loading

ما کی هستیم (۱)
سنگهایی نتراشیده

وقتی که خداوند به موسی در خروج فصل بیستم آیۀ بیست و پنج فرمود :” و اگر مذبحی از سنگ برای من سازی آنرا از سنگهای تراشیده بنا مکن زیرا اگر افزار خود را بر آن بلند کنی آنرا نجس میسازی.” دورنمایی را میدید که نه به ذهن موسی می گنجید و نه باور آن به ساده گی بیان آن بود.اگر بدانیم که این اشارۀ خداوند برای ساختن مذبح با سنگهای نتراشیده همچنان بعنوان اصلی غیر قابل تغییر ( ذات الهی خدا) در ادامۀ گفتگوی خود با برگزیده گان خود در جای جای کتابمقدس ادامه داشته ، باید بر آن شویم و از خود بپرسیم که درک و مفهوم دقیق این عبارت چیست ؟ عین همین امر در کتاب تثنیه فصل بیست و هفتم آیۀ ششم تکرار می شود :” مذبح یهوه خدای خود را از سنگهای نا تراشیده بنا کن.” و جالب است که بدانید وقتی سلیمان داشت برای اولین بار در تاریخ اسرائیل معبد خدای زنده را در اورشلیم بنا می نمود از سنگهای معدنی استفاده نمود که هرگز نه به ان چکش خورده بود و نه آلات آهنی برای برش آن بکار برده شده بود.( اول پادشاهان ۶ : ۷ ) اگر بتوانیم این آیات را با نوشته پطرس رسول در نامۀ اول خود کنار هم بگذاریم به نتیجه گیری بسیار زیبایی در درک و فهم عمیق فیض خدا می رسیم که در رشد و باروری کلیسای حقیقی مسیح و باور مسیحی ما بسیار حائز اهمیت خواهد بود.پطرس رسول در نامۀ اول خود فصل دوم آیۀ پنجم می نویسد:” شما نیز مثل سنگهای زنده بنا کرده میشوید بعمارت روحانی و کهانت مقدس تا قربانیهای روحانی و مقبول خدا را بواسطۀ عیسی مسیح بگذارید.” قبل از اینکه خود را بتوانیم آن سنگ زنده بنامیم بهتر است واقف به دو اصل مهم باشیم که :
۱- ” همه گناه کرده اند و از جلال خدا محرومند .” ( رومیان ۳: ۲۳) در ضمن :
۲- ” هیچکس خود را فریب ندهد.آیا کسی در میان شما هست که تصور میکند با معیارهای این جهان خردمند است ؟ او باید ابله شود تا واقعاً خردمند گردد.زیرا آنچه که از نظر این جهان حکمت و خرد به حساب می آید در نظر خدا پوچ و بی معنی است.” ( اول قرنتیان ۳: ۱۸-۱۹ )
به چه نتیجه ای رسیدید ؟ نه این است که همۀ ما بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد و استعداد و دیگر امتیازات از دید خداوند یکسان هستیم .اگر این را بدانیم که :” پس بین یونانی و یهودی ، مختون و نامختون ، بربری و وحشی ، غلام و آزاد فرقی وجود ندارد ، بلکه مسیح هم چیز است و در همه می باشد.” ( کولسیان ۳: ۱۱ ) آنگاه می توانیم کمی سلیقه به خرج دهیم و جای این اسامی را عوض کنیم و بگذاریم : ” پس بین مسلمان و بهایی ، کمونیست و بو دایی ، همجنس باز و شهوت ران ، کلاش و کلاهبردار ، رئیس جمهور و استاد دانشگاه ، دانشمند و کارگر ،همه و همه فرقی وجود ندارد ، بلکه مسیح همه چیز است و در همه می باشد.” من فکر نمیکنم به بیراهه رفته باشیم؛ اگر بدانیم که مسیح جان خود را برای تک تک این افراد داد مگر نه اینکه : ” درست هنگامیکه ما گناهکار بودیم او برای ما قربانی شد.” پس همۀ ما در یک مقام و شخصیت به حضور خدا می آئیم.همۀ ما همان سنگهای نا تراشیده ای هستیم که بدون در نظر گرفتن گذشته و شخصیت امروز ، می توانیم در برابر این بلندای حقیقت زانو بزنیم ، اعتراف به گناه خود کنیم ، او را نجات دهنده و سرور خود بخوانیم تا حیات جاودان را دریافت کنیم و نه تنها این بلکه تا در جلال او نیز شریک شویم.( رومیان ۵ : ۲ ) اگر شمعون و یوحنای ماهیگیر ، اگر متی باجگیر ، اگر تومای شکاک ، اگر پولس متعصب مذهبی ، اگر زنان روسپی و باجگیران و گناهکاران توانستند به حضور این آب حیات بیایند و سیراب شوند درست همانی که بودند ، ما هم درست همانی که هستیم می توانیم به حضور او بیاییم و رستگار شویم. آنانی که تیشه و چماق و شلاق خود را در دست و زبان و نگاه و فکر خود در کلیسای مسیح به دست گرفته اند بدانند که با ابزار های انسانی خود ، آنها این سنگهای نا تراشیده را آلوده میسازند .خداوند خود میداند چگونه باید ایوب ها را ، داوود ها را ، نعمان ها ، نبوکد نصر ها را ، پولس ها را بتراشد.

ما کی هستیم ؟
ما ایمانداران به فیض و نجات مسیح ، هر که بودیم هر که هستیم ، سنگهای نا تراشیده ای هستیم که با هم در کنار هم عمارت مقدسی را بنا می کنیم که روح خدا در آن ساکن خواهد شد.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!