loading

پرستش خدای زنده در تلاطم طوفان

نگاهی به مزمور ۱۳۸

نوشته: ح.گ

«۱ترا به تمامی دل خود حمد خواهم گفت،

 به حضور خدایان ترا حمد خواهم گفت.

  ۲بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد،

 و نام ترا حمد خواهم گفت،

بسبب رحمت و راستی تو،

 زیرا کلام خود را بر تمام اسم خویش تمجید نموده ایی.

۳ در روزی که ترا خواندم مرا اجابت فرمودی،

و مرا با قوت در جانم شجاع ساختی.

 ۴ ای خداوند

 تمام پادشاهان جهان ترا حمد خواهند گفت،

 چون کلام دهان ترا بشنوند.

 ۵و طریقهای خداوند را خواهند سرایید،

 زیرا که جلال خداوند عظیم است.

 ۶زیرا که خداوند متعال است

 لیکن بر فروتنان نظر میکند،

و اما متکبران را از دور میشناسد.

۷اگر چه در میان تنگی راه میروم

 

 مرا زنده خواهی کرد،

 دست خود را بر خشم دشمنانم دراز میکنی،

و دست راستت مرا نجات خواهد داد.

 ۸خداوند کار مرا به کمال خواهد رسانید،

 ای خداوند رحمت تو تا ابدلاباد است،

 کارهای دست خویش را ترک منما.»

***

چه کسی این مزمور را نوشته است؟

در طبقه بندی مزامیر این مزمور به داود نسبت داده شده است یعنی داود آن را سراییده. اتفاقا اگر به نسخه عبری این مزمور نگاه کنید قید میکند که این مزمور متعلق به داود است « ل دوود» به داود، از داود، مال داود. اما سوالی که مطرح میشود این است که در آیه۲ میخوانیم که « بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد.» اگر داود این را سراییده، در زمان داود معبد درست نشده بود. داود قصد ساختن آن را نمود اما خداوند این را نصیب پسر او سلیمان ساخت.(اول پادشاهان ۵ : ۳ و دوم تواریخ ۲۸: ۲- ۳ ) این بر ما اینگونه گواه میشود که هر چند در این زمان هنوز معبد ساخته نشده بود اما باور و یقین اینکه روزی در مکان تعیین شده ایی که داود قصد داشت تا معبد را بسازد، معبدی برای خدای اسراییل ساخته خواهد شد، در این سرود به سمت آن معبد هنوز ساخته نشده، با ایمان نظر کرده و دعا میکند. ( بیشتر به این مورد خواهیم پرداخت.)

احتمال اینکه بر طبق آیه ۴ با ذکر تمام پادشاهان جهان خدا را حمد خواهند گفت، داود در دوران پادشاهی خود بر اسراییل این سرود را نوشته باشد بسیار قوی است. اگر این برداشت درست باشد پس دقت کنید، به آیات ۳ و ۷ و ۸ . اگر داود در زمان پادشاهی خود این را سراییده، هنوز در محاصره دشمنان و شریران خود است. هنوز میداند که به قوت و رحمت و راستی خدا نیز دارد. او پادشاه اسراییل است اما پادشاه پادشاهان را نیاز دارد. این از شکنندگی انسان، هر کس که باشد سخن میگوید. و مهمتر اینکه این از فروتنی و خداترسی داود سخن میگوید. چون مصیبت فرا میرسد او میداند نزد چه کسی باید رفته و یاری بطلبد. او قدرت دارد، اما به قدرتی از آسمان نیاز دارد. او به دست راست خدا برای محافظت خود نیاز دارد.

جدای این موضوع، مابقی این سرود به قوت با سرودهای دیگر داود از حیث کلمات بکار برده شده، دستوری و توازن و تشابه و بکار گیری کلمات با سرودهای داود هماهنگی غریبی داشته از اینرو آن را به داود نسبت داده اند.

در ضمن باید یادآوری کرد که مزامیر ثبت شده سرودهای پرستشی هستند اما نه همه آنها. ما مزامیر پرستشی داریم( ۸ و ۱۹ و ۲۹و …)، مزامیر شکرگزاری( ۲۱و ۳۰ و ۳۲و …)، مزامیر توبه و ندامت، نوبه و سوگواری داریم( ۳ و ۵- ۷ و ۵۱و ۱۴۲…)، و همچنین مزامیر نفرین و لعنت کردن( ۵ و ۷ و ۱۳۷ و ۱۳۹و …)

کلمات تکراری در مزمور

اما مزمور مورد بررسی ما، مزمور ۱۳۸، ترکیبی از یک مزمور پرستشی و شکرگزاری است. با نگاهی به مزمور که بیش از هشت آیه در ترجمه انگلیسی و فارسی ما ندارد میتوانیم مشاهده کنیم که این هشت آیه به سه بخش تقسیم شده اند. اما قبل از این توجه شما را به چند کلمه که در این ۸ آیه تکرار شده اند جلب میکنم. هر زمان شما در نوشتجات کتابمقدس یک عبارت را بصورت تکراری مشاهده میکنید باید توجه خودتان را به پیرامون آن عبارت تکراری جلب کنید زیرا نویسنده قطعا قصد دارد تا به نکات بسیار مهمی اشاره کند. و ما در این مزمور:

۱-چهار بار عبارت حمد کردن یا تشکر کردن یا شکرگزاری کردن. آیات ۱ دو بار، آیه ۲ و  آیه ۴

۲-دو بار عبارت نام خدا. در آیه ۲ دو بار

۳- دو بار رحمت. ایه ۲ و ۸

۴- دو بار کلام. در آیه ۲ و ۴ در آیه

۵-سه بار دست. در آیه ۷ و ۸

اما سه بخش این مزمور:

۱۳۸: ۱- ۳ ، پرستش انفرادی

۱۳۸ : ۴- ۶ ، دعوت به پرستش عمومی

۱۳۸ : ۷- ۸ ، درخواست و التماس انفرادی

***

۱۳۸ : ۱- ۳ پرستش انفرادی

 «۱ترا به تمامی دل خود حمد خواهم گفت،

 به حضور خدایان ترا حمد خواهم گفت.

  ۲بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد،

 و نام ترا حمد خواهم گفت،

بسبب رحمت و راستی تو،

 زیرا کلام خود را بر تمام اسم خویش تمجید نموده ایی.

۳ در روزی که ترا خواندم مرا اجابت فرمودی،

و مرا با قوت در جانم شجاع ساختی.

 

«۱ترا به تمامی دل خود حمد خواهم گفت

 به حضور خدایان ترا حمد خواهم گفت.

داود در حال پرستش خداوند است. اما خیلی ها خدایی را پرستش میکنند. چیزی، بتی یا شی ایی را پرستش میکنند. عبارت پرستش میتواند بسیار وسیع باشد. سوال ما باید این باشد، مگر پرستش داود با پرستش یک بودیست یا هندو یا یهودی یا مسلمان یا بهایی یا زرتشتی چه فرقی دارد؟ فرق اساسی آن در خدایی ست که آنها پرستش میکنند. و داود به خواننده خود نشان میدهد که او چه خدایی را پرستش میکند، آنوقت شما میتوانید خدای داود را با خدای تمامی خدایان ادیان دیگر و پرستش آنها مقایسه کنید. این تفاوت در طول این مزمور به وضوح خود را آشکار میسازد.

