loading

و

نوشتۀ: ح.گ

ماجرایی در دو انجیل مرقس و متی قید شده است که وقتی آن را با هم میخوانیم نمایی درست و کامل از پیام مرکزی عیسای خداوند از فرمایش او به شاگردانش بدست میاوریم. در متی فصل ۱۷ آیۀ ۲۴ میخوانیم که عیسای مسیح و شاگردانش وارد دهکدۀ کفرناحوم جایی که عیسای مسیح در آن سکونت داشت میشوند.( مرقس ۲: ۱  و مرقس ۹: ۳۳ ) متی میگوید  وقتی در منزل بودند بین شاگردان که گویی گفتگویی سر گرفته بود نزد عیسای مسیح آمده و از او سوالی میکنند: ” در همان ساعت شاگردان نزد عیسی آمده گفتند چه کس در ملکوت آسمان بزرگتر است. آنگاه عیسی طفلی طلب نموده در میان ایشان بر پا داشت و گفت:” هر آینه به شما میگویم تا بازگشت نکنید و مثل طفل کوچک نشوید هرگز داخل ملکوت آسمان نخواهید شد.”( متی ۱۸: ۱- ۳ ) در مرقس ماجرا را گویی کاملتر میخوانیم. مرقس مینویسد وقتی عیسای مسیح و شاگردانش در کفرناحوم بودند، او از شاگردانش سوال کرد و پرسید:” در بین راه با یک دیگر چه مباحثه‏ایی میکردید؟”( ۹: ۳۳ ) مرقس میگوید شاگردان خاموش ماندند و پاسخی ندادند و دلیلش را اینگونه میگوید:” از آنجا که در راه با یک دیگر گفتگو میکردند در اینکه کیست بزرگتر؟” مرقس شاگرد مسیح نبود پس از کجا از شاگردانش میدانست؟ اگر قبول کنیم که پطرس رسول مرقس را در نوشتن انجیل مرقس رهنمایی کرده بوده باشد، آن روز پطرس در آن گفتگو با شاگردان مسیح بود و آن را به مرقس گفته بود. هر چند شاگردان شرمنده شده و پاسخ مسیح را نمیدهند اما عیسای خداوند قلب آنها را دانسته بود از آنجایی که خدای در جسم بود و از دل و نهاد آدمی خبر داشت. پس آن روز به قلم مرقس رو به شاگردانش چنین میفرماید:” هر که میخواهد مقدم باشد موخر و غلام همه بُود.” به نظر میرسد که این گفتگو اینجا به پایان رسیده باشد اما در چند آیۀ بعد همین مرقس ماجرا را اینگونه ادامه میدهد که مردم بچه های کوچک خودشان را پیش او میاورند تا او آنها را لمس کند.(مرقس ۱۰: ۹- ۱۳ )اما شاگردان عیسای مسیح ” آورنده‏گان” ( مرقس ۱۰: ۱۳ ) بچه‏ها به نزد عیسای خداوند را منع کردند. مرقس مینویسد وقتی عیسای مسیح این صحنه را دید ” خشم نموده ” و به شاگردان خود چنین فرمود:” بگذارید که بچهای کوچک نزد من آیند و ایشان را مانع مشوید زیرا ملکوت خدا از امثال اینها است. هر آینه به شما میگویم هر که ملکوت خدا را مثل بچۀ کوچک قبول نکند داخل آن نشود.”( مرقس ۱۰: ۱۵)

هر چند اگر منتقدان بگویند که این دو ماجرا با هم متفاوت هستند اما نگاه کنید به زمینۀ هر دو ماجرا که به این ختم میشود تا عیسای مسیح بفرماید:” هر آینه به شما میگویم هر که ملکوت خدا را مثل بچۀ کودک قبول نکند داخل آن نشود.” هم در مرقس و هم در متی این فرمایش عیسای خداوند درست پس از این سوال و این گفتگوی شاگردان بر سر بزرگی آمده است.

