loading

مسیحیت و اسلام‏گرایی در اخلاق مسیحی

نگاهی به ایمان مسیحی در قیاس به دین و باور قبلی خود

نوشتۀ: ح.گ

در همان سالهای اول کلیسای مسیح، بخصوص زمانی که مسیحیت دین و آیین رسمی امپراطوری روم گشت، افراد بسیاری به دلیل تغییر و تحولی که در امپراطوری روم پیش آمده بود، و به دلیل زندگی نمونه و برجستۀ ایمانداران مسیحی و شاهد خوبی برای مسیح بودن و تاثیر آن بر مردم سرزمین روم، وارد کلیسای مسیح شدند. فوج تازه ایمانان آنقدر زیاد بود که کلیسا قادر نبود انها را در نظم و یک انسجام دقیق تعلیم بدهد. گروه گروه به مسیح ایمان آورده و تعمید میگرفتند. اما رومیان و کشورهای تابع خدایان را میپرستید. آنها پایبند آداب و مراسم خرافۀ خدایان و سنتهای دیرینۀ بت پرستانۀ خود بود. پس وقتی رومیان وارد کلیسا شدند با خود سنتهای بت پرستانۀ خود را وارد کلیسا کردند، آنها خدایان خودشان را نیز با خود آوردند.  پس شیوۀ نگارش این نو ایمانان مسیحی به عیسای مسیح، خدای پدر و کتابمقدس و کلیسا برای سالیان سال نگرشی بت پرستانه بود.

این ماجرای ماست. ما نیز مسلمان بودیم. خدایی را میپرستیدیم که نمیشناختیم و خود را متعلق به دینی میدانستیم که نمیدانستیم چرا؟ ما طرز تفکر خاص خود را داشتیم. پرستش الله و سنتهای اسلامی، اخلاق های اسلامی و طرز تفکرهای اسلامی و جهان بینی اسلامی؛ و وقتی به عیسای مسیح ایمان آوردیم، اینها را یک شبه از دست ندادیم، ما با اینها وارد کلیسا شدیم. ما با خود خدا یا خدایان خودمان را وارد کلیسا کردیم و از همه وخیم تر اینکه، هرازگاهی هم بر سر سفرۀ الله و هم بر سر سفرۀ یهوه نشستیم و سعی کردیم هم از جام الله بنوشیم هم از جام یهوه. ما فرمان خدا را فراموش کرده‏ایم، همان فرمانی که یهوه به قوم اسرائیل داد زمانی که آنها باید وارد سرزمین موعود میشدند و آن را تصاحب میکردند: “چون شما از رود اردن به زمین کنعان عبور کنید، جیمع ساکنان زمین را از پیش روی خود اخراج نمایید، و تمامی صورتهای ایشان را خراب کنید، و تمامی صورتهای بتهای ریخته شدۀ ایشان را منهدم سازید.”( اعداد ۳۳: ۵۱- ۵۲ ) چگونه این در خصوص ما اجرا میشود؟ همان اخلاقیات و باورها و سنتهای دین و آیین بت پرستانۀ قبلی ماست. و ما چون وارد سرزمین مسیح شدیم، میبایست این بتها و این آیینها و این سنتهای خود را دور بریزیم. آیا ریختیم؟ یا با آنها زندگی میکنیم و آنها خاری در پهلوی ما هستند؟

ما بعنوان ایمانداران مسیحی که قبلا مسلمان یا هر دین دیگری داشته‏ایم، دیگر نباید کارها و نگرشی به زندگی و دنیا داشته باشیم که قبلا داشتیم و آنها را با خود وارد ایمان خود و کلیسای خود کنیم. چرا؟ چرا ما دیگر نمیتوانیم از پنجرۀ قدیمی خودمان به روابط و دنیای اطراف خود نگاه کنیم؟ زیرا مادامی که این پنجره بسته نشده است، مادامی که هنوز باد داغ کویر شرق پریشانی‏ها، بوی برف سرمای گزندۀ کوههای تاریک بت پرستی، و زمزمه‏های خرافه پرستی  به درون اتاق ما میاید، کشتی ایمان ما بدون ناخداست. زیرا آنجا که خدایی دیگر در باور و تصور ما باشد خدای حقیقی نخواهد بود.

