loading

همه چیز برای بدن مسیح، کلیسا
از کاشتن کلیسا تا بنا و تقویت کردن ان
هیچکس محبت نصف و نیمه را نمیخواهد، امروز خوب فردا بد! و هیچکس هم خانه‌ی نصفه و نیمه نمیخواهد، دیوار باشد اما پنجره ایی نباشد؛ دیوار و پنجره باشد، اما در ورودی نباشد! در ضمن در هیچ رابطه ایی یا نقشه ایی، هیچکس تا به هدف خود نرسد، آن را رها نمیکند، مگر اینکه یا انگیزه از ابتدا نادرست بوده یا باور به رسیدن به هدف استوار نبوده یا تدارکات برای به هدف رسیدن ناقص بوده است. شما چه سازنده ایی را دیده اید که ساختمانی را که باید به تمام میرساند را، بدون اینکه تمام کرده باشد، سقف آن گذاشته نشده باشد، یا لوله کشی داخل نشده باشد، برق کشی تمام نشده باشد، و او این ساختمان را به شما تحویل بدهد و بگوید: بفرماید این هم ساختمان سفارشی شما!
شما این حقیقت را در نظم الهی یهوه، خدای ما در عیسای مسیح و نقشه‌ی نجات او میبینید. پولس رسول میگوید، “زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخست زاده از برادران بسیار باشد. و آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید ایشان را نیز جلال داد” (رومیان ۸: ۲۹-۳۰). سپس چنین امیدی را به ایمانداران میدهد، ” چونکه به این اعتماد دارم که او که عمل نیکو را در شما شروع کرد تا آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید” (فیلیپیان ۱: ۶).
این آیات به ما میگویند، خدای قدوس، خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، در عیسای مسیح نه تنها ما را یافت،بلکه ما را در او به کمال خواهد رسانید. خداوند، برگزیدگان خود را در نیمه‌ی راه رها نخواهد کرد تا به هوای خودشان رشد کنند یا در دشواریهای زندگی و خدمت و ایمان مسیحی دست و پا بزنند.
ما اینچنین نقصان خدمتی را در زندگی زمینی عیسای مسیح در بین قوم خود و مردم افراد خود نخواهیم دید، بخصوص وقتی به یافتن خادمین برگزیده‌ی خود برای کاشتن کلیسای خود، سپس برای بنا و تقویت کلیسای خود میرسد. عیسای مسیح در مدتی که بر روی زمین بود، گمشدگان را فراخواند، از آنها کلیسای خود را بنا کرد، کلیسای خود را با تعالیم خود تقویت نمود، برای ان نمونه ایی شد، جان خودش را برای آن داد، پشتیبانی برای او فرستاد تا با آن بماند، و فرمود که او را هرگز ترک نخواهد کرد، و تا انقضای عالم با او خواهد بود.
از اینرو می‌توان تمام خدمت مسیح بر روی زمین را به سه مرحله طبقه بندی کرد:
۱-یافتن.
۲-تقویت کردن.
۳-بنا کردن.
۱-یافتن.
برای عیسای مسیح این کاملا روشن شده بود که پدر اسمانی او برای چه طرح الهی او را به زمین فرستاده بود. تمرکز او به فرمان و اجرای آن بود. در انجیل متی می‌خوانیم که او میفرماید، ” زیرا که پسر انسان آمده است تا گمشده را نجات بخشد” (متی ۱۸: ۱۱). و او برای یافتن این گمشدگان به شهرهای اسرائیل رفت، حتی در شهرهایی که غیراسرائیلیان ساکن بودند تا آنانی که تشنه و گرسنه‌ی نیکی مطلق خدا بودند را یافته و آنها را نجات بخشد. او رو به مردم میکند و میفرماید، “مرا لازمست که به شهرهای دیگر نیز به ملکوت خدا بشارت دهم زیرا که برای همین کار فرستاده شده ام” (لوقا ۴: ۴۳ ).آنگاه که او در بین گمشدگان خدمت میکرد، فرمود: “زیرا که پسر انسان نیز نیامده تا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و تا جان خود را فدای بسیاری کند” (مرقس ۱۰: ۴۵).
سوال: ایا برای شما این روشن شده است که ماموریت شما در ایمان مسیحی چیست؟
۲-تقویت کردن.
