loading

مثال دو سازنده و دو ساختمان
متی ۷: ۲۴- ۲۷
لوقا ۶: ۴۶- ۴۹

نوشتۀ: ح.گ

ما این مثال را در هر دو انجیل در پایان موعظۀ طولانی عیسای مسیح بر بالای کوهی که برای شاگردان خود کرده بود، میخوانیم. اهمیت این مثال بدون درک و شناخت اهمیت موعظۀ بالای کوه عیسای مسیح برای ما قابل درک نیست. عیسای مسیح به مدت طولانی در خصوص، ماهیت ملکوت آسمانی خدا، در بارۀ شخصیت آنانی که در این ملکوت ساکن خواهند شد سخن گفته بود. قدرت سخنان او در این موعظۀ بلند او تنها زمانی برای خوانندۀ قرن حاضر تاحدودی مشخص میشود که در پایان تمام سخنان خود در این موعظه، در انجیل متی چنین میخوانیم:” و چون عیسی این سخنان را ختم کرد، آن گروه از تعلیم او در حیرت افتادند، زیرا که ایشان را چون صاحب قدرت تعلیم میداد و نه مثل کاتبان.”( متی ۷: ۲۸- ۲۹ ) تاثیر موعظۀ بالای کوه عیسای مسیح آنقدر بر شنوندگان او عظیم بود که او را ” صاحب قدرت ” تشبیه کردند نه مانند ” کاتبان”. به یاد داشته باشید، کاتبان، نویسندگان و تنظیم کنندگان کتب مقدسه بودند، آنها کلام را به خوبی میدانستند. آنها نیز مردم را تعلیم میدادند، اما تعلیم آنان، ” قدرت ” نداشت. عبارت ” صاحب قدرت ” در انجیل متی، در واقع لقبی بود که به امپراطور روم میدادند. از دید مردم و فرهنگ روم، سخن امپراطور روم مانند سخن خدایان بود. کلام او به زمین نمیافتاد. کلام او اجرا میشد. وقتی مردم تمام موعظۀ عیسای مسیح را گوش کردند، سخنان او را پر قدرت و مقتدر دانستند. متی نویسندۀ انجیل سعی کرده است تا بارها از این عبارت در انجیل خود استفاده کند تا قدرت آسمانی پسر خدا را بر قدرت زمینی پادشاهان زمینی مقایسه کند. تا مردم درک کنند که اقتدار پسر خدا ورای قدرت زمینی پادشاهان است.
همانطور که نوشتم، در پایان موعظۀ سر کوه عیسای مسیح هستیم. او با اقتدار مردم را تعلیم داده است. سخنان فراوانی را در خصوص ملکوت آسمانی و شخصیت ساکنین آن و نحوۀ زیستن در آن را بیان کرده است. سپس درست در پایان تمام این سخنان خود، مثالی را برای آنان میاورد:
۲۴” پس هر که سخنان مرا بشنود و آنها را بجا آورد، او را به مردی دانا تشبیه میکنم که خانۀ خود را بر سنگ بنا کرد. ۲۵و باران باریده، سیلابها روان گردید و بادها وزیده، بدان خانه زورآور شد و خراب نگردید زیرا که بر سنگ بنا شده بود. ۲۶و هر که این سخنان مرا شنیده، به آنها عمل نکرد، به مردی نادان ماند که خانۀ خود را بر ریگ بنا نهاد. ۲۷و باران باریده، سیلابها جاری شد و بادها وزیده، بدان خانه زور آورد و خراب گردید و خرابی آن عظیم بود.”( متی ۷: ۲۴- ۲۷ از انجیل به ترجمۀ قدیم)
بی شک مثال عیسای مسیح در قبال این دو سازندۀ ساختمان برای شنوندگان او بسیار ملموس بود. کمااینکه برای ما نیز. شاید شما هم به خاطر داشته باشید که ما چطوری در ایران خانه میساختیم. کمی با دنیای غرب فرق میکند! اینجا تقریبا همه چیز یک شبه بالا میرود، آنجا پنجاه سال به عمر یکنفر اضافه میشود اگر بخواهد یک ساختمان را بالا ببرد! از زمین آن گرفته تا کندن پی آن و دیوارها و آجر و اسکلت بندی آن و غیره…هر چند در این زمان حاضر در شهرهای بزرگ نحوۀ ساختن خانه‏ها عوض شده است اما در روستاها و شهرهای کوچک هنوز سنت قدیمی تکرار میشود.
