loading

ما کی هستیم ۲۹

ما در مسیح رفتار میکنیم!

در مسیر نقشه الهی خود، یهوه خدای قدوس، شخصی را برگزید بنام ابراهیم تا بواسطه او، آن کس که روزی از نسل زن بدنیا خواهد آمد و بر شیطان و گناه و مرگ غلبه نماید، بصورت جسم انسانی به روی زمین بیاید، از هر لحاظ پاک و بیگناه باشد تا قادر باشد برای گناهان دنیا کفاره گردد و خون او آمرزش ابدی را به همراه بیاورد، این شخص کسی نبود جز عیسای ناصری، که مسیح و خداوند بود. و او در زمان معین خداوند به روی زمین آمد و آن نقشه و طرح الهی خدا را که در باغ عدن ریخته شده بود را یکبار برای همیشه به کمال برساند.

اما نقشه خدا فقط این نبود! این نبود که دنیا در انتظار نجات دهنده باشد و نجات دهنده بیاید و بر صلیب بمیرد و گناهان را بیامرزد و به آسمان بازگردد و خداوند در انتظار داوری نهایی بماند تا بار دیگر همه چیز را به آن نظم اولین بازگرداند و فرزند یگانه خود را بر همه چیز و همه چیز پادشاه و سرور گرداند. نقشه خدا فقط این نبود! نقشه خدا ایجاد یک نسل خداپرست بود. نسلی که خدا را شناخته و با تمام فکر و جان و دل او را پرستش نماید. این هدف اصلی او از خلقت آدم و حوا بود تا این انسان از نسل این دو بر تمام روی زمین گسترش یابند. همین هدف پس از سقوط انسان بدون هیچ کمی و یا نقصان به قوم برگزیده ایی که از نسل ابراهیم حاصل گشته بود تکرار و بار دیگر تثبیت شد. به رغم سقوط و به رغم گناه و شرارت انسان، خدای قدوس قومی را برگزید تا از آن نجات دهنده به روی زمین جسم گیرد اما تا زمانی که نجات دهنده بیاید به این قوم یک سرلوحه و الگوی رفتار کردن و زندگی کردن را داد و نتایج اجرا کردن این اصول و عواقب اجرا نکردن این اصول را به آنها به روشنی تاکید کرد. به انها فرمود: « و اکنون اگر آواز مرا فی الحقیقه بشنوید و عهد مرا نگاه دارید همانا خزانه خاص من از جمیع قومها خواهید بود زیرا که تمامی جهان از آن من است و شما برای من مملکت کهنه و امت مقدس خواهید بود.» ( خروح ۱۹: ۵- ۶ ) به آنها فرمود: « امروز یهوه خدایت ترا امر میفرماید که این فرایض و احکام را بجا آوری پس آنها را به تمامی دل و تمامی جان خود نگاه داشته بجا آور.» ( تثنیه ۲۶: ۱۶ ) بجا آوردن این فرامین خدا در راستای برگزیدگی قوم بود تا برای خدا کاهنان و مقدسان بر روی زمین باشند نه برای اینکه فقط مال و سلامتی و ثروت زمینی بدست بیاورند. آنها با اجرا کردن فرامین خدا و اطاعت از خدای قدوس و عادل و رحیم در واقع سرسپردگی خود را به خدای خود ثابت میکردند، نه در میان همدیگر و روابط بین همدیگر ثابت میکردند که خدای آنها واحد است و در بین آنها حکومت میکند و آنها را به هم وصل کرده و عامل و انگیزه داشتن این رابطه پاک و مقدس بین هم میباشد بلکه مهمتر از همه به دنیای تاریک اطراف که بر ضد خدا و قدوسیت و مقام او طغیان کرده و او را پرستش نمیکردند و به راه خطاها و شرارتها و فساد خود میرفتند نشان بدهند و ثابت کنند که خدای آنها زنده و حقیقی است و آنها را دعوت به بازگشت از گناهان و فساد خود کرده و برای خدا بر روی زمین گناهکار کاهنانی باشند تا با زندگی و رفتار خود اقوام دیگر را به سمت او جذب کنند.

