loading

کتاب پیدایش
فصل هفتم ایات ۱- ۲۳

در فصل هفتم شما طوفان عظیم نوح را میخوانید. طوفانی که خشم خدا بود. خشمی که نشان قدوسیت خدا بود و بر علیۀ هر گونه شرارت و قساوت و پلیدی انسان برانگیخته شده بود. اما به رغم آتش این خشم عظیم، شما یک خانواده را میبینید که در کشتی در امن و آسایش هستند. به دور از طوفان. به دور از ویرانی. کشتی نوح سمبل نجات ارزانی شده توسط عیسای مسیح میتواند باشد. نجاتی که تضمین شده است و آنانی که از راه ایمان آن را پذیرفته و به آن دل بسته اند هرگز در ویرانی و نابودی روز آخر قرار نخواهند گرفت.
طوفان آغاز میشود. و خدا فرمان را صادر میکند. شاید سوال کنید که نوح چگونه توانسته بود، آن همه حیوان را دو به دو به نظم در آورده و آنها را به سوی کشتی بیاورد؟ پاسخ این است که: اگر خدا خالق هر موجودی است، پس هر موجودی در زیر فرمان خدا خواهد بود؛ این کار خود خدا بود که جمع آوری حیوانات و به نظم در آوردن آنها برای ورود به کشتی را برای نوح آسان کرده بود. گویی نوح نباید نگران حیوانات میبود بلکه فقط باید آنچه را که خدا از او خواسته بود را انجام دهد و اینکه خانوادۀ خود را وارد کشتی کند. و نهایتا در حالی که باران میبارید و طوفان به اوج میرسید، همۀ حیوانات داخل کشتی شدند، خانوادۀ نوح داخل کشتی شدند؛ اکنون چه کسی باید در عظیم و غول آسای کشتی را می بست؟ کلام میگوید:” و خداوند در را از عقب او بست.” ( ایۀ ۱۶) برای عقل انسان علم زدۀ دیروز و امروز این افسانه است؛ اما برای عقل انسان پارسا و خداپرست این یک کار عظیم خداست. و او با درک آن به زانو در خواهد آمد. از ما میپرسند که چطور ممکن است که در سنگی قبری که عیسای مسیح در آن دفن شده بود به کناری رفته باشد. یادتان میاید، زنان پرسیدند چه کسی سنگ قبر را برای آنها به کناری میزند تا وارد قبر شده و مراسم کفن کردن او را دنبال کنند؟ اما وقتی آنها به قبر رسیدند، مشاهده کردند که سنگ قبر به کناری رفته است و متی میگوید، فرشته ایی بر آن نشسته بود. همان خدایی که سنگ قبر عیسی را به کنار زد تا شاگردان خداوند قیام کردۀ خود را ببینند؛ همان خدا در کشتی فوق‏العاده سنگین کشتی نوح را از پشت آنها بست. تا نجات آنها را تضمین سازد. اما فرق اساسی این دو در این است که: در کشتی نوح وقتی بسته شد، دیگر فرصت آخر برای توبه و بازگشت بود. این در هرگز بار دیگر باز نشد. وقتی سنگ قبر عیسای مسیح به کناری رفت، آغاز ایمان و باور به خداوندی عیسای مسیح است. این در برای ابد باز است تا ایمانداران و انسانهای گناهکار همواره به خداوندی مسیح و قیام پرشکوه او باور داشته باشند.
پس خدا در کشتی را تا روز آخر نبست. تا فروریختن آن طوفان شدید. نشانه های ویرانی و نابودی از راه میرسید، اما در کشتی نوح باز مانده بود؛ تا اگر کسی برای نجات جان خود تلاش میکند وارد آن شود و نجات یابد. پیام انجیل عیسای مسیح برای تمام انسانهای امروز همان در باز ماندۀ کشتی نوح است. طوفان آغاز شد. از آسمان و زمین و دریاها آبها بر روی زمین هجوم آوردند؛ چهل روز و چهل شب. و آبها تا به اندازه ایی بالا رفتند که تمام کوهها را پوشانیدند. همانطور که در آیات ۲۲ و ۲۳ میخوانیم که خدا هر آنچه که ساخته بود را محو ساخت؛ همان محو شدن و همان نابودی عظیم هزار برابر آن در راه است! در طوفان نوح او و خانوادۀ او نجات پیدا کردند، و به زندگی خود بر روی زمین ادامه دادند. در آن نابودی آخر که در راه است، دیگر نه زمینی خواهد بود و نه آسمانی و نه جسمی و نه هیچ چیز مادی و فناپذیری که باقی بماند. همه چیز محو خواهد شد و آسمانی تازه و زمینی تازه بنا خواهد شد؛ تنها کسانی در زیر چنین آسمان و بر روی چنین زمینی برای ابد در صلح و آسایش و بسی دورتر از لعنت آدم و شرارت او بسر خواهند برد، که قلب خود را به برۀ قربانی جلجتا سپرده و وارد کشتی نجات او شده باشند. آیا شما شده اید؟
طوفان در راه است؟ چه بسا همین امروز بر ما بریزد

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!