loading

ما کی هستیم ( ۱۵ )
رها شده از زنجیر شریعت و مذهب پدرانمان

آزادی را تنها کسی میتواند با تمام وجود خود برای شما وصف کند که خود روزی در زندان بوده و میتواند با تمام وجود دهشت و درد زندان را برای تو وصف کند! همان مثال ایرانی خودمان که : ” قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری.”
ما از دین اسلام به مسیحیت ایمان آورده ایم. ما مسلمان بوده ایم. ما قواعد دین اسلام را اجرا کرده ایم. شاید به ما بگویند اگر تو از دین اسلام برگشتی و امروز مسیحی هستی ،به این دلیل بوده که تو به اندازۀ کافی خودت را به آیین و تبعیت از مقررات این دین تسلیم نکرده بودی. به اندازۀ کافی قرآن را با صوت قرائت نکرده بودی. به اندازۀ کافی به مسجد نرفته بودی. در نماز جماعت به اندازۀ کافی شرکت نکرده بودی. در پای خطبه فلان امام و فلان رهبر ننشسته بودی. به اندازۀ کافی فلان نماز و فلان دعا را به آن تعداد و به آن شیوه و در فلان ساعت و در فلان مکان نخوانده بودی. خلاصه ما را به این متهم میکنند که شما به اندازۀ کافی مسلمان نبودی، برای همین از دین اسلام برگشتی و امروز مسیحی هستی. و ما می پرسیم( صادقانه) چه اندازه انجام دادن این مراسم، چه اندازه مراقب تعداد و مقدار انجام دادن این مقررات دین اسلام برای عوض شدن قلب من و شما کفایت میکند؟ و چه اندازه گریه در فلان دعا و فلان مرثیه مرا وا نمی داشت تا از خودم نپرسم پس الله کجاست؟ و آیا دعاها و گریه های مرا می شنود یا نه؟( نام اسماعیل یعنی خدا می شنود.( پیدایش ۱۶: ۱۱ )). چه کسی میتواند مقدار، اندازه و کفایت انجام این مراسم را به ما بگوید؟ چه اندازه کفایت میکند که کافی باشد!؟ چه اندازه گریه کافی بود؟ چه اندازه ماتم گرفتن و سیاه پوشیدن در تاسوعا و عاشورا مستوجب و مقبول الله قرار می گرفت؟ تا من مسلمان نمونۀ قرآن و الله باشم؟
وقتی عیسای مسیح پا در اسرائیل گذاشت. تمام قوم اسرائیل از رهبران دینی خود تبعیت میکردند. فریسیان؛ صدوقیان و کاتبان از رهبران دینی مردم بودند. این افراد کسانی بودند که میزان و مقدار پرستش و روحانیت و گناهکاری یا بیگناهی مردم را اندازه گیری میکردند. آنها مفسرین و قانون گذاران شریعت یهود بودند. آنها مدیران و مجریان شریعتی بودند که خدا به موسی داده بود و موسی آن را از قوم خواست تا انجام دهند. یعنی تمام آن شریعتی که بعدا توسط مدیریت و پیشنهادات سلمان فارسی و خود محمد وارد دین اسلام شد. و امروز مردم مسلمان همان شریعت یهود را در ترکیبی از دیگر آیینهای عربستان آن روز انجام می دهند.
وقتی عیسای مسیح پا در اسرائیل گذاشت. تمام فیض و رحمت خود را شامل نیازمندان و دردمندان کرد. تمام قوت خود را برای پیدا کردن گوسفند گمشدۀ اسرائیل کرد. برای بیماران و گرسنگان و تشنگان نیکی. اما همواره تیغ تیز و برندۀ جملات خود را بر روی قانون گذاران و صاحبان شریعت گذاشت. او هرگز مردم عادی را قبر سفید خطاب نکرد. او هرگز گناهکاران را گندیده و فاسد خطاب نکرد. او هرگز دزدان و زنا کاران را روباهان و گرگان در پوست میش خطاب نکرد. بلکه تمامی این القاب پلید را به این دین داران و قانون گذاران شریعت داد. چرا؟ چرا خداوند صلح و فیض می بایست اینگونه بر این جماعت خشمگین میشد؟ چرا می بایست عمل به هم زدن بازار تاجران در هفتۀ قبل از مصلوب شدنش برای این فریسیان و صدوقیان تا به این اندازه گران در می آمد که تصمیم به کشتن او را برای خود قطعی و سوگند خورده دیدند؟ مگر او انگشت خود را بر چه نقطه ای گذاشته بود که این مذهبیون و به اصطلاح رهبران دینی از او نفرت داشتند؟
