loading

مطالعۀ کتاب پیدایش فصل ۹ آیات ۱- ۲۹

اکنون طوفان به پایان رسیده است. نوح و خانواده اش به همراه تمامی حیواناتی که در کشتی نجات یافته بودند، از آن خارج شده و به زندگی و نظمی که خدا در ابتدای خلقت آن را تعیین نموده بود، ادامه میدهند. در آیۀ ۹ از زبان همان خدایی که در پیدایش ۶: ۱۳ و ۶: ۱۷ خوانده بودیم که ” اینک من ” هستم که طوفان آورده و زمین را با تمام موجودات آن نابود میسازم؛ در آیۀ ۹ فصل ۹ همان خدا میفرماید:” اینک من عهد خود را با شما و بعد از شما با ذریت شما استوار سازم.” دعای حنا را باید برای فروتن شدن و شناخت عظیم خدای خود، پدر خداوند ما عیسای مسیح به یاد آوریم:” خداوند میمیراند و زنده میکند. به قبر فرود میاورد و برمیخیزاند. خداوند فقیر میسازد و غنی میگرداند؛ پست میکند و بلند میسازد.” ( اول سموئیل ۲: ۶- ۷ ) نه به دلیل اینکه خدا بوالهوس باشد!حاشا! بلکه به دلیل دل ناتوبه کار و سیاه ما به گناه، او ما را تنبیه میکند و با توبه و بازگشت ما به دلیل فیض خود بر ما خوبی میکند. پس هم طوفان و هم عهد از یک خدا صادر میگردد نه از دو خدا! در آیۀ ۱۱ میخوانیم که خدا عهد خود را با انسان اینگونه استوار میسازد که یکبار دیگر زمین را با طوفان آب از بین نبرد. این نباید برای ما این برداشت را بدهد که :” بفرمایید زمین تا به ابد باقی میماند و هرگز هیچ چیز از بین نمیرود.” این برداشت درستی از این آیه نیست. در کتاب صفنیاء میخوانیم:” خداوند میگوید همۀ چیزها را از روی زمین بالکل هلاک خواهم ساخت. انسان و بهایم را هلاک میسازم؛ مرغان هوا و ماهیان دریا و سنگهای مصادم را با شریران هلاک میسازم و انسان را از روی زمین منقطع مینمایم؛ قول خداوند این است.” ( صفنیاء نبی ۱: ۲-۳ ) ما میدانیم که صفنیاء در این کلام از آینده‏ایی که بر انسان و هستی خواهد آمد سخن میگوید. پس خوب دقت کند به عهد خدا با نوح: خدا میفرماید بار دیگر زمین را با طوفان آب نابود نمیسازد، این دلیل نمیشود که خدا با وسیله ایی دیگر زمین و تمام هستی را نابود نسازد! کلام خدا میفرماید:” زیرا اینک خداوند با آتش خواهد آمد و عرابه‏های او مثل گردباد تا غضب خود را با حدت و عتاب خویش را با شعلۀ آتش به انجام رساند. زیرا خداوند با آتش و شمشیر خود بر تمامی بشر داوری خواهد نمود.”( اشعیاء ۶۶: ۱۵- ۱۶ )
سپس خدا برای نشان دادن عهد خود با انسان به او رنگین کمان را میدهد. تا هر وقت که انسان به این رنگین کمان نگاه کرد عهد خدا را با خود به یاد آورد. تا وفاداری و اعتماد به خدا همواره در یاد انسان باقی بماند. ما ایمانداران به عیسای مسیح نیز نشان عهد داریم. عهدی سه جانبه!