اما لطفا دقت کنید که در همان ابتدا نامی از خدا نیست. یعنی داود نگفت: خداوندا، یا ای خدای من، یا ای یهوه، ترا به تمامی دل خود حمد خواهم گفت. یا اینکه ترا به تمامی دل خود حمد خواهم گفت ای خدای من. به نظر میرسد که داود دقیقا میدانست چه کسی را در مد نظر خود دارد و به چه کسی این سرود را تقدیم کرده و میسراید. او یهوه، خدای زنده را تماما در فکر و جان و روح خود دارد. پس میگوید « ترا به تمامی دل خود حمد خواهم گفت. » دقت کنید « به تمامی دل.» کجا این را برای اولین بار دیده ایم؟ تثنیه ۶ : ۶ « پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما.» خداوند تمام ما را میخواهد. تمام دل و جان و فکر و قوت ما را. هر وقت او تمام ما را تصاحب کرد آنوقت میتوانیم با تمام خود نزد او برویم و او تمام ما را برکت میدهد. تمام ما را میشنود. تمام نیاز ما را در این سه مورد. همین را عیسای خداوند بعنوان یکی از دو حکم کلی در خصوص کل شریعت موسی میداند و بس.( مرقس ۱۲ : ۳۰ )

سپس داود میگوید: « به حضور خدایان ترا حمد خواهم گفت.» داود میگوید او خدا را به تمامی دل حمد خواهد گفت. کجا؟ کجا او را حمد خواهد گفت؟ در چه شرایطی داود خدا را با تمامی دل حمد خواهد گفت؟ مصرع بعدی به ما جواب داده است: به حضور خدایان ترا حمد خواهم گفت. این خدایان میتواند، بتهای مردم سرزمین باشد. خدایان دست ساخت آنها باشد. شهرت و ناموری بتهای آنها و فرهنگ آنها و عظمت و شکوه آنها باشد. و آنها به تمامی اینها افتخار میکردند. و داود میگوید: در حالی که اطراف من پر از خدایان دروغین، مذاهب دروغین، باورهای دروغین، الهیات دروغین، رهبران دروغین، پیامبران دروغین که برای خود مقام و خدایی کسب کرده اند حضور دارد، اما من ای یهوه، در حضور و با وجود همین خدایان دیگر، ترا با تمامی دل پرستش میکنم. خدایان دیگر هستند، انگاری قدرت و توانمندی آنها نیز زبانزد تمامی مردم است، لیکن من تمام دل خود را به پرستش تو داده و میدهم.

سوال من از شما این است: امروز شما در هر کجا که هستید در هر سرزمینی در هر شرایطی، بی شک در حصار باورها و ادیان و عقاید و خرافه ها و فشارها و خفقان های بیشماری از الهیات و باورهای دینی و سیاسی قرار دارید. شما چگونه خدای خود را پرستش میکنید؟ مخفیانه، آهسته میایید و آهسته میروید که گربه شما را شاخ نزند!؟ یا اینکه اطرافیان شما به خوبی از آن خدایی که شما تمام دل و فکر و جان خود را به او داده اید باخبر هستند؟ میدانند که شما چه خدایی را پرستش میکنید؟

  ۲بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد،

 و نام ترا حمد خواهم گفت،

بسبب رحمت و راستی تو،

 زیرا کلام خود را بر تمام اسم خویش تمجید نموده ایی.

پنج عبارت اینجا جای توجه ما را دارد: هیکل قدس. عبادت . نام ترا. رحمت و راستی. کلام خود را بر تمام اسم خویش.

هیکل قدس

هیکل قدس تو، منظور معبدی بود که نهایتا یک روز سلیمان آن را در عظمت و شکوهمندی عظیمی بنا کرد. چرا قوم اسراییل معبد ساخت؟ اصلا دلیل آن برای چه بود؟ خود خدا هرگز از قوم نخواست که برای او معبدی درست کنند. ( دوم سموییل ۷ : ۴- ۷ ) اما معبد انگیزه اش چه بود؟ معبد ساخته شد تا در آنجا خدا نزول کرده و سکونت کند. خانه خدا بشود. حضور خدا در آن باشد. و قوم با دانستن این و دانش بر این تماما مرکزیت دعا و پرسش خود را در هر کجای اسراییل که بودند به سمت این معبد متوجه سازند. به سمت جایی که خدا در آن سکونت دارد. دعا کنند و خداوند دعای آنها را پاسخ میدهد.( دوم تواریخ ۶ :۱۶ – ۴۲ ) معبد اورشلیم یک جهت جغرافیایی برای پرستش یهوه بود. اما چگونه میتوان خدای خالق و عظیم و قدوس را در یک مکان دست ساخت انسان جا داد؟ خود یهوه این را به داود و سلیمان قید کرده بود. پس هدف چه بود؟ هدف برقراری اتحاد و یکدلی و یک فکری در پرستش یهوه در بین قوم بود. در بین قومی که در میان اقوامی میزیستند که خدایان دست ساخت و بتها و خرافات را پرستش میکردند. تا همه با تمرکز به یک مکان دعا کنند. معبد اورشلیم پاسخگوی دعاها نبود بلکه خدایی که هم اورشلیم را ساخته بود هم قوم را برگزیده بود و هم تمام هستی متعلق به او بود.

و بعنوان ایمانداران و پیروان مسیح عیسی، ما میدانیم که پس از مسیح ما دیگر مقید مکان و جهت خاصی برای یافتن و پرستش خدا نیستیم. عیسای مسیح خود معبد مقدس ماست. او جسم گرفت در بین ما «خیمه زد.»( یوحنا ۱ : ۱۴ ) اگر پیروانش او را لمس کردند، ما نیز او را لمس کردیم، زیرا در ایمان با آنها یکی هستیم. و خود عیسای مسیح به رهبران دینی چنین فرمود: «این قدس را خراب کنید که در سه روز آن را برپا خواهم نمود.» ( یوحنا ۲ : ۱۹ ) و یوحنای رسول چنین ادامه میدهد که منظور از قدس، بدن خود او بود که از قبر رستاخیز نمود.( ایه ۲۱- ۲۲)

ایمانداران مسیحی به معبد اورشلیم و یا به هیچ جهت جغرافیایی برای پرستش خداوند نیاز ندارند، بلکه هر جا که باشیم مادامی که خدا را با تمام روح و راستی پرستش کرده ایم، ما به سمت معبد و مکان سکونت خدا  پرستش کرده ایم، زیرا ما معبد خدا هستیم، درست زمانی که به گناهان خود اعتراف کرده، مسیح خداوند را بعنوان تنها نجات دهنده خود به قلب خود دعوت کنیم. در این زمان روح القدس خدا را دریافت خواهیم کرد که در ما سکونت دایمی خواهد پذیرفت و ما، هر کدام از ما، به دلیل حضور روح پاک و قدوس خدا در ما، مقدسان هستیم. ما معبد خدا هستیم که روح خدا در ما ساکن است. و این میتواند گوشه منزل شما، پشت فرمان ماشین شما، پشت میز اداره شما، در صف های اداری و یا هر جای دیگر باشد. ( یوحنا ۴ : ۲۳ و  اول قرنتیان ۶ : ۱۹- ۲۰ و  افسسیان ۲ : ۱۹- ۲۲ )

عبادت

این عبارت در نسخه عبرانی خود به معنای نحوه پرستش خدا زمانی که داود میگوید بسوی معبد اورشلیم عبادت میکند میباشد. این عبارت در عبرانی به معنای خم شدن و فرو افتادن را میدهد. به زمین زانو زدن. سر را بر زمین گذاشتن. چرا؟ نشانه فروتنی و اعتراف به اینکه ما کوچکتر از خدا هستیم و او بزرگتر از هر چیزی میباشد. امروز کلیسای مسیح همه بر روی صندلی ها هستند و مسلمانان همه بر روی زمین! مسلمانان بر روی زمین نشستن و سر را بر روی زمین گذاشتن و خم شدن در زمان نماز خواندن را از قوه ابتکاری محمد یا علی یا ابوبکر و عمر و عثمان نگرفتند بلکه از یهودیان و نصاریان( مسیحیان) زمان خود. ایمانداران مسیحی در قرون اولیه همواره بر روی زمین خم شده و بر روی زمین بودند که پدر-پسر-روح القدس را عبادت میکردند. چرا امروز ما بر روی صندلی ها نشسته ایم، نمیدانم؟ لیکن در این هیچ خرده ایی نیست. مجددا، نحوه پرستش نیست که مقبول میگردد بلکه انگیزه و باور پرستش است که چون از روح و راستی دل و فکر و جان شخص بربیاید، مقبول خداوند میگردد.