پاسخ ساده است. در انجیل به روایت مرقس باب ۷ از آیۀ ۱ تا ۲۳ گوشه ای در این خصوص می خوانیم. رهبران دین یهود از او ایراد می گیرند که چرا شاگردانش قبل از غذا دستهای خودشان را بر طبق سنت دین یهود با آب نشسته اند. در جایی در انجیل لوقا باب ۱۱ آیۀ ۳۷ ؛ از خود مسیح نیز به همین دلیل ایراد می گیرند! و عیسای مسیح بدون تامل یا شک رو به این مذهبیون فرمود که :” نیکو اخبار نمود اشعیاء در بارۀ شما ای ریاکاران چنانکه مکتوب است. این قوم به لبهای خود مرا حرمت میدارند لیکن دلشان از من دور است.”
به نظر شما برای خدا لب و گفتار انسان مهم است یا دل و باور انسان. مگر نه اینکه گفتۀ انسان از دل او سرچشمه می گیرد؟ خدا شریعت را داد تا انسان دلش برای خدا عوض شود. اما انسان شریعت را به زبان آورد اما دلش همواره از خدا دور بود. کمااینکه پدران و نیاکان ما که از دین قبلی ما بوده اند. و امروز در اطراف ما به وضوح از این جماعت می بینیم و چه بسا که بر ما حکومت نیز میکنند!
پولس رسول با بهره گیری از همین پیام زندۀ عیسای خداوند برای پایان دادن به شریعت و آیین های مذهبی برای خشنود کردن خدا، در رسالۀ خود به کولسیان می نویسد: ” پس کسی در بارۀ خوردن و نوشیدن و در بارۀ عید و هلال و سبت بر شما حکم نکند. زیرا که اینها سایۀ چیزهای آینده است لیکن بدن از آن مسیح است. و کسی انعام شما را نرباید از رغبت به فروتنی و عبادت فرشتگان و مداخلت در اموری که دیده است که از ذهن جسمانی خود بیجا مغرور شده است…چونکه با مسیح در اصول دنیوی مُردید چگونه است که مثل مُردگان در دنیا بر شما فرایض نهاده می شود. که لمس مکن و مچش بلکه دست مگذار.( که همۀ اینها محض استعمال فاسد می شود ) بر حسب تقالید مردم که چنین چیزها هر چند در عبادت نافله و فروتنی و آزار بدن صورت حکمت دارد ولی فائده برای رفع تن پروری ندارد.” ( کولسیان باب ۲ آیات ۱۶ تا ۲۳ ). در نامۀ عبرانیان می خوانیم که :” زیرا که چون شریعت را سایۀ نعمتهای آینده است نه نفس صورت آن چیزها…” ( عبرانیان ۱۰ : ۱ ). یعنی چه؟ یعنی شریعت به خودی خود بد نیست اما نفس و طینت آدمی را قابل به عوض کردن نیست. از اینرو چون عیسای مسیح آمد. شریعت را که بنا بود تا راه پاک زیستن برای خدا را به ما تعلیم دهد، با قربانی شدن بر صلیب و قیام خود از مرگ ، برای همیشه تکمیل نمود، و سپس روح القدس خدا را به ما عطا نمود تا با زیستن در روح مقبول خدا شده و به شباهت مسیح در آییم تا خدا ما را بپسندد؛ از آن زمان دیگر شریعت و مذهب بر یک مسیحی نباید حکم و فرمان براند. ” زیرا که شریعت روح حیات در مسیح عیسی مرا از شریعت گناه و موت آزاد گردانید.” ( رومیان ۸: ۲ ). و پطرس می گوید این آزادی ما از قید و بند شریعت پدرانمان برای ما رایگان و مانند هدیه ای بود، اما برای خدا بسیار گرانبها.” زیرا میدانید که خریده شده اید از سیرت باطلی که از پدران خود یافته اید نه به چیزهای فانی مثل نقره و طلا. بلکه به خون گرانبها چون خون برۀ بی عیب و بی داغ یعنی خون مسیح.”( اول پطرس ۱ : ۱۸-۱۹).

ما کی هستیم؟
ما آزاد شده گان از اسارت دین و مذهب پدران خود هستیم. که نه تنها ما را بلکه پدران و نیاکان ما را برای قرنها در زیر تسلط و بردگی خود قرار داده بود. امروز ما از این اسارت و از دین پوسیده پدران خود به قیمت خون عیسای مسیح بر صلیب برای همیشه آزاد شده ایم. و دیگر هرگز خود را نه اسیر مذهب و آیینهای مذهبی چه در مسیحیت و چه در بازگشت به اخلاق و خوی قدیمی دین پدری خود خواهیم کرد و نه هرگز از تعالیم عیسای خداوند و کتابمقدس مذهب و شریعت برای دیگران درست میکنیم.هرگز!

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!