loading

ما کی هستیم؟(۹)
اجراء کننده گان ارادۀ خدا

داود در مزمور ۱۴۳ آیۀ دهم می گوید:
“مرا تعلیم ده تا ارادۀ ترا بجا آورم زیرا خدای من تو هستی.روح مهربان تو مرا در زمین هدایت بنماید.”
داود نه تنها فراگیری ارادۀ خدا را در خود و برای خود می طلبید .بلکه انجام دادن و برآوردن ارادۀ خدا را وظیفۀ تمامی جمیع لشکر های خداوند می داند ،جمیع آنانی که خود را خادمان خدا می دانند (مزمور ۱۰۳ آیۀ ۲۱ )
اما مگر ارادۀ خدا چیست ؟ و ما در مسیحیت آن را چگونه معنا می کنیم؟
لطفاً کمی به جملۀ داود در آغاز این بحث دقت کنید:” مرا تعلیم ده تا ارادۀ ترا بجا آورم.” چه کسی تعلیم میگیرد؟کسی که چیزی نمی داند!داود به خدا می گوید :من نمی دانم ارادۀ تو چیست به من تعلیم بده تا ارادۀ ترا بشناسم که چیست تا بتوانم آن را انجام دهم و بجا آورم.دو نکتۀ مهم در این جمله وجود دارد که برای درک درست گفتگوی ما اهمیت دارد.نکتۀ اول : اهمیت ارادۀ خدا.نکتۀ دوم: شوق انجام آن.همانطور که خود داود در مزامیر سروده شدۀ قبلی گفته بود:
” در بجا آوردن ارادۀ تو ای خدای من رغبت دارم.”(مزمور ۴۰ ایۀ ۸ )
اما هنوز به سوال بالا پاسخ نداده ایم.ارادۀ خدا چیست؟دیدیم که داود از تعلیم ارادۀ خدا و درخواست فهم آن سخن می گوید .همانطور که پولس رسول قرن ها بعد نیز همین را تکرار می کند:
” پس نادان نباشید،بلکه بکوشید تا بفهمید که ارادۀ خداوند چیست؟”
(نامه به افسسیان ۴۰ : ۸ )
پاسخ سوال بالا در کمال تعجب و ناباوری ما این است که :
-” ما نمی دانیم ارادۀ خدا چیست.”
نگران نباشید!هیچکس نمی داند ارادۀ خدا چیست!بجز عیسای مسیح که فرمود:
“ارادۀ فرستندۀ من این است که من از همۀ کسانیکه او به من داده است حتی یکنفر را از دست ندهم بلکه در روز بازپسین آنها را زنده کنم.”
( انجیل یوحنا ۶ : ۳۹ ) و ما در پیش رو خواهیم دید که او چگونه این را انجام داد.
هر چند ما پاسخ را نمی دانیم اما آنچه که ما می دانیم در پیرامون یک اصل مهم استوار است .آنگاه که این اصل مهم را بجا آوریم ،آنگاه می توانیم این پاسخ را براحتی هضم کنیم:
ما خود را مطیع خدا می سازیم.عشق او را همواره در قلب و روح و جان خود شعله ور و زنده نگه می داریم .خود را تسلیم او می کنیم.هر جا که می رویم.هر چه که می کنیم.هر چه که می شود. آنگاه که در مسیر این وفاداری و اطاعت از او، و به او حرکت کردیم…ما ارادۀ خدا را انجام داده ایم.
ارادۀ خدا رابطۀ زنده و عمیقی ست ما بین اطاعت از او و کلام او ؛پادشاهی او بر قلب ما ؛ و سر سپردن به آنچه که در پیش رو خواهد آمد و تحمل آن با آرامش و فروتنی و هنوز ما نمی دانیم ارادۀ خدا چیست اما چون به او اعتماد داریم و او را سرور و پادشاه بر تمامی هست و نیست می دانیم ،یقین داریم آنچه که پیش خواهد آمد به جلال دادن نام او می انجامد که یعنی انجام ارادۀ او.(آیا مگر ما به دلیل دیگری به هستی پا گذاشته ایم جزء شناخت نامش و جلال دادن نامش ؟)
بگذارید با بیان مثالی زنده کمی فهم این موضوع را راحت تر کنیم:
( لطفاً با ما به انجیل متی فصل ۲۶ آیه های ۳۶ تا ۴۲ نگاه کنید.)
وقتی در شب آخر عیسای مسیح در باغ جتسیمانی با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم میکرد و عرق پیشانی اش بدلیل هجوم فشار درد جانکاه بر جانش چون قطره های خون بر سنگ می چکید ،وقتی او از خدا التماس کرد که :
” ای پدر اگر ممکن است این پیاله را از من دور کن ”
