loading

ما کی هستیم؟(۷)
کنترل کننده گان آزادی در مسیح.

تا چه حد ممکن است شما از امتیازات و اختیارات و آزادی های شخصی خود بخاطر دیگری عدول کنید و آنان را نادیده بگیرید؟آیا هرگز چنین چیزی ممکن است؟!در این عصری که ” من ” و ” منیت” قامتش گویی فراتر از افق ایستاده است!عصری که در خانه و مدرسه به ما استقلال شخصی را می آموزانند!استقلالی نه برای یافتن مستقل اندیشیدن که این زیباست و نادر!لیک استقلالی که بوی خودرایی و تمرد می دهد.”من” می گویم.”من ” می خواهم.”من”معتقدم.”من”هستم.تمام سایۀ خود را در خانه و مدرسه و کوچه و خیابان های ما انداخته است.” آوردن گونۀ چپ ” “دادن ردایمان ” “دعا برای دشمنانمان ” گویی یک تحجّر است.یک حماقت.یک دیوانگی.
دست مریزاد انسان!این بوی خون و جنگ و فقر و نابرابری آن روز آغاز شد که خواستی چشم را بعوض چشم بگیری و دندان را بعوض دندان بشکنی .
باری سوال آغازین گر چه ممکن است بی معنی و بی ارتباط تصور شود.اگر اینگونه است ؛مژده ای نیک برای شما به ارمغان آورده ایم.
” تخت این سوال بر بالاترین نقطۀ قلب یک مسیحی گذاشته شده است.در حقیقت درگاه ورودی شخصیت یک مسیحی واقعی با پاسخ مثبت به این سوال مزین است.چرا که بدون پاسخ مثبت به این سوال شخص مسیحی هرگز کامل نخواهد شد و در تضاد درون خود درگیر است.تضادی که اگر شخص مسیحی هر چه زودتر پاسخ مثبت را به سوال مذکور نیابد ،ایمان و هستی روحانی خود را در مسیح به بازیچه گرفته و او پوچ و توخالی ست.”
قبل از اینکه بخواهیم به پاسخ و بررسی سوال بالا بپردازیم بیاید نگاهی به زندگی کوتاه اما مفید و پر حاصل عیسای مسیح بر زمین بیاندازیم و ببینیم که او چگونه آزادی های خود را بخاطر دیگران محدود ساخت و آنها را نادیده گرفت تا که چه شود؟که تا اراده و نقشۀ آسمانی خدا بر زمین به خوبی اجرا شود.
۱-او شهر کودکی خود را ،شهری که در آن بزرگ شده بود ،شهری که در آن مشغول به کار بود را ؛ شهری با تمام خاطرات و روزهای بیاد ماندنی آن را بخاطر خدا و نجات مردم نادیده گرفت و آنجا را ترک کرد.(متی ۴ : ۱۳ )
۲- ریاست و پادشاهی و قدرت طلبی را نادیده گرفت.
(یوحنا ۶ : ۱۴-۱۵ )
۳- خانواده خود را ،گرمی بودن بین آنان را ،حضور مادر و خواهر و برادران خود را در اطراف خود بخاطر انجام ارادۀ خدا و رسانده مژدۀ نجات به تمام دنیا نادیده گرفت.( متی ۱۲ : ۴۸-۵۰ )
۴- میخ های آهنین و شلاق های سخت را و نهایتا مرگ سهمناک بر صلیب را بر آزادی خود ترجیح داد و آن را نادیده گرفت.( یوحنا ۱۹ : ۱۰-۱۱ )
اکنون ببینید پطرس شاگرد بسیار نزدیک عیسای مسیح چگونه استاد و الگوی خود را تشریح می کند:
” مگر خدا شما را برای همین برنگزیده است ؟ خود مسیح با رنجهایی که بخاطر شما کشید برای شما نمونه شد تا به همان راهی که او رفت شما نیز بروید.شما می دانید که او هیچ گناهی نکرد و هیچ دروغی از دهان او شنیده نشد.وقتی باو دشنام می دادند با دشنام پاسخ نداد.وقتی عذاب می کشید تهدید نمی کرد ،بلکه خود را به دست آن کسی سپرد که همیشه با عدالت و انصاف داوری می کند.”
اول پطرس فصل ۲ : ۲۱-۲۳
بیهوده نگفت پولس رسول که:
” زیرا مسیح نیز در فکر راحتی خود نبود.”( رومیان ۱۵ : ۳ )
خود پولس رسول کسی که خود نمونه ای دیگر در سلب آزادی های خود برای انجیل مسیح می باشد در نامۀ اول قرنتیان فصل نهم آیه های نوزده تا بیستم به روشنی برای ما بیان می کند که او چگونه آزادی های خود را برای انجیل و نجات دیگران محدود کرده است.در همان آیۀ نوزدهم می نویسد که :
