loading

عیسای مسیح و ارواح پلید
تاییدی دیگر بر خداوندی مسیح
نوشتۀ: ح.گ
یکی از اساسی ترین اختلافات الهیات مسیحی با ادیان دنیا از جمله اسلام، الوهیت عیسای مسیح است. هر چند قرآن اعتقاد و باور به پیامبر بودن عیسای مسیح را یکی از شروط مسلمان بودن دانسته است اما علنا الوهیت عیسای مسیح را از گرفته و او را فقط در مقام پیامبری انسانی پایین آورده و او را در ردۀ نوح و ابراهیم و موسی و در کنار محمد قرار داده است. قرآن با این نسبت به خود افتخار کرده است زیرا یهودیانی که عیسای مسیح از حیث تبار و نژاد یکی از آنها بود، او را فردی دیو زده و کافر لقب داده و قصد کشتن او را کردند. قرآن این را جزء افتخارات و صحت نبوت محمد میداند که پیامبر بودن عیسی را تایید کرده در حالی که خود یهود چنین نکردند.
اما سوال اینجاست: آیا عیسای مسیح به اینکه تنها یک پیامبر خطاب شود بسنده کرد؟ یا یک معلم دینی؟ یا یک شخص بسیار مهم و دانا و حکیم؟ در این هیچ شکی نیست که عیسای مسیح همۀ اینها بود اما در عین واحد او ورای همۀ اینها بود. یعنی او خدای جسم گرفته در قامت انسانی بر طبق طرح و ارادۀ خود خدا بود؛ این شخصیت و ماهیت عیسای مسیح ورای همۀ دیگر شخصیتها و لقبهایی که به او داده شده است برتری و الویت دارد و این آن اصل مهمی است قرآن علنا و شدیدا بر علیۀ آن مخالفت کرده و آن را رد میکند.
فرض کنیم بر طبق ادعای قرآن و دیگر ادیان این شاگردان مسیح بودند که چنین مسیح را لقب دادند. اما اجازه بدهید از شما سوال کنم: فرض کنیم عیسای مسیح هرگز ادعای خدایی نکرده باشد و مشتی انسان که شاگردان او نامیده شدند چنین لقبی را در غیاب او به او دادند. زیرا در پی منفعت شخصی خودشان بودند؛ اما جالب اینجاست که نه تنها در طول کتب عهد عتیق صحت این واقعیت را خواهید دید بلکه در تمام طول نوشتجات عهد جدید این حقیقت به چشم میخورد. بعد اگر از مسلمانان بخواهید تا برای اثبات این حقیقت به نوشتجات تورات، مزامیر و انبیاء مراجعه کنند، آنها این نوشتجات را که امروز در دست بیلیونها مسیحی است رد کرده و آن را اصل نمیدانند! بر میگردیم سر همان معمای معروف: بالاخره اول مرغ بود یا تخم مرغ؟!
مبحث در این خصوص بسیار عمیق و جدی است و مطمئنا قادر نیستیم در چند خط در بارۀ آن بنویسیم و در ضمن امید داشته باشیم همۀ مطالب را در این خصوص مطرح کرده باشیم. اما در چند خط اسنادی که را میتوان در خصوص ادعای خداوندی مسیح و صحت آن به طور مجمل بر طبق کتابمقدس به خواننده ارائه داد را میتوان چنین نام برد:
الف- اعتراف خود عیسای مسیح و تعالیم و سخنان او در این راستا.
پ- اعمال و کارهای عیسای مسیح و شهادت شاهدین بسیار در این خصوص.
ت- شیطان و نیروهای شیطانی.
ث- کتابمقدس.