ما اگر در جسم باشیم ،هیچ استدلالی نمی تواند ما را قانع کند که چرا مسیح اصلا باید پایش را به باغ می گذاشت.مگر نه اینکه خود او با مرگ هنوز مشکل داشت؟و یا اینکه او گفته بود در اورشلیم کشته خواهد شد ،پس چرا این ضعف در قبول آن؟او باید شجاعانه بالای صلیب می رفت و اصلا بخشی هم بعنوان دعای او در باغ جتسیمانی در انجیل نمی بود!
اما اگر در روح باشیم،درک خواهیم کرد ، آنچه که برای ما باقی مانده یک قصۀ ساخته و پرداختۀ تخیلات ذهن پدربزرگ ها و مادر بزرگهای ما نیست!این یک رویداد انجام شده است.پردۀ باغ جتسیمانی و در گیری مسیح با مرگ و زندگی ،اوج درک و فهم و تعلیم و هضم ارادۀ خداوند است.مسیح زندگی خود را که با ارادۀ خدا آغاز کرده بود او که به مردم و شاگردانش فرموده بود:
“نه هر کس که مرا ” خداوندا!خداوندا!” خطاب کند به پادشاهی آسمانی وارد خواهد شد بلکه کسی که ارادۀ پدر آسمانی مرا به انجام برساند ”
( متی ۷ : ۲۱ )
او که به مردم و شاگردانش فرمود:
” هرکه ارادۀ پدر آسمانی را انجام دهد ،برادر من ، خواهر من و مادر من است.”
( متی ۱۲ : ۵۰ )
او که به شاگردان خود فرموده بود:
” غذای من این است که ارادۀ فرستندۀ خود را بجا آورم و کارهای او را انجام دهم.”
( یوحنا ۴ : ۳۴ )
او که به مردم و شاگردان خود تمام اینها را فرموده بود خود نیز به زیبایی و کمال آنچه را که گفته بود را برآورد.
“ای پدر اگر ممکن است این پیاله را از من دور کن اما نه به اراده من بلکه به اراده تو . ”
و اینگونه او مرگ جانکاه بر صلیب را بر خلاف خواستۀ انسانی خود برای انجام ارادۀ خداوند پذیرفت.
” این پیاله را از من دور کن ” یعنی ” ای خدای مهربان زندگی زیباست آسمان زیباست ، شکوفه ها زیبا هستند ، بهار در اورشلیم مستانه است ، پرنده ها و نسیم کوههای بلند زیتون، عطر نان تازه ، تمام این ها از زیستن سخن می گویند ، و من در میان تمام اینها جای دارم ، من می خواهم زنده بمانم ، من نمی خواهم بر بالای صلیب ، مصلوب شوم . ( این همان شخصیت انسانی عیسای مسیح بود . او که در جسم انسان بود و در روح الوهیت خدایی داشت ، از هر جهات چون انسانی وسوسه شد . تا ما را درک کند ، و به ما قدرت غلبه بر آنها را بدهد )….” اما نه به ارادۀ من بلکه به ارادۀ تو ” یعنی ” من عاشق تو هستم و تو را با تمامی جانم دوست دارم ، من تو را از تمام زیبایی های اطرافم به مراتب بیشتر دوست دارم. گل پژمرده می شود ، آسمان ابری ، درختان می سوزند ، زمین خشک می شود ، اما مهر تو پایدار است ، می خواهم که خواست تو انجام شود . چگونه ؟ نمی دانم (مسیح در جسم )چطور؟ نمی دانم (مسیح در جسم ) اما میدانم و مطمئن هستم( مسیح در روح) که با مرگ من تو به نتایج بسیار نیکویی خواهید رسید و نامت را جلال خواهی داد. و او این سرود جاودان و زندۀ اطاعت از ارادۀ او را دوباره با شهامت و این بار بی هیچ تزلزلی زمزمه کرد: ” ای پدر اگر راه دیگری نیست جز این که من این پیاله را بنوشم پس اراده تو انجام شود.”

ارادۀ خدا چیست ؟
نمی دانیم. اما می دانیم که مطیع شدن در روح با خدا و اطاعت از او آغاز انجام آن است و این ما را به قبول و پذیرش تمامی رویدادها و اتقافات پیش رو در زندگی ما رهنمون می کند و از پس این ایمان ،ارادۀ خدا در زندگی ما انجام میگردد. پذیرش اراده ای در آرامش نه در هیاهو . اطاعت از انجام آن در فروتنی نه در کینه ورزی.

ما کی هستیم ؟
ما ایمانداران به فیض و نجات خداوند مان عیسای مسیح ، تلاش می کنیم در مسیر زندگی روزانۀ خود با کلام خدا گام بر داریم و همواره در پی فهم و اجرای اراده خدا باشیم . همانگونه که سرور و نجات دهندۀ ما بود و همانگونه که او اجراء کرد.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!