loading

ما کی هستیم ۲۷

غریبه هایی بر روی زمین

در زبان عبری که زبان نوشتجات عهد عتیق است عبارت غریب ” گر” و در زبان یونانی که نوشتجات عهد جدید است بنام “پاریپدیموس” آمده است. هر دو عبارت اینگونه معنا شده اند که :” ماندن موقتی برای مدت زمانی در مکان یا سرزمینی بیگانه. ” یا ” اقامت موقتی .”

غریبه بودن در یک دید کلی یک باور و موقعیت اندوه و گیجی و سردرگمی را با خود دارد. در جایی هستیم که با آن آشنایی نداریم. در میان مردم و فرهنگ و سرزمینی هستیم که با خلق و خو و عادات و رسوم ما ناآشنا میباشد. در میان تمامی باور و حس خود عبارت غربت و دوری در نمای ظاهری وقتی به غربت انسان بر روی زمین نظر میکنیم این اندوه و گیجی و سردرگمی عمقی فاحش و دردی سنگین با خود به همراه میاورد. منظور چیست؟

گفتیم که غربت انسان بر روی زمین پدیده ایی دردناک است. تمام خصایل و دردهای غربت دردهایی اندوهبار بوده و همواره با خود اشک و حسرت و افسوس را به همراه میاورد. این غریبه بودن انسان بر روی زمین( نه فقط غریبه بودن در یک سرزمین) از زمانی آغاز شد که انسان از فرمان خدا نااطاعتی نمود و گناه وارد خلقت گشت. آن روز خداوند که همه هستی را به نظم و ارامش آفریده بود و همه چیز در یک رابطه درست و الهی شکل گرفته بود پس از نااطاعتی انسان از فرمان خدا و ورود گناه و شرارت به خلقت خدا، خداوند حکم و ثمره گناه انجام شده توسط انسان را به انسان داد: «پس به سبب تو زمین ملعون شد و تمام ایام عمرت از آن با رنج خواهی خورد. خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه های صحرا را خواهی خورد. و به عرق پیشانیت نان خواهی خورد تا حینی که به خاک راجع گردی که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت. » ( پیدایش ۳ : ۱۷- ۱۹ )

با کمی دقت به وصف و شرح حال زمینی که انسان میبایست در آن برای ابد زندگی میکرد( در قیاس آنچه که خدا در ابتدای خلقت، قبل از سقوط، برای او در نظر داشت( پیدایش ۱: ۲۶- ۳۰ )) او پا به آن سرزمینی گذاشت که بنا بود حیطه فرمانروایی او در صلح و اقتدار الهی باشد لیکن مبدل شده بود به سرزمینی پر از درد و رنج. رابطه او با خدا، با دیگران، با خود، و با محیط اطراف او مخدوش گشته بود. او در زیر لعنت و خشم خدای قدوس قرار گرفته بود. این آغاز غربت انسان بر روی زمین بود. هر جا که دوری از خدا باشد غربت از خدا است. و غربت از خدا، با خود درد و رنج و افسوس غربت را دارد. و ما انسانها از هر رنگ و هر نژاد و هر  ملیتی میتوانیم از چنین دردی مشابه ایی بدلیل غربت و دوری هایی که از سرزمین و خانه و خانواده خود متحمل شده ایم را وصف کنیم. اما در بطن این رنج و افسوس ما از غربتهای زمینی، غربت الهی ما از خدا در سرزمینی که به دور از خدا هستیم چقدر میتواند با درد و افسوس همراه باشد. ما مخالف علم و علوم پزشکی نیستیم اما باور داریم که سرچشمه و هسته مرکزی تمامی این دردها و رنجهای زمینی انسان دوری از خداست. غربت از خدا.

داود این را دانسته بود وقتی اینگونه سرایید:« ای خداوند دعای مرا بشنو و به فریادم گوش بده و از اشکهایم ساکن مباش زیرا که من غریب هستم در نزد تو، و نزیل هستم مثل جمیع پدران خود.» ( مزمور ۳۹ : ۱۲ ) و یا « من در زمین غریب هستم، اوامر خود را از من مخفی مدار. » ( مزمور ۱۱۹ : ۱۹ ) و یا پسرش سلیمان که او نیز این غربت و دوری از خدا را دانسته بود وقتی چنین نزد او دعا کرد: « زیرا که ما مثل همه اجداد خود به حضور تو غریب و نزیل میباشیم و ایام ما بر زمین مثل سایه است و هیچ دوام ندارد.» ( اول تواریخ ۲۹ : ۱۵ )

