loading

ما کی هستیم (۲۴)

وفاداران به کلام خدا

مبحث و گفتگو در خصوص خود کتابمقدس و نحوۀ فراهم آمدن آن آنقدر وسیع و عمیق میباشد که هرگز در این مقالۀ کوتاه ما گنجایش ندارد. در این مقاله در پی سلسله مقالات “ ما کی هستیم ” قصد داریم تا به شما این مهم را یادآوری کنیم که یک ایماندار مسیح چه وظیفه و چه نقشی باید نسبت به کتابمقدس خدا داشته باشد، یا اینکه درستر آن را قید کنیم ” دارد” ؟

آیات مکرری در طول کتابمقدس در خصوص اهمیت و ارزش کتابمقدس یا بقولنا ” کلام خدا ” برای ما در خود کتابمقدس ثبت شده است. مضمون این مقاله در این زمانۀ حاضر آنگاه اهمیت خود را نشان میدهد که متاسفانه نه تنها دشمنان کمر بستۀ مسیحیت، کلیسا و کتابمقدس پیگیرانه در پی مسخ و بی اهمیت نشان دادن کتابمقدس هستند، بلکه خود آنانی که خود را مسیحی میدانند و عضو کلیسایی که نام مسیح بر آن است، با عدم درک درست از کلام خدا، یا بر ضد مسیحیت کهن و نوین میباشند یا اینکه با درک نادرست از کلام مقدس، تعالیم نادرست و نابجایی را به شنوندگان خود میدهند که هرگز در تمام کتابمقدس به آن اشاره نشده است. این افراد و این کلیساها دانه هایی را میکارند که اگر چه خود غافل از آن باشند، اما در دراز مدت، به یک علف هرز دیگر در میان هرزهای دیگر در مزرعۀ خدا مبدل میشوند.

وظیفۀ ما چیست؟همۀ وظیفۀ مسیحی ما نسبت به کتابمقدس شاید در یک جمله خلاصه شود: به کتابمقدس وفادار باشیم.

شما به همسر خود وفادار هستید. برخورد شما چگونه است؟

الف- او را از خطر دشمنانش دفاع خواهید کرد.

ب- سعی خواهید کرد تا او را درک کنید.

پ- به آزادی و اقتدار او احترام خواهید گذاشت.

ت- به او اعتماد خواهید کرد.

ث- به او گوش خواهید کرد و به او اهمیت خواهید داد.

ج- و نهایتا اگر لازم باشد برای او جان خودتان را خواهید داد.

اما چرا من باید به  حقانیت و اقتدار کتابقمدس وفادار باشم و از آن دفاع کنم؟ قبل از هر دلیل دیگر و هر سخن دیگر چون ما ایمان داریم که کتابمقدس کلام خود خداست به آن وفادار هستیم. ” تمامی کتب از الهام خدا است ” ( دوم تیموتی ۳: ۱۶ ) و ” اینرا نخست بدانید که هیچ نبوت کتاب از تفسیر خود نبی نیست. زیرا که نبوت به ارادۀ انسان هرگز آورده نشد بلکه مردمان به روح القدس مجذوب شده از جانب خدا سخن گفتند.” ( دوم پطرس ۱: ۲۰- ۲۱ ) و وقتی آن را کلام خدا میخوانیم، این را بخوبی درک کرده ایم که ما نباید به آن چیزی اضافه کنیم، نه چیزی از آن کم کنیم و نه منبع دیگر یا کتاب دیگر بعنوان مکمل یا تمام کنندۀ آن اضافه کنیم. این را ما نمیگوییم و یا رهبران مذهبی یا مشتی معلم و کشیش این را ادعا نمیکنند، این را خود خدا مدعی میشود.

و خدا تکلم فرمود و همۀ این کلمات را بگفت.” ( خروج ۲۰: ۱ )

 ” و موسی تمامی سخنان خداوند را نوشت…و کتاب عهد را گرفته به سمع قوم خواند پس گفتند هر آنچه خداوند گفته است خواهیم کرد و گوش خواهیم گرفت.” ( خروج ۲۴: ۱ و ۷ )

 ” بر کلامی که من به شما امر میفرمایم چیزی میافزایید و چیزی از آن کم منمایید تا اوامر یهوه خدای خود را که به شما امر میفرمایم نگاه دارید.”( تثنیه ۴: ۲ )

” گیاه خشک شد و گُل پژمرده گردید لیکن کلام خدای ما تا ابدالاباد استوار خواهد ماند.” ( اشعیاء نبی ۴۰: ۸)

” آسمان و زمین زایل میشود لیکن سخنان من زایل نخواهد شد.”( لوقا ۲۱: ۳۳)

