loading

مثال مرد برزگری که برای پاشیدن تخم به بیرون رفت
متی ۱۳: ۱- ۲۳
مرقس ۴: ۱- ۲۰
لوقا ۸: ۱- ۱۵

نوشتۀ: ح.گ

در مثال قلبی نوشتم که وقتی یک گفتگوی خداوند در هر سه انجیل قید میشود، باید کمی بر آن دقت کنیم و از اهمیت آن باخبر باشیم. مجددا عرض میکنم نه اینکه اگر واقعی چنین تکرار نشده، اهمیت ندارد.
این مثال در هر سه انجیل همانطور که در بالا میبینید قید شده است. هر سه انجیل قید میکنند که عیسای مسیح این مثل را به جماعت بزرگی که پیش روی او جمع شده بودند میگوید. یعنی خصوصا شاگردان او نبودند که این مثال را شنیدند، بلکه همۀ مردم. مخاطبین عیسای مسیح همۀ مردم بودند. و وقتی همۀ مردم با هم برای شنیدن سخنان عیسای مسیح میامدند، از آنجایی که عیسای مسیح برای آنها طنزهای خنده دار یا حکایتهای افسانه‏ایی یا قصه‏های سرگرم کننده نمیگفت؛ بلکه از اسرار آسمانی سخن میگفت و از آنجایی که بودند افراد بسیاری در میان این جماعت که از پادشاهی آسمانی بسیار دور بودند، از درک اسرار الهی بسیار دور بودند، از دریافت مژدۀ انجیل مسیح بسیار دور بودند، از توبه و اعتراف به گناهان و شرارت خود بسیار دور بودند، عیسای مسیح هرگز برای یک لحظه مروایدهای گهربار خود را نزد خوکان و سگان نریخت. پس با امثال سخن میگفت، تا آنهایی که قلبی آماده و پذیرنده برای ملکوت خدا را دارند از میان این امثال رازهای الهی را درک کنند. من اعتراف میکنم، وقتی هنوز در دنیای شرارت و گناه بودم و از آن لذت میبردم، و درست زمانی که در تنهایی و بن بست پوچگرایی و نیهیلیستی خودم به آخر باورهای خودم رسیدم، و وقتی این مثل عیسای مسیح در خصوص برزگر و تخم‏ها را در یک کتاب کاملا غریبه با انجیل( کتاب آخرین وسوسۀ مسیح نوشتۀ: نیکوس کازنتزاکیس) خواندم، هر چند در لفافه و مثل بود، اما برای ما بسیار حیرت انگیز آمد که چرا باید تخمها در شرایطی متفاوت رشد نکنند؟ سوال کردم این زمین سفت و این سنگها و این خارها چه بودند؟ از خودم پرسیدم این خاک خوب کیست؟ و چیست؟ در این مثال راز الهی بود، من کافر و بیخدا بودم، اما به دلیل تشنگی من به وجود خدا، و آمادگی من برای پذیرش حقیقت الهی( به دلیل زیستن طولانی در دروغهای انسانی) این مثل با قلب من سخن گفت. امروز پس از ۲۳ سال هنوز یادداشتهای خودم را که در زمان مطالعاتم مینوشتم، در بارۀ این مثل را دارم. به آن نگاه میکنم و جلال را به خدا میدهم برای کار عظیم او در زندگی من.
جمعیت غریبی از هر قشر و گروه و طبقه دور مسیح جمع شده‏اند و آنها انتظار داشتند تا معجزات را ببینند، شگفتی ها را. اما اینبار عیسای خداوند دهان خود را میگشاید و برای آنان با امثال سخن میگوید.
برزگری به مزرعه برای تخم پاشیدن میرود. او تخمها را میپاشد، تعدادی از این تخمها بر روی زمین سخت میافتند، پرندگان آمده و آن را میخورند. تعدادی بر روی سنگها میافتند، به دلیل کم عمق بودن، زود ریشه زده و جوانه زده و سبز میشوند، اما بلافاصله با شعاع تند خورشید آن را تحمل نمیکنند و از بین میروند. تعداد دیگری از تخمهای کشاورز در میان خارها میافتد. رشد میکنند و سبز میشوند، اما خارها مانع رشد نهایی آنها شده و آنها در میان خارها میمانند و هرگز به حاصل نمایند. اما نهایتا تعدادی از این تخمها در خاکی مطلوب افتاده، سبز شده و دو یا صد چندان میشوند. وقتی این مثل را عیسای مسیح تمام کرد و جمعیت متفرق شدند، شاگردان او نزد او میایند و از او میپرسند، کمی در بارۀ این مثل برای آنان سخن بگوید.
برای شاگردان این مثل آنقدر ساده و روزمره بود هرگز باور نمیکردند که رمزی در آن باشد! و این کلید عیسای مسیح برای گفتن امثال بود. او از تصاویری بسیار معمول و روزمره برای رساندن پیام خود در امثال استفاده میکرد. میتوان به جرات گفت که شاگردان با چشمان خود شاید صدها بار کشاورزی را دیده بودند که تخم میپاشد. آنها تمامی تصویر این مثل را میدانستند و به نظر میرسد به دلیل اوج سادگی آن، معنای آن در آن گم شده بود. خدا را شکر برای روح مشتاق و تشنۀ شاگردان. آنها سعی نکردند از این مثل یک افسانه و یک تخیل بسازند. آنها استاد خود را میشناختند. آنها میدانستند که او رازی را در این مثل دارد. و آنها از او میخواهند تا آن را برای آنان بازگو کند. قبل از اینکه به تشریح این مثل از دهان خود عیسای مسیح برسیم. اجازه بدهیم با مقایسۀ قیاسی این سه انجیل، نگاهی نزدیک به این مثل داشته باشیم. ببینیم که نگاه نویسندگان انجیل به این مثل برای مخاطبین و خوانندگان انجیل خود چگونه بوده است.
هر سه انجیل از چگونگی پخش شدن تخمها با هم توافق دارند:
الف- گروه اول تخمها بر روی جاده
ب- گروه دوم تخمها بر روی سنگها
پ- گروه سوم تخمها در میان خارها
ت- و گروه چهارم تخمها بر روی خاک خوب.