آنچه که قصد دارم در این مقالۀ کوتاه قید کنم در مورد تایید الوهیت و خداوندی عیسای مسیح از زبان شیطان و نیروهای شیطانی است. اسلام بیش از هر دین دیگری به وجود شیطان و جن و نیروهای شیطانی معتقد است. پس توجه کردن به این وقایع ممکن است نوری بر حقیقت این اصل الهیات مسیحی بر آنها بیاندازد. لطفا نگاه کنید به اسناد زیر:
الف- در آن چهل روزی که عیسای مسیح در بیابان بود، او گرسنه شد. شیطان برای وسوسه کردن او به او نزدیک شد و به او چنین گفت ” اگر پسر خدا هستی بگو تا این سنگها نان شود.” ( متی ۴: ۳ )( عبارت پسر خدا در حقیقت لقب و نسبتی دیگر برای خدایی و الوهیت است.)
ب- در متی ۸: ۲۸- ۲۹ عیسای مسیح قبل از اینکه دو دیوانه را شفا بدهد آنها با عیسای مسیح روبرو شدند ” دو شخص دیوانه از قبرها بیرون شده بدو برخوردند و به حدی تند خو بودند که هیچکس از آن راه نتوانستی عبور کند. در ساعت فریاد کرده گفتند یا عیسی پسر خدا ما را با تو چه کار است مگر در اینجا آمده ایی تا ما را قبل از وقت عذاب کنی.”
پ- در انجیل مرقس میخوانیم که او دیوهای بسیاری را بیرون میکرد و نمیگذاشت تا آنها حرف بزنند زیرا که او را میشناختند. ( ۱: ۳۴ )
ت- مجددا در انجیل مرقس میخوانیم که وقتی عیسای مسیح فقط از اینکه مردم او را لمس میکردند شفا میافتند و بیماران بسیاری نزد او میامده تا شفا یابند؛ حتی ارواح پلید نیز پیش روی او به زمین افتادند ” و ارواح پلید چون او را دیدند پیش روی او بروی زمین افتادند و فریاد کنان میگفتند که تو پسر خدا هستی.” ( مرقس ۳: ۱۱ )
ث- در انجیل به قلم لوقا چنین میخوانیم ” و در کنیسه مردی بود که روح دیو خبیث داشت و به آواز بلند فریاد کنان میگفت: آه ای عیسای ناصری ما را با تو چه کار است آیا آمده‏ایی تا ما را هلاک سازی؛ ترا میشناسم کیستی ای قدوس خدا.” ( ۴: ۳۳) در همین بخش کمی جلوتر لوقا چنین شرح میدهد “و دیوها نیز از بسیار بیرون میرفتند و صیحه زنان میگفتند که تو مسیح پسر خدا هستی ولی ایشان را قدغن کرده نگذاشت که حرف زنند زیرا که دانستند او مسیح است.” ( ایۀ ۴۱ )
ج- در نامۀ اعمال رسولان ماجرایی را میخوانیم در خصوص زمانی که پولس رسول در شهر افسس بود. بدلیل تعالیم و کارهای عظیمی که خداوند توسط پولس رسول در این شهر انجام داده بود، بیماران بسیاری شفا یافتند و ارواح پلیدی از افراد در قدرت نام عیسای مسیح توسط پولس رسول از آنها خارج گشته بود. هفت پسر اسکیوا که یهودی بودند وقتی این ماجرا را میفهمند و قدرت نام مسیح را در بیرون کردن ارواح پلید درک میکنند، سعی میکنند تا همین کار را در نام مسیح انجام دهند. اما میخوانیم ” اما روح خبیث در جواب ایشان گفت عیسی را میشناسم و پولس را میدانم لیکن شما کیستید؟” ( اعمال ۱۹: ۱۵ )
دوستان عزیز!
نه تنها بهشت و فرشتگان قدوس خدا از خداوندی عیسای مسیح خبر دارند و او را سجده میکنند، شیطان و جهنم و نیروهای جهنمی نیز از خداوندی عیسای مسیح خبر دارند و از او وحشت میکنند. شما چه؟ آیا شما به خداوندی عیسای مسیح باور دارید یا نه؟

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!