تاریخ اسراییل را میدانیم! اسراییل هرگز چنین نکرد! نه تنها نااطاعتی از خدای خود نمود که باعث تنبیه خداوند و ریختن خشم او بر سر آنها شد که به اسارت برده شدند، بلکه اقوام دیگر نیز با دیدن اسراییل خدای اسراییل را مسخ و بیهوده نامیدند و نامش را بیحرمت کردند. پولس رسول در نامه خود به ایمانداران روم دقیقا به همین اشاره میکند که « و به شریعت فخر میکنی آیا به تجاوز از شریعت خدا را اهانت نمیکنی. زیرا که بسبب شما در میان امتها اسم خدا را کفر میگویند چنانکه مکتوبست.» ( رومیان ۲: ۲۴ ) کجا مکتوب بود؟ در اشعیاء نبی سخن خداوند یهوه را در خصوص اسراییل میخوانیم:« اما الان خداوند میگوید در اینجا مرا چه کار است که قوم من مجانا گرفتار شده اند و خداوند میگوید آنانی که بر ایشان تسلط دارند صیحه میزنند و نام من دایما هر روز اهانت میشود.» ( اشعیاء نبی ۵۲: ۵- ۶ ) ناتان نبی وقتی گناهان داود را با او روبرو میکرد به او چنین گفت: « لیکن چون از این امر باعث کفر گفتن دشمنان خداوند شده ایی پسری نیز که برای تو زاییده شده است البته خواهد مرد.» ( دوم سموییل ۱۲: ۱۴ )

این نوشته شد تا برای اسراییل و بعدا برای کلیسا درس عبرتی باشد که آنها چنین نکنند. آنها نام خداوند و نجات دهنده خود را بیحرمت نکنند. چگونه بیحرمت میکنند؟ پاسخ ساده به این سوال این است که « با نزیستن یا رفتار نکردن مسیحی در زندگی مسیحی خود.» پاسخ دشوار به این سوال این است که « با نداشتن تولد تازه در مسیح. » اشتباه نکنید، منظور من این نیست که اگر من و شما لغزشی در قدم زدن خود با مسیح در طول ایمان مسیحی و زندگی خود داشته باشیم ما تولد تازه نداریم یا ایماندار نیستیم، هرگز منظورم این نیست، بلکه منظور من خو گرفتن و زیستن در رفتارهای قدیمی و طبیعت قدیمی و بازگشت کردن و یا خو گرفتن به دنیای تاریک و گناه آلود خودمان است که به مرور زمان این راه رفتن ما با عیسای خداوند را کمتر و کمتر میکند تا جایی که ناگهان به پشت سر نگاه میکنیم و خودمان را تنها و گمشده پیدا میکنیم.

اگر فرمان خداوند برای اسراییل این بود که کاهنان و امت مقدس برای خداوند باشند عین همین فرمان امروز برای کلیسا و تک تک ایمانداران مسیحی است. کلیسای حقیقی و راستین نه تنها از پشت منبر عیسای مسیح کتابمقدس را به دنیا معرفی میکند بلکه با زیستن و رفتار مسیحی اعضای خود در دنیا. ما به این خوانده شده ایم تا با رفتار مسیحی خود عیسای مسیح را معرفی کنیم. عیسای خداوند در شب آخر رو به شاگردانش چنین فرمود: « به شما حکمی تازه میدهم که یکدیگر را محبت نمایید چنانکه من شما را محبت نمودم تا شما نیز یکدیگر را محبت نمایید. به همین همه خواهند فهمید که شاگرد من هستید اگر محبت یکدیگر را داشته باشید.» ( یوحنا ۱۳ : ۳۴- ۳۵ ) پیام پطرس رسول به همه ایمانداران متفرق و پخش شده سرزمینهای اطراف این بود که « لکن شما قبیله برگزیده و کهانت ملوکانه و امت مقدس و قومی که ملک خاص خدا باشد هستید.» این سوالی را در دل خود دارد ؟ هستید که چه بشود؟ این همه تفاصیل پرقدرت و پر فیض و پر از معنای روحانی را پطرس رسول به ایمانداران مسیحی میدهد که آنها چطوری این را ثابت کنند که قبیله برگزیده و کاهنان پادشاه پادشاهان و امت مقدس و قوم خاص پادشاهی خاص خدای ما باشند؟ او به کمال به زیبایی ادامه داده است« تا فضایل او را که شما را از ظلمت به نور عجیب خود خوانده است اعلام نمایید.» ( اول پطرس ۲: ۹- ۱۰ )