اما وقتی آنچه که بر تخمها روی میدهد را در این سه انجیل میخوانیم اندکی تاکید و پافشاری را در موارد متعدد میخوانیم.
هر سه انجیل قید میکنند که تخمهای اول را که بر روی زمین سخت افتاده بود را پرندگان بلافاصله خوردند. در بارۀ گروه دوم تخمها، متی و مرقس قید میکنند که تخمهایی که بر روی سنگ افتادند بلافاصله رشد کردند، اما به دلیل نداشتن ریشۀ کافی، وقتی خورشید بسیار پرحرارت تابید، چون ریشه نداشتند، پوسیدند. اما لوقا میگوید هم اینکه تخمهای روی سنگ رشد کردند به دلیل نداشتن رطوبت کافی، پژمرده شدند. در خصوص تخمهای گروه سوم، متی و مرقس مینویسند که خارها آمده و رشد تخمها را خفه کردند. لوقا مینویسد که خارها با سبزی تخم رشد کردند، بر آنها غلبه کردند و سبزی تخمها را خفه کردند. و هر سه انجیل با هم تاکید میکنند که گروه چهارم تخمها بر روی خاک خوب انداخته شد، رشد کردند و ثمراتی فراوان بار آوردند. سپس در پایان این مثل در هر سه انجیل از دهان عیسای مسیح رو به مردم قید شده است:” هر که گوش شنوا دارد بشنود.”( متی ۱۳: ۹ و مرقس ۴: ۹ و لوقا ۸: ۸ ) چرا باید عیسای مسیح بر این عبارت تاکید میکرده است؟ به یاد داشته باشید، ما در آغاز خدمت عیسای مسیح هستیم. مردم بسیار سخنان او را خواهند شنید. اما خاکهای خوب چه کسانی هستند؟ افراد متعددی به او ایمان میاورند، اما چند نفر آنها تا به آخر میماند؟ مثل را میگوید و برای اهمیت راز نهفته در آن به آنان میگوید، گوشهای خود را باز کنید و بشنوید که من چه به شما میگویم.
تصویر این مزرعه برای ما ایرانیها نباید سخت باشد، اگر بچۀ شهرستان هستی و نه بچۀ تهران! من که در سمنان متولد شده و در آن زندگی کردم. به کرات با چشمان خودم پاشیدن تخم را توسط برزگرهای محل دیده‏ام. در شرق، مانند اسرائیل، زمینهای کشاورزی با سنگها و جوبهای آب از هم جدا هستند. در کنار هر مزرعه‏ای سوای جاده‏ایی که تراکتور و ماشینهای کشاورزی عبور میکنند؛ بلکه در کنار مزرعه، جادۀ به قولنا ” مال رو ” است. در این جادۀ باریک کشاورز در میان مزرعۀ خود رفت و آمد میکند. خر خود را بر روی این جاده نزدیک محصول خود میاورد و بر روی این جاده حمل و نقل خود را انجام میدهد. وقتی دو زمین محلی کشاورزی با تخته سنگهای متوسط از هم جدا میشوند، در زیر این تختها سنگها و اطراف آنها، در کنار جویبارهای آب مزرعه، علفهای هرز میروید. و وقتی کشاورز زمین خود را شخم میزند، چه بسا مقداری خاک بر روی این سنگها که نقش مرز بین دو زمین را دارند، میریزد. عیسای مسیح در چنین تصویری مثال خود را میگوید.