به هر حال، من فکر نمیکنم در بهشت وقت داشته باشیم که بر  روی صندلی ها بنشینیم. اصلا صندلی ایی نخواهد بود! آنقدر کار هست و همواره پرستش هست که ما دایما بر روی پاها و بر روی زانوها خدای سرمدی را پرستش خواهیم کرد.

نام ترا

چه چیزی در نام خداوند هست؟ چرا داود میگوید نام ترا حمد خواهم گفت؟ ما در عهد عتیق نامهای متعددی برای یهوه داریم. سپس در زمان تولد عیسای مسیح و آمدن او، ما نامهای متعددی برای او بدست میاوریم: عمانوییل، عیسی، شبان اعظم، کاهن اعظم، نان آسمانی، …بکار بردن نام در فرهنگ و باور کتابمقدسی فقط از روی شعر و تمثیل نیست بلکه با خود معنا و مفهوم و انگیزه خاص خود را به همراه میاورد. هیچ نامی که در کتابمقدس به یهوه یا به عیسای مسیح نسبت داده شده است از روی شکم پری دهندگان این نام نبوده است! بلکه خداوند بر طبق عملی که در آن زمان خاص، مکان خاص، شرایط خاص انجام میدهد و زمان و مکان و شرایط را در دستان خود میگیرد و اراده خود را انجام میدهد، آن نام را شایسته خود میداند زیرا او بر طبق معنا و مفهوم آن نام عمل کرده و معروف گشته است. تعدادی از آنها چنین است:

یهوه یایرا: یعنی فراهم کننده. نیاز را دیده و آن را برآورده. ( پیدایش ۲۲ : ۱۴ ) این درست زمانی روی داد که ابراهیم از آزمایش بزرگ یهوه در قربانی کردن اسحاق سربلند کرد. خداوند بجای پسرش، اسحاق، بره قربانی را فراهم کرد تا آن را بجای اسحاق قربانی کند.

یهوه یا. یا یهوه هستی. ( خروج ۳ : ۱۴ ) موسی نام خداوند را از او میپرسد تا او را بعنوان فرستنده ایی از جانب او نزد قوم خود معرفی نماید. با این لقب، خدا خود را هستی دهنده، بقا دهنده، محدود نشده و دارنده حیات ازلی و ابدی معرفی میکند. نه مانند خدایان مصر که هر کدام خدای یک چیز بودند: دریا و زمین و آتش و حصاد و باران و آسمان و …

یهوه رافاه. یا شفا دهنده. ( خروج ۱۵ : ۲۶ ) یهوه به قوم اسراییل اطاعت و تسلیم شدن به اراده و خواسته او را فرمان میدهد. و چنین وعده میدهد که اگر آنها چنین کنند هیچ کدام از آن بیماریهایی که بر مصریان ریخته شد، نصیب آنها نخواهد شد. زیرا نام او خدای شفا دهنده از هر نوع بیماری میباشد.

یهوه نسی. یا خدای پیروزی دهنده. پرچم پیروزی. ( خروج ۱۷ : ۱۵) درست پس از اولین پیروزی قوم جوان و تازه خارج شده از مصر اسراییل که هیچ تجربه جنگی نداشتند بر ضد عمالیقیان آن هم در میزانی که هرگز با هم قابل قیاس نبودند و به نحوی که موسی دستهای خود را بالا نگه داشت تا اینکه یوشع این نبرد را پیروز گشت. موسی مذبحی برای خداوند در مکان پیروزی تهیه نمود و آن را یهوه نسی نامید. با این عمل پیروزی را تماما به یهوه نسبت داد.

نامهای دیگری نیز وجود دارد مانند:

یهوه ال شدادی: خدای قادر مطلق. ( پیدایش ۱۷ : ۲ ) یهوه صدقینو: خدای عدالت. ( ارمیاء نبی ۲۳: ۶ ). یهوه شمه: خدا اینجاست. ( حزقیال ۴۸ : ۳۵ ). یهوه صبایوت: خدای لشکرها. ( اول سموییل ۱ : ۳ ) که در فرصت این مقاله نیست تا هر کدام از آنها را بررسی نماید.

اما در برداشت کلی، پس نامها چه چیزی در باره خدا میگویند؟

آنها شخصیت و ذات خدا را اعلام میکنند.

آنها شخصیت و ذات خدا را تشریح میکنند.

آنها از شخصیت و ذات خدا دفاع میکنند.

نهایتا تمام آنها خود خدا را جلال میدهند.

مزمور نویس در مزمور ۱۱۵: ۱ میگوید: « ما را نی ای خداوند ما را نی بلکه نام خود را جلال ده، بسبب رحمت و بسبب راستی خویش.»

داود میگوید که « و نام ترا حمد خواهم گفت.» قصد داود فقط نام خالی و تشریفاتی نبود بلکه نام هایی که به خدا نسبت داده شده و خدا در طول تاریخ قوم و در زندگی داود آن را ثابت کرده و علنا اجرا کرده بود. کمااینکه بلافاصله داود ادامه میدهد، « و نام ترا حمد خواهم گفت، به سبب رحمت و راستی تو»

رحمت و راستی

همانطور که پولس رسول به سه ارکان اساسی ایمان و الهیات مسیحی در عیسای مسیح پی برده بود و ان را در نوشته خود چنین قید میکند : « و الحال این سه چیز باقیست یعنی ایمان و امید و محبت اما بزرگتر از اینها محبت است. » ( اول قرنتیان ۱۳ : ۱۳ ) ما تقریبا چنین فهم و دانشی از خدای یهوه را در باور و یقین انبیاء و نویسندگان عهد عتیق در باره او داریم. خود داود در مزمور ستایشی دیگر خود اینگونه میسراید: «عدالت و انصاف اساس تخت تو است، رحمت و راستی پیش روی تو میخرامند.» ( مزمور ۸۹ : ۱۴ ) با کمی دقت در نوشتار تمام عهد عتیق از کتاب پیدایش تا کتاب ملاکی نبی ما مکررا ما با این سه شخصیت و ذات خدا مکررا روبرو میشویم و از آن میخوانیم. یا هستند یا اینکه در عمل آن را مشاهده میکنیم. در ارمیاء نبی، خداوند از زبان نبی چنین خود را معرفی میکند. « خداوند چنین میگوید حکیم از حکمت خود فخر ننماید و جبار از تنومندی خویش مفتخر نشود و دولتمند از دولت خود افتخار نکند. بلکه هر که فخر نماید از این فخر بکند که فهم دارد و مرا میشناسد که من یهوه هستم و در رحمت و راستی و عدالت را در زمین بجا میاورم زیرا خداوند میگوید در این چیزها مسرور میباشم.» ( ارمیاء نبی ۹ : ۲۳- ۲۴ )

کلام خود را بر تمام اسم خویش

داود چنین مدعی میشود که او نام خدا را که مملو از رحمت و راستی میباشد پرستش میکند. به این معنا که خداوند این رحمت و این راستی حقیقت وجودی خود را و وعده های خود را و نیکی های خود را به داود و در زندگی داود نه تنها نشان داده بلکه آنها را ثابت کرده است.

