loading

ما کی هستیم( ۲۰ )

دوستدار دشمنان خود

نوشتۀ: ح.گ

درک این مقوله بدون هدایت روح مقدس خدا برای هیچ انسانی قابل درک و هضم نیست، از جمله ما ایمانداران مسیحی. باید مکاشفۀ روحانی، بواسطۀ کلام مقدس خدا و کار زنده شدن توسط تولد تازه در روح مقدس خدا برای قلبهای ما انجام شود، تا ما قلبا قادر به انجام چنین فرمانی باشیم.

گفتیم فرمان؟ بله فرمان! برای ایمانداران مسیحی تعالیم عیسای مسیح و هر جا که روی سخن خود را به شاگردان خود داشت، یک فرمان محسوب میشود. برای دادن این تصویر، کافیست شما موسی را با عیسای مسیح مقایسه کنید. وقتی موسی از کوه سینا بالا رفت، با هدایت و حضور خود خدا، فرامینی چند را برای قوم اسرائیل از کوه، نوشته شده بر لوحه پایین آورد. آن را برای قوم خواند. قوم آن فرامین را تصدیق کردند که از جانب خدا به موسی داده شده و تعهد دادند که آنها را اجرا خواهند کرد.( خروج ۲۰: ۱۸- ۲۰ ) عیسای مسیح همین الگو را برای شاگردان و مردم انجام داد. فرق بزرگ بین موسی و عیسای مسیح در این بود که، اگر بر طبق ادعای عیسای مسیح در انجیل یوحنا، او قبل از تولد ابراهیم، ” هستم ” بوده است. پس قبل از موسی نیز: ” هستم ” بوده است. یعنی خود خدا. خدای متجسم. پس اگر فرامین یهوه به موسی، توسط واسطه‏ایی بنام موسی به قوم داده شد. فرامین عیسای مسیح به شاگردان، مستقیما توسط خود خدا به کلیسا داده شده است. دقت کنید که این فرمان، از دل فرمانی دیگر از عهد عتیق و شریعت موسی زاییده شده است. نه اینکه آن را رد و یا منسوخ کند، بلکه تا آن را ” به کمال برساند.” اگر فرمان عیسای مسیح، فرمان خود خدای زنده، خدای موسی در بالای کوه سینا، میباشد، پس فرمان او فرمان داده شده به موسی را تکمیل میسازد. زیرا همان خدایی که با موسی در کوه سینا سخن گفت، همان خدا از دهان، عیسای ناصری، پسر انسان، خدای متسجم، سخن گفت. و فرمان این است:

شنیده‏اید که گفته شده است: همسایۀ خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت کن.” اما من به شما میگویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند، احسان کنید و به هر که به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیر کنید، تا پدر خود را که در آسمان است پسران شوید، زیرا که آفتاب خود را بر بدان و نیکان طالع میسازد و باران بر عادلان و ظالمان میباراند.”( متی ۵: ۴۳- ۴۵ از انجیل ترجمۀ قدیم)

ابتدا اجازه بدهید تا واژۀ دشمن را نگاه کنیم. لغت نامۀ عمید، دشمن را اینگونه معنا میکند:” بدخواه، عدو، خصم، ضد دوست، کسی که بدی و زیان کس دیگر را بخواهد و کینه از او در دل داشته باشد دشمن وی خوانده میشود.” در لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد میخوانیم:” شخصی که با قوت و جدیت کس یا چیزی را دوست نداشته یا قصد میکند تا به آن حمله کرده یا به آن صدمه برساند.” در لغت نامۀ انگلیسی وبستر میخوانیم:” خصومت و کینۀ شخصی به کس یا موردی، خصوصا طوری که بخواهد به آن صدمه برساند.”