تفسیر مثل از دهان خود عیسای مسیح
شاگردان عیسای مسیح نزد او آمدند از او میخواهند تا این مثل را برای آنها تشریح کند. این مثل آنقدر ساده به نظر میرسید که گویی هیچکس رازدار بودن آن را درک نکرده بود! و عیسای مسیح مثل را تشریح میکند. جالب اینجاست که در انجیل متی وقتی عیسای مسیح قصد میکند تا مثل را تشریح کند تقریبا از آیۀ ۱۰ تا آیۀ ۱۷ در بارۀ وضعیت روحانی مردم دورۀ خود سخن میگوید. تنها در انجیل متی است که عیسای مسیح از اشعیاء نبی بخشی را اشاره میکند و نامش را میبرد. در مرقس و لوقا ما آیۀ بیان شده از اشعیاء نبی از جانب عیسای مسیح را داریم اما در هر دو انجیل بسیار کوتاه میباشد و شما نام اشعیاء نبی را ندارید. چرا؟ خب! مخاطبین انجیل متی، یهودیان اسرائیل و سراسر دنیا هستند. آنها اسم اشعیاء نبی را به مراتب بهتر از اسم قیصر روم میشناسند! مخاطبین انجیل متی باید دقیقا معنای این مثل را درک کنند. زیرا ۷۰۰ سال پیش اشعیاء نبی، پیامبر خود این قوم؛ در خصوص شرایط روحانی مردم این زمان سخن خواهد گفت.
و نکتۀ جالب دیگر این است که تنها در انجیل مرقس داریم که عیسای مسیح شاگردان خود را برای عدم درک مثال او توبیخ میکند. و به انان گویی میفرماید، که باید بیشتر از این از حیث هضم کردن امور روحانی و اسرار روحانی آماده و مهیا باشند. زیرا آنچه میشنویدند بسیار ساده بود، عیسای مسیح به آنها میفرماید، اگر از اسراری پیچیده‏تر سخن بگوید چگونه درک خواهند کرد. آیا ما بعنوان پیروان مسیح، هنوز در خواب و چگونگی تفسیر و درک کلام خداوند هستیم؟ هنوز دیگران امور روحانی را برای من و تو میجوند و ما فقط آنها را قورت میدهیم؟! نشان بلوغ روحانی هر مسیحی، درک کلام خداوند و اجرا کردن آن بر طبق فهم و درک آن است. تنها آنانی میوۀ صد برابر تولید میکنند، که کلام را درک کرده باشند، در کلام مانده باشند، و خاک خوب آنها کلام را در آنها بارور کرده باشد.