وقتی عیسای مسیح گمشدگان را یافت، آنانی که برای نجات ازلی برگزیده شده و ان را با اعتراف ایمان خود و عمل خود ثابت کرده بودند، انها را تقویت کرد. به آنها خوراک الهی بخشید. آنان را نه تنها با حضور خود، با همراهی خود محبت نمود، به انها قوت بخشید تا کارهایی را انجام دهند که او انجام میداد و آنها را قوت بخشید تا بر نیروهای پلید قوت یافته و پیروز شوند، انها از کلام خود، از اسرار الهی تعلیم داد. در نوشته‌ی متی می‌خوانیم، “و وقتی که بنشست شاگردانش نزد او حاضر شدند. آنگاه دهان خود را گشود ایشان را تعلیم داد” (متی ۵: ۱). او گمشدگان را نیافت که آنها را به حال خود رها کند تا خودشان رشد کنند! بلکه آنها را تعلیم داد تا رشد کنند. او آنها را به درک اسرار الهی تجهیز نمود. در جایی او به آنان میفرماید، “دانستن اسرار ملکوت آسمان به شما عطا شده است لیکن بدیشان عطا نشده” (متی ۱۳: ۱۱). و او این محبت خود را برای تقویت کردن ایمانداران و پیروان خود را تا به آخرین ساعتهای عمر زمینی خود انجام داد. اتفاقا شاگرد او یوحنای رسول مینویسد، “و قبل از عید فصح چون عیسی دانست که ساعت او رسیده است تا از اینجهان به جانب پدر برود خاصان خود را که در این جهان محبت مینمود ایشان را تا به آخر محبت نمود” (یوحنا ۱۳: ۱ ). او این غیرت و پیگیری تعلیم دادن شاگردان خود را پس از رستاخیز خود از مرگ نیز انجام داد. او ذهن آنها را روشن کرد تا کلام خداوند را و تمامی نوشتجات عهدعتیق را که در خصوص او نوشته شده بود را درک کنند و بفهمند که برای چه او باید میامد، زجر و رنج میکشید، مصلوب شده و روز سوم قیام میکرد (لوقا ۲۴: ۲۷و ۴۴-۴۷ ).
سوال: ایا شما کسی که پس از بشارت شما به مسیح ایمان بیاورد را رها میکنید و دیگر او را ملاقات نمیکنید؟ آیا تلاش میکنید تا نیازهای روحانی او را برآورده کنید؟
۳-بنا کردن.
بنا کردن همان ساختن است. نقشه هست، لوازم هست، شما از آنها استفاده میکنید و بنایی را میسازید. عیسای مسیح چگونه پیروان خود را بنا کرد، ساخت:
۱-با تاسیس کلیسای خود از میان آنها، به رغم تمامی تفاوتهای شخصیتی و خدمتی (متی ۱۶: ۱۸-۱۹).
۲-با سپردن روح القدس به آنها، تا آنها را برای خدمت و تقویت ایمان پشتیبان باشد (یوحنا ۱۴: ۱۶-۱۷).
۳-با شدن نمونه ایی والا برای آنها (اول پطرس ۲: ۲۱).
۴-آماده کردن انها برای جفا دیدن برای انجیل و پادشاهی اسمانی (یوحنا ۱۶: ۱-۴ ).
۴-با دادن حکمی تازه به آنها: “یکدیگر را محبت نمایید چنانکه من شما را محبت نمودم” (یوحنا ۱۳: ۳۴).
۵-با دادن امید بازگشت دوباره‌ی خود (متی ۲۶: ۶۴).
نمونه‌ی عیسای مسیح برای کلیسای او:
شما تاثیر و کمال این خدمت عیسای مسیح و نمونه‌ی بارز او را در زندگی پطرس رسول میبینید که چگونه یک ماهیگیر را به یک رهبر کلیسا اولیه‌ی خود، به یک نمونه‌ی والا و نهایتا کسی که حتی جان خودش را برای مسیح بدهد مبدل میسازد. یا پولس رسول که همه زندگی خود را نه تنها برای کاشتن کلیسای مسیح در هر شهر و هر دیاری داد، بلکه تمام وقت و قوت را نیز داد تا این بدن را بنا کند، تقویت کند. آنها کلیسای مسیح را در جایی اغاز نکردند تا آن را ول کنند تا به امید خدا خودش بارور شده و آن تقویت شده و بنا شود! بلکه برای آن وقت گذاشتند، برای آن دل سوزاندند، برای آن حتی از مال و زندگی خودشان دادند، تا بدن مسیح، کلیسای او بنا شود، تقویت شود و رشد کند و چند برابر شود. شما همین سه مرحله‌ی خدمت عیسای مسیح را در خدمت پولس رسول میبینید:
۱-یافتن.
