loading

ما کی هستیم(۱۱)
رهایی یافتگان بابت خون مسیح

زمانی که مسیر زندگی زمینی عیسای مسیح را بر روی زمین دنبال می کنیم،مسیری که به مرگ او بر صلیب منتهی میشود به ماجرایی دردناکی بر می خوریم که اگر آگاه به آن نباشیم ،بعنوان ایمان آورند گان به او،ارزش و قیمت آن را کم کم از دست می دهیم و آن برای ما کم رنگ میگردد. کتابمقدس از مقدمات مصلوب شدن مسیح سخن گفته است.از شکنجه شدن او از شلاق خوردن او از توهین شدن او از سیلی خوردن او و خوار و زبون شدن او توسط سربازان و یهودیان.درست است که تمامی این جزئیات به تنهایی خود چگونگی مرگ خداوند و نجات دهندۀ ما را به ما گوشزد می کنند،اما آنچه را که ما باید ببینیم تصویری بزرگتر و فراتر از حیاط خانۀ کاهن اعظم و یا بالکن خانۀ پیلاطس و یا حتی تپۀ جلجتاست.تمرکز کردن و تاکید دائمی کردن به این جزئیات مرگ مسیح روزانه در کلیساها و موعظه ها ما را تبدیل به مرثیه خوان های پرده های تعزیۀ شهیدان می سازد!عیسای مسیح شهید نشد که بخواهیم برای او تعزیه بگیریم و یا از مرگ او اشک دیگران را در آوریم!عیسای مسیح وقتی آن شب قدم در باغ جتسیمانی گذاشت می دانست فردای آن روز بر بالای صلیب خواهد بود.او از همان کودکی خود می دانست روزی مصلوب خواهد شد.او برای مرگ بر صلیب بدنیا آمده بود.زیرا او یک شهید برای آرمانها و یا پیامبر مظلوم کشته شده در راه عقاید خود نبود؛ او تنها راه رستگاری خدا برای انسان زمینی بود و دقیقا به همین دلیل به زمین آمد.پس آنچه که ما باید در ورای جزئیات مرگ و شکنجه و مصلوب شدن خداوند مان ببینیم
: رستگاری ست که او آن را به قیمت خون خود برای انسان ایجاد نمود.
در درک عمیق رستگاری ای که مسیح برای ما ایجاد نمود ما می توانیم کار عظیم و قربانی شدن او را به روشنی ببینیم.پولس رسول در نامۀ خود به افسسیان عبارت ظریفی را برای توجیح این مطلب بکار می برد:
“از راه اتحاد با مسیح و بوسیلۀ خون او است که ما رهایی یافتیم و گناهان ما بخشیده شد و چقدر بی حد و حصر است فیضی که خدا به فراوانی به ما بخشیده است.” (افسسیان ۱ : ۷-۸ )
پولس یک تبعۀ روم بود و قدرت نظامی روم معروف .او در اینجا برای درک بیشتر خوانندگان خود که زبان یونانی را می دانستند برای بیان عبارت ” رهایی یافتن ” از یک کلمۀ نظامی استفاده میکند به نام “apolutrosis ” این کلمۀ یونانی از چهار عبارت مشتق گشته است:
apo حرف اضافه به معنای از
lu فعل اصلی کلمه به معنای آزاد کردن
tro شخص سوم و یا وکالت دیگری
sis یعنی انجام یک اقدام و عمل
این عبارت نظامی تنها زمانی در اردوگاه لشکری استفاده می شد که فرمانده و یا شخص بسیار مهمی به اسارت دشمن در آمده است و طرف مقابل برای آزادی آن شخص وارد عمل می شد.آنها سعی میکردند با مذاکرات لازم،دادن وثیق های سنگین،هدایای فراوان،گاهاً بخشیدن سرزمینی،آن اسیر را که برای آنان بسیار حائز اهمیت بود را آزاد سازند.درست از اولین تدبیر و نقشه ریزی برای آزاد سازی ان اسیر ،تدبیرات لازم،فرستادن شخصی مورد کفایت،تمامی تاکتیک ها و اقدامات تا رودوریی با دشمن ،مذاکرات لازم،توافقات لازم تا آزادی سازی کامل آن شخص که گاهاً هیچ گفتگویی مثمر ثمر قرار نمی گرفت و یک حملۀ نظامی تدارک دیده می شد،را همان ” apolutrosis ” می خواندند.پولس رسول در نامۀ خود می نویسد که :” …بوسیلۀ خون او است که ما رهایی (apolutrosis )یافتیم و گناهان ما بخشیده شد…”در واقع پولس رسول فصد دارد تا به ما بگوید که :
۱-طرح رستگاری انسان گناهکار از همان ابتدا در طرح الهی خدا بوده است.
۲-قربانی شدن عیسای مسیح برای همان انسان گناهکار از همان ابتدا در طرح الهی خدا بوده است.
۳-خدا این انسان گناهکار را بی نهایت دوست داشت و می خواست تا آن را به قیمت گزافی از اسارت آزاد سازد.
۴-اما آن رستگاری و این آزادی بدون این قربانی شدن غیر ممکن بوده است.
۵-این قربانی شدن با اقدامات این شخص سوم (عیسای مسیح) از راه شکنجه ،توهین،خوار شدن،شلاق خوردن،مصلوب شدن،مردن،دفن شدن،و برخاستن از مرگ عملی شده است.

خود پولس رسول به کلیسای قرنتس مینویسد و این را تاکید می کند که :” …علاوه بر این شما دیگر صاحب بدن خود نیستید،زیرا با قیمت گزافی خریده شده اید.” (اول قرنتیان ۶ : ۱۹ )
این قیمت گزاف و آن عمل رستگاری با هم دیگر دست به دست هم داده اند تا ما را آگاه سازند به اینکه خون مسیح تنها خون مسیح و تعزیه خوانی و گریه کردن برای صلیب او نیست و یا حتی متأسّف شدن.خون مسیح و صلیب مسیح سمبل رستگاری انسانی ست که در اسارت و زنجیرهای آهنین گناه بوده است،در زنجیرهای پوسیدۀ شریعت مذهبیون.خون مسیح و صلیب مسیح سمبل عمل بزرگ خدا در راه نشان دادن محبت خود به انسان گناهکار بوده است.خون و صلیب مسیح تنها محور رهایی و تنها ریسمان نجات ماست.به آن چنگ بزنید و بر اتکای استوار آن خانۀ ایمان خود را بنا سازید که هرگز در طوفانها نابود نمی گردد.

از خود بپرسیم؟
در این زندانی که اسیریم چه کسی به ملاقات ما میاید؟چه کسی ودیعه ای می گذارد و ما را آزاد می سازد؟چه کسی تمام این کارها را از روی محبتی بی دریغ و بی چشم داشت برای ما انجام می دهد؟

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!