loading

عیسای مسیح،کلیسای او و من(۲)
بررسی نامۀ افسسیان باب ۲ آیات ۱ تا ۸
نوشتۀ: حسن گل هاشم

در قسمت اول این مقاله با هم دیدیم که ما در مسیح که هستیم و هدف خدا از اینکه ما را از سراسر زمین؛ از ” بیرون ” به ” درون ” تنها به دور یک نام و به نام کلیسا فراخوانده است چیست؟ دیدیم که کلیسا یعنی چه و آنانی که دور هم در کلیسا جمع می گردند انگیزه و دلیل آنها چیست،قصد خدا از این چیست و عیسای مسیح بعنوان صاحب و داماد کلیسا از کلیسای خود چه انتظاری دارد.
در این مقاله قصد من بیشتر تمرکز بر شخصیت و ماهیت اعضای کلیساست؛که ما که بودیم و چه شدیم و بناست تا چه بشویم؛و در این راه،امید و معیار تغییر و تحول ما چیست؟ آیا شدنی است یا اینکه تنها شعاری توخالی و ناممکن است؟ آیا میتوان کلیسای مسیح را شایسته و بر طبق خواستۀ صاحب او حفظ نمود؟در این نمایش الهی نقش ما کجاست و چگونه آن را باید بازی کنیم؟و آیا قادر هستیم تا کارگردان و طراح این نمایش عظیم الهی را خشنود سازیم و کلیسایش را طبق فرمان او پاک و منزه،پر بار و زنده حفظ کنیم؟مگر نمی گوییم که ما انسان هستیم و مادامی که در جسم فانی بسر می بریم خطر وسوسه و گناه همواره وجود دارد،کما اینکه خود عیسای خداوند به شاگردانش فرمود:” زیرا که لابد است از وقوع لغزش ها “(انجیل متی باب ۱۸ آیۀ ۷).پس چگونه ممکن است هر چند ” به دنبال ” او می رویم و در ” نزد ” او هستیم و ” می رویم ” بشارت می دهیم و ” می رویم ” و ” میوه بار می آوریم ” ولی باز گویی بارها و بارها کتابمقدس به ما هشدار داده که سقوط و لغزش وجود دارد. شکست وجود دارد. چنانچه از زبان خود عیسای خداوند این را می خوانیم: ” در جهان برای شما زحمت خواهد شد و لکن خاطر جمع دارید زیرا که من بر جهان غالب شده ام.”(انجیل یوحنا باب ۱۶ آیۀ ۳۳ ) از زبان شاگرد او:” هوشیار و بیدار باشید زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غران گردش می کند و کسی را می طلبد تا ببلعد.”(نامۀ اول پطرس باب ۵ آیۀ ۸).و از زبان ایمان آورنده به او:” پس آنکه گمان برد قایم است با خبر باشد که نیفتد.”(رسالۀ اول قرنتیان باب ۱۰ آیۀ ۱۲). چرا اینقدر کتابمقدس به ما هشدار می دهد؟ پس اگر این خطرات سقوط و به خواب رفتگی در ایماندار وجود دارد،میتواند در کلیسا نیز باشد – مگر نه اینکه ما کلیسا هستیم؟
ما اهمیت این هشدارها و اهمیت ” هوشیار و بیدار ” بودن که بارها و بارها در کتابمقدس به ما تذکر داده شده را در مسیح و در کلیسا زمانی عمیقا درک میکنیم که نامۀ عیسای خداوند به هفت کلیسا در مکاشفۀ یوحنای رسول را می خوانیم. با کمی دقت و تمرکز در مطالعۀ این هفت نامه به هفت کلیسا تازه ما در می یابیم,عیسای خداوند بعنوان صاحب و داماد کلیسا از کلیسا که من و تو هستیم چه می خواهد و ما چگونه معیاری برای دستیابی به خشنود کردن خدا و مسیح و روح القدس روبروی خود داریم. چگونه من و تو که کلیسا هستیم میتوانیم از به خواب برنگشتن روحانی،سقوط روحانی،فربه گی روحانی و بی حاصلی روحانی نجات یابیم.( بررسی این هفت نامه را در بخش سوم این مقاله خواهید خواند).
