loading

یادگار ایمان مسیحی

آنچه که از شما باقی میماند

نوشتۀ: ح.گ

در دل کوهها و دشتها و صخره‏ها سفر میکنی و به خیال خودت جایی هستی که هیچکس تاکنون از آنجا نگذشته است، اما ناگهان چشمتان به نوشته‏ایی بر تکه سنگی، یا چوب یا زمین میافتد که گویای کسی است که روزی آنجا بوده است، قبل از شما. شما نوشته را میخوانید شاید نام آن شخص باشد، یا فقط یک تاریخ و شاید هم جملۀ کوتاهی مانند “زندگی زیباست.” یا ” ما همه یکی هستیم.” یا ” محبت” و جملات متفاوت دیگر. اگر کمی کنجکاوی به خرج دهید شما میتوانید یک طرز تفکر یا یک جهان بینی را از نویسندۀ جمله یا حتی تاریخی که ثبت شده است برای خود در خصوص شخصی که آن را از خود باقی گذاشته است جمعبندی کنید. شرایط روحی و محیطی را تشخیص دهید و از آن به نتایجی برسید که تاحدودی شما را با کسی که قبلا در آنجا بوده است آشنا میسازد بدون اینکه همدیگر را ملاقات کرده باشید.

اکنون تصور کنید شخصی با شما در این سفر است که تمامی ماجرای آن نوشته را میداند. آن شخص را میشناخته و دلیل نوشتن آن جمله و اهمیت تاریخ ثبت شده را نیز میداند؛ او دهان باز میکند و در خصوص آن شخص با شما صحبت میکند، اکنون شما دیگر فقط حدس و تصور ندارید بلکه یک برداشت کامل از آن شخص و طرز تفکر او دارید.

در طول کتابمقدس خداوند برای انسان یادگاری‏های بیشماری بجا گذاشته است تا انسان به آن نگاه کند و از خود بپرسد که چرا این یادگار اینجاست، چگونه اینجا قرار گرفت و چرا قرار گرفت و چرا خداوند میخواهد تا انسان به آن یادگار پایبند باشند و آن را اطاعت و دنبال کنند. در این یادگارها کار و قوت خداوند نهفته است. تدابیر و فیض خدا، محبت و وفاداری خدا، در این یادگارهای خداوند هر آنچه که انسان نیاز دارد تا در آن حضور و ارادۀ خداوند را ببیند نهفته است. خدا یا ایجاد این یادگارها نه تنها قوت و ارادۀ خود را به ما ثابت نموده است بلکه همچنین ما را موظف و مسئول میداند که به آنها وفادار بوده و آن را در روند زندگی روحانی اطاعت و دنبال نماییم. اما چگونه؟ چگونه میتوانیم به آنها وفادار بمانیم و آنها را دنبال کنیم؟ ابتدا با اطاعت شخصی و وفاداری خود ما به آن، سپس تعلیم دادن آن به فرزندان و نسل آیندۀ خود. چگونه این یادگارهای خداوند میتواند در قرون متمادی همچنان زنده بماند؟ چگونه داستان واقعی آن میتواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود؟ تنها و تنها با تعلیم دادن آن به فرزندان خود. اجازه بدهید تا کمی در این خصوص کتابمقدس را بررسی کنیم:

وقتی موسی به آخرین روزهای عمر خود رسید و قوم اسرائیل به آستانۀ ورود به سرزمین موعود؛ موسی از جانب خداوند آخرین فرامین را به قوم سپرد. در این آخرین فرامین، سخنان موسی مستقیما به تمام آنانی بود که وارد سرزمین موعود میشدند. این افراد کارهای خداوند را شاهد بودند، دست پرقدرت خدا را در زندگی خود دیده بودند، نجات و رهایی عظیم آنان از دست دشمنان خود، از شریعت موسی باخبر شده بودند، تعالیم موسی را میدانستند، سخنان او را شنیده بودند، اکنون وظیفۀ آنها چه بود؟ موسی رو به قوم چنین میفرماید “لیکن احتراز نما و خویشتن را بسیار متوجه باش مبادا این چیزهایی را که چشمانت دیده است فراموش کنی و مبادا اینها در تمامی عمرت از دل تو محو شود بلکه آنها را به پسرانت و پسران پسرانت تعلیم ده.” ( تثنیه ۴: ۹ ) سپس در همین تثنیه که آخرین کتاب موسی میباشد مجددا میخوانیم ” و این سخنانی که من امروز ترا امر میفرمایم بر دل تو باشد. و آنها به پسرانت به دقت تعلیم نما و حین نشستنت در خانه و رفتنت به راه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما.”( تثنیه ۶: ۶- ۷ )