دقیقا به همین دلیل است که میخوانیم، « بسبب رحمت و راستی تو، زیرا کلام خود را بر تمام اسم خویش تمجید نموده ایی.» وقتی داود از کلام خود، سخن میگوید منظور کلام ثبت شده و نوشته خدا در کتب است. نوشتجات قانون و شریعت موسی. آنچه کلام ثبت شده خدا برای قوم باقی مانده بود و قوم به آن و از آن و در آن استناد کرده و زیسته و باور خود را شکل میدادند، داود یکی از آنها بود. و داود میگوید، تو در کلام خود از رحمت و راستی سخن گفتی، تو رحمت و راستی را اجرا کردی. چون چنین کردی، کلام تو مقدس گشته، عظیم گشته، ازلی گشته و نور و حیات و خوراک روحانی ما خواهد گشت.

اما بنظر میرسد که داود هنوز در لفافه و زبان شعر در خصوص این رحمت و راستی سخن میگوید. بله، درست است، خداوند رحمت و راستی خود را سخن گفته، نشان داده و ثابت کرده است اما تاکنون در این دو خط ما چیزی نخوانده ایم که سندیتی به این اعتراف داود باشد. چگونه، رحمت و راستی که توسط کلام خود وعده داده بود برای داود ثابت گشته، از اینرو او، خدای خود را پرستش میکند، نام او را، در میان اقوام دیگر، رو به معبد خم میشود، چگونه داود به این نتیجه رسیده است؟ آیه بعدی این را پاسخ میدهد:

« ۳در روزی که ترا خواندم مرا اجابت فرمودی و مرا با قوت در جانم شجاع ساختی.» در ترجمه یونانی عهد عتیق( ساپتوجنت) بین ترا خواندم و مرا اجابت فرمودی، یک عبارت قیدی بنام تاکسو آمده است یعنی بیدرنگ، بلافاصله، بدون هیچ درنگ و معطلی. ترا خواندم، بلافاصله مرا اجابت فرمودی.

آیات دو گانه با دو مفهوم متضاد در خود

خیلی از واعظان و معلمان کتابمقدس با مهارتی که دارند قادر هستند چشمان شما را به اموری و سخنان و کلماتی در یک آیه یا ایات کتابمقدس متمرکز کنند که شما قادر نباشید مطلب دیگری را که در خود آیه آمده و بصورت مخفیانه حضور دارد را مشاهده کنید. میدانید چرا؟ زیرا اینطوری قادر هستند تا مراد و مقصود بیمارگونه خود را در برداشت غلط و به دور از متن موجود را به خورد شنوندگان ساده و زودپذیر خود بگذارند. منظور چیست؟

دقت کنید به آیه ۳( کمایانکه ما مجددا همین اصل را در آیات ۷- ۸ ) خواهیم دید). ایا میتوانید انسانی که در فلاکت و فشار و تنگدستی هست را در آن ببینید؟ « در روزی که ترا خواندم.» در چه روزی داود خدا را خوانده بود؟ روز آفتابی و هر چیزی بر وقف مراد بود؟( ای کاش چنین بود اما نبود!) یا در روز اضطراب و ترس خود؟ طوری که در مزمور دیگر خود میگوید: « در تنگی یاه را خواندم، یاه مرا اجابت فرموده در جای وسیع آورد.»( مزمور ۱۱۸ : ۵ )آیه بعدی به ما ثابت میکند که داود در شرایط سخت و تنگی خود خدا را برای رهایی و نجات میخواند. میگویند بچه وقتی گریه میکند، معمولا یا شیر میخواهد یا جایش را باید عوض کرد! چرا باید داود خدا را میخواند؟ برای اینکه شیر میخواست برای اینکه جایش خیس شده بود! چرا باید داود خدا را میخواند؟ چون داود به خدا نیاز داشت. در هر شرایطی بود، شرایط خوبی نبود پس نام خدا را برای رهایی خود میخواند.

این را ایه بعدی میگوید« مرا با قوت در جانم شجاع ساختی». یکبار دیگر مشاهده کنید جنبه تاریک این ایه. شجاعت را چه زمانی شما نیاز دارید؟ وقتی که ترسیده اید. قوت را چه زمانی نیاز دارید؟ وقتی که ضعف دارید. ایستادن را چه وقت نیاز دارید؟ وقتی در خودتان هیچ قدرتی ندارید و نمیبینید. داود جانش ترسیده است. داود قوتی ندارد تا بایستد در برابر ترس و واهمه و شورشی که بر او ریخته شده است، حالا هر چیزی که احتمالا بوده است، پس نام خدا را میخواند، خدایی که از رحمت و خوبی و محبت پر است، پس از سر رحمت به یاری داود میاید. و راستی حقیقت او و وعده های او بر طبق کلامش قوتی برای دل او میشود. رحمت و راستی خدا در جان داود ترسیده و ضعیف شده قوتی ایجاد کرده و او میایستد در برابر تاریکی و درد و رنجی که در آن بسر میبرد.

لطفا به این نکته دقت کنید، داود به خدا نیاز دارد، داود خدا را صدا میکند برای یاری کردن و خدا چکار میکند؟ تمام مشکلات او را با یک چشم به هم زدن برمیدارد که دیگر داود خدا را صدا نزد؟ نه خیر! خدا چگونه به یاری طلبیدن داود پاسخ میدهد؟ با دادن قوت به جان ترسیده و رمیده داود. که داود چکار کند؟ که داود اکنون بایستد. منظورم چیست؟ واعظین سلامتی و شفا که خدا را مانند ماشینی که پول میگیرد و به شما چیزی میدهد میدانند به ما میگویند دعای با ایمان کنید تا از خدا بگیرید. خدا چه میدهد و چطوری و کی و کجا میدهد را به شما نمیگویند! خدا دعای داود را پاسخ میدهد با دادن شجاعت به داود تا داود بایستد و در برابر خصم و شرارت و دشمنی که بر ضد او بود در میان خدایان دیگر در میان دشمنان خود نام خدا را پرستش کند. تا بدینوسیله نام خدا را تمجید کند. قوت دادن از خدا بود اما جنگیدن از داود. درست است که مادامی که دستان موسی بالا بود یوشع پیروز بود اما یوشع باید شمشیر میزد، گرد و خاک میخورد، جان خودش را از شمشیر دشمن حفظ میکرد، عرق میریخت و میجنگید و شمشیر را تکان میداد تا پیروزی میسر شود. این کاملا درست است که هر دو از آن خدا بود، یعنی هم دادن قوت و هم دادن پیروزی؛ اما هم موسی و هم یوشع هر دو در این پیروزی سهیم بودند.

اما این برای ما گویی در این یک آیه آنچنان اشکار نیست. درست است که هست اما بندرت میتوان این همه را از آن برداشت کرد و جالب اینجاست که داود این اجابت کردن خدا و این قوت دادن به او از طرف خدا را ادامه نمیدهد بلکه بطور بسیار عجیبی به نظر میرسد مسیر سرود پرستشی خود را تماما عوض میکند. و در سه آیه بعدی او دیگر از خودش، از نیاز خودش، از سختی خودش، از مشکل خودش سخن نمیگوید که او نام خدا را خوانده و خدا آن را اجابت کرده و به جان او قوت بخشیده بود. پس میخوانیم:

 ۴ ای خداوند

 تمام پادشاهان جهان ترا حمد خواهند گفت،

 چون کلام دهان ترا بشنوند.