هر کدام ما از ایمانداران مسیحی باید از خود بپرسیم که آیا در این زمان، همین الان، کسی را در اطراف خود داریم، در فکر خود داریم، در خاطرات خود داریم که مشمول چنین وصفی در باور و اندیشۀ ما در قبال آن شخص شود؟ آیا شخص مشخص، گروه مشخصی در باور ما هست که نسبت به آنها چنین تصوری داشته باشیم؟ اگر هست، پس ما دشمنانی در خود داریم. آیا این درست است؟ آیا مسیحی دشمن دارد؟ عیسای مسیح به ما میفرماید که، بله، آنانی که او را پیروی میکنند، خود را شاگردان او میدانند، قطعا دشمنانی خواهند داشت. مسیحی دشمن دارد. مسیحی کس یا کسانی را دارد که از او نفرت دارند، او را دشنام خواهند داد، میخواهند او را بین ببرند. و اگر چنین نبود، و تعلیمی جدای این شنیده‏اید، پس کلام عیسای مسیح را خوب دقت نکرده‏ایم: دقت کنید: ” دشمنان خود را “،” برای لعن کنندگان خود “، ” آنانی که از شما نفرت کنند”،” به هر که به شما فحش دهد”، “و جفا رساند“. این سخنان مسیح گویای این است که مسیحی بر روی زمین چنین افرادی خواهد داشت، و دیر یا زود در موقعیت و شرایطی قرار خواهد گرفت که افرادی چند در بارۀ او چنین تصور میکنند و چنین آرزویی برای او میکنند. وقتی مردم خواستند شاگردان مسیح شوند، او به آنان از قبل هشدار داد که پیروان او، دشمنانی دارند، و دشمنان آنها، چه بسا اهل خانۀ او خواهند بود. به آنها خیانت خواهد شد. آنها را به دادگاهها تحویل میدهند. و حتی آنها را به مرگ میسپارند.

اما خوب دقت کنید که اساس این دشمنان یک مسیحی از کجاست؟ و از کجا آغاز میشود؟ پطرس رسول در رسالۀ خود به خوبی این را برای ما روشن کرده است. پطرس رسول میگوید:” اگر بخاطر نام مسیح رسوایی میکشید، خوشابحال شما زیرا که روح جلال و روح خدا بر شما آرام میگیرد. پس زنهار هیچ یکی از شما چون قاتل یا دزد یا شریر یا فضول عذاب نکشد. لکن اگر چون مسیحی عذاب بکشد، پس شرمنده نشود بلکه به این اسم خدا را تمجید نماید.”( اول پطرس ۴: ۱۴- ۱۶ )

دشمنان مسیحی، باید دشمنان مسیح باشند. نه دشمن رفتار زشت و خطا و اجحافی که شخصی که خود را مسیحی میداند به کس دیگر کرده و برای خود دشمنانی خلق کرده است. دشمنان مسیحی باید کسانی باشند که مسیحی را به دلیل ایمانش، به دلیل اعترافش، به دلیل خدمتش، به دلیل وجودش، نفرت دارند؛ نه به دلیل رفتار زشت و دنیوی او.

اکنون در هر دو حالت، هم در زمانی که مسیحی به دلیل رفتار زشت و نفسانی خود برای خود دشمنانی را آفریده؛ و هم زمانی که مسیحی به دلیل شهادت زنده و نمونه خوب مسیحی بودن، دشمنانی برای خود آفریده؛ در مورد اول مسیحی باید، توبه کند، هم از خدا و هم از آن شخص، سپس نه تنها کینه و نفرت از آنانی که دشمنان او بودند به دل نگیرد بلکه آنها را محبت کند و این محبت خود را در عمل به آنها ثابت کند. و هم در مورد دوم، ایماندار مسیحی باید برای آنانی که دشمنان او هستند، محبت را نشان دهد. چرا؟ بر چه اساسی عیسای مسیح از ما میخواهد که: برای آنانی که ما را لعنت میکنند:” برکت بطلبیم.” و به آنانی که از ما نفرت دارند:” احسان کنیم.” و هر که به ما فحش میدهد و جفا میرساند را ” دعای خیر کنیم.” چرا؟ معیار این عمل ما چیست؟