پولس رسول میگوید اگر به مسیح بشارت میدهد بر او فخری نیست، زیرا این امر ضرورتی است اجتناب ناپذیر برای ایمان؛ لیکن، پولس میگوید، وای بر او اگر بشارت ندهد (اول قرنتیان ۹: ۱۶). در راه این بشارت دادن و یافتن گمشدگان پولس رسول از هیچ تلاشی دریغ نکرد. پولس رسول در رساله‌ی اول خود به ایمانداران قرنتس مینویسد: “زیرا با اینکه از همه کس ازاد بودم خود را غلام همه گردانیدم تا بسیاری را سود برم” (اول قرنتیان ۹: ۱۹). پولس رسول، همانطور که از خدمت او آگاه هستیم، تمام قوت و تلاش خود را برای رساندن مژده‌ی نجات مسیح، خداوندی او، و پادشاهی آسمانی خدا وقف نمود. در اینجا به ایمانداران قرنتس میگوید که برای آوردن انسانهای گمشده از هر قماشی، خودش را به حد آنان کوچک کرده است تا آنها را درک کند، زبان آنها را بفهمد تا آنها را به نزد مسیح خداوند بیاورد. او میگوید همه‌ی این کارها را برای بالا بردن اسم خودش، اسم فرقه‌ی خودش، اسم کلیسای خودش نکرد، بلکه ” همه کار را به جهت انجیل میکنم” (ایه‌ی ۲۳). در ادامه‌ی همین بخش از نامه‌ی خود در فصل دهم او به آنها میگوید که حتی تمامی نفع و تمامی مزیتهای خودش را در راستای بشارت انجیل فدا کرده است، “چنانکه من نیز در هر کاری همه را خوش میسازم و نفع خود را طالب نیستم بلکه نفع بسیاری را تا نجات یابند” (۱۰: ۳۳). در نامه‌ی خود به ایمانداران روم این شدت، آوردن غیر ایمانداران به پادشاهی خدا، چنان غم شدیدی به او میدهد، که او حتی راضی میشود که خودش را برای انجیل مسیح برای نوشته شدن نام برادران یهودی خود در دفتر حیات، فدا کند، خود را از حیات محروم سازد (رومیان ۹: ۱-۳ ).
۲-تقویت کردن.
اگر پولس رسول کلیسایی را در شهری میکاشت، آن را به هوای خود ول نمیکرد که رشد کند! بلکه به آنها سر میزد، یا با نوشتن نامه یا با فرستادن ایمانداری به نزد آنها، انها را در ایمان و دروس درس الهیات مسیحی تقویت میکرد (اعمال رسولان ۱۴: ۲۲). او رو به ایمانداران شهر افسس میگوید که به مدت سه سال چگونه هر وقت با ایشان بسر میبرده تا آنها را تعلیم داده و بارور سازد (اعمال ۲۰: ۱۸). او به تیموتائوس در آخرین نامه‌ی خود مینویسد که او هر تلاشی را برای برگزیدگان در مسیح خواهد کرد تا آنها تا آخر در نجات خود استوار بایستند و از آن لغزش نخورند (دوم تیموتائوس ۲: ۱۰).
۳-بنا کردن.