یادگاری در عهد عتیق

نمونۀ بارز یک یادگار خداوند را در عهد عتیق میتوان در کتاب یوشع نبی دید آن هم زمانی که قوم اسرائیل از رود اردن عبور میکند. آن روز یوشع نبی بر طبق فرمان یهوه از دوازده قبیلۀ اسرائیل، هر قبیله یکنفر را فراخواند تا از کف رودخانه ایی که کاهنان از آن عبور کرده بودند، دوازده سنگ هر سنگ به منزلۀ یک قبیلۀ اسرائیل برداشته و با خود به آن سوی رود اردن بیاورد. یوشع نبی بر طبق فرمان یهوه از قوم خواست تا آن دوازده سنگ را روی هم گذاشته و از آن یادبود یا یاددگاری برجا بگذارند. و یوشع نبی دلیل آن را برای قوم چنین بیان کرد ” و بنی اسرائیل را خطاب کرده گفت چون پسران شما در زمان آینده از پدران خود پرسیده گویند که این سنگها چیست. آنگاه پسران خود را تعلیم داده گویید که اسرائیل از این اردن به خشکی عبور کردند. زیرا یهوه خدای شما آب اردن را از پیش روی شما خشکانید تا شما عبور کردید چنانکه یهوه خدای شما به بحر قلزم کرد که آن را پیش روی ما خشکانید تا ما عبور کردیم. تا تمامی قومهای زمین دست خداوند را بدانند که آن زورآور است و از یهوه خدای شما همۀ اوقات بترسند.”( یوشع نبی ۴: ۲۱- ۲۴ )

آن دوازده سنگ یاددگاری که یوشع نبی در آن سوی رود اردن بنا کرد نه تنها یادبود و یادگار عبور قوم از اردن بلکه عبور از دریای سرخ نیز بود. اما نکتۀ بسیار ظریفی در فرمایش خداوند در این ایات وجود دارد که به این سنگها بیجان حیات و زبان میدهد! اگر خوب دقت کنید کلید اساسی در آن دوازده سنگ نبود. سنگها به خودی خود نمیتوانستند دهان باز کنند و با نسل آینده سخن بگویند، بلکه تعلیم پدران به پسران در خصوص دلیل بودن آن سنگها در آنجا بود که نسل آینده را از وقایع گذشتۀ نیاکان خودشان باخبر میساخت؛ آن سنگها تنها شاهد و تاییدی بر آن تعلیم پدران بودند.

یادگاری در عهد جدید

و نمونۀ زنده و بارز همین گفتگوی ما در عهد جدید را میتوان ماجرای آخرین شام عیسای مسیح را با شاگردان او مثال زد. در انجیل لوقا میخوانیم که پس از اینکه عیسای مسیح نان را پاره کرد و به شاگردان داد و قبل از اینکه پیالۀ شراب را به آنها بدهد رو به آنها چنین فرمود “و نان را گرفته شکر نمود و پاره کرده بایشان داد و گفت این است جسد من که برای شما داده میشود این را به یاد من بجا آورید.” ( لوقا ۲۲: ۱۹)و سپس پیالۀ شراب را به آنها داد. با این جمله، عیسای خداوند آخرین شام خود را که ما نیز امروز بعنوان ” شام خداوند ” بجا میاوریم بعنوان یاددگاری برای ما بجا گذاشت. نان گویای یادگار بدن مسیح بود که برای ما مصلوب شد و شراب یادگار خون مسیح بود که برای ما ریخته شد. از آن زمان تا به امروز هر وقت ما این رسم را بجا میاوریم نه یاد آن تکه نان یا آن پیالۀ شراب بلکه یاد مرگ مسیح بر بالای صلیب را به یاد برای خود زنده میسازیم.

