loading

نبی وعده داده شدۀ موسی چه کسی بود: عیسای مسیح یا محمد بن عبدالله؟

نگاهی به انجیل به روایت یوحنای رسول یکی از شاگردان عیسای مسیح

نگاهی به یوحنا فصل ۱ آیۀ ۴۵  و فصل ۶ آیۀ ۱۴

نوشتۀ: ح.گ

در میان تار و پودهای منسجم و منظم کتابمقدس که همه چیز به هم به نظمی الهی متصل است و هر واقعه ایی به نوعی مکمل کنندۀ واقعی ایی دیگر؛ در کتابی که ما معتقد هستیم توسط خود روح خدا و با هدایت او و توسط انسان نوشته شده است. کتابی که پر از پیشگویی های دقیق و منظم است. یک آیه از ابتدای کتاب با یک آیه در آخرین کتاب مانند فولاد به هم جوش خورده و متصل شده و مربوط هستند. در کتابی که شما میتوانید صدها نشانه و گفته در خصوص حقیقت یک پیشگویی پیدا کنید و شما ناگهان عیسای مسیح را ندارید که از مریم بدنیا بیاید. ناگهان معجزاتی عظیم انجام دهد. ناگهان خداوندی خود را ثابت کند. ناگهان بمیرد و زنده شود و صعود کند و ناگهان ویرانی معبد اورشلیم را و پایان پرستش و تمرکز را از سنتها و آیینها برداشته، شریعت را به کمال برساند و ناگهان بگوید که روزی او برخواهد گشت و بر تمام راستان و بدان داوری خواهد کرد و شما تمام اینها را هر چه میخواهید ناگهانی بدانید و باور نکنید اما آنقدر شواهد و اسناد زنده بر حقیقت آنها وجود دارد که راحت تر هستید آن را قبول کنید تا رد کنید!

در این میان دین اسلام در پی یافتن ردی و نشانی از خود در کتب عهد عتیق است. قصد دارد تا ثابت کند که دینی ” ناگهانی ” نیست. از اینرو نویسندگان قران و متفکرین آن در پی ردی و نشانی از خود و از پیامیر خود در کتابمقدس هستند و هر وقت وارد چنین میدانی میگردند با شکست روبرو میشوند. یکی از آن ادعاهای مسلمانان در بارۀ واقعی بودن نبوت محمد یکی از پیشگویی های موسی است. و آنها معتقد هستند که موسی در تثنیه از آمدن محمد صحبت کرده است. آنها اینچنین مدعی هستند که آن نبی که موسی در تثنیه ۱۸ : ۱۵ وعده داده بود، محمد ابن عبدلله است. اجازه بدهید این ایه را با هم بخوانیم “ یهوه خدایت نبی ایی را از میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید او را بشنوید.”

چندین دلیل فقط در همین یک ایه وجود دارد که با هزار من سریش به محمد نمیچسبد!

الف- نام یهوه حتی یکبار نیز در قرآن نیامده است. نام یهوه مطلقا به خدای یهود و مسیحیت مرتبط است. یهوه و الله یک خدای مشترک نیستند.

ب- وقتی موسی رو به قوم اسرائیل میکند و میگوید از میان تو از برادرانت منظور او یک اسرائیلی بوده است نه یک عرب.

پ- وقتی موسی میگوید آن نبی ” مثل من ” است. میتوانست خیلی موارد را شامل شود. مثل قوت و قدرت معجزات موسی( محمد هیچ معجزه ایی مانند موسی نکرد) مثل رهبری موسی(مرگ ناگهانی محمد به او رخصت نداد تا حقیقتا امت اسلام را رهبری کند، این خلفای دین اسلام پس از مرگ او بودند که با قوت شمشیر و جنگهای ناپایان، تا به همین امروز، امت اسلام را رهبری کردند) یا مثل نسل موسی( موسی یک عبری بود و نه یک عرب)