اکنون به شبی نگاه کنیم که نیقودیموس فقیه دین یهود، عضو شورای سنهدرین( شورای مذهبی دین یهود) به دنبال پاسخ سوال خودش که گویی سالیان سال او را آزار داده و او پاسخ آن را نیافته بود نزد عیسای مسیح میاید. عیسای مسیح قلب نیقودیموس را قبلا دیده بود، پس رو به او کرده و میفرماید:” آمین آمین بتو میگویم اگر کسی از آب و روح مولود نگردد ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود.” ( یوحنا ۳: ۵ ) دو بار ” آمین ” تاکید بر جمله‏ایست که به دنبال آن آمده است.

اکنون گوش کن به پولس رسول:” و هر گاه فرزندانیم وارثان هم هستیم یعنی ورثۀ خدا و هم ارث مسیح اگر شریک مصیبتهای او هستیم تا در جلال وی نیز شریک باشیم.” ( رومیان ۸: ۱۷ )

موضوع چیست؟ من فکر کردم وقتی به عیسای مسیح ایمان بیاورم من وارد ملکوت خدا میشوم. البته که این باور و این برداشت درست است. نه به دلیل کار و اعمال مذهبی که به دلیل فیض است که شما نجات دارید و میراث دار این ملکوت. اما دوستان داشتن، وارد شدن نیست. داشتن تضمین است اما تصاحب کردن نیست. چک زمانی نقد میشود که به حساب گذاشته شود. تا زمانی که به حساب خوابانده نشود نقد نمیشود، حالا اگر یک میلیون دلار هم باشد، یک ورقۀ کاغذ است! آیا با این حرف وعدۀ خداوند را کم ارزش میکنم، حاشا بر من! خبر خوش نجات مسیح در خون مسیح آغشته بود. انجیل نه تنها خبر خوش است، صلیب هم هست. راه بهشت پهن و گشاده نی، بل باریک و صعب موعظه شد. یک حلقۀ خار، سه میخ آهنین، شش ساعت لخت و برهنه آویخته بر صلیب، و فریاد: ” ایلی، ایلی لما سبقتنی!” این درد جانگداز و آن فریاد دلخراش، سپیدۀ طلایی شهر آسمانی را برای ما به ارمغان آورد؛ اما مطیع شدن مسیح، با حرف نبود با شعار نبود در خون و آه و فریاد و مرگ بود.

آیا مرثیه میخوانم؟ روضه میخوانم؟ مگر من خدای دروغین را موعظه میکنم؟ خدای وعده‏ها، خدای معجزات، خدای کامیابی‏ها، خدای شفا، خدای برآورده شدن آرزوها و دعاهای رنگارنگ!مگر نمیدانیم که ورود به ملکوت خدا از در گشاده نیست. در غرور نیست. در تعصب نیست. به دانش بستگی ندارد. به کار شما بستگی ندارد. به تلاش شما بستگی ندارد. دوستان من! به سه چیز گره خورده است. و این سه چیز مانند زنجیری ناگسستنی به هم وصل شده اند. وقتی به عیسای مسیح خداوند ایمان آوردی و تضمین دریافت ورود به ملکوت خدا را دریافت کردی راه دریافت کردن و نقد کردن این چک همراه است با:

الف- درک و فهم درست و عمیق از پیام صلیب و زیستن در روح القدس خداوند؛ یعنی دریافت تولد تازه.

ب- آنانی که این تولد تازه را دریافت کردند، راه فروتن شدن، کودک شدن را پا میگذارند.

پ- آنانی که تولد تازه را دریافت کردند و مانند کودکان فروتن و ساده دل شدند، به سادگی و با دلی گشاده در رنجهای خدمت و صلیب مسیح شریک میشوند.

برادر و خواهر عزیز من در مسیح!

ایمان آوردن به عیسای مسیح تضمین داشتن ملکوت خداست. اما داخل شدن به ملکوت خدا، از شدن آغاز میشود: تازه شدن، کودک شدن، شریک رنجهای مسیح شدن.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!