چطوری من مسیحی میتوانم فضایل خداوند خود را به آنانی که در تاریکی هستند اعلام کنم اگر نور عیسای مسیح در زندگی من مرا متحول نساخته است و من هنوز در تاریکی قدم میزنم؟ پولس رسول بی شک یکی از آن شاگردان مسیح خداوند بود که زندگی مسیحی و رفتار مسیحی را بدون هیچ اغراق در تمام سیزده نامه خود با روشنی و با جدیت و با همت بیان کرده، تشریح کرده، تشویق کرده و حتی از آن اعمال زشت و زننده تقبیح و منفور کرده است. یکی از این نامه ها نامه افسسیان است. در این نامه پولس رسول به روشنی و به زیبایی پنج رفتار را با زیبایی برای ایماندار مسیحی و کلیسای مسیح تشریح کرده است.

عبارت رفتار کردن در نوشتجات پولس رسول با لغت یونانی« پریپاتیو » آمده است به معنای قدم زدن و این سو و آن سو رفتن و مراوده روزانه داشتن است. یعنی آنچه در مسیر روز یا زندگی از شما بروز میدهد. در نامه افسسیان ما بیش از ۵ بار این عبارت را به صورت منظم و مکرر میخوانیم. در فصل دوم این نامه به ایمانداران افسس در خصوص طبیعت گناه آلود قبل از ایمان آوردن به مسیح آنها سخن میگوید و به آنها چنین یادآوری میکند: « و شما را که در خطایا و گناهان مرده بودید زنده گردانید. که در آنها قبل رفتار میکردید بر حسب دوره اینجهان بر وفق رییس قدرت هوا یعنی آن روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل میکند.» ( ۲: ۱- ۲ ) سپس به آنها میگوید به رغم این، بدلیل فیض خدا نه بدلیل اعمال و کارهای آنها، آنها نجات یافته اند. از مرگ از اسارت در گناه از ناامیدی از بی ارث بودن در ملکوت خدا از وعده های خدا، از اینکه دیگر زیر قدرت شیطان نیستند بلکه زیر قدرت مسیح. اما این تبدیل و این جابجایی برای ایمانداران یک دعوت و خواندگی و یا تعهد را به همراه دارد. این همان نقشه خداوند یهوه که در ابتدای خلقت بود. این آن طرح الهی خدا در فرستادن نجات دهنده در پیدایش فصل ۳ بود که بالاتر قید کردم. این چه نقشه ایی بود؟ اینکه پس از نجات یافتن در فرزند یگانه خدا، عیسای مسیح، ما دیگر « صنعت او هستیم آفریده شده در مسیح عیسی برای کارهای نیکو که خدا قبل مهیا نمود تا در آنها رفتار نماییم.» ( ۲: ۱۰ )

در ادامه نامه پولس رسول این رفتار کردن در این آفریده شدن ما در مسیح را بسط میدهد. در بخش ۴ آیه ۱ از ایمانداران این را میخواهد و فرمان میدهد که: « از شما استدعا دارم که به شایستگی آن دعوتی که به آن خوانده شده اید رفتار کنید.» ( ۴: ۱ ) پس عزیزان ما دعوت شده ایم ما خوانده شده ایم یعنی همان خوانده شدن ما برای نجات ازلی ( ۱: ۵) که در کارهای نیکویی که خدا از قبل برای ما مهیا نموده است رفتار  کنیم. پولس رسول آن را در پنج رفتار در نامه خود شرح داده است. ما خوانده شده ایم تا:

۱-در یگانگی رفتار کنیم.

«  و سعی کنید که یگانگی روح را در رشته سلامتی نگاه دارید.» ( ۴: ۳ )

این روح القدس است که یگانگی را برای کلیسا باید بیاورد. پولس نگفت روح یگانگی بلکه یگانگی روح. ما نمیتوانیم با تلاشهای انسانی این یگانگی را ایجاد کنیم بلکه باید در آن یگانگی و اتحادی که در روح القدس است رشد کنیم. یگانگی در روح القدس است پس باید در پی این باشیم که اتحاد در ایمان و در دل و در فکر در کلیسا ایجاد کنیم. همه ما یک پدر در اسمان داریم یک نجات دهنده از آن هر دوی ماست و در نام تثلیث مقدس همه ما تعمید یافته ایم. این یگانگی ما را تشویق میکند که هر چند شاید هدایای ما با هم متفاوت باشد اما در پی ایجاد صلح و اتحاد در کلیسا باشیم.

