹ : ۱۵ ) و پولس رسول، از چگونگی و عمیق بودن این ماموریت و رسالت خود از جانب عیسای خداوند در بین امتها چنین میگوید: « ۱۵ لیکن ای برادران بسیار جسارت ورزیده، من خود نیز به شما جزئی نوشتم تا شما را یاد آوری نمایم به سبب آن فیضی که خدا به من بخشیده است،  ۱۶ تا خادم عیسی مسیح شوم برای امّت‌ها و کهانت انجیل خدا را بجا آورم تا هدیه امّت‌ها مقبول افتد، مقدس شده به روح‌القدس.» (رومیان  ۱۵: ۱۵- ۱۶ )

پولس رسول میگوید مانند کاهنان اسراییل که بین قوم و خدا ایستاده و آنها را تعلیم داده و برای آنها آمرزش گناهان را طلب میکردند، میگوید، من نیز بین امتها و عیسای خداوند  ایستادم و برای امتها کار کهانت « انجیل » را انجام میدهم. یعنی تنها بواسطه ایمان آوردن و اطاعت کردن از عیسای مسیح، گناهان آنها برای همیشه آمرزیده و پاک میشود.

در همین رساله رومیان، پولس رسول از همین مزمور ۱۱۷ استفاده میکند برای اثبات کردن تاثیر و جهانشمول شدن و تحقق یافتن آمدن امتهای دنیا برای پرستش یهوه بواسطه انجیل عیسای مسیح و ایمان آوردن به او مینویسد: « ۸ زیرا می‌گویم عیسی مسیح خادم ختنه گردید بجهت راستی خدا تا وعده‌‌‌های اجداد را ثابت گرداند،  ۹ و تا امّت‌ها خدا را تمجید نمایند به سبب رحمت او چنانکه مکتوب است که «از این جهت تو را در میان امّت‌ها اقرار خواهم کرد و به نام تو تسبیح خواهم خواند.»  ۱۰ و نیز می‌گوید «ای امّت‌ها با قوم او شادمان شوید.»  ۱۱ و ایضا «ای جمیع امّت‌ها خداوند را حمد گویید و ای تمامی قومها او را مدح نمایید.»  ۱۲ و اشعیا نیز می‌گوید که «ریشه یسا خواهد بود و آنکه برای حکمرانی امّت‌ها مبعوث شود، امید امّت‌ها بر وی خواهد بود.» ( ۱۵ : ۸ - ۱۲ )   

در همین چند ایه پولس رسول از ۵ آیه از نوشتجات عهد عتیق : دوم سموییل ۲۲: ۵۰ ، مزمور ۱۸ : ۴۹ ، تثنیه ۳۲ : ۴۳ ، مزمور ۱۱۷ : ۱ و اشعیاء نبی ۱۱ : ۱۰ استفاده میکند تا نقشه و اراده یهوه را در عیسای مسیح و پیام انجیل او و ایمان اوردن به او و نجات امتها و پرستش آنها سخن بگوید. 

و در یکی از اولین نامه های خود به ایمانداران شهر غلاطیه در خصوص آن برکت یهوه به ابراهیم در پیدایش ۱۲ : ۱- ۳ سخن میگوید و اینکه آن برکت یهوه به ابراهیم و برکت بودن ابراهیم برای تمامی امتها، در واقع در برکت عیسای مسیح و انجیل عیسای مسیح برای امتها بود. « ۸ و کتاب چون پیش دید که خدا امّت‌ها را از ایمان عادل خواهد شمرد، به ابراهیم بشارت داد که «جمیع امّت‌ها از تو برکت خواهند یافت.»  ۹ بنابراین اهل ایمان با ابراهیم ایمان دار برکت می‌یابند.» سپس ادامه میدهد « ۱۳ مسیح، ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد، چنانکه مکتوب است «ملعون است هر که بر دار آویخته شود.»  ۱۴ تا برکت ابراهیم در مسیح عیسی بر امّت‌ها آید و تا وعده روح را به وسیله ایمان حاصل کنیم. » ( غلاطیان ۳ : ۸ - ۹ ، ۱۳- ۱۴ )  

پولس رسول در نامه افسسیان به طور شگفت انگیزی این نقشه و اراده یهوه را، یعنی نجات امتها، و آوردن امتها برای پرستش خود را، یک راز و یا سر الهی میداند که برای سالیان سال از چشمان یهود پنهان بود. آنها آیات و مزامیر و انبیاء را میخواندند و در باره چنین روزی شنیده بودند اما گویی هرگز آن را باور نکرده بودند. پولس رسول این سر الهی را اینگونه برای کلیسای افسس بازگو میکند، کلیسایی که از امتها بودند! « ۱ از این سبب، من که پولس هستم و اسیر مسیح عیسی برای شما ای امّت‌ها. ۲ اگر شنیده باشید تدبیر فیض خدا را که بجهت شما به من عطا شده است،  ۳ که این سر از راه کشف بر من اعلام شد، چنانکه مختصراً پیش نوشتم،  ۴ و از مطالعه آن می‌توانید ادراک مرا در سر مسیح بفهمید.  ۵ که آن در قرنهای گذشته به بنی آدم آشکار نشده بود، بطوری که الحال بر رسولان مقدس و انبیای او به روح مکشوف گشته است،  ۶ که امّت‌ها در میراث و در بدن و در بهره وعده او در مسیح بوساطت انجیل شریک هستند.» ( افسسیان ۳ : ۱- ۶ ) این شراکت امتها در میراث و وعده ها به همان پرستش امتها اشاره دارد.

و ما نهایتا این به ثمر رسیدن و به کمال رسیدن آن روز عظیم را در نوشته یوحنای رسول و در مکاشفه عیسای خداوند بر او داریم که چگونه در آن روز عظیم در آن گسترده شدن پادشاهی عظیم و ازلی خداوندمان، در آن روز، همه امتها برای پرستش یهوه خواهند آمد. « ۹ و بعد از این دیدم که اینک گروهی عظیم که هیچ کس ایشان را نتواند شمرد، از هر امّت و قبیله و قوم و زبان در پیش تخت و در حضور بره به جامه‌‌‌های سفید آراسته و شاخه‌‌‌های نخل به دست گرفته، ایستاده‌اند  ۱۰ و به آواز بلند ندا کرده، می‌گویند: «نجات، خدای ما را که بر تخت نشسته است و بره را است.»  ۱۱ و جمیع فرشتگان در گرد تخت و پیران و چهار حیوان ایستاده بودند. و در پیش تخت به روی درافتاده، خدا را سجده کردند  ۱۲ و گفتند: «آمین! برکت و جلال و حکمت و سپاس و اکرام و قوت و توانایی، خدای ما را باد تا ابدالآباد. آمین.»  ( مکاشفه ۷ : ۹ - ۱۲ ) 

و این دقیقا همان اینده ایست که اکنون و بعد روی خواهد داد. و این همان به کمال رسیدن مزمور ۱۱۷ است در نمای کلی و صحت و درستی آن را ثابت میکند.  

ادامه دارد.