اما کتابمقدس چگونه این پیشگویی موسی را برآورد کرده است. قوم اسرائیل از زمان این پیشگویی تا زمان آمدن عیسای مسیح دائما توسط انبیاء متعددی راهنمایی شده و تعلیم داده شده بود. تعداد این انبیاء آنقدر زیاد بود و آنقدر به صورت متوالی بودند که مردم دائما گمان میکردند که این همان نبی موعود است. این همان نبی موعود است. آمدن این نبی موعود برای قوم اسرائیل بیش از حد مهم و حیاتی بود. پس از ملاکی نبی، خداوند به مدت تقریبی ۴۵۰ سال هیچ نبی برای اسرائیل نفرستاد. هیچ کتابی که مورد تایید و تصویب جامع رهبران دینی یهود گردد نوشته نشد. این دوران را بقولنا دورۀ ” سکوت خداوند” میخوانند. تا اینکه نبی ایی در بیابان ظاهر شد بنام یحیای تعمید دهنده. با توجه به نحوۀ تولد یحیی که آن را در انجیل به قلم لوقا داریم و نحوۀ زندگی یحیی و آنچه او انجام میداد تمام مردم اسرائیل را به این گمان برد که یحیی آن نبی موعود که موسی آن را وعده داده بود میباشد. باید در نظر داشته باشید که نیاز ظهور چنین نبی ایی، نبی ایی مانند موسی در این زمان بینهایت برای اسرائیل حائز اهمیت بود. از زمان ملاکی تا زمان یحیی تاریخ اسرائیل پر از شکست و نابودی و توهین از جانب بیگانگان بود. و در این زمان آنها تماما در زیر حکومت و قدرت روم بسر میبردند. به آنها مالیات میپرداختند و بقولنا در اسارت بیگانگان بسر میبردند.

برای مردم اسرائیل آمدن آن نبی موعود، نبی ایی مانند موسی، مهم بود زیرا همانطور که موسی قوم را از اسارت مصریان بیرون آورده و آنها را به سوی سرزمین موعود رهبری نمود؛ قوم اسرائیل منتظر چنین نبی ایی بودند تا قوم را از اسارت رومیان بیرون آورد. و منتظر مسیح موعود بودند تا آن حکومت ازلی را برای اسرائیل تثبیت نماید. درست در چنین زمانی است که عیسای مسیح متولد شده، میاید و از یحیای تعمید دهنده تعمید میگیرد و خدمت خود را  در میان اسرائیل آغاز میکند.

کنکاشی در کلام خدا در یافتن این حقیقت

وقتی یحیی بدنیا آمد کلام در بارۀ او چنین پیشگویی میکند که یحیی قوت و قدرتی مانند الیاس نبی خواهد داشت(لوقا ۱: ۱۷ ) برای مردم، یحیای تعمید دهنده یک نبی بود( متی ۱۴: ۵ و ۲۱: ۲۶ ) اما آیا یحیای تعمید دهندۀ آن نبی وعده داده شده در تثنیه ۱۸: ۱۵ بود. تنها یوحنای رسول است که با ظرافت و زیبایی به چنین سوالی پاسخ میدهد. وقتی مردم نزد یحیای تعمید دهنده آمده و از او تعمید میگرفتند از او سوال کردند که “ایا تو آن نبی هستی؟”( یوحنا ۱: ۲۱ ) منظور سوال کنندگان دقیقا آن نبی وعده داده شدۀ موسی در تثنیه ۱۸: ۱۵ میباشد. پاسخ یحیی چه بود؟ ” خیر!”( یوحنا ۱: ۲۱) از او میپرسند اگر تو آن نبی موعود نیستی پس تو کی هستی؟ پاسخ یحیی مجددا بسیار واضح است “من صدای ندا کننده ایی در بیابانم که راه خداوند را راست کنید چنانکه اشعیاء نبی گفت.”( یوحنا ۱: ۲۳ ) در قلم دیگر راویان انجیل میخوانیم که یحیای تعمید دهنده باز کننده راه برای مسیح موعود بود. در مورد مسیح چه؟ آیا او آن نبی وعده داده شدۀ موسی بود؟

در بالاتر گفتیم که یکی از دلایلی که از جانب موسی بیان شد که آن نبی مانند موسی خواهد بود، شباهت به قوت اعجاز موسی بود. موسی به مدت چهل سال آن را برای قوم نشان داده بود. وقتی عیسای مسیح پا بر روی زمین گذاشت، پر از معجزات شگفت انگیز بود( آنقدر شگفت انگیز و متعدد که حتی خود قرآن نتوانست آن را رد کند!) سپس در لوقا میخوانیم که پس از انجام دادن معجزات فراوان مردم در بارۀ عیسای مسیح چنین سخن میگویند که براستی نبی ایی در میان آنان ظهور کرده است.( لوقا ۷: ۱۶ ) و شاگردان خود عیسای مسیح پس از رستاخیز او از مرگ دقیقا چنین باوری نسبت به او داشتند( لوقا ۲۴: ۱۹ )