مزمور نویس کارهای عظیم خداوند را در زمانهای قدیم بیاد آورده و چنین میسراید “کارهای خداوند را ذکر خواهم نمود؛ زیرا کار عجیب ترا که از قدیم است بیاد خواهم آورد.” ( مزمور ۷۷: ۱۱ ) مزمور نویس شریعت و قانون خداوند را از قدیم بیاد میاورد ” ای خداوند داوریهای ترا از قدیم بیاد آوردم و خویشتن را تسلی دادم.” ( مزمور ۱۱۹: ۵۲) او ادامه میدهد “ ایام قدیم را بیاد میاورم، در همۀ اعمال تو تفکر نموده، در کارهای دست تو تامل میکنم.” ( مزمور ۱۴۳: ۵) و پولس رسول رو به تیموتاوس کرده و اینگونه میراث و یادگار ایمان مسیحی او را به یاد او میاورد “زیرا که یاد میدارم ایمان بی ریای ترا که نخست در جده ات لوئیس و مادرت افنیکی ساکن میبود و مرا یقین است که در تو نیز هست.”( دوم تیموتی ۱: ۵ ) پولس رسول به تیموتائوس میگوید میراث و یادگار ایمان مسیحی او از مادربزرگ او به مادرش و از مادرش به او رسیده است؛ چگونه؟ مسلما با آن تعلیمی که مادر تیموتائوس از مادر خود گرفت و سپس مادر تیموتائوس همان ایمان مسیحی را به فرزند خودش منتقل ساخت.

عزیزان ایماندار مسیحی!

ای کسانی که به فیض و رحمت الهی از زنجیرها و اسارت دین اسلام رهایی یافته و در آغوش مسیح خداوند آرام یافته اید، گوش کنید!

من نمیدانم شما چه میخواهید برای فرزندان خود بعنوان میراث و یادگار باقی بگذارید. از وصیت نامۀ شما خبری ندارم. و هیچ اشکالی در بجا گذاشتن ثروت زمینی برای فرزندانتان هم نیست. و خدا را شکر برای این این برکات فراوان در زندگی شما. اما ثروت آسمانی چه؟ چه ثروتی از این حیث برای فرزندانتان باقی میگذارید؟ یادگار و میراث شما در این خصوص برای فرزندانتان چیست؟

عزیزان من!

میراث و یادگار ایمان مسیحی خود را برای فرزندانتان بجای بگذارید. نه اینکه در زمانی که در بستر مرگ هستید، بلکه همین امروز و همین ساعت، از زمانی که آنها تازه بدنیا آمده اند، به خردسالی میرسند، سپس به کودکی و نوجوانی و جوانی و حتی آنگاه که برای خود پدران و مادران میشوند؛ هرگز، هرگز از سخن گفتن از یادگارهای خداوند زندۀ ما در زندگی خود و دیگران که شما شاهد آن بوده اید برای فرزندانتان کوتاهی و قصور نکنید. با آنها از عیسای خداوند سخن بگویید. از آنها از فیض خداوند سخن بگویید. از آنها از اسارت و شریعت پوسیدۀ دین پدری خود سخن بگویید. و اینکه چگونه یهوه با دستهای پرقدرت خود شما را از بردگی در “مصر” دین اسلام آزاد گردانید، دریای سرخ مصیبتها را برای شما گشود، در روزهای سرگردانی و آوارگی شعلۀ آتش و صخرۀ آب شما بود، شما را از اردن دردها و زجرها و مصیبتها عبور داد شما را به سرزمین غنی و پر از برکت و فیض مسیح خداوند آورد و شما را به فرزند یگانۀ خود به فرزندخواندگی بخشید.

سنگهای یادبود کارهای عظیم خداوند در زندگی خودتان را به فرزندان خود نشان بدهید و با آنها از داستانهای کار عظیم خداوند ما عیسای مسیح سخن بگویید که او برای شما چه کرده است و به آنها بگویید که او آنها را با فرزندان خود در میان بگذارند.

شما اولین مسیحی خانوادۀ خود هستید و آنها اولین نسل مسیحی شما هستند. لحظه ایی به این بیاندیشید، در عظمت و شگفتی آن مشعوف و پر از وجد و شوق خواهید شد! شما آغاز کنندۀ نسل مسیحی هستید؛ پس، از یادگارهای خداوند به فرزندانتان تعلیم دهید، از شما میتواند ملتی مسیحی متولد شود، ملتی که در آینده ایی نه چندان دور آن اسارت و تاریکی حکومت شیطان را در سرزمینهای اسلامی که نیاکان ما در آن پوسیدند و مردند را از بین برده و ملتی تازه را آغاز میکند. آنها ترانۀ ایمان شما را در روزهای زندگی خود خواهند سرایید و آن را به فرزندان خود یاد خواهند داد تا آنها نیز برای فرزندان خود بسرایند.

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!