پس از دست ما،ما که انسانی فانی و پر هوس و پر از وسوسه های گناه آلود هستیم برای حفظ کلیسای پربار و پر روح او چه بر می آید؟چرا می گویم حفظ کردن،زیرا ما کلیسای مسیح را نمی سازیم،کلیسای مسیح قبل از آفرینش ساخته شده بوده است،ما تنها در آن قرار می گیریم و آن را بنا می کنیم. ما در بنایی ساخته شده بنایی بنا می کنیم. ستون ها و اساس آن قبلا پایه ریزی شده،ما در آن می آییم و در آنچه که به ما سپرده شده زندگی میکنیم و از ” بیرون ” فراخوانده و در ” درون ” میمانیم و خود را برای او پاک ” حفظ ” می کنیم. پاکی ای را که او قبل از آفرینش آغاز نمود و در بالای صلیبی بر جلجتا تمام شد و با قیام او از مرگ کامل گردید. پس کار خدا در مسیح برای زنده کردن و بیدار کردن ما تمام و کامل شده است. اما ما هنوز انسان هستیم! و این انسان دو پا تا به مقام قدوسیت در جسم برسد،بقول نویسندگان عهد عتیق ” از بهایم ” است.(مزمور ۴۹ ایۀ ۱۲ و جامعه ۳ آیات ۱۸ تا ۲۰ ).اکنون با دانستن این ضعف آدمی،این حفظ کردن پاکی ای که خدا در خون مسیح به ما از فیض خود عطا نموده،که همان حفظ کردن پاکی کلیسا می باشد چگونه میسر است؟
یادتان باشد مسیح برای گناهان ما مُرد تا جریمۀ گناه اول را ( گناه آدم و حوا ) را به خدا پرداخت نماید. اما هیچ جای کتابمقدس نمیگوید مسیح برای میل و وسوسۀ گناه آلود و ضعف های ما مُرد. ” از زخم های او ما شفا یافتیم ” تا به آن زخم اولین خود باز نگردیم،نه اینکه دوباره زخمی نخواهیم شد. مسیح نمی گوید او مُرد تا ما دیگر وسوسه نشویم،او مُرد تا ما دیگر در وسوسه زندگی نکنیم. پرداخت جریمۀ گناهِ او بر بالای صلیب در یک ” آن ” گناه را از ما پاک نمود،در یک ” آن ” خشم خدا را فرو نشاند. در یک ” آن ” ” ولایتی در یک روز مولود گردد و قومی یکدفعه زائیده شود “(اشعیاء نبی ۶۶ ایۀ ۸).اما طینت و نطفۀ گناه آلود ما را شبانه پاک و بیعیب نساخت،بلکه قدرت به ما داد تا هر شب پاک و بی عیب فکر کنیم و زندگی کنیم؛من هنوز وجود دارم،طینت من هنوز وجود دارد؛پس وسوسه هنوز وجود دارد،سقوط و مرگ روحانی وجود دارد. و چون بر من وجود دارد بر کلیسای مسیح نیز وجود دارد. راه حل چیست؟ قصد بنده بررسی و موشکافی دلایل و انگیزه های سقوط روحانی نیست. من می دانم هر کس بخوبی میتواند دلایلی چند در این مورد بیان کند. اما حقیقت این است که کتابمقدس فرمولی برای سقوط نکردن روحانی به ما نمی دهد!هشدار می دهد،اما حرف آخر را من و تو می زنیم!