اما ایا واقعا عیسای مسیح آن نبی وعده دادۀ موسی در کتاب تثنیه بود؟

اجازه بدهید برگردیم به نوشتۀ یوحنای رسول در خصوص عیسای مسیح. همانطور که در یوحنا ۱: ۲۱ دیدیم مردم از یحیای تعمید دهنده میپرسند که ایا او آن نبی است، یحیی پاسخ میدهد که خیر. برای یوحنای رسول نشان دادن و به قلم آوردن ماهیت حقیقی عیسای مسیح بسیار حائز اهمیت بوده است. برای یوحنای رسول این مهم بود تا خوانندۀ او با مسیح و چهرۀ واقعی او آشنا شوند نه با آنچه دیگران به نادرستی یا با اغراق از او وصف میکنند. پس همانطور که در آغاز او را آن ” کلمه ” خطاب میکند و میگوید که تمام آفرینش توسط او بنا شد و میگوید که او آن چهرۀ نادیدۀ خود خداست. سپس در پی آن میرود تا نه تنها خداوندی و پسر خدا بودن عیسای مسیح را به ما نشان بدهد بلکه تکمیل شدن نبوتهای کتابمقدس در خصوص عیسای مسیح از جمله آن وعدۀ موسی در بارۀ آمدن نبی‏ایی مانند او را برای ما تشریح کند. و یوحنای رسول این را به زیبایی هر چه تمامتر در شش فصل به ما نشان میدهد و من آن را یک ساندویچ بزرگ میخوانم! یوحنا در این ساندویچ به ما ثابت میکند که عیسای مسیح همان نبی ایی وعده داده شدۀ موسی در تثنیه ۱۸: ۱۵ میباشد.

یک ساندویچ بزرگ!!

یک ساندویچ را در نظر بگیرید: بالا یک بخش نان، پایین یک بخش دیگر نان و شما تمام مخلفات خودتان را در میان آن قرار میدهید و آن را نوش جان میکنید. همین تشبیه در خصوص حوادث کتابمقدس به وضوح قابل رویت است. اکنون خوب دقت کنید تا این ساندویچ را با مخلفات آن به شما نشان بدهم!

پس از اینکه خود یحیای تعمید در یوحنا ۱: ۲۱ اعتراف میکند که او آن نبی موعود نیست. یوحنا از واقعه آشنا شدن فیلیپس( یکی از شاگردان مسیح) با او به ما میگوید در این آشنایی فیلپیس عیسای مسیح را چنین به شاگرد دیگر مسیح، نتانئیل معرفی میکند ” آنکسی را که موسی در تورات و انبیاء مذکور داشته اند یافته ایم که عیسی پسر یوسف ناصری است.”( یوحنا ۱: ۴۵) از این اعتراف فیلیپیس در خصوص عیسای مسیح تا یوحنا ۶ آیۀ ۱۴ حوادثی روی میدهد که گویی یوحنا قصد دارد تا به صورت عملی و زنده این اعتراف فیلیپس را ثابت کند. اکنون خوب دقت کنید که بر طبق نوشتۀ یوحنای رسول از یوحنا ۱: ۴۵ تا یوحنا ۶: ۱۴ و بلافاصله آیۀ ۱۵ چه چیزی روی میدهد، من آن را یک ساندویچ بزرگ برای اثبات حقیقت مینامم:

یوحنا ۱: ۴۸:  عیسای مسیح بدون اینکه در جایی که نتانیئل بوده حضور داشته باشد دقیقا به او میگوید که او کجا بوده، اینگونه ثابت میکند از آنچه در گذشته روی داده خبر دارد.

یوحنا فصل ۲ : آب را به شراب ناب مبدل میسازد( اولین معجزۀ موسی تبدیل کردن آب به خون بود. اولین معجزۀ عیسی تبدیل کردن آب به شراب.)

یوحنا ۲: ۱۳- ۱۶ :معبد اورشلیم را تصفیه میکند.

یوحنا ۲: ۱۹ :مرگ و رستاخیز خود را از همان آغاز پیشگویی میکند.

یوحنا۳ : ۱- ۲۱ :یکی از رهبران بزرگ یهود شبانه با او ملاقات میکند که بعدا به او ایمان میاورد.

یوحنا ۳: ۲۲- ۳۶ :یحیای تعمید دهنده با تمام قدرت و دانش الهی خود از خداوندی عیسای مسیح سخن میگوید.

یوحنا ۴: ۱- ۴۲ :برای اولین بار یک یهودی با یک سامری روبرو نشسته و یک مشارکت نزدیک دارند. بیگانگان برای اولین بار به مسیح ایمان میاورند.