 ۵و طریقهای خداوند را خواهند سرایید،

 زیرا که جلال خداوند عظیم است.

 ۶زیرا که خداوند متعال است

 لیکن بر فروتنان نظر میکند،

و اما متکبران را از دور میشناسد.

این ما را به بخش دوم طبقه بندی شده این سرود پرستشی میبرد.

۱۳۸ : ۴- ۶ دعوت به پرستش عمومی

چرا داود اینگونه مسیر سرود پرستشی خود را عوض میکند؟ به نظر میرسد که داود همانگونه که آغاز کرده بود که او بحضور خدایان یهوه را پرستش میکند در اینجا او این اعتراف و این باور خود را گسترش میدهد. او تاکنون از رحمت و راستی خدا سخن گفته است. از وفاداری خدا به کلام خود. از آنچه که خدا در زندگی او انجام داده بود. او به دلیل تمامی این موارد یهوه را پرستش میکند. اما در یک آن، گویی او رویا و آرزویی دیگر را نزد خدا بلند میکند: یک باور و اعتقاد در خصوص پرستش جهانی یهوه در سراسر دنیا در میان تمامی اقوام دنیا نه فقط اسراییل. پس داود در سرود چنین میبیند که روزی، داود دقیقا نمیداند، اما امید دارد یا میداند یک روز :« تمام پادشاهان جهان ترا حمد خواهند گفت.» چگونه؟ چگونه تمام پادشاهان جهان خدا را حمد خواهند گفت؟ داود رویا و امید خود را ادامه میدهد: «چون کلام دهان ترا بشنوند.» یعنی همان کلامی که بالاتر داود اعتراف کرده بود که یهوه، خدای داود، «کلام خود را بر تمام اسم خویش تمجید نموده ایی

پرستش جهانی خدای داود در شنیدن از کلام خدای داود

داود رویایی دارد که روزی تمام پادشاهان جهان این کلام خدای او را خواهند شنید، به او ایمان خواهند آورد و او را تمجید خواهند کرد. اما چطوری تمام پادشاهان جهان را خواهند شنید تا کارهای او را در شگفت شوند و او را حمد و پرستش نمایند؟ آیا این همان وعده یهوه به ابراهیم نبود در پیدایش ۱۲ آیه ۳ وقتی به ابراهیم فرمود که « و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت؟» 

و این ما را به یاد این نوشته پولس رسول در رساله رومیان میاندازد که : «زیرا که هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. پس چگونه بخوانند کسی را که به او ایمان نیاورده اند و چگونه ایمان آورند به کسی که خبر او را نشنیده اند و چگونه بشنوند بدون واعظ. و چگونه وعظ کنند جز اینکه فرستاده شوند چنانکه مکتوب است که چه زیبا است پایهای آنهایی که به سلامتی بشارت میدهند و به چیزهای نیکو مژده میدهند.» ( رومیان ۱۰ : ۱۳- ۱۵ )

آیا داود نبی این را دیده بود؟ این مژده خوش نجات عیسای مسیح را دیده بود؟ اگر تمام نوشتجات کتابمقدس با دمیدن نفخه روح القدس و توسط انسانها نوشته شده است( دوم پطرس ۱: ۱: ۲۰ – ۲۱ ) پس میتوانم مدعی شوم که بله. داود این روز را دیده بود که روزی خبر نجات انجیل عیسای مسیح، خداوند او، در سراسر دنیا پخش خواهد شد و نه تنها مردم عادی از هر رنگ و نژاد و مذهب و آیینی که در قبل داشتند به او ایمان آورده و او را پرستش میکنند بلکه پادشاهان دنیا نیز او را پرستش میکنند. و آن برکتی که از ابراهیم باید به تمام قبایل جهان میرسید با ایمان به عیسای مسیح از جانب تمامی اقوام دنیا به آنها خواهد رسید، نه فقط اسراییل یا قوم خاصی. اینگونه تمام اقوام دنیا یک خدا را پرستش کرده، یک خدا را جلال داده و آن صلح و یگانگی که در ابتدای آفرینش آن را برقرار کرده بود بار دیگر برقرار میگردید. موقتا بر روی زمین، و بطور ازلی با بازگشت پادشاه پادشاهان، عیسای مسیح.

اشعیاء نبی نیز این را دیده بود وقتی خود یهوه از زبان نبی چنین فرمود: « به ذات خود قسم خوردم و این کلام به عدالت از دهانم صادر گشته برنخواهد گشت که هر زانو پیش من خم خواهد شد و هر زبان به من قسم خواهد خورد.» ( اشعیاء نبی ۴۵ : ۲۳ )  و این همان پیشگویی خود پولس رسول است که : « تا بنام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود. و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح خداوند است برای تمجید خدای پدر.» ( فیلپییان ۲ : ۱۰- ۱۱ )

اسراییل از نقش خود سقوط کرد، کلیسا چطور؟

لیکن حقیقت تلخ این است که همین رویای داود آن فراخوندگی و دعوت خدای پدر، یهوه، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب در خواندگی و برگزیدگی قوم اسراییل بود. قوم اسراییل بر طبق اراده الهی خدا بنا بود آن قوم برگزیده خدا بر روی زمینی باشد که در گناه و شرارت و بت پرستی و مرگ غوطه خورده و خالق خود را تماما فراموش کرده بود. خداوند اسراییل را برگزید تا نمونه ارزنده زیستن در تقدس و پاکی را بر طبق فرامین خدا برای تمام اقوام روی زمین باشند: «و اکنون اگر آواز مرا فی الحقیقته بشنوید و عهد مرا نگاه دارید همانا خزانه خاص من از جمیع قومها خواهید بود زیرا که تمامی جهان از آن من است و شما برای من مملکت کهنه و امت مقدس خواهید بود.» ( خروج ۱۹ : ۵- ۶ )تا دیگران قوم اسراییل را دیده و بواسطه آنها کلام دهان خدا را بشنوند، تا بواسطه اسراییل و نحوه زیستن در تقدس و پاکی بر طبق فرامین الهی یهوه، اقوام و مردم سرزمینهای دیگر که یهوه را نمیشناختند، طریقهای خداوند را بسرایند و نهایتا توسط قوم اسراییل تمامی اقوام دنیا، جلال و عظمت خدا را گسترش بدهند.

اما اسراییل در این نقش حیاتی خود، سقوط کرد. او نه تنها اقوام و مردم دنیا را به نزد یهوه نیاورد بلکه بدلیل شرارت و گناهان مکرر آنها، باعث شرم و خجالت برای خدایی شدند که نامش بر قوم بود و اقوام دنیا خدای اسراییل را خدای یهوه میدانستند. پس خداوند از زبان نبی چنین به آنها فرمود: «لهذا به سبب خونی که بر زمین ریختند و آن را به بتهای خود نجس ساختند من خشم خود را بر ایشان ریختم. و ایشان را در میان امتها پراکنده ساختم و در کشورها متفرق گشتند و موافق راهها و اعمال ایشان برایشان داوری نمودم. و چون به امتهاییکه به طرف آنها رفتند رسیدند آنگاه اسم قدوس مرا بیحرمت ساختند زیرا در باره ایشان گفتند که اینان قوم یهوه میباشند و از زمین او بیرون آمده اند.» ( حزقیال ۳۶ : ۱۸ – ۲۰ ) پولس رسول همین را در رساله خود تکرار میکند: « زیرا که بسبب شما در میان امتها اسم خدا را کفر میگویند چنانکه مکتوب است.» ( رومیان ۲ : ۲۴ )