یکی دیگر از نکات بسیار قابل اهمیت در خصوص اهمیت اقتدار تمامیت کتابمقدس خصوصا برای ایرانیها یا مسلمانانی که به عیسای مسیح ایمان میاورند این است که آنها با کتب عهد قدیم مشکلی دیرینه دارند. بارها میشنویم که آنها سایۀ قرآن را در نوشتجات عهد قدیم میبینند و چون از قرآن دل خوشی ندارند، همان برداشت را نسبت به نوشتجات عهد قدیم دارند. این یک قصور و کوتاهی عظیم است. و ما اشکال عمدۀ آن را بر شانۀ کشیشان و رهبران کلیساهای ایرانی میگذاریم زیرا این شجاعت و دلیری را در خودشان پیدا نمیکنند که تازه ایمانداران ایرانی را همانطور که با سخنان عیسای مسیح و پولس و پطرس و یوحنا آشتی داده اند با سخنان موسی و یوشع و داود و هوشع و اشعیاء و ارمیاء و حزقیال نبی با تعلیم مستمر و بنیادین از نوشتجات عهد قدیم آشتی بدهند. عهد قدیم فقط امثال سلیمان و مزمور داود نیست که کلیساهای ایرانی به آنها فقط روزهای یکشنبه آن هم یک بخش یا یک مزمور یا چند آیه رجوع میکنند!

اهمیت نوشتجات عهد قدیم را باید در میان سخنان عیسای مسیح مشاهده کنیم. شما فکر میکنید اگر نوشتحات عهد قدیم وجود نداشت، وجود عیسای مسیح هیچ معنایی پیدا میکرد تا ما آن را درک کنیم؟ اگر ماجرای آفرینش و نحوۀ ناطاعتی آدم و حوا ثبت نمیشد، اگر وعدۀ یهوه به ابراهیم ثبت نمیشد، اگر ماجرای یوسف گفته نمیشد و ثبت نمیشد و اسرائیل به مصر رفت و از مصر بیرون آمد نبود، اگر واقعۀ ثبت شدۀ شام فصح و قربانی کردن برۀ فصح نبود، اگر قربانی روز کفاره نبود، اگر خیمۀ عبادت نبود، اگر وعدۀ خدا به ازلی بودن سلطنت نسلی که از داود خواهد آمد نبود، اگر معبد اورشلیم و رویای دانیال نبود، اگر قوت ایلیاء نبی نبود، اگر اشعیاء نبی و خدمتگزار رنجدیدۀ او نبود، اگر هیچکدام اینها نبود یا بعضی ها بود و بعضی دیگر نبود، چگونه عیسای مسیح میتوانست صلیب و قیام و خداوندی خود را ثابت کند؟ مگر این عیسای مسیح نبود که از تمام کتابمقدس ( تورات موسی، مزامیر داود و نوشتۀ انبیاء یهود) استفاده کرد و چشم دل آن دو نفر را در راه عموآس و شاگردان  خود باز نکرد تا دلیل مرگ و رستاخیز او را درک کنند؟(لوقا ۲۴: ۲۵- ۲۷ و ۴۴- ۴۵ )

گفتیم که باید از تمامیت اقتدار کلام مقدس دفاع کنیم. چگونه؟

الف- با مطالعۀ مستمر آن

یکی از راههای نشان دادن وفاداری ما به کتابمقدس، مطالعۀ روزانه و مستمر و پیگیر آن است. مطالعۀ با نظم آن در دعا و هدایت روح مقدس خدا تا حقایق الهی آن برای شما بازگو شود. عیسای مسیح در جسم انسانی خود خوانندۀ مستمر کلام مقدس بود.او از آیات نوشتجات عهد قدیم بخوبی خبر داشت و از آن بر علیۀ مبارزه با وسوسه های شیطان استفاده کرد، از آنها برای تعلیم خود و مواخذه کردن رهبران دینی استفاده کرد. وقتی لوحه ایی به او دادند تا از آن موعظه کند دقیقا میدانست مطلب مورد نظر او در چه بخشی از آن لوحه وجود دارد. پولس رسول شخص دیگریست که بسیار وفادار به مطالعۀ مستمر کتابمقدس بود. او در زندان بود و روزهای آخر عمر خودش را طی میکرد. اما وقتی تقریبا آخرین نامۀ خود را به شاگرد خود تیموتائوس مینوشت از او خواست هر وقت به ملاقات او میاید آن “ کتب را نیز و خصوص رقوق را ” با خودش برای پولس به زندان ببرد.( دوم تیموتی ۴: ۱۳ )

ب- با تعلیم دادن عین آنچه که کلام به ما میگوید نه برداشت شخصی و فرقه ایی خودمان

یکی دیگر از راههای نشان دادن وفاداری ما به تمامیت اقتدار کتابمقدس، تعلیم دادن و بشارت دادن دقیقا همان تعلیمی که کتابمقدس میدهد میباشد نه آنچه من و ما و فرقۀ ما درک کرده است. در آخرین روزهای زمینی عیسای مسیح او رو به شاگردان خود کرد و فرمود ” و ایشان را تعلیم دهید که همۀ اموری که به شما حکم کرده ام حفظ کنند.” ( متی ۲۸: ۲۰)

پولس رسول رو به تیموتائوس چنین تاکید میکند ” و اگر کسی بطور دیگر تعلیم دهد و کلام صحیح خداوند ما عیسی مسیح و آن تعلیمی را که به طریق دینداری است قبول ننماید از غرور مست شده هیچ نمیداند.” ( اول تیموتی ۵: ۳ )

