loading

اعتراف به گناهان خود نزد خدا

بررسی مزمور بیست و پنجم

بخش سوم ( آیات ۷و ۸ و ۱۱ و ۱۸ )

نوشتۀ: ح.گ

در این بخش ما به ایۀ هفتم نظر میکنیم. در این ایه میخوانیم: “ خطایای جوانی و عصیانم را بیاد میاور، ای خداوند به رحمت خود و بخاطر نیکویی خویش مرا یاد کن.”

مشاهده میکنیم که دو مرحله در این آیه نهفته است.

الف- داود به خطاها و گناهان خود اعتراف میکند.

ب- داود از خدا میطلبد که این خطاها و گناهان را به یاد نیاورد، یا بقولنا بیامرزد.

 

الف- داود به خطاها و گناهان خود اعتراف میکند.

اکنون در آیۀ هفتم ناگهان پس از اینکه داود از احسانات و رحمتهای خدا که تا ازل بوده اند در ایۀ ششم سخن میگوید، زبان گشوده و از خطاها و گناهان خودش سخن میگوید و از خداوند طلب میکند که آنها را به یاد خود نیاورد، در واقع یعنی آنها را ببخشد. دقت کنید به دو قسمت این سرود: ” خطایای جوانی و عصیانم ” و ” را بیاد میاور“. بخش اول داود از خودش سخن میگوید، از خطاهای خودش و عصیان خودش، نه پدرش و نه نیاکانش، نه مصایب و سختی های دنیا و نه شرایط سخت زندگی او تا آن را دلیل خطاها و گناهان خود بداند؛ بلکه خودش. او تمام آن را تقبل میکند، خود را بانی آن میداند نه کس دیگری را، ” خطایای جوانی و عصیانم؛”

در ضمن با کمی دقت مشاهده میکنیم که این دو بخش در عمق خود معنا و مفهومی مجزا را دارند.”خطایای جوانی،” اشاره به گناهان و آنچه ناپسندیدۀ ارادۀ خدای قدوس است میباشد. در زبان عبرانی آن را “خطوط” میگویند به این معنا که اهدافی که خدا برای ما تعیین کرده و ما را به آن مستقیم ساخته و از ما خواسته در آن بمانیم و آن را دنبال کنیم را غفلت کرده ایم.

اما بخش دوم،” عصیانم،” با خود عمق و مفهومی عمیق تر و جدی تر را دنبال میکند در عبرانی آن را “فشح” میگویند ما در زبان فارسی واژۀ “فاحشه” را از آن میگیریم. این عملی بسیار جدی و تماما بر ضد قدوسیت خداست. مفهوم طغیان، سرپیچی، حتی جنایت را با خود دارد. این دو اعتراف داود را که کنار هم میگذاریم، خواهیم دید که چگونه داود تا به چه اندازه خودش را نزد خدای قدوس و پاک و عادل، همان خدایی که احسان و رحمت او ازلی است، اما عدالتش و قدوستیش نیز ازلی است کوچک و خوار میسازد.

کی بود من و شما اینچنین مستقیم در برابر تخت خدا از این خطاها و از این فاحشگی های روحانی و عصیانهای درونی خود که بر ضد قدوسیت خداست سخن گفتیم و آن را اعتراف کردیم؟

در بخش اول بررسی این مزمور با هم دیدیم که داود در زمان سرایش این سرود، هنوز به مقام پادشاهی اسرائیل نرسیده است. او هنوز آن خطا و گناه خود را مرتکب نشده است( همخوابی با بتشبع و دستور کشتن اوریاء حتی شوهر او،)ما هنوز به مزمور ۵۱ نرسیدیم! داود در این زمان یک ایماندار وفادار به خداست. او در پی خشنود کردن خدای خود است. او بارها میتوانست شائول را بکشد اما چنین نکرد. خداوند به سموئیل نبی میگوید که او از دل و نهاد داود خشنود است، به همین دلیل است که به سموئیل میگوید که داود را برای پادشاه بعدی اسرائیل مسح کند. پس داود از چه گناه و خطاها و عصیانی سخن میگوید؟

من و شما نمیدانیم که به رغم تمامی اوصاف داود، خود او چه کارهایی که در دوران جوانی خود نکرده است اما داود میداند که یک نفر دقیقا از همه چیز خبر دارد، از نهاد او از افکار او و او خود خداست. داود از آن خدایی که از تمامی زندگی او خبر دارد طلب بخشش گناهان خود را میکند. زیرا داود قلبا باور دارد که او گناهکار است، نه به دلیل اینکه عمل شریری از او سر زده است بلکه گناهکار بدنیا آمده و انگیزۀ شرارت و گناه و طغیان از اوامر خدا در اوست.

دقیقا به همین دلیل است که در مزمور ۵۱ او چنین اعتراف میکند: “اینک در معصیت سرشته شدم، و مادرم در گناه به من آبستن گردید.” ( مزمور ۵۱: ۵ )

و داود در اعتراف به چنین حقیقتی در طول کتابمقدس تنها نیست.

ایوب میگوید، ” زیرا که چیزهای تلخ را به ضد من مینویسی و گناهان جوانی ام را نصیب من میسازی.” ( ایوب ۱۳: ۲۶ ) و وقتی کتاب ایوب را میخوانیم در همان ابتدا از کامل بودن و بی عیب بودن ایوب در نزد خدا سخن میگوید!