ببینید!مگر عیسای مسیح برای شاگردان خود نمرد؟مگر شاگردان با او به مدت سه سال و خانوادۀ او به مدت سی و سه سال با او زندگی نکردند،پس چرا بارها و بارها به آنها هشدار می دهد که ” بیدار باشید ” و یا ” بیدار بمانید “( متی ۲۴ ایۀ ۱۳ و متی ۲۵ آیۀ ۱۳،مرقس ۱۳ آیۀ ۳۷ و لوقا ۱۲ آیۀ ۳۵ ).
مسیح ما را از خواب و مرگ روحانی بیدار کرد و برای بیدار کردن ما برای ما بر بالای صلیب مُرد،اما عیسای مسیح برای بیدار ماندن ما و به خواب برنگشتن ما نمرد. این تماما به من و به تو بستگی دارد،این به کلیسا بستگی دارد. سوال اینجاست چگونه من میتوانم به خواب بر نگردم؟بیدار بمانم؟آیا این به من بستگی دارد یا به خود خدا که مرا به خواب بر نگرداند!آیا این تلاش من در حیطۀ طرح الهی پیش برگزیدگی معنا می دهد یا نه؟آیا این دست من است که به خواب بروم یا نه؟!دوست عزیز!اگر نمی داد و اگر دست من نبود،عیسای خداوند این را به ما هشدار نمی داد! اگر به خدا بستگی داشت و نه به ما،عیسای خداوند می گفت:” شاگردان من نگران بیدار ماندن خودتان نباشید،اگر اسیر لذت دنیا شدی و بازیگوشی کردی و خواب ماندی،من ترا بیدار میکنم،راحت باش!!”…
بیدار شو ای دوست!ای رفیق! وقتی عیسی برای بار اول آمد،او آمد تا ما را از خواب بیدار کند و کرد،به قیمت خون گرانبهای خود؛بار دوم که می آید،بهتر است که ما بیدار باشیم اگر نمی خواهیم پشت در بسته بمانیم،در را بکوبیم و این را بشنویم که :” اصلا شما را نمی شناسم “( متی ۲۵ آیات ۱۱ -۱۳).
بیدار ماندن ما در مسیح،زیستن روزانۀ ما را در مسیح می طلبد؛زیستن روزانۀ ما در مسیح،مُردن روزانۀ وسوسه ها و امیال ما را در مسیح می طلبد. باید این را همواره بخاطر داشته باشیم که مسیح برای ما بر بالای صلیب مُرد تا ما از خواب بیدار شویم. خدا برای بیدار کردن ما از خواب قیمت بسیار گزافی پرداخت،او هرگز سهل انگاری ما را در بیدار ماندن مان نمی پذیرد. هر چند بالاتر گفتیم که بیدار ماندن ما به ما بستگی دارد،اما خدای مهربان و پر فیض حتی در این امر نیز ما را یاری می رساند و طبق وعدۀ خودش ما را تنها و بی کس رها نمی سازد. او مانند مادری که پستان پر شیر خود را در دهان نوزادش میگذارد و صبر میکند تا نوزادش آن را بِمَکَد،بر ما نیز صبر دارد تا ما این بیدار ماندن را به دلیل فیض عظیم او در یابیم و آن را مِک بزنیم و از آن سیر شویم و به قوت آن بیدار بمانیم، این پستان را ما باید مِک بزنیم نه خدا برای ما!ما به شیر نیاز داریم تا تقویت شویم نه او!

یاد آوری خود،یاد آوری کار خدا در ماست

اما برای دستیابی به این امر،خدا همواره در طول طرح الهی خود بر روی هستی از انسان خواسته که در شکست ها و ناامیدی ها و ناتوانی ها به قوت او،به فیض او و دست مهربان و پربرکت او رجوع نماید و آن را دوباره بخاطر بیاورد که چسان در روزهای پر درد و پریشانی،قوم خود را نجات داد و سعی نمود تا به آنان قوت بخشد که در ایمان خود بیدار بمانند،به آن پستان رجوع نمایند و از آن سیر شوند،روزانه.