اگر این نقش را اسراییل از دست داد، امروز دقیقا همین نقش به عهده کلیسای مسیح گذاشته شده است. عیسای مسیح ابتدای کلیسای خود را تقدیس نمود. سپس پیروان خود را که در تقدس و پاکی عیسای مسیح بر روی زمین زندگی میکنند و اوامر او را دنبال میکنند را به قوت روح القدس و کلام خود مجزا فرمود تا به سراسر دنیا رفته و تمام مردم دنیا را از هر رنگ و نژاد و ملیتی به پادشاهی آسمانی او دعوت کنند. تا هر که ایمان میاورد، خدای پدر را تمجید نماید و جلال و عظمت را برای خدا بیاورد. و این را در فرمان بزرگ او در متی ۲۸ : ۱۸- ۲۰ مشاهده میکنیم : « تمامی قدرت آسمان و زمین به من داده شده است. پس رفته همه امتها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم اب و ابن و روح القدس تعمید دهید و ایشان را تعلیم دهید که همه اموری را که به شما حکم کرده ام حفظ کنند و اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما میباشم.» و در یوحنا میخوانیم « همچنانکه مرا در جهان فرستادی من نیز ایشان را در جهان فرستادم.» ( یوحنا ۱۷ : ۱۸ )

این فرستادن شاگردان و پیروان مسیح در راستای به کمال رسیدن وعده خداوند به ابراهیم بود که توسط نسل او تمام امتهای دنیا برکت خواهند دید و این برکت دادن تمام اقوام در راستای به زانو در آمدن و پرستش کردن خدای زنده و سرمدی توسط تمام اقوام دنیاست و این هرگز میسر نمیگردد مگر بواسطه ایمان آوردن به تنها فرزند یگانه خداوند، عیسای مسیح که بین ما و خدای قدوس با تولد و مرگ و رستاخیز خود، واسطه ایی گشت تا ما را به حضور او آورده، توسط تقدیس روح و کلام خود.

برگردیم به مزمور ۱۳۸، سپس داود نبی میسراید: « زیرا که خداوند متعال است لیکن بر فروتنان نظر میکند و اما متکبران را از دور میشناسد

به نظر میرسد که ما نگاهی دیگر از جانب داود در خصوص ماهیت و شخصیت خداوند یهوه داریم. به نظر میرسد که داود میگوید هر چند خداوند عظیم است، پر جلال است، تمام مردم دنیا روزی جلال او را خواهند ستایید. درست است که کلام و شخصیت او با هم تمام در نظم و هماهنگی وجود دارد( بر خلاف تمام خدایان دیگر که دست ساخت انسان هستند و بت هستند) اما همین خدای عظیم « زیرا که خداوند متعال است.» در  نسخه عبری میگوید، هر چند او بالا و دور است. در نسخه نیو امریکن استاندارد به درستی اینگونه ترجمه کرده است: « برای اینکه هر چند خداوند متعال است.» من فکر میکنم این ترجمه درست تر و نزدیکتر به متن اصلی میباشد. سپس داود میگوید: هر چند خداوند متعال است، بالا در آسمان است، دور از ما است، در میان انسانها زندگی نمیکند، به دلیل تقدس و پاکی او، اما نگاه کنید به مداخله مستقیم خدا در زندگی تمامی انسانها. او جدا از زندگی مخلوق خود نیست( آیا نه اینکه روزی نهایتا جسم گرفت و به روی زمین آمد و در میان ما زیست). طوری که او آنها را به حال خود رها نکرده است یعنی بر خلاف بعضی از باورهای مذاهب و باورهای دیگر در خصوص اینکه: خدا جهان را خلق کرد و آن را به خود رها کرد تا به مسیر زیست خود ادامه بدهد.

داود در خصوص خدای خود چنین میسراید که هر چند بزرگ و پر جلال و جدا از ما، اما « بر فروتنان نظر میکند.» عبارت عبری اینگونه است که از نزدیک آنها را مراقبت کرده و مشاهده میکند. بر آنها خیره شده است. زیرا از آنها لذت میبرد. در نوشته اشعیاء نبی میخوانیم: « زیرا که او عالی و بلند است و ساکن در ابدیت میباشد و اسم او قدوس است چنین میگوید من در مکان عالی و مقدس ساکنم و نیز با کسی که روح افسرده و متواضع دارد تا روح متواضعان را احیا نمایم و دل افسردگان را زنده سازم. » ( اشعیاء نبی ۵۷ : ۱۵ – ۱۶ )

سپس داود میگوید: « و اما متکبران را از دور میشناسد.» عبارت عبری این فعل اینگونه است که این افراد آنقدر در غرور و منیت و خودخواهی باد کرده و بزرگ شده اند که خداوند قادر است آنها را از دور بشناسد! و او از آنها نفرت دارد. در مزمور ۱۰۱ : ۵ میگوید: « کسی را که چشم بلند و دل متکبر دارد تحمل نخواهد کرد.» در امثال میخوانیم : « شش چیز است که خداوند از آنها نفرت دارد ، بلکه هفت چیز که نزد جان وی مکروه است. چشمان متکبر»( امثال ۶ : ۱۶ – ۱۷ ) و ادامه میدهد به مابقی شش مورد دیگر.

درست است که خدا عظیم است و در آسمان است اما در میان آدمیان زمین، فروتنان را زیر چشمان خود دارد و مراقبت میکند لیکن متکبران را از دور دیده و از آنها بیزار است.

اکنون به بخش پایان این مزمور رسیده ایم.

۱۳۸ : ۷- ۸ در خواست و التماس انفرادی

۷اگر چه در میان تنگی راه میروم

 مرا زنده خواهی کرد،

 دست خود را بر خشم دشمنانم دراز میکنی،

و دست راستت مرا نجات خواهد داد.

 ۸خداوند کار مرا به کمال خواهد رسانید،

 ای خداوند رحمت تو تا ابدلاباد است،

 کارهای دست خویش را ترک منما.»

به نظر میرسد که میتوانستیم پایان آیه ۳ را به آغاز آیه ۷ وصل کنیم و بخوانیم: «در روزی که ترا خواندم مرا اجابت فرمودی و مرا با قوت در جانم شجاع ساختی…اگر چه در میان تنگی راه میروم مرا زنده خواهی کرد…»اینطور نیست؟ اما دیدیم که داود در پایان مصرع سوم ناگهان نظر خود را به امید پرستش جهانی خدای اسراییل جلب میکند و اینگونه خدا را جلال میدهد.

مجددا دقت کنید به نکات متضاد و بقولنا همفرش شدن دو امر متضاد.

«۷ اگر چه در میان تنگی راه میروم مرا زنده خواهی کرد» تنگی و زنده ماندن. داود راه میرود اما در تنگی در سختی راه. عبارت راه رفتن در این آیه به منظور رفتن از یک مقصد به مقصد دیگر از یک نقطه به نقطه دیگر است. یعنی داود مسیری را در حال طی کردن است و برای حفاظت در این مسیر نزد خدا دعا میکند. این چه شباهت خاصی با مزمور ۲۳ دارد: « چون در وادی سایه موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی.» ( ۲۳ : ۴ ) عبور از وادی سایه موت، بدی، ترس، تنها بودن را به همراه دارد. تمام این چهار مورد تضعیف کننده در این یک ایه وجود دارد، اما هستند معلمان دروغین که از این چهار مورد هرگز صحبت نمیکنند بلکه فقط اینکه « تو با من هستی».

