loading

 

رومیان- فصل دوم ایات ۱۷- ۲۴

  ” ۱۷پس اگر تو مسمی به یهود هستی و بر شریعت تکیه میکنی و به خدا فخر مینمایی ۱۸و ارادۀ او را میدانی و از شریعت تربیت یافته چیزهای افضل را میگزینی ۱۹و یقین داری که خود هادی کوران و نور ظلمتیان ۲۰و مودب جاهلان و معلم اطفال هستی و در شریعت صورت معرفت و راستی را داری ۲۱پس ای کسی که دیگران را تعلیم میدهی چرا خود را نمی آموزی و وعظ میکنی که دزدی نباید کرد ایا خود دزدی میکنی ۲۲و از زنا کردن نهی میکنی آیا خود زانی نیستی و از بتها نفرت داری ایا خود معبدها را غارت نمیکنی ۲۳و به شریعت فخر میکنی ایا به تجاوز از شریعت خدا را اهانت نمیکنی؟ ۲۴زیرا که به سبب شما در میان امتها اسم خدا را کفر میگویند چنانکه مکتوبست.”

خدا را شکر برای صراحت و برندگی کلام مقدس خدا. خدا را شکر برای شجاعتی که روح مقدس خدا در مسیح به آن واعظانی میدهد که نه برای خوش آمدن دل شنوندگان و اضافه کردن به تعداد اعضا کلیسا موعظه میکنند بلکه برای نشان دادن اهمیت حیاتی قدوسیت نام مسیح و جلال خدای پدر آسمانی در بین کلیسا و در دنیا. از آیۀ ۱۷ تا ۲۴ و از ۲۴ تا ۲۹ همانطور که بعدا خواهیم دید، پولس رسول در ادامۀ سخنان خودش در خصوص اینکه هر کس در نزد خدا داوری خواهد شد، آنکه شریعت دارد با شریعت و آنکس که شریعتی ندارد با وجدان؛ همه روبروی تخت خداوند پاسخگوی اعمال و رفتار و کردار خود خواهند بود. در اینجا روی سخن خودش را مستقیم به آن گروه از افرادی دارد که تمام شریعت خدا را میدانند، ارادۀ او را، و هر آنچه که در خصوص زیستن نیکوی یک انسان خداشناس میتوان گفت، اما خود آنها به آنچه که باور دارند و تعلیم میدهند و دیگران را منع میکنند، عمل نمیکنند! عزیزان در یک نگاه کلی، این همین افراد بودند که خداوند را به دست بیگانگان سپردند تا او را مصلوب کنند؛ ریاکاران مذهبی!فریسیان و زاهدان مذهبی! و دردناک این است که این فریسیان و این جمله که ” پس اگر تو مسمی به یهود هستی” میتواند هر کسی را بجای آن بگذارید: مثلا: پس اگر تو مسمی به مسیحی هستی؛ یا پس اگر تو مسمی به کشیش یا خادم یا شماس یا الهیدان مسیحی هستی، فلان رهبر جامعۀ اسلامی هستی، ولی فقیه هستی، شیخ خانقاه هستی، استاد یهودی هستی؛ اگر آنچه را که میگویی، باور داری، تعلیم میدهی، و باور داری، و دیگران را به آن هدایت میکنی، اما خودت گمراه هستی، و خودت در شهوت نفس گمشده‏ایی در حقیقت:” به تجاوز شریعت خدا را اهانت میکنی.” پشت تریبون میرویم و میگوییم: خدا محبت است، و فیض مسیح ما را نجات داد؛ آنوقت هرگز حاضر نیستیم آنکسی که بر خلاف ما فکر میکند را محبت کنیم و هرگز نمیتوانیم فیض خدا را برای کسی نیز بدانیم که از حیث طرز فکر با ما متفاوت است. میخندیم، اما در دل نفرت داریم. یا آن رهبر فقیه اسلامی، پشت تریبون از دین صلح آمیز اسلام صحبت میکند، آنوقت همه را به جنگ دعوت میکند و جنگیدن را برکت میداند و از مخالفش با شدت انتقام میگیرد و خانه و زندگی او را ویران میکند، اما روبروی مردم چهره ایی روحانی به خود میگیرد. یا آن استاد یهودی، از دین برتر یهود سخن میگوید و حتی نام خدا را نمی نویسد مبادا به قدوسیت او توهین کند، آن وقت همان خدایی که فرمان به بخشش و رحمت داده است و فرموده ” من رحمت میخواهم نه قربانی ” را فراموش کرده و هر باوری بر خلاف خود را از ته دل نجس و متنفر دانسته و هنوز از عیسای مسیح و مسیحیت نفرت دارد و نقشۀ براندازی آن را به مدت دو هزار سال در سر خود میپروراند! و … عزیزان مسیحی!حاشا که از این گروه باشیم! این شرم را به نام مسیح میاورد که نامش را بر خود گرفته ایم. کمااینکه پولس میگوید:” زیرا که به سبب شما در میان امتها اسم خدا را کفر میگویند چنانکه مکتوبست” پولس به نوشتۀ اشعیاء نبی در ۵۲ : ۵ و حزقیال نبی در ۳۶: ۲۰- ۲۳ اشاره میکند. من به ادیان دیگر کاری ندارم و به من هم ربط ندارد! من به خودم و شما بعنوان مسیحی کار دارم! حاشا از شهادت نادرست ما، از ریاکاری مذهبی ما، نام عیسای مسیح خداوند در بین امتها بدنام شده و تا به حد پیش برویم که به او خاطر اعمال ما کفر بگویند. در این صورت پاداشی نخواهیم داشت جز دور افتادن در تاریکی و جایی که فشار دندان بر دندان است.

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!