خدا تغییر ناپذیر است،پس به ما نیز در مسیح یاری می رساند که خود را باز یابیم و دریابیم که،که بودیم،که هستیم،مسیح برای ما چه کرد و ما چه باید کنیم تا به قوت او بیدار بمانیم، کلیسایی زنده داشته باشیم و خود را به قوت او پاک و بی عیب و بی چین و چروک برای او حفظ نماییم.

پولس رسول در نامۀ خود به کلیسای افسس قبل از اینکه به جایی برسد که قید کند ” مسیح هم کلیسا را محبت نمود و خویشتن را برای آن داد.”(افسسیان ۵ آیۀ ۲۵).از بهای عظیم خون مسیح،قدرت بلامنازعۀ او،طوری که خدا ما را از پیش در او برگزیده است (افسسیان ۱ آیۀ ۳ و ۴)،سخن می گوید. سپس در همان ایۀ ۴ پولس قید می کند که این پیش برگزیدگی در مسیح ساختگی و فقط مراسم مذهبی نیست بلکه برای اینکه ما در ” حضور او در محبت مقدس و بی عیب باشیم “.او قبل از اینکه وارد جزئیات این طرح الهی شود گویی قصد دارد که این را به ما یاد آوری کند که دلیل این کار برای ” ستایش جلال فیض ” خدا در ما بوده است. سپس او این فیض را اینگونه بیان میکند:” که در وی بسبب خون او فدیه یعنی آمرزش گناهان را به اندازۀ فیض او یافته ایم.”( فصل ۱ آیۀ ۷).نگاه کنید به ” بسبب “- ” خون ” – ” فدیه “- “آمرزش گناهان ” – ” به اندازۀ فیض ” و نهایتا فعل ” یافته ایم.”. تمامی این اشارات پر معنای پولس بخودی خود جای بحث و گفتگو دارد. اما قصد من تنها متوجه کردن شما به فعل این جمله است. ” یافته ایم “. پولس رسول،این رسول بیان فیض مسیح ،قصد دارد تا این را بگوید که هر آنچه خدا برای ما در مسیح قبل از آفرینش در نظر گرفته بوده،قبلا یافته ایم. چگونه؟ تصور کنید شخصی به بانک می رود تا حسابی برای خودش باز کند اما بانک دار به او می گوید:” ببخشید اما شما در حال حاضر با ما حساب بانکی دارید!” بعد شخص مبهوت می خواهد بپرسد:” چطور چنین چیزی ممکن است؟” که او ادامه داده و به تعجب آن شخص می افزاید:” اتفاقا شما فلان قدر پول هم در آن دارید!” ( نمی دانم شما چه می کردید،اما من آن بانک دار را ماچ می کردم!!) خدای زنده قبل از آفرینش هستی،ما را در مسیح برگزید و قبلا این فیض در مسیح را به ما عطا کرده بود. چرا؟فقط و فقط به دلیل جلال و عظمت خود در نام پر قدرت مسیح. خدا در مسیح این قدرت را به ما داد و ما آن را در خود ” یافته ایم “- ” داریم “- ” همین الان با ماست “- ” در ما حضور دارد “،نه به دلیل کار خود و خوب بودن ما،بلکه بدلیل خود خدا و کار عظیم او در صلیب مسیح.