داود میگوید هر چند او در تنگی راه نیکی و راه نیک زیستن و راه مقدس زیستن راه پرستش خدای زنده راه ستایش خدای زنده در این دنیای تاریک در میان اقوام بت پرست و ادیان و باورهای تاریک این دنیا راه میرود، خدا اجازه نخواهد داد تا او فنا شود یا او را زنده نگه خواهد داشت. در مزمور ۷۱ ایه ۲۰ چنین میخوانیم: « ای که تنگیهای بسیار و سخت را به ما نشان داده ایی، رجوع کرده باز ما را زنده خواهی ساخت و برگشته ما را از عمقهای زمین برخواهی آورد. » اما چگونه؟ داود به ما جزییات این عمل خدا را میدهد: « دست خود را بر خشم دشمنانم دراز میکنی و دست راستت مرا نجات خواهد داد.» من این را اینگونه تصور کرده ام که خداوند با دست چپ خودش در برابر خشم دشمنان داود اقدام میکند.  و با دست راست، دست عادل شمردگی، دست مقدس ساختن، دست پاداش نیکان را دادن، دستی که قدرت میبخشد،  داود را در آغوش گرفته و او را از موج و یورش دشمنانش نجات میبخشد. چه خوب سراینده غزل غزلها سراییده است که: « دست چپش در زیر سر من است و دست راستش مرا در آغوش میکشد.» ( ۲ : ۶ )

خشم دشمنان بر داود، خشم خدا بر ما

داود میگوید که خدا دست خود را دراز کرده و خشم دشمنان داود را در عدالت خود پاسخ داده و داوری میکند. جلوی خشم دشمنانش را میگیرد. مانع ریختن خشم دشمنان داود بر او میشود. اما عزیزان مسیحی! آنگاه که به داوری گناهان دنیا رسید، خدا که تنها پسر یگانه خود را بر روی زمین فرستاد تا برای گناهان جهان کفاره شود، باید تمام خشم خودش را بر او میریخت. خشم از انسان طغیانگر و یاغی. خشم از انسان ناپاک و شریر. خشم از انسان فاسد و نامطیع که تمام دل و فکرش و جانش بیمار است. خشم از انسانی که به شریعت و فرامین الهی پشت کرده است. چه خوب که خدا دست دراز کرد و خشم دشمنان داود را از او گرفت اما وقتی به پسر یگانه خود رسید، خدا دست خود را پس کشید تا خشم او  که باید بر ما ریخته میشد، تماما بر او ریخته شود. اجازه داد تا شراب غضب خدا را در باغ جتسیمانی تا قطره آخر بنوشد. و بر بالای صلیب آنگاه که مرگ فرا رسید، اجازه داد تا خشمش فریاد فرزند یگانه را در آورد که : « ایلی ایلی لما سبقتنی!»

پولس رسول چه درست نوشت که «که در میان ایشان همه ما نیز در شهوات جسمانی خود قبل از این زندگی میکردیم و هوسهای جسمانی و افکار خود را به عمل میاوردیم و طبعا فرزندان خشم بودیم چنانکه دیگران.» ( افسسیان ۲ : ۳ ) اما در نامه رومیان آن رحمت و راستی و عدالت خدا را مشاهده میکنیم: «پس چقدر بیشتر الان که بخون او عادل شمرده شدیم بوسیله او از خشم نجات خواهیم یافت.» ( رومیان ۵ : ۹ )

سپس داود اینگونه سرود خود را پایان میدهد: « خداوند کار مرا به کمال خواهد رسانید، ای خداوند رحمت تو ابدالاباد است، کارهای دست خویش را ترک منما.»

در ادامه آیات بالا که از تنگی راه، زنده نگه داشتن او، برداشتن خشم دشمنانش از او و دست راست خدا که او را نجات خواهد داد، نزد خدا طلبیده بود، تمام این درخواست او در این عبارت « کار مرا» را بکار برده است. در نسخه یونانی به معنای تمامی فعالیتهای اوست. فعالیتهای داود در راستای تقدس و پاکی و خداپرستی و پرستش خدای زنده در حضور خدایان دیگر و جلال دادن نام او بدلیل زیستن خداگونه و فروتنانه او بر طبق فرامین خدا. « خداوند کار مرا به کمال خواهد رسانید» یعنی تلاش مرا برای زیستن خداگونه به رغم تمامی دشمنانم و خصمانم که بر ضد من هستند تا پایان عمر من حفظ خواهد کرد و مرا تا به آخر در ایمان خود به او از دست آنان نجات خواهد داد.

در مزمور ۵۷ آیه دوم در خصوص چنین امری میخوانیم: « نزد خدای تعالی آواز خواهم داد نزد خداییکه همه چیز را برایم تمام میکند.» و پولس رسول به درستی در خصوص کار عیسای مسیح توسط روح القدس در ایمانداران مسیحی چنین مینویسد: « چونکه به این اعتماد دارم که او که عمل نیکو را در شما شروع کرد آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید.» ( فیلیپیان ۱ : ۶ ) تا کی به کمال خواهد رسانید؟ تا روز عیسی مسیح. کی روز عیسی مسیح است؟ امروز؟ فردا؟ تا زمانی که عیسای مسیح برگردد؟ من با هر سه پاسخ موافق هستم. داود نبی و پولس رسول هر دو در هدایت روح القدس از کار تقدس و پاکی ما و از حفاظت ایمان ما بعنوان یک روند رو به رشد و هر روزه تا به آخر عمر ما سخن میگویند. نه امروز نه فردا بلکه هر روز تا زمانی که عیسای خداوند در پادشاهی و جلال خود بازگردد و نظم و ترتیب را بار دیگر به همراه آسمان و زمین تازه برقرار سازد.

این همان رحمت الهی خداست. آن رحمتی که در ایه ۲ همین مزمور داود سراییده بود که او نام خدا را ستایش خواهد کرد بسبب رحمت و راستی او زیرا خدا در کلام خود چنین فرمود و در عمل آن را ثابت کرد که چنین میکند. داود این را بار دیگر، به یاد خداوند میاورد که، بله ای خداوند آن رحمت تو، همان « خسد» ( رحمت به زبان عبری. یکی از مهم ترین و پیچیده ترین و پرمعنا ترین شخصیتهای خدای ما در تشریح به زبان عبری) تا ابد باقی خواهد ماند. چگونه چنین ممکن است؟ داود با این جمله به ازلی بودن خدا و ازلی بودن شخصیت او اعتراف میکند. اگر خدا ازلی و ابدی است پس رحمت او نیز. حقیقتا هللویاه!

« کارهای دست خویش را ترک منما.»