با کمی دقت مشاهده خواهید کرد که غربت و دوری انسان از خدا با درد و اشک و حسرت همراه است. در خلقت اولیه خدا این نبود. گناه چنین محکومیتی بر ما روا داشت. ما خود بر خود چنین کردیم. اگر خود خدا رحمت و فیض خود را نشان نمیداد چه بسا در این دوری و غربت بی طاقت میشدیم و میمردیم. اما او که وعده نجات را داده بود، نجات دهنده را در زمان معین خود، چون به کمال رسید، به روی زمین فرستاد تا به واسطه او این غربت زمینی و این دوری زمینی را معنا بخشد. تا بواسطه او رنج و حسرت و غربت زمینی قابل تحمل شود. تا بواسطه او دوری از خانه پدر و اندیشه آن ما را در روح و جان حیاتی تازه بخشیده و در نقش دادن زندگی روحانی ما بر روی زمین جسمانی در بین انسان جسمانی معنا و مفهومی نوین به خود بخشد. 

پس وقتی نجات دهنده لباس انسان را پوشید و جسم گرفت و در بین ما چند صباحی خیمه زد او نیز بلافاصله چنین غربت و چنین دوری از خانه را حس نمود. او نیز هر چند در بین مردم سرزمین خود بود در بین شهر و خانه ایی که می شناخت در بین مردمی که همزبان و هم دین و هم باور او بودند اما غریبه ایی بیش نبود.

پس وقتی کاتبی رو به او گفت : «هر جا روی ترا متابعت کنم.» او را چنین پاسخ داد: «روباهان را سوراخها و مرغان هوا را آشیانه ها است لیکن پسر انسان را جای سر نهادن نیست. » ( متی ۸ : ۲۰ ) رو به رهبران دینی چنین فرمود: «اندک زمانی دیگر با شما هستم بعد نزد فرستنده خود میروم.» ( یوحنا ۷ : ۳۳ ) او نیامده بود تا برای خود بر روی زمینی که در شرارت و فساد خود رو به نابودی میرفت و در انتظار داوری و عدالت خداوند درد زایش را متحمل میشد برای خود کاخ و لشکر و شمشیر و قانون و حکومت ترتیب دهد. او در جایی قدم گذاشت که در غربت از خانه بود. لیکن دوری از خانه را متحمل شد تا به سر حد مرگ بر صلیب و چون برخاست، تمام برگزیدگان خود را برای کوچ دادن به خیمه های جاودانی پدر آسمانی خود مهیا نمود و آنها را نمونه ایی گشت تا بر روی زمین مانند غریبه ایی بسر ببرند تا زمانی که وارد خیمه های جاودانی سرزمین موعود میگردند.

و پیروان راستین او چنین کردند. آنها بر روی زمین چون غریبه هایی زیستند، نه چشم به دنیا و تجملات آن داشتند و نه به وعده های آن. نویسنده عبرانیان چه نیکو آنها را تشریح میکند: «در ایمان همه فوت شدند در حالی که وعده ها را نیافته بودند بلکه آنها را از دور دیده تحیت گفتند و اقرار کردند که بر روی زمین بیگانه و غریب بودند.» ( عبرانیان ۱۱: ۱۳ ) تمام این عزیزان چه در دیروز تاریخ کلیسای خداوند و چه امروز در سراسر این دنیای تاریک و چه فردا، چشم به آن وعده هایی دارند که برای آنها در آسمان ذخیره و دست نخورده باقی مانده است. زیرا آنها به چیزهای فانی نظر نکرده و نمیکنند بلکه به چیزهای غیر فانی. زیرا میدانند چه چیزهای فانی این زمین زودگذر و رو به فساد است و چیزهای غیرفانی آسمان ازلی و جاودانی.( دوم قرنتیان ۴ : ۱۸ ) یعنی اگر امروز در فقر بودند و در بیماری و در رنج از دست دادن عزیزان خود، خدا را بیوفا نخوانده و ایمان خود را به مسیح شک نکرده و مسیح را و خون او را بی قدرت نمیخوانند. بلکه هر چند ندارند و نیافته اند اما ایمان دارند به روزی که تماما خواهند یافت. آنها باور دارند که هر چند با خدا آشنا هستند لیکن بر روی زمین چون غریبه هایی بیش نیستند. زیرا نه تنها اعضای خانواده و اهل شهر آنها را ترک کرده اند بلکه دنیا نیز انها را نمیشناسد. باید از خود سوال کنیم آنها چگونه به چنین موهبت و برکت الهی دست یافتند؟

حقایق الهی کتابمقدس اینگونه ما را در این راستا تعلیم میدهند:

۱-ابتدا باید با خدا آشتی کنیم.