سپس پولس پس از اینکه عظمت و قدرت نام مسیح و فیض گرانبهای او و ارزش آن را برای ما روشن ساخت،می گوید همین مسیح که چنین کار عظیمی برای ما انجام داد با ” فدیه شدن ” برای ما،و ” یافته شدن ” در چنین قدرتی در ما،اکنون خدا ” همه چیز را زیر پای های او نهاد و او را سر همه چیز به کلیسا داد ” سپس پولس یکبار دیگر این کلیسا را اینگونه تشریح میکند:” که بدن اوست یعنی پُری او که همه را در همه پُر می سازد.”(افسسیان ۱ آیۀ ۲۲ و ۲۳ ) آنگاه پولس که تا به اینجا ستون هایی برای گفته های بعدی خود پایه ریزی کرده،شروع به ساختن دیوارهای خود بر روی این ستون میکند. تاکنون او از محبت ازلی خدا در مسیح، فیض بیکران او،قربانی شدن مسیح برای نشان دادن این محبت و این فیض،سخن گفته است؛و به اعضای کلیسای افسس گویی یاد آوری نموده که آنها چه گنجینۀ گرانبهایی در مسیح دارند. اما بلافاصله پولس رسول گویی کلیسای افسس را به بالای تپۀ جلجتا برده،جایی که سر شیطان بر آن کوبیده شد و خدا تمامی بخواب رفتگان و مردگان در گذشته را یکبار و برای همیشه بیدار و زنده ساخت. و پولس گویی قصد دارد تا از بالای این تپه کلیسای افسس را کمک کند تا ” مصر ” خود را ببیند. تا ” بیابان سرگردانی ” خود را ببیند. تا جادۀ دردناک به سوی کنعان را بخاطر آورد،کنعانی که تصاحب آن ” به قیمت خون بره ای پاک و بی عیب ” میسر گردید. او برای نشان دادن این نما به کلیسای افسس نوشتۀ خود را اینگونه ادامه می دهد:
” و شما را که در خطایا و گناهان مرده بودید زنده گردانید. که در آنها قبل رفتار می کردید بر حسب دورۀ این جهان بر وفق رئیس قدرت هوا یعنی آن روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل می کند. که در میان ایشان همۀ ما نیز در شهوات جسمانی خود قبل از این زندگی می کردیم و هوس های جسمانی و افکار خود را به عمل می آوردیم و طبعا فرزندان غضب بودیم چنانکه دیگران.”(افسسیان باب ۲ ایات ۱ تا ۳).
شاید بپرسید مگر خدا از طریق فیض خود ما را در مسیح بیدار و زنده نکرده است پس چرا ما باید دوباره گذشتۀ خود را بخاطر بیاوریم؟آیا این کار هنوز محبت خدا را ثابت می کند یا اینکه از محبت خدا کاسته و آن را شرطی می سازد؟اگر پولس این خطوط را ادامه نمی داد و در همینجا آن را تمام میکرد به احتمال زیاد برداشت شما درست می بود اما در ادامۀ این نوشته می خوانیم که :” لیکن خدا که در رحمانیّت دولتمند است از حیثیت محبت عظیم خود که با ما نمود،ما را نیز که در خطایا مُرده بودیم با مسیح زنده گردانید.”( آیۀ ۴ و ۵ ).
در مقاله اول برای اینکه گذشتۀ کسانی را که به کلیسا می آیند را بررسی کنیم دیدیم که همۀ ما گناه کار بودیم و از جلال خدا قاصر؛اینجا می بینیم که همۀ ما بدلیل گناهان خود مُرده بودیم. پس همۀ کسانی که به کلیسا می آیند در گناه بودند و در گناه مُرده بودند. یعنی چه در گناه مُرده بودند. یعنی بدلیل حضور سنگین گناه بر زندگی آدمی بر روح انسان نور خدا در آنها نبود و هر جا که نور خدا و حضور خدا نباشد،تاریکی،نابودی و فنا وجود دارد.