یوحنا ۴: ۴۳- ۵۴ :در معجزۀ دوم خود عیسای مسیح، نه با حضور خود بلکه با کلام و فرمان خود یک بیمار که رو به مرگ بود را شفا میدهد.

یوحنا ۵: ۱- ۱۷ :در معجزۀ کنار استخر بیت حسدا، عیسای مسیح قدرت و قوت خود را مافوق فرشتگان ثابت میکند.

یوحنا ۵: ۱۸- ۴۳ :عیسای مسیح در خصوص الوهیت و خداوندی خود با رهبران یهود سخن میگوید.

یوحنا ۵: ۴۴- ۴۶ :عیسای مسیح خودش را علنا همان کسی میداند که موسی در بارۀ او سخن گفته است.

یوحنا ۶: ۱- ۱۳ :عیسای مسیح با پنج نان و دو ماهی تعداد تقریبی ده هزار نفر( مردان و زنان و کودکان) را سیر میکند.( برکت دادن نان تنها و تنها کار خود خداست. یا آن نبی ایی که قوت و قدرت را مستقیما از خود خدا دریافت نموده است. مانند ایلیاء نبی و برکت دادن نان و روغن بیوه زنی در صرفۀ صیدون)

اکنون خوب دقت کنید: درست پس از این معجزۀ عظیم عیسای مسیح، یوحنا مینویسد که مردم در بارۀ عیسای مسیح چنین فکر کردند ” و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند گفتند که این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید.”( یوحنا ۶: ۱۴ )

اکنون اعتراف یحیای تعمید دهنده را که او آن نبی وعده داده شد نیست را با این اعتراف مردم در کنار هم بگذارید و شما کافیست به هر آنچه از آیۀ یوحنا ۱: ۲۱ تا یوحنا ۶: ۱۴ روی میدهد دقت کنید و خودتان شاهد اثبات این حقیقت باشید. برای یوحنا ثابت کردن درستی وعدۀ موسی در خصوص عیسای مسیح، اینکه او آن نبی وعده داده شدۀ موسی در تثنیه میباشد، با نشان دادن وقایع به طور علنی و زنده روی میدهد نه با ادعاهای توخالی و حرفهای من درآورده!

اکنون توجه شما را به نکتۀ دیگری که مکمل گفتگوی ما خواهد بود جلب میکنم. اکنون که یوحنا توانست با تشریح کردن وقایع زنده و روی داده شده، درستی نبی واقعی بودن عیسای مسیح را ثابت کند( یوحنا این را به این چند حادثه ختم نمیدهد بلکه در طول نوشتۀ خود بارها و بارها به صداقت و حقانیت اینکه مسیح آن نبی وعده داده شدۀ موسی بود برمیگردد) بلافاصله پس از اینکه میخوانیم برای آن هزاران نفر پس از آن معجزۀ عظیم ثابت شد که عیسای مسیح همان نبی وعده دادۀ شدۀ موسی میباشد، یوحنا میگوید آنها قصد کردند تا او را برده و پادشاه اسرائیل سازند ” و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند گفتند که این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید و اما چون عیسی دانست که میخواهند بیایند و او را به زور برده پادشاه سازند باز تنها به کوه برآمد.”( یوحنا ۶: ۱۴- ۱۵ )

چطور میتوانست یوحنا به ما نشان دهد که عیسای مسیح آن نبی وعده داده شدۀ موسی در تثنیه میباشد؟ ابتدا با اعتراف شاگردان او سپس با حوادثی که قوت عظیم مسیح را را بعنوان آن نبی که مانند موسی قوت اعجاز را از جانب خداوند دریافت کرده بود به مردم ثابت کند و نهایتا اینکه مردم آنقدر از این حقیقت سرشار از خوشی شوند که بخواهند مسیح را برده و او را به زور پادشاه اسرائیل بسازند.

اکنون خود شما قضاوت کنید: آیا عیسای مسیح یا محمد بن عبدالله آن نبی وعده داده شده موسی در تثنیه ۱۸: ۱۵ میباشد؟اگر عیسای مسیح توانست نه تنها با اعتراف دیگران بلکه با شواهد زنده و حقیقی و اعمال عظیم این را ثابت کند، یک نبی راستین است پس به او امروز ایمان بیاور، او را خداوند و نجات دهندۀ خودت بخوان. اما اگر محمد بن عبدالله بر طبق اعتراف متفکرین اسلام آن نبی وعده داده شده است اما هرگز نتوانست آن را ثابت کند، یک نبی دروغین است. اما شما تا به کی یک نبی دروغین را دنبال میکنید و از او میشنوید؟

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!