 ” و آنچه به شهود بسیار از من شنیدی به مردمان امین بسپار که قابل تعلیم دیگران هم باشند.” ( دوم تیموتی ۲: ۲ )

” زیرا من از خداوند یافتم آنچه به شما نیز سپردم.” ( اول قرنتیان ۱۱: ۲۳ )

” زیرا که اول به شما سپردم آنچه نیز یافتم که مسیح بر حسب کتب در راه گناهان ما مُرد و اینکه مدفون شد و در روز سیم بر حسب کتب برخاست.” ( اول قرنتیان ۱۵: ۳- ۴ )

پ- با تفسیر و برداشت درست از کلام خدا

راه دیگر نشان دادن وفادار بودن ما به کتابمقدس، نحوۀ تفسیر و برداشت ما از کتابمقدس است. به نظر میرسد این آن راه باریک و تنگی است که کمتر کسی از آن رد میشود! همۀ ما ویار این را داریم که هر چه دلمان میخواهد و چشم ما میبینید و فکر ما در روال عادی آن از کلام مقدس درک میکند را تفسیر کند آن هم به نفع و سود شخصی به نحوی که در نگاه اول هیچ زیان و خسرانی به چشم نمیخورد اما عزیزان این بسیار ویران کننده است اگر در چهارچوب کتابمقدس نباشد.

نگاه کنید به فرقه های گمراهی که نام مسیحیت خود را بر خود گذاشته اند. به تاریخچۀ پیدایش این فرقه ها رجوع کنید و نگاه کنید به برداشتهای الهیاتی آنها از آیات کتابمقدس. هر کس یک آیه یا یک نظریه یا یک حادثه یا یک پیام را از کتابمقدس برداشت کرده و آن را اصل کلی بر تمام کتابمقدس میداند.

دوستان عزیز! برادران و خواهران در مسیح! اگر خود کتابمقدس چنین ادعا میکند که تمام کتابمقدس کلام خداست، پس کلام خدا نمیتواند از هم گسیخته و بی ربط باشد. نمیتواند خودش را نقض کند. نمیتواند در یک مورد درست باشد و در مورد دیگر نادرست. نمیتواند خودش را بیش از آنچه هست معنا کند اگر معنایی بیش از آنچه در آن هست شما برداشت میکنید و این معنا و برداشت نمیتواند در عهد جدید درست باشد اما در عهد قدیم نادرست. مثلا نمیتوانیم بگوییم خدا در عهد جدید پر از فیض و رحمت و بخشش است اما خدا در عهد قدیم جنگجو و خونریز است. یا باور کنیم و تعریف کنیم که کتابمقدس کلام خداست و بی نقض و کامل است، اما سپس در پی این باشیم تا بخشی از آن را رد کنیم، یا آن را عوض کنیم، یا کتاب دیگری از فرقۀ خود( کتاب مورمون) برای درک کتابمقدس منتشر کنیم. یا بگوییم با ایمان به مسیح نجات میاوریم سپس برای همین نجات شرایط و قواعد و اعمالی دیگر شرط قرار دهیم و اگر نه نجات ما کامل نیست.

ت- با عمل کردن به آن

و نهایتا راه دیگر وفادار ماندن به کلام خدا، اجرا کردن فرامین و خواسته های آن همانطور که از ما خواسته شده است میباشد. ما نمیتوانیم گوینده و معلم کلام باشیم و اجرا کنندۀ آن نباشیم. نمیتوانیم فیض و رحمت را تعلیم بدهیم و خودمان خالی از آن باشیم. نمیتوانیم گذشت و بخشش را موعظه کنیم، اما خودمان هنوز کینه و نفرت داریم. تنها زمانی وفاداری ما به کلام خداوند تکمیل میشود که ما جویای درک این باشیم که در هدایت روح مقدس خدا چگونه به تعالیم و خواسته های خداوندمان در آن گوش فرا داده و آن را ابتدا در زندگی خود اجرا کنیم سپس آن برای برای زندگی دیگران موعظه کنیم.

   ما کی هستیم؟

ما ایماندارانی هستیم که به تمام کتابقمدس ایمان داریم به اقتدار آن، به تغییرناپذیری آن، به کامل بودن آن و بی نقض بودن آن. ما به کلام خدا وفادار هستیم زیرا آن کلام خود خدای ماست. آن تنها منبع جوشان و پایان ناپذیر خوارک روحانی ماست. و ما با مطالعۀ مستمر آن غذای روحانی خود را دریافت کرده و از نور آن برای روزهای تاریک زندگی خود استفاده میکنیم. آن شیرین و مقوی است. تعلیم دهنده و توبیخ کننده و جدا کنندۀ حقیقت از ریاست. ما به کلام خدا وفادار هستیم، و آن را آویزۀ گوش خود خواهیم کرد، از آن جهان بینی و دیدگاه خود را شکل میدهیم، به آن اعتماد داریم و در پی آن هستیم که در هدایت روح مقدس خدا و با قوت او به آن اجرا کنیم تا باعث جلال خدای پدر، خدای پسر در آسمان در بین فرشتگان و در زمین در بین انسانها گردیم.

 

 

 

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!