ما در خطاها و گناهان خود مرده بودیم. از اینرو با خدا غریبه بودیم لیکن بواسطه صلیب مسیح و ایمان قلبی به مرگ و رستاخیز او بعنوان کفاره گناهان ما، بواسطه فیض رایگان و عظیم او، ما نزد خدا اشنا هستیم و دیگر غریبه نیستیم. «پس از این به بعد غریب و اجنبی نیستید بلکه هموطن مقدسین هستید و از اهل خانه خدا.» ( افسسیان ۲ : ۱۹ )

۲- سپس چشم به وطن آسمانی خود داشته باشیم.

تنها زمانی میتوانیم غربت زمینی خود را و دوری از پدر آسمانی خود را متحمل شویم که مادامی که بر روی زمین گام برمیداریم و در حسرت و دوری از خانه ازلی خود هستیم چشم ما به وطن آسمانی ما باشد. « اما وطن ما در آسمانست که از آنجا نجات دهنده یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم.» ( فیلپیان ۳ : ۲۰ ) یک چشم بر روی زمین برای زیستن مسیحی و جلال دادن خدا و انجام ماموریت و خواندگی ما برای پادشاهی او. چشم دیگر ما به وطن آسمانی ما.

۳- در زمان غربت، خدا را با ترس مقدس بپرستیم پس از شهوت نفس دوری کنیم.

پطرس رسول به ایمانداران میگوید برای اینکه مادامی که بر روی زمین هستیم اسیر شهوات زمین و نفس نگردیم باید ترس مقدس از خدا را دایما در خود داشته باشیم. « و چون او را پدر میخوانید که بدون ظاهر بینی بر حسب اعمال هر کس داوری مینماید پس هنگام غربت خود را با ترس صرف نمایید.» ( اول پطرس ۱ : ۱۷ ) پطرس رسول چنین میگوید که نفس و امور نفسانی با انسان روحانی دایما در نزاع و جنگ روحانی هستند( زیرا ما در غربت و دوری از خدای قدوس هستیم. زیرا هنوز اسیر جسم سقوط کرده در گناه و شرارت جسم هستیم). پس پطرس چنین درخواست میکند: « ای محبوبان استدعا دارم که چون غریبان و بیگانگان از شهوات جسمی که با نفس در نزاع هستند اجتناب نمایید.» ( اول پطرس ۲ : ۱۱ )

۴- چه در غربت باشیم و چه با خدا

تکلیف چیست؟ آیا باید این جسم زمینی را ترک کنیم بدلیل اینکه در غربت و دوری از پدر هستیم و به نزد خدا برویم؟ هر چند باید این را دایما در نظر داشته باشیم که مادامی که ما در جسم زمینی هستیم و هنوز جسم آسمانی و جلال یافته خود را دریافت نکرده ایم ما از خدا و حضور قدوس و پاک خدا دور هستیم. اتفاقا تمامی دردهای غربت زمینی ما، کهولت جسمانی ما، شهوات نفسانی ما، مرگ و بیماری ما، ضعف و ناتوانی ما، همه و همه گویای این تضاد دوگانه بین سکونت در جسم و دوری از خدا میباشد. لیکن این به دلیل نباید باشد که از زیستن در جسم غفلت کرده و در رویا و باور زیستن ابدی با خدا ماموریت زمینی خود را نادیده بگیریم. پولس رسول بخوبی چنین توضیح میدهد: «پس دایما خاطر جمع هستیم و میدانیم که مادامی که در بدن متوطنیم از خداوند غریب میباشیم. ( زیرا به ایمان رفتار میکنیم نه به دیدار) پس خاطر جمع هستیم و این را بیشتر میپسندیم که از بدن غربت کنیم و نزد خداوند متوطن شویم. لهذا حریص هستیم بر اینکه خواه متوطن و خواه غریب پسندیده او باشیم.» ( دوم قرنتیان ۵ : ۶- ۹ )  

ما کی هستیم؟

ما غریبه های زمین لیکن آشنایان با خدا در عیسای مسیح هستیم. ما غریبه های جسم و متعلقات و شهوات جسم هستیم زیرا ساکنین خانه مقدس خداییم. بر روی زمین گام برمیداریم لیکن به وعده های زمین دلبند نیستیم زیرا میدانیم وعده هایی نیکو در خانه و سرزمین آسمانی ما برای ما مهیا میباشد. 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!