پولس رسول در نامه‌ی خود به کلیسای قرنتس که اسیر تعالیم نادرست شده و گمان و تصور آنها از زیستن مسیحی به علائم و نشانه های روح القدس مبدل شده بود و هر کس به نوعی به استعداد و توانایی خود میبالید، میگوید که تمام زندگی مسیحی ما باید برای بنای کلیسای مسیح باشد. او مینویسد، “پس ای برادران مقصود این است که وقتی که جمع شوید هر یکی از شما سرودی دارد تعلیمی دارد زبانی دارد مکاشفه ایی دارد ترجمه ایی دارد باید همه به جهت بنا بشود” (اول قرنتیان ۱۴: ۲۶ ). نحوه‌ی گفتن این جمله خیلی جالب است. فعل “بشود” یا “اجازه بدهید بشود” همان “گینستو ” است که “میدل امپریتیو ” و سوم شخص مفرد یا جمع می‌تواند باشد. این عبارت در چنین حالتی زمانی قید میشود که یک شخص با اقتدار و نفوذی که دارد آن را فرمان میدهد. پیشنهاد نمیکند، بلکه دستور میدهد. و پولس این بنا کردن کلیسا را به ایمانداران قرنتس دستور میدهد.
این عبارت با عبارت “بنا کردن” همراه شده است. در یونانی آن را “اویکویومن” می‌خوانند. یعنی ساختن، ساختن و بنا کردن. در زبان یونانی عبارت خانه و منزل از همین عبارت گرفته میشود. خلاصه اینکه، پولس رسول استفاده کردن از استعدادها برای کلیسا را برای ساختن و بنای کلیسا را به آنها فرمان میدهد.
این چنین فرمان و چنین فعلی در نامه های دیگر پولس خودش را با همین اقتدار و قدرت دستور دادن به انجام ان نشان میدهد. در نامه‌ی دوم خود به کلیسای قرنتس میگوید که این اقتدار و این خواندگی او برای “بنا کردن” ایمانداران به او داده شده است نه برای خرابی آنها (دوم قرنتیان ۱۰: ۸)؛ عین همین را بار دیگر به آنها تکرار میکند،” به حسب قدرتی که خداوند به جهت بنا نه برای خرابی به من داده است” (دوم قرنتیان ۱۳: ۱۰). او به ایمانداران افسس این هشدار و تذکر را میدهد که، “هیچ سخن بد از دهان شما بیرون نیاید بلکه آنچه به حسب حاجت و برای بنا نیکو باشد، تا شنوندگان را فیض رساند” (افسسیان ۴: ۲۹).
پایان سخن
پولس رسول به ایمانداران افسس میگوید، که عیسای مسیح جان خودش را محبت نمود و این محبت آنقدر عمیق و زنده بود که او حتی برای کلیسا جان خود را فدا کرد. سپس او دلیل این کار مسیح را تشریح میکند، ” تا آن را به غسل آب بوسیله‌ی کلام طاهر ساخته تقدیس نماید. تا کلیسای مجید را به نزد خود حاضر سازد که لکه و چین یا هیچ چیز مثل آن نداشته باشد تا مقدس و بی عیب باشد” (افسسیان ۵: ۲۵-۲۷).
در همان رساله‌ی دوم قرنتیان باب ۱۴ پولس رسول تقریبا ۵ بار از عبارت بنا شدن یا “اویکویومن” استفاده میکند که نهایتا به آیه‌ی ۲۶ ختم شده است که همه چیز ما، تمامی هدایای ما، تمامی استعدادهای ما، تمامی تلاشهای ما، خدمت ما، تعلیم ما و نهایتا زیستن روزانه‌ی ما باید برای بنا کردن کلیسای مسیح باشد و بس. به نظر میرسد در این عبارت پاسخ این سوال نهفته است که چرا همه چیز باید برای بنای کلیسای مسیح باشد. زیرا عیسای مسیح همه چیز خودش را برای کلیسای خود داد تا آن را پیدا کرده و از گناه بشوید، سپس تا آن را تقویت کند، انگاه تا آن را بنا کرده و نهایتا آن را شسته و مقدس به پدر آسمانی خود تحویل بدهد، “اما زمانی که همه مطیع وی شده باشند آنگاه خود پسر هم مطیع خواهد شد او را که همه چیز را مطیع وی گردانید تا آنکه خدا کل در کل باشد” (اول قرنتیان ۱۵: ۲۸).
سوال: تمامی هدف خدمت شما چیست؟ و چه چیزی را در نیت و سرانجام آن میبنیید؟ نام و اسم خودتان؟ کلیسای شما؟ شهرت شما؟ یا نام مسیح و بنا کردن کلیسای او؟

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!