loading

نگاهی نزدیک به فیض خدا در عیسای مسیح
فیض خدا در عیسای مسیح چگونه عمل کرد؟
نگاهی به خروج ۲: ۲۳- ۲۴، حزقیال باب ۲۳ ، رومیان ۵: ۸ و افسسیان ۲: ۱- ۹
نوشتۀ: ح.گ
همانطور که در نوشتهای قبلی خود در خصوص مقولۀ فیض، کاربرد آن، عمل آن در ایمانداران و کلیسا و نهایتا نگرش ما به این عمل خدای زندۀ خود تاکید کرده ام، جای آن را دیدم که یکبار دیگر از این عمل عظیم خدای زنده، یهوه، پدر خداوند و نجات دهندۀ ما عیسای مسیح با دوستداران فیض خدا سخنی کوتاه داشته باشم. زیرا دانستن فیض خدا و از آن سخن گفتن تحقیقا عمل کردن به آن را در پی خود نمیاورد، بلکه تنها زمانی که شخص میگوید، آن را اجرا کرده و در آن و با آن زندگی میکند.
تجربۀ ایمان مسیحی من به من ثابت کرده است که ایمانداران مسیحی که حقیقتا معنا و مفهوم فیض خدا را درک کرده‏ و بر اساس آن زندگی مسیحی خود را طی میکنند در اقلیت هستند؛ اما این اقلیت از بُرنده ترین، کارسازترین و شجاع ترین پیروان مسیح و انجیل نجات او بوده، هستند و خواهند بود. این افراد متعهد و دوستدار کلام خدا، فروتن در روح، دوستدار نجات دیگران، قضاوت نکنندۀ دیگران، انعطاف پذیر و در لطافت روح، صبور، و پر از صراحت در بشارت انجیل مسیح خداوند میباشند. چرا؟ چرا چنین ادعایی میکنم؟ بر طبق کلام مقدس خدا، اینچنین افراد همواره و قبل از هر اقدام و هر انگیزه ایی به کار عظیم خدا، به قربانی شدن مسیح خداوند برای گناهان خود تفکر میکنند، و همواره سپاسگذار این فیض خدا برای روح خود هستند. آنها میدانند که آنها یعنی خود آنها، قبل از هر کس دیگر، هرگز لایق و شایستۀ چنین برکت روحانی و چنین مصالحتی با خدای قدوس نبودند، اما شدند. بدون تلاش و کار و یا اقدامی که از جهت آنها باشد، بلکه این خود خدا بود که آنها را در عمق فساد و شرارت و جدایی و تاریکی آنها به نام خطاب کرد؛ این خود خدا بود که در خون مقدس و ارزشمند تنها فرزند یگانۀ خود، کثافت و شرارت آنها را با دستان مقدس خود شست، آنها را پاک کرد و آنها را به خود تقدیم کرد. این افراد هرگز چنین معجزۀ عظیم روحانی را در زندگی خود فراموش نمیکنند، هرگز!
برای اینکه نگاهی نزدیک به فیض یهوه، خدای زندۀ خود در عیسای مسیح خداوند داشته باشیم اجازه بدهید با هم نگاهی به نوشتجات عهد عتیق و عهد جدید بیاندازیم. زیرا به نظر میرسد که عزیزان بسیاری تنها در جستجوی فیض خدا در عیسای مسیح در نوشتجات عهد جدید هستند، خیر! فیض خدا قبل از آفرینش هستی با خود خدا بوده است؛ یعنی او خود فیض بوده است. ما فیض خدا را در تمام پهنای کتابمقدس شاهد هستیم. و ما میدانیم که تمام کتب عهد قدیم؛ شریعت موسی، مزامیر و کتب انبیاء طرح نجات الهی خدا را در عیسای مسیح با ما درمیان گذاشته اند. پولس رسول همین فیض خدا در عیسای مسیح را سّر عظیم هستی که در سابق مخفی مانده بوده و اکنون بر همگی آشکار شده خوانده است. (افسسیان ۳:۳)
اجازه بدهید با هم نگاهی نزدیک به این فیض در نوشتجات عهد قدیم که مستقیما با نوشتجات عهد جدید گره خورده اند داشته باشیم.