گروه اول تخمها بر روی زمین سفت
در خصوص گروه اول تخمها که بر روی زمین سفت میافتند و پرندگان آمده آن را میخورند، عیسای مسیح میفرماید تخم کلام خداوند است. این کلام را هر کسی امروز خواهد شنید و پس از شنیدن آن، عکس‏العمل نشان میدهد. و این کلام خداوند امروز برای تو موعظه شده است، با آن چه خواهی کرد؟ عیسای مسیح میفرماید این گروه افراد کسانی هستند که کلام خداوند را میشنوند( جالب اینجاست که هر چهار گروه کلام را میشنوند)، اما چون قلب آنان مانند جادۀ کنار مزرعه سفت و سخت میباشد، شیطان آمده و کلام را از دل و فکر آن شخص میدزدد. هم متی و هم مرقس با این توافق دارند. اما لوقا میگوید که شیطان آمده و کلام را از دل آن شخص برمیدارد و مانع آن میشود که شخص ایمان آورده و نجات یابد.

گروه دوم تخمها بر روی تخته سنگها
در خصوص این گروه، عیسای مسیح میفرماید؛ این افراد کلام خداوند را میشنوند. بلافاصله ایمان میاورند. دانه در آنها جوانه میزند و رشد میکند، اما تا شکنجه و سختی و عذاب از راه میرسد، بلافاصله از بین میروند. جالب اینجاست که هم متی و مرقس با هم توافق دارند که این شکنجه و آزار وارد شده بر این شخص ایماندار، به دلیل ” کلام خداوند ” است. لوقا به این اشاره نمیکند. اما میگوید در زمان وارد شدن وسوسه، از بین میرود. چرا؟ خب! مخاطب لوقا، تئوفلیس عزیز است! یک شخص دارای داشتن مقام و رتبۀ سیاسی یا اجتماعی در روم آن زمان. آیا او هرگز از شکنجه و آزار ایمانداران سر در میاورد؟ احتمالا خیر! اما نحوۀ زندگی و رفاه او، بیشتر در فروافتادن وسوسه بود تا شکنجه و ازار.

گروه سوم تخمها در میان خارها میافتند
در این خصوص عیسای مسیح خارها را به :اندیشۀ این جهان، غرور دولت؛ مرقس هوس را نیز به این اضافه میکند. و لوقا لذت بردن از این هوسها را قید میکند. عیسای مسیح میگوید اینها مواردی هستند که رشد کرده و مانع باروری و نتیجۀ مطلوب تخمها هستند.

گروه چهارم تخمها در میان خاک خوب
این افراد را عیسای مسیح به دانه‏هایی که به خاک خوب میافتند تشبیه کرده است. او میفرماید، این افراد، کلام را درک میکنند. مرقس اضافه میکند که آن را میپذیرند و لوقا اضافه میکند که کلام را چون فردی درستکار و دارای دلی نیکو میشنوند.

و نهایتا در پایان هر سه انجیل نتیجۀ صد چندان فراوانی را از آن کسانی که خاک خوب بودند و رشد کردند میخوانیم.
لطفا دقت کنید که عیسای مسیح چقدر خارها را با آنانی که خاک خوب هستند نزدیک کرده است. او میتوانست این گروه را در ردۀ اول بگذارد. یا دوم. اما نکرد. چرا؟ چرا آنانی که خاک خوب هستند، به آنانی که در میان خارها خفه شدند نزدیک هستند؟ پاسخ این است که، آنانی که خاک خوب هستند و کلام را پذیرفته و آن را قبول کرده اند و اکنون در حال رشد و باروری هستند بسیار در معرض خطر خفه شدن در خارهای زندگی و اطراف دنیا هستند تا آنانی که هرگز کلام خدا در دریافت نکرده‏اند و به زندگی روزمرۀ خود ادامه میدهند. ما ایمانداران به مراتب در خطر فرو افتادن و غلتیدن در:” شهوت جسم و خواهش چشم و غرور زندگانی ” ( اول یوحنا ۲: ۱۶)هستیم تا در خطر عدم رشد نکردن. تا خطر شکنجه و آزار. شما ممکن است از شکنجه و آزار رهایی پیدا کنی، اما از شهوت جسم خودت و غرور زندگی هرگز رهایی نخواهی یافت! یعنی همان سقوطی که داود به آن مرتکب شد. من پیروزی مسیحی را انکار نمیشوم، اما هرگز از هشدار دادن به خودم و به شما از سقوط در خودتان دست بر نمیدارم!