آنچه عیسای مسیح در مثال خود میاورد، دقیقا همان شیوه‏ایست که ما ایرانیها یا شرقی‏ها خانه‏های خودمان را قدیم‏ها میساختیم. به یاد دارم روزهایی را که در تابستان در شهر خودمان کار میکردم. یکی از کارهایی که بیشتر اوقات در شهر ما پیدا میشد پی ‏کنی بود. پی کندن برای ساختمانها. یعنی چه؟ قبل از هر کاری در ساختن خانه، چاله‏هایی عمیق و کانال‏وار، به اندازۀ یک یا دو متر در مسیر دیوارهای خانه می‏کندیم و پایین میرفتیم. سپس ته این کانال را آب میانداختیم تا تمامی زمین شل که خاک نرم دارد فرو بنشیند. وقتی سطح زیرین کانال یک دست میشد کف این کانال‏ها را با سنگهای ضمخت و تقریبا بزرگ میپوشاندیم. سپس روی این سنگها، خاک و آهک را روی آن میریختیم در حالی که آب را نیز به آنها اضافه میکردیم تا مانند گل شده و عمق کانال را اینگونه تا سطح فوقانی آن پر میکردیم. وقتی تمام کانال‏ها را اینگونه از این مواد پر میکردیم، چندین روز آن را به حال خود میگذاشتیم تا ترکیب، خاک و آهک و آب کار خودش را بکند. نهایتا پس از چندین روز، تمام مسیر کانال کنده شده، سفت و محکم مانند تخته سنگی میشد. روی این دیوار ساختمان بنا میشد.
این تصویر ساختن یک ساختمان برای مردم اسرائیل کاملا آشنا بود چه بسا بارها آن را دیده بودند یا خودشان آن را انجام داده بودند؛ و عیسای مسیح از همین تصویر آشنا برای پیام خود استفاده میکند.
همانطور که در آغاز قید کردم، در پایان سخنان طولانی عیسای مسیح معروف به موعظۀ سر کوه، عیسای مسیح مثال مذکور را میاورد. و در این مثال هدف عیسای مسیح این است که کاملا قلب و فکر و جان شنوندگان خود را با آن تسخیر کند. مردم اسرائیل هر روز پای سخنان کاتبان و فریسیان بودند. آنها کلام را میدانستند. تقریبا تا حدودی آن را حفظ بودند. اگر عیسای مسیح سخنان طولانی خودش را همینطور به پایان میرساند، به نظر میرسید که او نیز مانند معلمان دیگر کتاب مقدس فقط از روی آیات و کتب تعلیم داده است، اما او مانند آنان نبود. اقتدار او در بیان و تشریح کلام هرگز با آنان قابل قیاس نبود. پس برای اینکه در پایان سخنان طولانی خود، یک پیام کلی به همۀ شنوندگان خود در خصوص آنچه شنیدند بدهد مثال مذکور را برای آنان میاورد.
در این مثال عیسای مسیح رو به همه و هر که سخنان او را شنیده است میکند. این یک طیف وسیعی را از شنوندگان سخنان او را به ما میدهد. ” هر که ” ، میتواند هر کسی باشد. سپس از این طیف ” هر که” یک نفر را مثال میزند بعنوان نمایندۀ هر گروه. آنگاه آنانی که سخنان او را شنیده‏اند را به دو گروه تقسیم میکند. آیات ۲۴ و ۲۵ گروه اول و آیات ۲۶ و ۲۷ گروه دوم هستند:

آیات ۲۴- ۲۵: گروه اول: سازندگان دانا آیات ۲۶- ۲۷: گروه دوم: سازندگان نادان
۱-  سخنان مسیح را شنیدند. ۱-  -سخنان مسیح را شنیدند.