۲-در تقدس رفتار کنیم.

« پس این را میگویم و در خداوند شهادت میدهم که شما دیگر رفتار منمایید چنانکه امتها در بطالت ذهن خود رفتار مینمایند.» ( ۴: ۱۷ )

این بطالت ذهن امتها، زیستن در شرارت و ناپاکی و گناه بود. ما باید آن خصایل و رفتارهای قدیمی را مانند لباسی از خود کنده و لباس تازه را در مسیح بر تن کنیم. باید به روح القدسی که در ما سکونت دارد تازه شویم تا روح جان ما را تازه ساخته و در تقدس و پاکی او رفتار کنیم. در زیستن چنین تقدسی است که ما در آمرزیدن و بخشیدن آنانی که با ما موافق نیستند و بر خلاف ما همیشه کوشا باشیم.

۳-در محبت رفتار کنیم.

« و در محبت رفتار نمایید چنانکه مسیح هم ما را محبت نمود و خویشتن را برای ما به خدا هدیه و قربانی برای عطر خوشبوی گذرانید.» ( ۵: ۲ )

این محبت یک محبت « آگاپه » است، یعنی محبتی ورای محبت انسانی. یک محبت آسمانی. این محبت چنان خود را در صلیب مسیح در خدای پدر به دنیا نشان داده شد که پولس رسول میگوید قربانی مسیح مانند هدیه ایی خوشبو و معطر به نزد پدر بود. یعنی مسیح خود را اینگونه فدای فرمان پدر کرد. چرا؟ زیرا ما را که دوست داشت و محبت نمود تا به آخر محبت نمود. پس این یک استدلال منطقی میتواند باشد که محبت کردن ما به دیگران نیز مانند هدیه ایی خوشبو و معطر نزد خدا بالا میرود.  

۴-در نور رفتار کنیم.

« زیرا که پیشتر ظلمت بودید لیکن الحال در خداوند نور میباشید چون فرزندان نور رفتار کنید.» ( ۵: ۸ )

پولس نمیگوید شما قبلا در تاریکی بودید، بلکه میگوید شما قبلا تاریکی بودید. خود شما عامل و تولید کننده تاریکی بودید، خطا و شرارت و فساد از شما به دنیای اطراف شما گسترش میبافت. سپس به آنها نمیگوید که شما نور هستیدِ بلکه میگوید در خداوند نور هستید. این نور ما نیست، بلکه نور مسیح است. عیسای مسیح فرمود من نور عالم هستم. در موعظه سرکوه فرمود« شما نور جهانید.» این نور، نور ما نبود و نیست و نخواهد بود. این نور، نور مسیح است که در ماست. ما نور مسیح را از خود ساطع میکنیم. زیرا ما چطور میتوانیم نور باشیم اگر قبلا تاریکی بودیم. اما نور مسیح را داشتن باید ثمره نور را تولید کند.

و ۵- در حکمت رفتار کنیم.

«پس باخبر باشید که چگونه به دقت رفتار نمایید نه چون جاهلان بلکه چون حکیمان.» ( ۵: ۱۵ )

مجددا، این حکمت از ما نیست در مدارس الهیاتی و سواد علمی حاصل نمیگردد. این حکمت از آسمان است. پولس رسول در نامه اول قرنتیان میگوید که عیسای مسیح حکمت ماست( ۱: ۳۰ ) اگر مسیح حکمت ماست، و ما در مسیح هستیم، پس رفتارهای ما باید در حکمت مسیح باشد. باید در این حکمت در پی اراده خدا باشیم. از روح القدس با ترنم سرودها و با پرستش و در خداترسی مطیع همدیگر شدن پر شویم. نشان بدهیم که چگونه همسر و والدین و رییس کار هستیم. همواره عیسای مسیح را محبت کنیم و او را در مرکز این روابط خود قرار دهیم.

ما کی هستیم؟

ما پیروان مسیح هستیم که نه تنها ایمان خود را با اعتراف ایمان خود به زبان در باره انجیل خداوندمان و پادشاهی او اعتراف و اعلام میکنیم بلکه همچنین با زیستن و رفتار کردن روزانه مسیحی خود در خانواده، در کلیسا و در دنیای بیرون.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!