عهد صلیب. ما نیز هرگاه به صلیب مسیح مینگریم وفاداری و اعتماد و محبت بیکران خدای پدر را به یاد میاوریم. صلیب ابتدا نشان عهد بین خدای پدر و خدای پسر است. عیسای مسیح صلیب خود را به پدر بعنوان تسلیم ارادۀ او شدن برمیافرازد و پدر با دیدن صلیب عهد جاودانۀ خود را با پسر به یاد میاورد که: تمام هستی و تمام قدرت هستی از آن تست! در ضمن صلیب نشان عهد بین ما و خدای پدر میباشد. ما صلیب را برمیافرزایم و کفاره شدن مسیح را به یاد خدا آورده و بواسطۀ صلیب مسیح روزانه به حضور خدا و تخت او وارد میشویم. صلیب همچنین نشان عهد بین ما و عیسای خداوند است. ما با به یاد آوردن صلیب، تن و خون استاد خودمان را به یاد میاوریم که برای گناهان ما و رستگاری ما داده شد و عیسای مسیح آن را به یاد میاورد که ما گوسفندان گلۀ او هستیم و او تا به ابد از ما مراقبت میکند و ما را سالم و تندرست به منزل پدر خواهد رساند. به همین دلیل هر وقت ایمانداران مسیح در شام خداوند شرکت میکنند این عهد سه جانبه را در عمل سمبلیک شکستن نان و نوشیدن آب انگور( به منزلۀ شراب) به یاد میاورند. که خدا در خون مسیح خشم و غضب خود را از آنها برداشت. که مسیح در خون خود تمام مردم دنیا را برادر و خواهر خود میخواند. و ما در خون او پیوند میبندیم که متعلق به او باشیم و برای او زندگی کنیم. عهد ما با مسیح که در خون او بسته شده و نجات ابدی را برای ما ارمغان آورده است به مراتب والاتر از عهد خدا با نوح است که در رنگین کمان بسته شده است. رنگین کمان تنها زمان اندکی پدیدار میشود و میرود؛ اما رنگین کمان گویای آمدن عهدی بسی استوارتر و بسی پایدارتر بود یعنی عهد خون مسیح. تا به همین امروز وعده و عهد خدا به انسان پایدار مانده است. درست است طوفانها و سیلابها و سونامی‏های بسیاری میلیونها نفر را کشته است اما انسان نابود نشده است و زمین هنوز باقی است. پس عهد خدا هنوز استوار است. همینطور است عهد خدا با ما که در خون مسیح بسته شده است.
از آیات ۱۸ تا پایان فصل ما از نوح و سه پسر او میخوانیم. سام و حام و یافث. ما هیچ از این سه پسر به جز نام آنها و ماجرایی که بر آنها آمده است را نمیدانیم. از ایمان آنها و از شخصیت آنها. اما در این آیات پایانی فصل ۹ میتوانیم تا حدودی از طرز تفکر آنها و آنچه که بر آن ایستاده بودند کمی آگاهی بدست آوریم. آیۀ ۱۹ میگوید تمام نسل امروز دنیا از این سه پسر است. حالا چه کسی از چه پسری است نمیدانیم! در آیۀ ۲۱ میخوانیم که نوح به کار کشاورزی زمین میپردازد و میخوانیم که تاکستانی را غرس میکند. در آیۀ ۲۱ میخوانیم که:” و شراب نوشیده مست شد و در خیمۀ خود عریان گردید.” سپس میخوانیم که حام پدر کنعان؛ آیا در آن زمان حام، کنعان را داشت؟ نمیدانیم. اما میدانیم که قطعا کنعان پسر حام بود. و کلام گویی عمدتا قصد دارد تا نام کنعان را در اینجا بگذارد برای آیندۀ آنچه که در کتابمقدس پیش میاید. من تا الان تفسیرهای متعددی در این عمل نوح و پسر او حام شنیده ام. اما باید با چشمانی دقیق روحانی آیات را ملاحظه کنیم. ایرادی در نوشیدن شراب نیست. ایراد در مست شدن از شراب است.( امثال ۲۰: ۱ و افسسیان ۵: ۱۸) یا نوح به تنهایی شراب مینوشید؟ در آیۀ ۲۲ میخوانیم که از سه پسر نوح دو نفر آنها در زمان مست شدن پدر در چادر نبودند. اما حام بود چون میگوید:” پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد.” حام داخل چادر بود اما آن دو نفر نبودند. آیا حام پدر خودش را مست کرده بود؟ آیا حام خودش شراب خورده بود؟ نمیدانیم. اما یک چیز را میدانیم که نوح در این سن نوجوان خردسالی نیست که او را گول زد!! او مردی عادل است. او مردی کامل است. او با خدا راه میرفت. او باید میدانست که شراب الکل دارد. و زیاده نوشیدن آن مستی را با خود میاورد. پس چرا باید بیشتر از ظرفیت خود مینوشید؟ زیرا این اصل را میدانیم:” زیرا که خیال دل انسان از طفولیت بد است.”( پیدایش ۸: ۲۱ ) از جمله نوح. هر چند با خدا راه میرفت و کامل بود اما این نشان این نبود که در ذات و طینت خود گناهکار نبود. درست است که از نسل آدم تنها هشت نفر زنده ماند، اما یادتان باشد که نوح و فرزندان او، همسر نوح، و همسران پسران نوح، تمام آنها باقی مانده از نسل گذشتۀ خود بودند، و نهایتا همۀ این هشت نفر به دو نفر ختم میشوند: آدم و حوا. پس اگر خدا در فصل هشتم آیۀ ۲۱ میفرماید:” زیرا که خیال دل انسان از طفولیت بد است.” به این مضمون است که درست است که طوفان نوح تمام دنیا را از بین برد، اما بواسطۀ این هشت نفر هنوز گناه در جهان وجود داشت. زیرا تمام این هشت نفر از نسل آدم بودند و در آدم بودند، وقتی که آدم به گناه مرتکب شد در واقع نوح و خانوادۀ او نیز در گناه آدم شریک بودند.
اما عمل حام بسیار شنیع و زننده بود! این از طینت و باطن سیاه او سخن میگوید که چگونه او حاضر میشود تا برهنگی پدر پیر و سالخوردۀ خود را به برادران خود نشان داده و پدر خود را مضحکۀ عام کند. یادتان باشد که پس از گناه شرم و خجالت بر انسان وارد شد و آنها از برهنگی همدیگر شرمسار شدند( پیدایش ۳: ۷ ) عمل حام آنقدر زننده و وقیح بود که برادران او حاضر نشدند تا در گناه او شریک شوند. خدا را شکر برای آنها. درس خوبی باید برای ما ایمانداران باشد که با گناهکاران همدست نشویم و در لعنتی که بر آنها خواهد ریخت شریک نگردیم. در آیۀ ۲۵ نه تنها حام بلکه کنعان نیز که فرزند اوست لعنت میشود. چرا؟ زیرا گناه ما آنقدر شوم و نحس میباشد و ثمرات آن آنقدر سیاه که ما ترک نکرده و از ما به نسل بعدی ما سرایت میکند. مانند گناه داود که به کشته شدن نوزاد او انجامید. و شما از ثمرات گناه او در زندگی آخر عمر او به خوبی خبر دارید. این باید هشداری بر ما باشد که آگاه باشیم چه چیزی را به نسل آیندۀ خود میدهیم و چه چیزی را به آنها سرایت میدهیم. تخم شرارت و بدبختی یا دانه های نیکوی قدوسیت و پاکی. و نهایتا ما این لعنت شدن کنعان را علنا در داوران ۱: ۲۸ میخوانیم. سپس از بین رفتن قوم کنعان را در صفنیا ۱: ۱۱ و زکریا ۱۴: ۲۱ میخوانیم. اما به یاد داشته باشید وقتی فیض خداوند ما عیسای مسیح بر انسانها بریزد، همه از آن مستفیض شده و نجات برای همه رایگان است. چه برای نسل سام. چه برای نسل حام. چه برای یهودی و چه برای کنعانی( متی ۱۵: ۲۱- ۲۶ ) چه برای فارس و چه برای عرب! اگر توبه و بازگشت باشد همه از چشمۀ نجات مسیح خواهند نوشید و همه با او متحد خواهند شد. همه.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!