همۀ شما ماجرای قوم اسرائیل را کم و بیش میدانید. آنها از کنعان به مصر مهاجرت میکنند. در آنجا به مدت چهارصد سال میمانند( پیدایش ۱۵: ۱۳) کلام خداوند به ما میگوید که قوم در مصر بندگی مصریان را میکرد. اسیر مصریان بودند. در واقع کتاب خروج نمایی اسفناک از زندگی قوم برگزیدۀ خدا در مصر به ما میدهد. موسی شرح حال قوم را در مصر چنین بیان میکند ” و واقع شد بعد از ایام بسیار که پادشاه مصر بمُرد و بنی اسرائیل بسبب بندگی آه کشید استغاثه کردند و نالۀ ایشان بسبب بندگی نزد خدا برآمد. و خدا نالۀ ایشان را شنید و خدا عهد خود را با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بیاد آورد. و خدا بنی اسرائیل نظر کرد و خدا دانست.”( خروج ۲: ۲۳- ۲۵ )
آیات به خوبی از شرح حال قوم با ما سخن گفته اند. ما ممکن است که خیلی سریع از این آیات رد شویم. اما آنچه موسی نویسندۀ این خطوط به ما نگفته این است که قوم در این زمان دقیقا از حیث ایمان خود به یهوه، به خدای پدران خود، و اینکه در چه میزان روحانی بسر میبردند؟ البته روشن است چرا، زیرا ما نامی به نام قوم اسرائیل نمیشناسیم. ما در آخرین خطوط کتاب پیدایش قبل از اینکه کتاب دوم موسی آغاز شود، ما با یعقوب آشنا شده بودیم با یوسف و با برادران او. ما تنها یکبار با نام قوم اسرائیل در خطوط آخر کتاب پیدایش رودررو میشویم. کتاب پیدایش اینگونه پایان میپذیرد که یوسف از نسل جدید اسرائیل میخواهد که پس از اینکه او مُرد، استخوانهای او را با خود به سرزمین موعود ببرند.( پیدایش ۵۰: ۲۵)
اما وقتی موسی خروج ۲: ۲۳- ۲۵ را مینوشت هیچ از شرح حال روحانی قوم و اینکه در کجای ایمان خود به یهوه بودند نگفته است. همان ایمان ابراهیمی، ایمان اسحاق و یعقوب و ایمان یوسف به خدای پدران خود. اما آنچه جالب است اینجاست که در فصل سوم خروج، بلافاصله پس از آیات قید شدۀ بالا، خداوند در پی رهایی و آزادی آنها از اسارت مصریان میافتد. او موسی را برمیگزیند. مردی که تماما نمایانگر فیض خداست! مردی که چهل سال بخاطر قتلی که مرتکب شده بود فراری بود. مردی که خود را هرگز لایق و شایستۀ رهبری کردن قوم ندید اما باز خدا از او خواست که رفته و قوم را رهبری کند!
به هر حال، آنچه در فصل سوم و بعد از آن در خروج میخوانیم نقشۀ خدا برای آزادی اسرائیل از اسارت مصریان را داریم و تاریخ را میدانیم و خداوند اسرائیل را از دست مصریان ازاد کرده و آنها را با عمل عظیم خود به سرزمینی که روزی به پدران آنها وعده داده بود رهبری میکند.
اما در بین این سفر، یهوه، چندین بار به قوم این تذکر را میدهد که او آنها را از دست مصریان ازاد کرده است نه بخاطر اینکه قومی عادل و مقبول خدا بودند( تثنیه ۹: ۴-۵ ) یا اینکه قومی بزرگ بوده اند. در تثنیه باب ۹ آیۀ ۲۴ این را میخوانیم ” از روزی که شما را شناخته ام به خداوند عصیان ورزیده اید.” از چه روزی؟ آیا خدا قوم را در زمان موسی پس از چهار صد سال شناخته بود؟ یعنی خدا از قوم اسرائیل به مدت چهارصد سال بی خبر بود؟ یا خدا از قبل قوم را نمیشناخته بلکه در این مدت چهل سالی که در بیابان بودند خدا قوم را شناخته بود؟ خیر! دانش خدا محدود به زمان نیست. او خلق کنندۀ زمان است. او همانطور که نطفۀ ما را شکل میدهد، نطفۀ شکل گرفتن یک قوم را نیز شکل داده، پس میشناسد؛ پس وقتی یهوه در تثنیه ۹ آیۀ ۲۴ میگوید از روزی که شما را شناخته ام، او در حال اشاره کردن به تمام تاریخچۀ قوم اسرائیل است. از نسل آدم گرفته تا زمانی که موسی این را بر روی جوهر می ریخت. چه چیزی را قصد دارم به آن اشاره کنم؟
خدا در زمانی که صدای فریاد و استغاثۀ قوم اسرائیل را که در اسارت مصریان بودند شنید،( مانند ما که در تاریکی و بن بست و اسارت خود به گناه نزد خدا فریاد زدیم) درست در همین زمان ” عصیان” قوم اسرائیل را میدانست. شرارت آنها را میدانست. درست در زمانی که موسی خروج ۲ آیات ۲۳- ۲۵ را ثبت میکرد، هر چند او به ما شرح حال قوم را شرح نداده است، اما قوم اسرائیل درست در این زمان، درست زمانی که در اسارت مصریان بودند، پر از شرارت بودند، آنها به یهوه عصیان ورزیده بودند و خدا آن را میدانست. سندی که این ادعای مرا ثابت میکند کتاب حزقیال نبی است. در طول کتاب حزقیال نبی ما مکررا این حقیقت را در خصوص قوم اسرائیل زمانی که در مصر به سر میبردند میخوانیم.