ارمیا میگوید: ” در خجالت میخوابیم و رسوایی ما، ما را میپوشاند زیرا که هم ما و هم پدران ما از طفولیت خود تا امروز به یهوه خدای خویش گناه ورزیده و آواز یهوه خدای خویش را نشنیده ایم.” ( ارمیاء نبی ۳: ۲۵ )

و در عهد جدید

و وقتی وارد نوشتجات عهد جدید میشویم، دقیقا همین را مجددا مشاهده میکنیم. عیسای مسیح با پطرس، شمعون ماهیگیر در قایق است، و ما هنوز هیچ از پطرس نمیدانیم و نخوانده ایم. اما شمعون به عیسای مسیح میگوید، ” ای خداوند از من دور شو زیرا مردی گناهکارم.” ( لوقا ۵: ۸ )

پولس رسول در آخرین ساعتهای عمر زمینی خود از زندان به شاگرد خود تیموتائوس چنین مینویسد: ” مسیح عیسی بدنیا آمد تا گناهکاران را نجات بخشد که من بزرگترین انها هستم.”( اول تیموتی ۱: ۱۵ )

و یوحنا شاگرد دیگر عیسای مسیح در اواخر عمر خود چنین اعتراف میکند: “اگر گوییم که گناه نداریم خود را گمراه میکنیم و راستی در ما نیست.”( اول یوحنا ۱: ۸ )

ب- داود از خدا میطلبد که این خطاها و گناهان را به یاد نیاورد، یا بقولنا بیامرزد.

ما بعنوان یک انسان اگر کسی به ما بدی کند و ضربه ایی به ما بزند تا زمان مرگ هم به یاد خواهیم داشت. به آن فکر میکنیم شاید نه روزانه اما جایی در حافظه و ذهن ما، در خاطرات ما، نفس میکشد و هنوز وجود دارد و گاها ثمرات وخیمی در شخصیت ما و نگرش ما به دنیا و به مردم از خود بجا میگذارد. اما خدا مانند انسان عمل نمیکند!

داود میداند که خدا از خطاها و عصیان جوانی او آگاه است. پس ابتدا آن را نزد خدا اعتراف میکند نه اینکه به یاد خدا بیاورد، بلکه به خدا بگوید و اعتراف کند به زبان خودش با فکر خودش با یقین خودش که گناهکار است، سپس چون او چنین با خدا صادق بوده و فروتن گشته است، از خدا میطلبد این خطاها و این عصیان جوانی او را دیگر بیاد نیاورد. یعنی از یاد خود پاک کند! آیا خدا قادر به چنین کاری هست؟

خدایی که ما آن را پرستش میکنیم قطعا قادر به انجام چنین امریست، چون با اعتراف و بازگویی دل شکسته و گناهکار ما روبرو شود. خود داود در مزمور دیگر خود چنین میسراید: ” با ما موافق گناهان ما عمل ننموده و به ما به حسب خطایای ما جزا نداده است. زیرا آنقدر که آسمان از زمین بلندتر است به همان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است. به اندازه ایی که مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است.”( مزمور ۱۰۳: ۱۰- ۱۲ )

در کتاب اشعیاء نبی میخوانیم: “من هستم من که بخاطر خود خطایای ترا محو ساختم و گناهان ترا به یاد نخواهم آورد.” ( اشعیاء نبی ۴۳: ۲۵).

و در عهد جدید

و وقتی به ما که بعد از صلیب عیسای مسیح زندگی میکنیم این وعدۀ خداوند تماما تحقق یافته است؛ در عیسای مسیح و ایمان به او.

در ایمان قلبی، چون ما به گناهان و شرارتهای خود اعتراف کنیم، چون به انجیل و خبر خوش نجاتی که در عیسای مسیح وجود دارد لبیک گفته باشیم، ما نجات عظیم را از گناهان و شرارتهای خود صاحب گشته ایم. خدای قدوس دیگر بار گناهان ما را بیاد نمیاورد. و هر آنچه که در گذشته بود، آن فشار آن محکومیت آن عذاب وجدان آن روح افسردگی به دلیل گناهان گذشتۀ ما از ما برداشته شده و ردای سفید و قدوسیت مسیح به ما پوشانیده میشود.

به همین دلیل است که نویسندۀ عبرانیان چنین مینویسد:” زیرا بر تقصیرهای ایشان ترحم خواهم فرمود و گناهانشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.” ( عبرانیان ۸: ۱۲ ) و ادامه میدهد ،” این است آن عهدی که بعد از آن ایام با ایشان خواهم بست خداوند میگوید احکام خود را در دلهای ایشان خواهم نهاد و بر ذهن ایشان مرقوم خواهم داشت. و گناهان و خطایای ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.” ( عبرانیان ۱۰: ۱۶- ۱۷ ).

آیا دیگر ما بعد از ایمان آوردن به مسیح گناه و خطایی نمیکنیم؟ کلام به ما چنین نمیگوید! اما به ما میگوید که در مسیح، بعنوان کاهن اعظم ما که در دست راست خود خدا نشسته است، همواره برای ما شفاعت از گناهان ما هست و ما باید در هر زمان که تن به خطا میدهیم، فکر خطا را میکنیم و در آن هستیم نزد عیسای مسیح رفته، به آنها قلبا و زبانا اعتراف کنیم و این اطمینان را داشته باشیم که در قدرت خون او و شفاعت او همواره بخشش و آمرزش و بیاد نیاوردن گناهان ما نهفته است.

به راستی چون داود سراییده است، خدای قدوس و رحیم که احسان و نیکی او ازلیست، ” به رحمت خود و بخاطر نیکویی خویش ” ما را در مسیح یاد کرده است.

 

 

 

 

 

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!