درسی برای ایمانداران
عین این چهار گروه تخمها به فراوانی برای هر انسانی و هر قشر و هر جایی در دنیا میتواند صدق کند. به خصوص برای ما ایمانداران مسیحی.
خیلی از ایرانیها به دلیل پر بودن گوش آنها از شریعت اسلام و سنت پدران و معاشرت و انس و خو گرفتن با تمدن بشری، به جاده‏های سفتی مبدل شده‏اند که کلام خداوند هرگز در آنها نمینشیند. آنها طعمه‏هایی برازنده و چرب و لذیذ برای شیطان هستند و او آنها را هرگز از دست نخواهد داد، مگر آنها فیض خدا را دریافت کنند و به ندای الهی و روح مقدس خدا لبیک بگویند. گروه دوم، آن ایرانیهای هستند که متاسفانه کلام را میشنوند، به نظر میرسد که آن را قبول کرده‏اند. این افراد هرگز در کلام رشد نکرده‏اند و نمیکنند. پایه و اساس ایمان خود را نمیدانند. خداوندی مسیح را هنوز درک نکرده‏اند. کار روح‏القدس را نمیدانند. نقش کلام خداوند را نمیدانند. فقط عیسای مسیح را شنیده‏اند، حیات ابدی، ارامش، صلح، محبت، گذشت، تمام این خصوصیتها آنها را جذب میکند، آنها مسیح را ایمان میاورند اما به مسیح وصل نمیشوند.
گروه سوم آن ایرانیهایی هستند که از طریق معلمین و کشیشان اینگونه تعلیم میگیرند که گویی مسیحیت فقط ” شفا و آزادی ” است!! فقط ” روح القدس و پر شدن از او ” است!! فقط ” تجربه کردن پری روح ” است!! این افراد به دلیل جذابیت این کلام و شوهای تلویزیونی و سخنان چرب و نرم گویندۀ خوش تیپ مسیحی! گمان میکنند، مسیحیت یعنی خوش تیپ شدن و زندگی خوش داشتن، دعاها پاسخ داده شدن و غیره..این افراد مگر گذشتۀ خود را فراموش کرده‏اند که از چه زنجیری ازاد شده‏اند؟ از چه دینی بیرون آمده‏اند؟ پولس رسول هرگز اسرائیلی بودن خود را انکار نکرد. او هرگز به تازه ایمانداران اسرائیلی نگفت که به مسیح ایمان بیاورید و برای شما همه چیز ساده و عالی است! خیر. او به آنان بارها و بارها تذکر داد تا سنت و دین قدیمی را با عهد تازۀ مسیح مختلط نکنند. از شریعت فاصله بگیرند. فیض خدا را درک کنند. از خواهش تن دوری کنند و از تلاش برای رسیدن به قدوسیت با تلاش دینی و مذهبی جدا خودداری کنند. او مانند خود عیسای مسیح، به ایمانداران میگفت که شکنجه و ازار در سراسر دنیا در انتظار آنها میباشد و باید منتظر آن باشند، کما اینکه خود او بود.
چند نفر از این گویندگان شوهای مسیحی، از شکنجه و عذاب و سختی نو ایمانان سخن میگویند. عیسای مسیح به شاگردان خود روزی که آنها در دادگاهای گوناگون محاکمه شده و کشته خواهند شد را هشدار داد ؛ چند نفر از ما این را با نوایمانان مسیحی ایرانی در میان میگذاریم.

عیسای مسیح به ما هشدار داده است که سختی و فشار و دردها و شکنجه‏ها هستند، حتی برای آن تخمهایی که در خاک خوب افتاده‏اند، سوال تنها این نیست که میوه‏های روحانی تو در مسیح چیست؟ بلکه این است که آیا تا آخر میمانی و این میوه‏ها را بار خواهی آورد؟ یا اینکه در دنیا و درد و رنج و سختی زندگی که مانند خارهای دنیوی هستند، خفه شده و از رشد و باروری متوقف میشوی؟ مگر خود روح‏القدس اکنون مدد کند و ما را از چنین خطری رهایی بخشد. آمین

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!