حزقیال در باب ۲۰ ایات ۶ تا ۹ چنین میگوید ” و به ایشان گفتم هر کس از شما رجاسات چشمان خود را دور کند و خویشتن را به بتهای مصر نجس نسازد زیرا که من یهوه خدای شما هستم. اما ایشان از من عاصی شده نخواستند که به من گوش گیرند و هر کس از ایشان رجاسات چشمان خود را دور نکرد و بتهای مصر را ترک ننمود آنگاه گفتم که خشم خود را بر ایشان خواهم ریخت و غضب خویش را در میان زمین مصر بر ایشان تمام خواهم رسانید.” همین حزقیال کمی جلوتر در طومار خود، باب ۲۳ تقریبا ۵ بار همین حقیقت را تکرار میکند که ” و ایشان در مصر زنا کرده و در جوانی خود زناکار شدند.” ( ۲۳: ۳ و آیات ۸ و ۱۹ و ۲۱ و ۲۷ ) آه قوم شریر! آیا هنوز مستحق رهایی و نجات بودند؟ از دید انسانی من و شما، خیر. از دید مقدسین عادل و رستگار، خیر. اما نه از دید خدا! و اینچنین بود که خدا آنها را درست زمانی که به او عصیان ورزیده بودند، درست زمانی که شریر بودند، درست زمانی که زناکار بودند( بت پرست بودند و فرزندان خود را برای بتها قربانی میکردند) بندۀ خود موسی را فرستاد تا آنها را با دست عظیم خود با معجزات عظیم خود از دست اسارت مصریان نجات بخشد. و بخشید. این همان فیض خداست. و ما نیز همین بودیم، نه؟ آیا همین ماجرای ما نبوده است؟
پولس رسول در رسالۀ رومیان خود به زیبایی چنین میگوید ” لکن خدا محبت خود را در ما ثابت میکند از اینکه هنگامی که ما هنوز گناهکار بودیم مسیح در راه ما مُرد.” ( رومیان ۵: ۸ ) ( این آیه را حفظ کنید و در قلب خوب ثبت کنید!) پولس چه میگوید؟ میگوید ما شریر و به خدا عصیان کرده بودیم، ما هرگز لایق نجات و رهایی نبودیم، ما بر طبق میزان الهی و قدوسیت خدای زنده، باید هلاک میشدیم، اما نشدیم. نه تنها نشدیم، بلکه رهایی یافتیم. ما که روزی در شرارت و گناهان خود مُرده بودیم، با فیض عظیم خدای زنده در عیسای مسیح زنده شدیم. همین حقیقت عظیم الهی را پولس رسول در رسالۀ زندان خود به کلیسای افسس شرح داده است: ” و شما را که در خطایا و گناهان مُرده بودید زنده گردانید…( سپس پولس خودش را و تمامی آنانی که مانند او بودند را در یک مجموعه میاورد که هیچکس به خود نبالد!)که در میان ایشان همۀ ما ( از جمله خود پولس رسول) نیز در شهوت جسمانی ای خود قبل از این زندگی میکردیم و هوسهای جسمانی و افکار خود را به عمل میاوردیم و طبعا فرزندان غضب بودیم چنانکه دیگران.” پولس ادامه میدهد ” لیکن خدا که در رحمانیت دولتمند است از حیثیت محبت عظیم خود که با ما نمود. ما را نیز که در خطایا مرده بودیم با مسیح زنده گردانید ” و پولس پس از اینکه اینچنین گذشتۀ تاریک نه تنها مردم غیر اسرائیلی را بلکه گذشتۀ تاریک خود و تمام قوم را آشکارا بر ملا میکند اینچنین میگوید : “زیرا که محض فیض نجات یافته اید.”
آری دوست عزیز! تو تنها از راه فیض خداست که نجات خواهی یافت، آن را امروز در نام مسیح خداوند، او که فیض بیکران الهی خدا برای تمامی بشریت بوده و هست و خواهد بود را طلب کن!
برادر و خواهر عزیز! من و شما تنها محض فیض نجات یافتیم و بس! آن را درک کن! آن را در زندگی مسیحی خود عمل کن! آن را تعلیم بده! و بر آن بایست!

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!