” زیرا اگر چه کاملا آزادم و بردۀ کسی نیستم خود را غلام همه ساخته ام تا بوسیلۀ من عدۀ زیادی به مسیح ایمان آورند.”
بعد در آیه بیست و سوم بعد از اینکه با یهودی ها مثل یک یهودی ،با اهل شریعت مثل اهل شریعت، با بیگانگان چون بیگانه ای ،با ضعیفان چون ضعیفی، و با ناتوانان، ناتوان زندگی کرده است می نویسد
:” همۀ این کارها را بخاطر انجیل انجام میدهم تا در برکات آن سهیم شوم.”
او همچنین در نامۀ خود در فیلیپیان فصل سوم آیه های پنجم تا هفتم بعد از شمردن امتیازات خود بعنوان یک مادرزاد اسرائیلی ،اهل قبیلۀ بنیامین ،یک عبرانی اصیل،اهل شریعت ،یک فریسی ،یک متعصب با آئین یهود بوده او میگوید تمام این ها را بخاطر شناخت مسیح نادیده می گیرد و بالاتر از تمام این ها او می گوید تمام این چیزها را برای خود زیان می داند.او در آیۀ هشتم همین فصل می گوید
:” همه چیز را از دست داده ام و همه چیز را هیچ شمردم تا به این وسیله مسیح را بدست آورم.”
پس چگونه ممکن است که من بتوانم آزادی های خود را برای تو محدود کنم؟
تنها زمانی که اولا بدانم چرا باید؟و دوما به چه دلیل؟
چرا باید آزادی های خود را محدود کنم؟زیرا نمی خواهم که ترا برنجانم زیرا که ترا دوست دارم و این دوست داشتن نه از من است از خدای مهربان و پر فیض است که او نیز آنقدر مرا دوست داشت که تنها فرزند خود را برای گناهان من بر صلیب قربانی کرد.
به چه دلیل باید آزادی های خود را محدود کنم؟زیرا تمام هدف و دلیل بودن من جلب رضایت خدای پر فیض و مهربان است تا با سلب آزادی های خود ارادۀ آسمانی او در زندگی تو و من انجام گردد.
شاید بپرسید که مرز این محدودیت تا کجاست؟ببینید که پولس رسول این نبرد محدود کردن آزادی های خود را تا به کجا کشاند.از دید او محدود کردن آزادی های شخصی نه تنها در حیطۀ اخلاق روحانی شخص باید باشد بلکه در زندگی روزمرۀ او نیز باید دخیل شود.در خوراک،در پوشاک،در تفریحات… سخن کوتاه : در همه چیز و در همه جا .
دوست من!تنها زمانی میتوان در این عصر خودکامگی و “منیت ” من و تو از آزادی های خود به نفع دیگری صرفنظر کنیم که من و تو دیگر من و تو نباشیم بلکه تماما در مهر نامنتهای خدای عظیم و پر فیض مستحیل شویم و تماما او شویم.و او تماما در مسیح چهرۀ ناشناخته و نادیدۀ خود را برای درک درست ما از او نمایان کرد.پس باید در مسیح در پهنا و طول و عمق و عرض مهر و محبت و فیض مسیح حل شویم ، آن را بشناسیم و با آن زندگی کنیم.آن را ببوئیم! بنوشیم ،بخوریم و بینیم ! آنگاه من می توانم تمامی امتیازات و آزادی های خود را برای تو نادیده بگیرم تا تو بهتر و عمیق تر فیض خدا را درک کنی و بدانی که شخصی اینجاست که تو را برای تمام آنچه که تو داری و تو هستی دوست دارد و هرگز بر آن نیست که عقاید و اندیشه های خود را بر تو تحمیل کند بلکه با صبر و تامل در انتظار باروری دانه می باشد تا خدا و جلال و بزرگی او در تو نیز طلوع کند و تو او را ببینی که بر زمین آمد تا ترا بیابد و ترا حقیقتاً از تاریکی مرگ برهاند.

ما کی هستیم؟
ما ایمانداران به فیض و نجات خداوند مان عیسای مسیح ؛تمامی آزادی ها و اختیارات و امتیازات خود را برای انجام ارادۀ خداوند در زندگی خود و دیگران و رسانده پیام نجات بخش مسیح تماما محدود می کنیم.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!