اما این طرز تفکرات و این جهان بینی‏های اسلام‏گرایی در باور و ایمان مسیحی کدام هستند؟ اجازه بدهید تا با هم به آنها نگاهی بیاندازیم:

الف- این اولین مادر تمام قصورات و کوتاهی‏های در نگرش تازۀ ما در مسیحیت است. اولین چیزی که باید در مسیحیت یاد بگیریم این است که الله خدای اسلام، با یهوه خدای یهود و مسیحیت یک خدای شبیه هم نیستند. دقیقا به همین دلیل هر تعریف و تشبیهی از خدا در دین اسلام داشتیم در مسیحیت باید جایگزین تعریف و تشبیهی شود که فقط و فقط عیسای مسیح به ما از خدا نشان داد و نشان میدهد. ما دیگر نباید تعریفی از خدا داشته باشیم جز آن خدایی که عیسای مسیح او را به ما معرفی میکند. در واقع تمام شناخت ما نسبت به خدا و آفرینندۀ هستی باید بر محک تعالیم مسیح خداوند بوده و سنجیده شود. ما الله را نمیشناختیم و پرستش میکردیم؛ توفیر عظیم این است که ما خدای خود را امروز آنقدر میشناسیم که او را با تمام روح و راستی پرستش کنیم. آن هم بواسطۀ خود عیسای مسیح است. به دلیل روح القدس خدا که در ما ساکن است. پس اگر ادعا میکنیم امروز پس از ایمان آوردن به مسیح، خدا را میشناسیم، این خدا باید همان خدایی باشد که مسیح او را به معرفی کرد( یوحنا ۱۰: ۱۴- ۱۵ و یوحنا ۱۴: ۱۷ ) نه خدایی که با خود وارد کلیسا کردیم، خدای پدران خود.

ب- این را باید ملکۀ فکر خود کنیم که در مسیحیت مرد و زن برابر هستند. آنها هر دو شریک هم و در پیمان زناشویی یک تن واحد میشوند. هیچ برتری بین این دو نیست. وظایف و نقش آنها در زناشویی و محیط بیرون و داخل کلیسا متفاوت است اما ارزش و اهمیت آنها تماما یکسان است. در کنار این طرز تفکر، این را نیز درک کنیم که نه تنها در مسیحیت مرد و زن یکسان و برابر هستند، همۀ انسانها، از هر رنگ و نژاد و سرزمینی یکسان هستند. (غلاطیان ۳: ۲۸ و مکاشفه ۷: ۹ )

پ- هرگز قسم نخوریم نه به خدا نه به بچه‏های خودمان و نه به… به هر دلیلی در هر شرایطی و هر چند در مضیقه باشیم. قرآن و دین اسلام حلال بودن آن را برای ما توجیح کرده بود، کتابمقدس آن را محکوم کرده است؛ آن را از شیطان میداند و ما را در زیر داوری خدا میگذارد تا بر ما حکم شود.( متی ۵: ۳۴ و یعقوب ۵: ۱۲)

ت- در دین اسلام بسیار این جمله را بکار میبردیم که”خدا به من گفت!” یا ” خدا به من نشان داد!” و یا ” خدا را دیدم” اینها ادعاهای بزرگی است. یهوه خدای ما، خدایی غیور است. از او نقل قول کردن و ادعای او را دیدن میتواند برای ما بسیار بسیار گران تمام شود. تنها یک انسان فانی در تمام کتابمقدس بعنوان کسی خوانده شد که با خدا رودررو گفتگو میکرده است و آن هم موسی بود.( تثنیه ۵: ۴ و ۳۴: ۱۰) و اما ما هر آنچه که باید خدا به ما بگوید و هر آنچه که ما باید از خدا ببینیم در شخص عیسای مسیح به ما نشان داده شد و توسط روح‏القدس به ما تعلیم داده شده است.( یوحنا ۱۴: ۷- ۱۷)

ث- در دین اسلام، ما اسیر خرافات و شبه سازی‏ها و تصورات فراوان بودیم. خوابهای ما اساس تئولوژی و باور فکری ما را تشکیل میداد، نه در مسیحیت. ایمان و طرز تفکر ما بر خوابها و تصورات حاکم نیست بکله بر منطق درست مسیحی. در مسیحیت ما خدا را فقط با دل و جان و احساس خود نشناخته و پرستش نمیکنیم بلکه با فکر خود نیز. واقعیت‏گرایی و چهارچوب ایمان خود را بر خوابها و رویاها و خیالات و تصورات خودمان نریزیم بلکه بر برداشتهای منطقی و اصولی الهیات مسیحی. ( متی ۲۲: ۳۷ و دوم تیموتی ۲: ۱۶)

ج- در اسلام ما به هر کسی راحت انگ کافر بودن را میزدیم. در مسیحیت هرگز نمیتوانیم بر کسی داوری کنیم. نمیتوانیم براحتی دیگران را بی‏ایمان بخوانیم. نمیتوانیم براحتی کلیسای دیگر را گمراه بخوانیم. نمیتوانیم براحتی فلان واعظ و فلان کشیش را مهر کافر بودن بزنیم و دور او حصار خاردار بکشیم و اطراف آنها را مین‏گذاری کنیم تا هیچکس به آنها نزدیک نشود!! هر ایمانداری شعور و فهم و برداشت خودش را باید بر اساس کتابمقدس داشته باشد نه بر اساس طرز تفکر کشیش و واعظ کلیسا. (یعقوب ۳: ۴ و رومیان ۱۲: ۲ و افسسیان ۵: ۱۰)

