loading

پیدایش فصل ۲۰

آیات ۱- ۱۸

این فصل گویا تکراری دیگری از فصل ۱۲ میباشد. خیلی از منتقدین به این نظر دارند. که این دو روایت از طریق دو منبع متفاوت بیان شده است اما در واقع یک واقعه بیشتر نیست. من اینطور فکر نمیکنم. زیرا واقع اول با موضوع قحط در کنعان پیش آمد و ابراهیم مجبور شد تا به مصر برود و آن موضوع دروغ گفتن ابراهیم در خصوص سارا پیش بیاید.( پیدایش ۱۲: ۱۱- ۱۳ ) در اینجا او پس از واقعۀ سدوم و عموره از مکانی که بود به جرار میاید. و ما اینبار با فردی بنام ابیملک آشنا میشویم که پادشاه جرار است. این پادشاه همان پادشاهی است که بعدها پس از مرگ ابراهیم، پسر او اسحاق وقتی به دلیل قحطی قصد کرد تا به سرزمین او بیاد، خداوند از او خواست تا اینکار را نکند( پیدایش ۲۶: ۱- ۳) چرا؟ زیرا با توجه به آنچه برای سارا در این واقعه پیش میاید، خداوند نمیخواهد تا برای ربکا پیش بیاید، او که مادر یعقوب است، مادر اسرائیل. که یکسال به اجرای وعدۀ خدا برای تولد اسرائیل(یعقوب) باقی مانده بود. در ضمن در این فصل ما جزییات دقیقتری از سارا از زبان ابراهیم میشنویم: ” فی الواقع نیز او خواهر من است دختر پدرم اما نه دختر مادرم و زوجۀ من شد.”( آیۀ ۱۲) و ابراهیم در واقع میگوید سارا به نوعی خواهر او بوده است، اما نه تنی.  و او میگوید که تارح پدر او زنی دیگر داشته است و سارا از آن زن بوده است. جزییات این را کتابمقدس به ما نمیگوید. ما نمیدانیم که ابراهیم راست میگفت یا نه! اما آنچه که برای ما از این فصل باقی میماند این است که پدر ایمان، ابراهیم، با تمام ظاهر شدن خدا بر او، وعده‏ها، برکات، و خواندگی‏ها، باز به قوت و قدرت خدا برای رهایی و نجات او از شریر ایمان کافی نداشت. و یکبار دیگر برای نجات جان خود دروغ گفت و جان سارا را در خطر گذاشت. و خود را نیز در زیر خطر لعنت خدا. من و شما چه؟ از ایمان خودمان شخصیتی پوشالی نسازیم! با واقعیت نفسانی خود روبرو شویم. خودمان را بیازماییم. زیرا دیر یا زود خود خدا ما را از آتش مصایب عبور خواهد داد و ما به آزمایش در خواهیم آمد؛ خواهیم سوخت یا سالم بیرون میایم؟

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!