تمام موعظۀ سر کوه، میزان و معیار، افرادی هستند که در ملکوت آسمانی خدا هستند و در آن بسر میبرند. و در این ملکوت که عیسای مسیح آن را موعظه میکند، ساکنان ملکوت خداوند، باید الگوی پدر آسمانی خود را دنبال کنند.” تا پدر خود را که در آسمان است پسران شوید.” میزان پدر آسمانی ما، پدر خداوند ما عیسای مسیح، همواره بر اساس فیض و رحمت و بخشش بوده است. حتی در عدالت خداوند فیض و رحمت خداوند نهفته شده است. دقیقا به همین دلیل است که سلیمان انسان زمینی که حکیم‏ترین انسان دورۀ خود بود چنین میگوید:” چون دشمنت بیافتد شادی مکن، و چون بلغزد دلت وجد ننماید. مبادا خداوند این را ببیند و در نظرش ناپسند آید و غضب خود را از او برگرداند.”( امثال ۲۴: ۱۷- ۱۸ ) اگر افتادن دشمنان ما برای خداوند ناپسند است و خداوند از آن خشنود نیست، پس چرا ما باید خشنود باشیم؟ فرض کنیم، دشمنان ما گناهکاراند، اما با این حال، اگر مرگ گناهکاران برای خداوند شادی را به همراه ندارد، چرا باید مرگ دشمنان ما، که گناهکاران هم هستند، برای ما شادی به همراه بیاورد؟ ( حزقیال ۱۸: ۳۲ )

حکمت سلیمان به ما میگوید که:” اگر دشمن تو گرسنه باشد او را نان بخوران، و اگر تشنه باشد او را آب بنوشان، زیرا اخگرها بر سرش خواهی انباشت و خداوند تو را پاداش خواهد داد.” ( امثال ۲۵: ۲۱- ۲۲ ) همین حکمت را پولس رسول به ایمانداران روم میگوید که دنبال کرده و اجرا کنند( رومیان ۱۲: ۲۰ ) آنها از کجا چنین حکمتی را صاحب شدند؟ از ذات الهی پدر آسمانی و خالق هستی. مالک هست و نیست و صاحب تمامی جنبد‏ه‏گان و خزند‏ه‏گان و پرنده‏گان، از جمله دشمنان من و شما!

عیسای مسیح در فرمایش خود، یک دیدگاه الهی را در ملکوت آسمانی خود به ما میدهد. اگر خود را ملکوتی میخوانیم و مدعی آن هستیم، نگاه ما به دشمنان ما باید ملکوتی باشد. زیرا فیض و رحمت خداوند گاها بر دشمنان ما نیز روان میشود. دقیقا همین قانون الهی را عیسای مسیح چنین به تصویر کشیده است که پدر آسمانی ما، در برخورد با تمامی مردم دنیا، با ما، با بیگانگان، با دوستان و دشمنان ما، ذات الهی خداوند تغییر نمیپذیرد:” زیرا که آفتاب خود را بر بدان و نیکان طالع میسازد و باران بر عادلان و ظالمان میباراند.”

 

ما کی هستیم؟

ما ساکنین ملکوت آسمانی خدا هستیم. ما پیروان خداوند خود، عیسای مسیح هستیم که ما را به این ملکوت رسانده و در آن ساکن ساخته است. و از آنجایی که ما آسمانی هستیم، مانند پدر آسمانی خود فکر میکنیم. ما دشمنان خود را محبت میکنیم، آنانی که ما را لعنت میکنند، جفا میرسانند، دشنام میدهند و نقشۀ نابودی ما را دارند. ما آنها را محبت میکنیم، و در این محبت، باور پلید و شریر آنها را تایید نمیکنیم. آنها را تصدیق نمیکنیم، اما از آنجایی که فرزندان پدر آسمانی خود هستیم، مانند پدر آسمانی خود رفتار میکنیم، و آنها را میبخشیم و آنها را محبت میکنیم. و نفرت و کینه‏ایی از آنها هرگز به دل نمیگیریم. ما عدالت راستین را به دستان پدر آسمانی خود واگذار میکنیم. و دشمنان خود را به دستان داور الهی میسپاریم و آنها را رها میکنیم، قفس‏های فکر و روح خود را باز میکنیم و آنها را رها میکنیم. زیرا باور داریم که ما نیز روز دشمنان خدای خود بودیم( رومیان ۵: ۱۰ ). ما نیز بر او دشمنی کردیم، اما فیض و رحمت او شامل حال ما شد، در حالی که هرگز شایستۀ آن نبودیم. آیا دشمنان ما، چنین فرصتی نباید از ما داشته باشند؟ آیا ما که بخشیده شدیم و در مهر خدای پدر قرار گرفتیم، دشمنان خود را نباید ببخشیم و مهر خود را شامل آنها نسازیم؟

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!