loading

فروتنی در دانش الهی

نوشتۀ: ح.گ

غرور یکی از کشنده ترین خطرات روحانی در باور مسیحی است. این غرور بود که زیباترین و داناترین فرشتۀ خدا، شیطان را وادار به سقوط کرد. و این غرور آنگاه که با دانش ما از کتابمقدس در میامیزد یک خطر مخرب را ایجاد میکند، به فرمانروایی و حکومت کردن بر گلۀ خدا منجر میشود نه بر خدمت کردن و خادم بودن برای گله ایی که خدا در اختیار ما گذاشته است. ما خوانده شده ایم که شدیدا مراقب این خطر روحانی باشیم. هیچ خطایی در این نیست که ایماندار مسیحی به دنبال درک و دانش الهیات مسیحی رفته، وارد دانشگاهها و مراکز تعالیمی کتابمقدس برود. لیکن باید روزانه این را به خود هشدار بدهیم که رشد دانش ما در باور الهیات مسیحی نباید به غرور و منیت ما، به جدا کردن ما از آنانی که در دریافت کلام تازه، یا در رشد روحانی ایمان خود آهسته هستند بیانجامد. به این دلیل که آن غرور روحانی چشمان فیض الهی را از ما گرفته و قادر به دیدن خودمان نخواهیم بود، مایی که روزی مانند این بی ایمانان یا نو ایمانان هنوز در گناهان خود مُرده یا هنوز مشتاق شیر روحانی بودیم و نه گوشت.

اگر بتوان این ضرب المثل غنی ایرانی را با قوت روح مقدس خدا و همت گرفتن از کلام خود خود در زندگی مسیحی خود اجرا کنیم، خدای خود را به شایستگی جلال داده ایم که:” درخت هر چه بارش بیشتر میشود، شاخه هایش پایین تر میاید.” به عیسای مسیح نگاه کنیم، خودش در بارۀ خودش چنین میفرماید:” من و پدر یک هستیم.” ( یوحنا ۱۰: ۳۰ ) و همچنین میفرماید:”هر چه از آن پدر است از آن من است.” ( یوحنا ۱۶: ۱۵ ) بایستید! خوب به این ادعای مسیح فکر کنید. فکر کنید! فکر ما قابلیت هضم عظمت و پهنا و عمق این ادعا نیست، اما او مسیح است و مسیح از خود چنین به ما فرموده است. پولس رسول که این عظمت نجات دهندۀ خود را تاحدودی درک کرده بود، در بارۀ او چنین مینویسد: “زیرا خدا رضا بدین داد که تمامی پُری در او ساکن شود.”( کولسیان ۱: ۱۹)

اما همین عیسای مسیح چگونه با نیازمندان و تشنگان حقیقت سخن گفت؟ چگونه رازهای الهی را با آنها در میان گذاشت؟ از پیروان خود و مردم خواست که پرفسور و دکتر و فوق لیسانس الهیات مسیحی باشند تا سخنان او را درک کنند! خیر! ” در آنوقت عیسی توجه نموده گفت: ای پدر مالک آسمان و زمین ترا ستایش میکنم که این امور را از دانایان و خردمندان پنهان داشتی و به کودکان مکشوف فرمودی.”( متی ۱۱: ۲۵ ) زبان او را آدمهای عادی و بیسواد و کوچه بازاری درک میکردند طوری که در همان سادگی بومی و محلی خودشان میفهمیدند؛ اما در عین واحد در شیوۀ تعلیم عیسای مسیح هیچ قصور و کوتاهی در بیان حقایق الهی و تاکید بر طبیعت گناه آلود انسان نبود از اینرو این ترکیب یک اقتدار خاصی به این شیوۀ ساده و عمیق تعلیم عیسای مسیح میداد و این از چشم و گوش مردم دور نبود که متوجه آن نشوند. ( متی ۷:  27- 28 )

بار دیگر عرض کنم، هیچ خطایی در یافتن و رشد در دانش الهیات مسیحی نیست، بلکه خطا در این است که چگونه از آن استفاده کرده و درس میدهیم. اگر دل من باید کودکانه باشد تا درک کنم پس باید خودم را تا به اندازۀ کودک پایین بیاورم که آن را درک کنم و چون چنین کردم من نیز آن را کودکانه به دیگران میدهم، نه در منیت و غرور. بلکه تا دیگران نیز چنین در فروتنی در دانش مسیح رشد کنند.

