loading

تقدیم به ۲۱ شهید مسیحی و شهیدان دیگر مسیحی در سراسر دنیا

یادمان تو

من از یادمان تو رنجورم
طاقتم را برده است.
باران را میبینم،
به یاد آوارگی توام
آتش را،
میبینمت در آن میسوزی
تیغ سرد کارد آشپزخانه،
مرا به یاد سر بریدۀ تو میاندازد
به یاد خون سرخت که قطره
قطره اقیانوس را رنگین میسازد.
اینها دردهای منند
چهره ات را چگونه میتوانم فراموش کنم
پیش روی منند.
چه زیباست قامت نارنج تو
چه زشت قامت سیاه دیوانگی؛
صدایت را چه کسی شنید در کنار دریا
پچپچه های تو در گوش منند.
و من اینجا نشسته ام فرسخها دور از تو، نازنینم!
فرسخها خالی از اضطراب
فرسخها دور از آشوب و ترس
سوال میکنم چرا چنین شد؟
و میدانم که میدانستی پاسخ این سوال:
-” اگر اینکارها را به چوب تر کنند، به چوب خشک چه خواهد شد.” ( لوقا ۲۳: ۳۱ )
در درد و رنج سوال میکنم که چه میشود؟
و میدانم که میدانستی پاسخ این سوال نیز:
-” اندکی دیگر آرامی نمایید تا عدد همقطاران که مثل ایشان کشته خواهند شد تمام شود.” (مکاشفه ۶: ۱۱ )
…من از یادمان تو در رنجی پر افتخارم
من از یادمان تو از رنجت پرافتخارم

ح.گ
چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ مصادف با ۰۳/۰۴/۲۰۱۵

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!