۲-  آنها را بجا آوردند. ۲-آنها را بجا نیاوردند.
۳-  خانه‏ایی بنا کردند. ۳-خانه‏ایی بنا کردند.
۴-  بر سنگ بنا کردند. ۴-بر ریگ بنا کردند.
۵-  باران باریده، سیلابها روان گردید و بادها وزید. ۵-باران باریده، سیلابها روان گردید و بادها وزید.
۶-  بدان خانه زور آور شد. ۶-بدان خانه زور آور شد.
۷-  خراب نگردید. ۷-خراب گردید و خرابی آن عظیم بود.

پیام مرکزی این مثال
پیام مرکزی این مثال که عیسای خداوند برای مطرح کردن آن این مثال را برای شنوندگان خود آورده است در همان آیات ۲۴ و ۲۶ نهفته است:” پس هر که سخنان مرا بشنود و آنها را بجا آورد.” و” پس هر که سخنان مرا شنیده به آنها عمل نکرد.” عیسای مسیح نه تنها گوشهایی میخواست که سخنان او را بشنوند، بلکه قلبها و افکاری را نیز میخواست که آنچه شنیده است را به جا آورند. زیرا نتیجۀ گهربار و آسمانی سخنان مسیح، سخنانی که مانند صخره و سنگهایی استوار و محکم بودند، فقط و فقط در انجام و عمل کردن به آن سخنان خودش را نشان میداد. تنها زمانی که شنوندگان سخنان او، اگر به آنها عمل میکردند، در طوفانها و سیلابها و ویرانی‏های زندگی که برای هر انسانی وارد خواهد شد، نیک یا ناعادل، تنها در آن زمان بود که تفاوت سخنان و تعالیم مسیح در قیاس با سخنان تکراری و بی محتوای رهبران دینی و کاتبان و فریسیان خود را نشان میداد؛ جز این خانۀ ایمان آنها بر ریگ بنا میشد.
در جایی در انجیل یوحنا، درست در شب آخر وقتی عیسای مسیح با شاگردانش آخرین شام خود را با آنها میخورد. رو به شاگردان خود که بر سر قدرت و برتری یافتن بر دیگری رقابت میکردند کرد و فرمود:” آمین آمین به شما میگویم غلام بزرگتر از آقای خود نیست و نه رسول از فرستندۀ خود.” ( ۱۳: ۱۶ ) جه بسا این تعلیم را شاگردان مسیح بارها از دهان دیگر رهبران و معلمان دینی شنیده بودند. شنیده بودند و بس. اما عیسای مسیح بلافاصله جمله‏ایی تازه به آن اضافه میکند:” هر گاه این را دانستید خوشابحال شما اگر آن را به عمل آورید.”( آیۀ ۱۷) درک کردن آیۀ ۱۶ یک بخش است، اما عمل کردن به آن بر طبق ایۀ ۱۷ بخش نهایی و غایت آن. بدون ایۀ ۱۷ آیۀ ۱۶ فقط حرفی زیباست، تنها زمانی قوت و قدرت و اقتدار خودش را بروز میدهد که من به آن عمل کنم.
در جایی دیگر که مادر و برادران او به دنبال او آمده بودند تا او را با خود ببرند. رو به مردم میکند و میفرماید:” مادر و برادران من اینانند که کلام خدا را شنیده آن را بجا میاورند.”( لوقا ۸: ۲۱ ) در این سخنان مسیح اهمیت اساسی و بنیادین عمل کردن به سخنان مسیح خودش را به ما نشان میدهد. ” هر که ” در هر گوشه‏ایی از دنیا، با هر نژاد و هر رنگی، اگر سخنان مسیح را بشنود و به آن عمل کند او ” مادر و برادران ” عیسای خداوند خوانده میشود! چه موهبت آسمانی عظیمی!