چ- در اسلام ما مقیدات اخلاقی و دینی زیاد داشتیم. همۀ آنها شدیدا دست و پاگیر بودند. آنها اخلاقیات و رفتارهای ما را شکل میدادند. ما را فروتن و دیندار نشان میدادند: به این دست نزنیم، این گوشت را نخوریم. وقتی وارد مسیحیت شدیم نه تنها این عادت را بلکه طرز فکر اینکه ما این را نمیخوریم چون خوب نیست را با خود وارد ایمان خود کردیم. نباید همۀ دنیا بفهمد که شما چه میخورید و چه نمیخورید! خوراک و گوشتها و ترتیبهای غذایی شما را نیک نمیکند و هرگز نشانۀ نیک بودن شما نیست. آنها فضولات هستند، وارد بدن میشوند و خارج میشوند.( متی ۱۵: ۱۷ و کولسیان ۲: ۲۰- ۲۳ )

ح- در اسلام و ادیان و باورهای قبلی خود، گوشهای خودمان را به امام و روضه خوان محل و رهبر گروه  میدادیم. ما طرز تفکر و باور خودمان را از انسان میگرفتیم. ما افکار آنها را نشخوار میکردیم. ما بازیچۀ طرز تفکر آنها بودیم. مانند آنها فکر میکردیم. در مسیحیت نباید همین طرز نگرش را در خصوص کشیش کلیسای خود و فلان واعظ خود داشته باشیم. احترام و اطاعت از آنها بدون شک الزامی است، اما این به دلیل نیست که هر چه آنها میگویند ما با آن موافق باشیم. ما شعور و فهم و برداشت خودمان را داریم و آن را خدا به ما داده است. ( مزمور ۳۲: ۸- ۹ و اشعیاء ۴۸: ۱۷)

خ- بعنوان یک مسلمان و هر باور دیگری که داشتیم، گمان و یقین ما این بود که همه چیز را میدانیم. پاسخ برای هر سوالی داریم. اظهارنظر میکردیم بدون اینکه آن اساس و باوری داشته باشد، و جالب اینجا بود که بر آن پافشاری نیز میکردیم! در مسیحیت ما میدانیم، دانش ما از خداوند از شخصیت و مقام او بنا به نیاز ما روشن است. ما عیسای مسیح را داریم. او هر حدس و گمان را در خصوص باورهای ایمانی ما از ما گرفته است و به ما فکر و باوری داده است که بتوانیم با استواری و یقین در ایمان خود بایستیم، اما با تمام این یقین و مطمئن بودن و دانش داده شده، ما ادعا میکنیم که همه چیز را نمیدانیم، همه چیز برای ما هنوز روشن نیست، و پاسخ برای هر سوالی نداریم.( اول قرنتیان ۱۳: ۱۲ و کولسیان ۳: ۱۲)

د- در اسلام نماز خواندن، صدقه دادن، به مسجد رفتن، کار خیر انجام دادن همه و همه کفۀ ترازوی خوبی‏های ما را سنگین و سنگین تر میساخت. در مسیحیت به کلیسا رفتن و هدیه دادن و خدمت کردن و تمام آنها بخشی از ایمان مسیحی ماست نه دلیل بهشت رفتن و نیک بودن ما. این کار و اعمال ما نیست که ما را نجات داده و یا میدهد یا بهشت را برای ما تضمین میکند. ایمان به مسیح خداوند به دلیل فیض خدا ما را نجات داده است و نه اعمال ما. کارهای نیک و اعمال نیک ما پس از ایمان آوردن، دلیل بر درستی ایمان ماست نه دلیل بر تضمین بهشت ما، آن را خون مسیح به ما داده است. ( افسسیان ۲: ۸- ۹ )

تمام این ده مورد فقط نمایی کلی از طرز تفکرات و اخلاقیات دین قبلی ماست که با ما وارد کلیسا شده است چه بسا ممکن است شما امور بیشتری را به این بتوانید اضافه کنید. (در تفاوت فاحش دو جهان‏بینی مسیحی و اسلامی، ما در خصوص الهیات مسیحی و اسلامی سخن نگفتیم. آنها هرگز قابل مقایسه و کنار هم گذاشتن نیستند.) تمام این ده مورد، طرز تفکر و سنتها و اخلاقیاتی هستند که بطور موزیانه وارد ایمان مسیحی ما شده، وارد کلیسای ما شده، وارد روابط مسیحی ما با دیگر ایمانداران شده و آن را آسیب میزند.

 دعای من برای خودم و شما این است که ما این اخلاقیات را تشخیص داده، با آنها روبرو شده، آنها را بشناسیم و با شجاعت و دلیری آنها را به نزد تخت مسیح آورده و از او بطلبیم که آنها را از ما گرفته و نگرش و طرز تفکر و اخلاق پسندیدۀ مسیحی را به ما بدهد. آمین

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!