در بالا وقتی پولس این چند خط را به کلیسای موفق و پر ثمر افسس،کلیسایی که خود او روزی آن را با دعاهای شبانه روز و تعلیم خود کاشته و آبیاری کرده بود و اکنون ثمر آورده بود،اما گویی پولس قصد دارد تا آنها را از مطلبی آگاه سازد که شاید آنها فراموش کرده باشند و یا شاید آنها در روند روزانۀ رشد کلیسایی خود آن را فراموش کنند. موسی به قوم اسرائیل گفت:” این روز را که از مصر از خانۀ غلامی بیرون آمدید یاد دارید.”(خروج ۱۳ ایۀ ۳).پولس از همین فضا استفاده کرده و به کلیسای افسس می گوید:بخاطر داشته باش که روزی در خطاها و گناهان خودت مُرده بودی و نور و حضور خدا هرگز در تو نبود. بخاطر بیاور روزی را که اسیر حیله های شیطان و تاریکی بودی،اسیر آن- غلام آن؛و از اینرو خشم و غضب خدا بر شما بود،آن روز ها را بخاطر داشته باشید. و ای کلیسای افسس بخاطر داشته باش که درست زمانی که در زیر خشم خدا بودی،اسیر و غلام هوس ها و شهوات خودت بودی،از خدا دور بودی،در تاریکی بودی؛بخاطر داشته باش که درست در همین زمان،خدای سرمدی عیسای مسیح را برای تو بر بالای صلیب قربانی کرده بود،تا با ایمان به او از خشم خدا رهایی یابی و فرزندان نور خوانده شوید. درست زمانی که گناهکار بودی،بی خدا بودی،بت پرست و شهوت پرست و قاتل و زناکار و دزد و راهزن بودی خدا اجازه داد عیسای مسیح،آن کس که خدا:” همه چیز را زیر پای های او نهاد و او را سر همه چیز به کلیسا داد ” و او را بر همۀ کائنات و خلقت خود صاحب گردانید،برای تو به رقّت بارترین شیوه،توهین، مصلوب و کشته شود؛ای کلیسای افسس…ای کلیسای مسیح…ای ایمانداری که امروز روی صندلی نشسته ای و عضوی از اعضای بدن او هستی بدان که کجا نشستی!و به چه قیمتی!
یادآوری روزانۀ این کار عظیم خدا در زندگی ما اولین کاری که در روح ما میکند این است که ما را به زانو در می آورد و خدا را پرستش خواهیم کرد. دومین کاری که میکند ما را بر روی زانو نگه می دارد و مسیح را پرستش خواهیم کرد و سومین کاری که میکند ما را به قوت روح مقدس خدا برمیخیزاند،بیدار ماندن ما را و هوشیاری ما را مسبب میگردد.
خدا از دادن نعمات و برکات الهی به فرزندان نیک خود و به کلیسای خود بیدریغ است،در حقیقت آن را قبل از اینکه ما آن را بطلبیم به ما داده است و ما آن را ” یافته ایم “.اما چگونه خدا می تواند این نعمات و برکات سرشار روحانی و الهی را به کلیسای مسیح بدهد اگر کلیسا از آن قدردان نیست و اهمیت و ارزش آن را نمی داند و یا برای او کم رنگ میگردد. همان اتفاقی که برای فرزندان یعقوب افتاد وقتی از اسارت و غلامی مصر بنا به فیض خدا رهایی یافتند و وارد سرزمین موعود گردیدند،اما چیزی نگذشت که به رغم تاکید،هشدار خدا برای پاک ماندن قوم برگزیدۀ خود آنها با مردم بیگانه و بت پرست و شهوت پرست سرزمین موعود تبانی کرده و بدنهای خود را که بنا بود متعلق به خدا و رهانندۀ آنها یعنی یهوه باشد را به شرارت و پلیدی آلوده ساختند،روزهای اسارت مصر را فراموش کرده،بر علیۀ خدا طغیان کرده و نیک مردان خدا را سنگسار کردند. کارشان به جایی رسید که رسولان و فرستاده گان خدا را کشتند و تماما پشت به خدا کردند.
آیا کلیسای مسیح امروز روزهای اسارت و بردگی خود را بیاد می آورد؟آیا عروس (کلیسای مسیح ) امروز به تعهدات خود به داماد پایدار مانده است؟ آیا عروس بخاطر دارد که داماد جان خودش را برای او داده است و او فیض خدا را حتی قبل از اینکه لباس عروسی را بپوشد داشته است؟

ادامه دارد

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!