پولس رسول که به خوبی از کلام آگاهی داشت و مسلط به علم و دانش زمان خود بود به ما هشداری جدی میدهد. هشدار در خصوص اینکه چگونه و از چه دیدی به دانش خود نگاه میکنیم. چگونه با مردم در بارۀ ایمان خود سخن میگوییم. او ابتدا از ماهیت و سابقۀ ایمانداران و خوانده شده گان به پادشاهی خدا سخن میگوید او مینویسد: “زیرا ای برادران دعوت خود را ملاحظه نمایید که بسیاری به حسب جسم حکیم نیستند و بسیاری توانا نی و بسیاری شریف نی. بلکه خدا جهال جهان را برگزید تا حکما را رسوا سازد و خدا ناتوانان عالم را برگزید تا توانایان را رسوا سازد. و خسیسان دنیا و محقران را خدا برگزید بلکه نیستیها را تا هستیها را باطل گرداند. تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند.” ( اول قرنتیان ۱: ۲۶- ۲۹ )  این گذشتۀ ما بوده است. در نادانی و ناتوانی در شناخت درست و حقیقی خدای زنده. اکنون که ایمان آورده ایم و روح القدس خدا به یاری کلام ما را تعلیم داده  و با ما از اسرار الهی سخن میگوید و به معرفت شناخت ما از عیسای مسیح میافزاید باید برخورد ما چگونه باشد؟ پولس گفتگوی خود را ادامه میدهد و خودش را مجددا مثال میزند: ” و من ای برادران چون به نزد شما آمدم با فضیلت کلام و یا حکمت نیامدم چون شما را به سّر خدا اعلام مینمودم. زیرا عزیمت نکردم که چیزی در میان شما دانسته باشم جز عیسی و او را مصلوب. و من در ضعف و ترس و لرزش بسیار نزد شما شدم و کلام و وعظ من به سخنان مقنع حکمت نبود بلکه به برهان روح و قوت تا ایمان شما در حکمت انسان نباشد بلکه در قوت خدا.” ( اول قرنتیان ۲: ۱- ۵ )

پولس میگوید که من به اندازۀ کافی هم میدانستم، مکاشفات الهی را دیده بودم، که بتوانم به خود ببالم و با سینه ایی پر به نزد شما بیایم. اما چنین نکردم. من خودم را کوچک کردم و در این کوچک کردن خود با شما از عیسای مسیح و انجیل او سخن گفتم. آنطور که شما آن را به سادگی بفهمید.

این را باید بار دیگر تاکید کنم، قصد من رد کردن فراگرفتن الهیات و فلسفه مسیحی نیست یا اینکه آنها را بدانیم و از آن سخن نگوییم، بلکه تاکید و قصد من این است تا همواره در هر شرایط، حتی در بحث و گفتگو کردن با افرادی که در چنین دانشی هستند و با شما مباحثه میکنند، فروتنی و خویشتنداری را رعایت کنیم. چه بهتر است که به شما به ناحق تهمت افراطی بودن و خشک مذهبی بودن را بزنند اما هرگز غرور و منیت و دانش خود را به رخ آنها کشیدن را بعنوان یک مسیحی در شما نبینند. زیرا اولی برای شما در نزد خداوند جلال را میاورد، دومی ابتدا حماقت خود ما را سپس خواری و بی حرمت کردن نام خداوند ما عیسای مسیح.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!