loading

کتاب پیدایش
فصل اول آیات ۱- ۳۱
دقت کنید که اولین جملۀ کتابمقدس چگونه آغاز میشود:” در ابتدا، خدا آسمانها و زمین را آفرید.” با توجه به اینکه در همین فصل آیۀ ۲۶ شما ابتدای خلقت انسان را دارید، بلافاصله شما باید این نتیجه‏گیری عظیم را برای خودتان بکنید که هر چیز مادی و جسمانی از جمله انسان، یک آغاز برای خلقت خود دارد و به خودی خود وجود نداشته است. چون هر آنچه موجود است: مایعات، جامدات و گازها؛ یک آغاز دارند، پس قطعا باید یک پایان نیز بر آنها تصور شود. ( مزمور ۱۰۲: ۲۵ و عبرانیان ۱: ۱۰- ۱۱)
موسی نوشتۀ خود را اینگونه آغاز میکند:” در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید.” اما یوحنا روایت خود را اینگونه آغاز کرده است:” در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خود خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود.”( یوحنا ۱: ۱- ۲) با ممزوج کردن این دو سندیت، همانطور که به این قاطعیت فکری میرسیم که برای هر چیزی که در آسمانها و زمین وجود دارد یک آغاز خلقت وجود دارد، اما برای عیسای مسیح هیچ آغازی وجود ندارد، و او حتی قبل از : ” در ابتدا ” ی موسی، جایی که هیچ زمان و هیچ آغازی نمیتوان بر آن تصور شد وجود داشته و در نزد خود خدا بوده و او خود خدا بوده است. در همین انجیل یوحنا میخوانیم که هر آنچه که خلق شد بواسطۀ عیسای مسیح خلق شد و بدون او هیچ حیاتی وجود نداشته است زیرا که در او حیات بود. این نکتۀ بسیار مهم و جدی است که ایمانداران مسیح باید مقام الوهیت و خداوندی عیسای مسیح را در لابلای نوشتجات ثبت شده کتابمقدس با چشمان روحانی ببینند. این مطلب توسط پولس رسول نیز در رسالات او قید شده و به ما یادآوری شده است.( کولسیان ۱: ۱۵- ۱۷)
سپس دقت کنید که خدا روشنایی را از دل تاریکی بیرون آورد یا خلق کرد. تاریکی وجود داشت، اما خدا قادر بود از دل آن روشنایی را بیرون بیاورد. برای تاریکی زندگی ما نیز همین یک درس زنده است. خدا همواره قادر است از تاریک ترین مرحلۀ زندگی ما، نور امید را خلق کرده و ما را در ایمان خود استوار سازد.
در ضمن خدای ما خدای نیکویی و زیبایی و کمال است. پنج بار در این فصل میخوانیم که:” خدا دید که نیکوست.” و یکبار در آخرین روز خلقت میخوانیم:” همانا بسیار نیکو است.” خدای ما از شرارت و پلیدی بیزار است. در او نور است و همواره تنها اوست که نیکوست. و نیکویی را خلق میکند.
در آیۀ ۲۶ به یکی دیگر از مطالب مهم این فصل برمیخوریم:” و خدا گفت: ” آدم را بصورت ما و موافق شبیه ما بسازیم.” سپس در آیۀ ۲۷ میخوانیم:” پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید.” چند نکته باید توجه ما را به خود جلب کند: اولا ضمیر بکار برده شده در این آیه ” ما ” میباشد. در همان آیۀ ۲ خوانده بودیم که :” و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت.” این خود گواه بر نشان تثلیث مقدس است. خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس؛ و اینکه تمام تثلیث مقدس بدون آغاز و ابتدا هستند و همۀ آنها در خلقت هستی و آفرینش نقشی عظیم داشته‏اند. اما عبارت ” به صورت ما و موافق شبیه ما ” گواه بر یک قابلیت عظیم در یک بُعد گسترده و فیض شگفت انگیزی است که خدا به انسان خلق شده عطا کرده و او را شامل چنین فیض عظیمی میگرداند. در فصل بعد بیشتر در این خصوص خواهیم گفت.
در آیۀ ۲۸ اولین فرمان خداوند را به انسان و هستی میشنویم:” بارور و کثیر شوید.” نظم خلقت آغاز به زیستن خود میکند. نگفت مرد و زن با هم باشند اما فرزند نیاورند و بجای آن سگ و گربه و ماهی بزرگ کنند!! و نیز نگفت مرد با مرد و زن با زن تکثیر شوند!؟ یک مرد و یک زن، یک نر و یک ماده، بارور و تکثیر شوند.
در ضمن لطفا از آیۀ ۲۹ این نتیجه گیری را نکنید که خدا انسان را گیاهخوار خلق کرد پس همه باید گیاهخوار باشند! نظم عظیم آفرینش خود را محدود نمیکند. پولس رسول میگوید بعضی‏ها اینگونه ترجیح میدهند، هیچ اشکالی ندارد، اما خوردن گوشت نیز هیچ اشکالی ندارد! سپس در پایان بخش میخوانیم که تمام خلقت در شش روز به پایان پذیرفت. شما میدانید که این شش روز، شش روز ما نیست! زیرا روز و زمان خداوند با ما تمام متفاوت است. پطرس میگوید:” یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز.”( دوم پطرس ۳: ۸) پس با توجه به این حقیقت، زمان و روزهای مشخصی را برای خلقت خدا نمیتوانیم تعیین کنیم. اما میدانیم که یک روز خلقت و آفرینش هستی آغاز شد و در یک روز به کمال خود رسید.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!