به نظر میرسد این کمی جای تعجب دارد! اگر رحمت خدا ازلی است که هست و داود آن را اعتراف میکند پس چرا گویی داود به خدا یادآوری میکند که او را فراموش نکند؟ منظور از کارهای دست خویش، همان آفرینش ما توسط خداست. ایوب میگوید: « دستهایت مرا جمیعا و تماما سرشته است و مرا آفریده است و آیا مرا هلاک میسازی؟» ( ایوب ۱۰ : ۳ ) در جای دیگر میگوید: «تو ندا خواهی کرد و من جواب خواهم داد و به صنعت دست خود مشتاق خواهی شد.» ( ایوب ۱۴ : ۱۵ ) مزمورنویس چه درست اعتراف میکند که « بدانید که یهوه خداست او ما را آفرید، ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او.» ( مزمور ۱۰۰ : ۳ )

بنابر این وقتی داود میگوید که « کارهای دست خویش» در حقیقت خودش را تا به هیچ پایین آورده است. تا عدم وجود خود. تا روزی که نبود و شد. خاکی بود و خدا او را خلق کرد. نطفه ایی شد در رحم مادر به یمن و اراده الهی خالق. پس اگر اینگونه است که هست پس داود از همین خالق خود طلب میکند که به ساختن و شکل دادن و نظم دادن و تقدس او و زیستن خدا گونه او و تمام کارهایی که خداوند در روند زندگی باقی مانده داود پیش خواهد آمد ادامه بدهد، : خداوندا مرا ترک منما و مرا بساز، بیشتر و بیشتر. مرا شکل بده، بیشتر و بیشتر! به رغم خشم دشمنانم مرا شکل بده! به رغم تنگی راه مرا شکل بده! مرا ترک مکن و مرا بساز در تمام مصیبتها و دردهایی که هستم و خواهم بود؛ یعنی هر روز، نه فقط در زمانی که سختی و فشار میاید، هوا طوفانی است و دشمنان ما را محاصره کرده اند. بلکه « کارهای دست خویش را ترک منما،» حتی که همه چیز به وفق مراد است، صلح است، دشمنان دیگر نیستند و دوستان ما را احاطه کرده اند، هوا آفتابی است و برکات فراوان. درست در همین روز نیز « کارهای دست خویش را ترک منما

چارلز هدان اسپورژن، واعظ معروف انگلیسی به زیبایی این را در  کتاب رازگاهان خود برای ما شکافته است. او مینویسد:

«هر از گاهی دعا می‏کنیم که خدا در ساعت آزمایش‏ و وسوسه ما را ترک نکند، اما چه بسیار فراموش می‏کنیم که باید این دعا را در تمام اوقات بکار ببریم. زمانی در زندگی ما وجود ندارد، هر چند مقدس، که بتوانیم بدون محافظت دائمی او بایستیم. خواه در نور یا در تاریکی، در مشارکت یا در وسوسه، عین این دعا را نیاز داریم، “ای خداوند مرا ترک منما.”( مزمور ۳۸ : ۲۱ ) “مرا محافظت کن تا در امنیت باشم.“( مزمور ۱۱۹: ۱۱۷ ) یک بچۀ کوچک، در حالی که یاد می‏گیرد که راه برود، همواره یاری پرستارش را می‏خواهد. کشتی بدون ناخدا یکباره از مسیر خود خارج می‏گردد.

بدون یاری دنباله‏دار از آسمان نمی‏توانیم چیزی را انجام دهیم؛ پس بگذار تا دعای امروز شما باشد، “مرا ترک منما.” پدر، فرزند خود را ترک منما، مبادا به دستان دشمن بیافتد. چوپان، برۀ خود را ترک منما، مبادا از امنیت گله منحرف شود. باغبان اعظم، نهال خود را ترک منما، مبادا پوسیده گشته و بمیرد. “ای خداوند مرا ترک منما،” الآن؛ و در هیچ لحظه‏ایی از زندگی‏ام مرا ترک منما. در شادی‏هایم مرا ترک منما، مبادا دل مرا مجذوب سازند. در اندوه‏هایم مرا ترک منما، مبادا بر ضد تو شکایت نمایم. مرا در روز توبه و بازگشتم ترک منما، مبادا امید بخشش را از دست داده، و در ناامیدی فرو افتم. و مرا در روز ایمان استوارم ترک منما، مبادا رو به فساد گستاخی و جسارت برود. مرا ترک منما، برای اینکه بدون تو ضعیفم، و بدون راهنمایی تو نمی‏توانم هیچ انجام دهم. مرغ جوجۀ خویش را فراموش نمی‏کند، همینطور مرا با بالهای خویش بپوشان، و مرا بگذار تا در زیر بالهای تو پناهگاهی بجویم. “از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند.”( مزمور ۲۲: ۱۱ )  “ای خدای نجاتم مرا رد مکن و ترک منما.”( مزمور ۲۷ : ۹ )

( از کتاب رازگاهان صبحگاهان ۲۵ ترجمه ح.گ چاپ خدمات فارسی زبان)

در ایه ۷ بود که از حقیقت خشم خدا سخن گفتیم که هر چند داود نزد خدا دعا میکند که خشم دشمنانش را از او بردارد و خداوند براستی چنین کرد اما دیدیم که وقتی به داوری گناهان دنیا رسید خدای قدوس تمام خشم خود را که بر تمامی انسانهای روی زمین داشت را بر تنها فرزند یگانه خود ریخت. در آیه ۸ نیز به حقیقت تکان دهنده دیگر در خصوص نجات دهنده خود برمیخوریم.

داود دعا میکند که : کارهای دست خویش را ترک منما. بر بالای صلیب جلجتا، جایی که مقدس ترین انسانی که خدا بود و برای ما زجر میکشید زیرا گناهان ما بر او بود، در یک آن این ترک شدن توسط پدر آسمانی خود را با تمام وجود خود در آخرین لحظات عمر خود و نفس کشیدن خود چشید و متحمل شد و مرد. وقتی عیسای خداوند بر بالای صلیب فریاد زد: « ایلی ایلی لمل سبقتنی، خدایا خدایا چرا مرا ترک نمودی؟» خدا او را ترک کرده بود نه اینکه شاید او را ترک میکرد، در دقایق تاریک که گویی دقایق جاودان بود و برای ابد ادامه داشت۰ برای عیسای خداوند که آخرین نفس ها را میکشید، دعاهای پسر خدا هیچ جوابی نداشت. خدا او را ترک کرد. عیسای مسیح بر بالای صلیب مرد. خدای پدر کار دست خویش را ترک نمود برای ما. بخاطر ما.

اما خداوند چگونه این ترک کردن پسر خود را پاسخ داد؟ با صبح رستاخیز! با تثبیت و مهر آسمانی خود را بر خداوندی همین پسر مصلوب خود زدن. او را خداوند اسمان و زمین کردن. او را پادشاه پادشاهان کردن. تمام داوری جهان را به او سپردن. راه بهشت و جهنم را در ایمان به نام او قرار دادن. و اینکه روزی هر زانویی خم شده و هر زبانی اعتراف کند که عیسی خداوند است.

نتیجه گیری

بی شک این هشت آیه با خود درسی آموزنده برای ایمانداران به کلام خدا در طول تاریخ داشته است. برای ما که در قرن ۲۱ زندگی میکنیم چه چیزی میتواند داشته باشد؟ ما چگونه میتوانیم این آیات و این برداشت را در زندگی مسیحی خود بکار برده و بر اساس آن زندگی کنیم. من چهار نتیجه گیری از این مزمور بنا به برداشت خود خواهم کرد. شما ممکن است موارد دیگر را در آن مشاهده کنید.

۱-چه خدا را در پنهان پرستش کنید و چه در حضور بسیار، چه به زانو بیافتید و چه رو به معبد خدا پرستش کنید، این به منزله این نیست که راه شما سخت نخواهد شد و دشمنان شما بر ضد شما نخواهند شد و زندگی شما به دور از اضطراب و سختی نخواهد رفت.

۲-چون در اضطراب سختی زندگی باشید و در زیر خشم دشمنان خود، این به منزله این نیست که خدا شما را فراموش کرده است. محبت او به ما لایزالی است و هیچ قادر نیست ما را از این محبت خدا جدا سازد. ( رومیان ۸ : ۳۱ – ۳۹ )

۳-مشکلات و مصایب سختی زندگی همیشه به دلیل گناه و نااطاعتی در زندگی شما نیست. ما در دنیا و در جسمی  هستیم که در گناه بسر میبرند.

۴-هر روزه باید چنین دعایی کنیم که خداوندا، بخاطر ما، مسیح را برای بالای صلیب ترک کردی، بخاطر مسیح ما را  ترک مکن!

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!