خوشابحالان موعظۀ سر کوه عیسای مسیح هرگز خوشابحال ما نخواهد شد مادامی که به آنها عمل نکنیم. بعنوان مثال:” خوشابحال صلح کنندگان زیرا ایشان فرزندان خدا خوانده خواهند شد.”( ۵: ۹ ) من اگر صلح کننده نباشم، مدام در پی جنگجویی و جدال و مرافه با شرق و غرب و در و دیوار و موش و گربه و زمین و زمان باشم، آیا باز هم پسران یا فرزندان خدا خوانده خواهم شد؟!
سخنان مسیح به خودی خود صخره‏‏ایی استوار است. زیرا مسیح آن صخرۀ استوار هستی است. و من که سازندۀ ایمان خود هستم، آیا به این سخنان مسیح عمل میکنم. زیرا ماهیت این صخره بودن سخنان مسیح باید خودش را در طوفانها و سیلابها و آتشهای زندگی خودش را نشان بدهد. و این زمانی خودش را نشان میدهد که من به سخنان او عمل کرده باشم. جز این خانۀ ایمان من بر ریگ بنا شده است، سنگهای ریز، خرد و نااستوار.
نگاهی دیگر به سه بخش طولانی ۵ و ۶ و۷ انجیل متی که معروف به موعظۀ سر کوه عیسای مسیح است بیاندازید. بشنوید مردم در پایان سخنان او چه اعترافی کردند که او با اقتدار تعلیم میدهد. یعنی سخنان خود را با قوت بیان میکند، فقط روضه نمیخواند!! او سخنان را میگوید تا فقط یک چیز اتفاق بیافتد: شنوندگان سخنان او، به آنها عمل کنند؛ همین و بس.
یعقوب در رسالۀ خود چه زیبا نوشته است:” لکن کنندگان کلام باشید نه فقط شنوندگان که خود را فریب میدهند. زیرا اگر کسی کلام را بشنود و عمل نکند شخصی را ماند که صورت طبیعی خود را در آینه مینگرد، زیرا خود را نگریست و رفت و فورا فراموش کرد که چطور شخصی بود.”( ۱: ۲۲- ۲۴ )
بجا آوردن و عمل کردن به سخنان مسیح، بجا آوردن و عمل کردن به ارادۀ الهی خداوند است. روزی که این را فهمیدیم، روزی است که ارزش گهربار و ماهیت صخره وار بودن سخنان عیسای مسیح را تشخیص خواهیم داد. زیرا بخاطر داشته باشیم، طوفانها و سیلابها و بارانهای ویرانگر بر هر خانه‏ایی خواهد ریخت، همه از آتش عبور خواهند کرد، سوال این است که کدامیک سوخته نخواهد شد و کدامیک ویران نخواهد گردید و استوار خواهد ایستاد؟
ما میدانیم که عمل کردن به سخنان مسیح بسیار دشوار است، به همین دلیل بود که بسیاری از شاگردان و پیروانش او را ترک کردند. اما خدا را شکر که امروز ما روح القدس عزیز را بعنوان یاری و پشتیبانی دائمی در خود ساکن داریم. و کار روح القدس همین است. قوت دادن به ما، تا شنیده‏ها را عمل کنیم. نه با قوت خود و نه با تلاش خود، بلکه با فیض خداوند ما توسط روح القدس عزیز این بجا آوردن و این عمل کردن میسر خواهد شد. مسیحیت راستین تنها زمانی تفاوت خودش را با تمامی مذاهب و آیینهای رنگارنگ و فریبندۀ دنیا خودش را نشان میدهد، عیسای مسیح تنها زمانی میتواند بواسطۀ زیستن ما و شهادت ما در بین بیگانگان جلال یابد و نام او برافراشته شود و گرسنگان و تشنگان و گمشدگان را نزد خود بیاورد که ما، مسیحیان، از خودم گرفته تا شما و هر کس، به سخنان مسیح عمل کنیم.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!