loading

۱۰- فصل اول ایات ۲۰-۲۳

” ۲۰زیرا که چیزهای نادیدۀ او یعنی قوت سرمدی و الوهیتش از حین آفرینش عالم بوسیلۀ کارهای او فهمیده و دیده میشود تا ایشان را عذری نباشد. ۲۱زیرا هر چند خدا را شناختند ولی او را چون خدا تمجید و شکر نکردند بلکه در خیالات خود باطل گردیده دل بی فهم ایشان تاریک گشت. ۲۲ادعای حکمت میکردند و احمق گردیدند. ۲۳و جلال خدای غیر فانی را به شبیه صورت انسان فانی و طیور و بهایم و حشرات تبدیل نمودند.”

مزمور نویس میگوید:” آسمان جلال خدا را بیان میکند و فلک از عمل دستهایش خبر میدهد. روز سخن میراند تا روز و شب معرفت را اعلان میکند تا شب. سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمیشود. قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون.”( مزمور ۱۹: ۱-۴ ) به زبان ساده مزمور نویس میگوید: آنچه شما با چشم خود در اطراف میبیند نه تنها گواه بر خالق است و کسی که آنها را آفریده بلکه گواه بر قوت و قدرت مطلق اوست که در لابلای تمام دست ساخت او نهفته است. پس نباید اسیر دست ساختها شد، بلکه باید قلب و جان و روح را به آن قدرتی داد که آنها را آفریده است. از اینرو پولس که در آیۀ قبلی گفته بود که انسانهایی راستی حقیقت خدا را با ناراستی آلوده کرده و غضب خدا را بر خود ریختند، اکنون ادامه میدهد که این انسانها هیچ عذری نداشتند که ماهیت و حقیقت خدا را به دروغ آلوده کنند. چرا؟ زیرا آنها دست ساخت خدا را دیدند: اسمان و ماه و خورشید و دریا، باران و برف و آب و نان؛و … آنها بواسطۀ این نعمات و برکات خدا باید نه تنها به خود خدای حقیقی ایمان میاوردند بلکه به قوت سرمدی و الوهیت او باید ایمان میاوردند. زیرا دست ساخت خدا گواه بر الوهیت و قوت مطلق خدا بر همه چیز است. پس اگر این خدا و قوت سرمدی او توانا به انجام این چیزهای دیدنی بود پس قوت سرمدی و الوهیت او قادر به چیرهای نادیدنی نیز بوده است یعنی تا از دل دنیای مردگان عیسای مسیح را به قوت خود از مرگ برخیزاند و او را سرور بر همه چیز و همه کس سازد( ایۀ ۴ همین فصل) و انجیل او را قوت خود و عدالت خود سازد. آیا ما قوت و عدالت خدا را میبینیم؟ خیر. نادیدنی است. اما درست در همین نادیدنی ها قوت سرمدی و الوهیت خدا نهفته است. یعنی در عیسای مسیح و انجیل او که پولس آن را بشارت داد و ما امروز همان را بشارت میدهیم. سپس پولس در ایۀ بعدی میگوید:” زیرا هر چند خدا را شناختند…” چگونه انسان خدا را شناخت؟ یادتان میاید! حوا میوۀ چه درختی را خورد و به شوهر خود داد؟ میوۀ درخت شناخت نیک و بد. از این میوه آدم به دانش و علم شناخت و تجزیه و تحلیل دست یافت! ای کاش هرگز اتفاق نمیافتاد!چرا؟ زیرا آنچه انسان امروز از آن ضربه میخورد از اثرات همان میوه است. انسان میگوید: میدانم، میشناسم، میفهمم، درک میکنم…اگر خوب دقت کنید؛ در باور این انسانها خدا وجود ندارد بلکه ” من ” وجود دارد. و اول شخص مفرد با تمام مالکیت آن! چرا؟ زیرا با خوردن از میوۀ آن درخت، انسان دانشی را به دست آورد که با آن دانش، به غرور و منیت دست یافت. به ” من ” دست یافت. اما همین انسان به رغم دیدن الوهیت و قوت سرمدی خدا در چیزهای دیدنی و دانستن از خدا، او را آنطور که شایسته و سزاوار پرستش و تمجید بود، او را ستایش و تمجید نکرد؛ یعنی با ایمان آوردن به عیسای مسیح؛ بر عکس آنها به دلیل آن دانشی که از میوۀ درخت دانش خوب و بد بدست آمده بود ادعای حکمت کردند، گفتند خدا را میشناسند. گفتند خدا را پرستش میکنند. گفتند به خدا خدمت میکنند. گفتند خدا را اطاعت میکنند. گفتند از خدا اطاعت میکنند، اما تمام آنها ریا و دروغ بود. این حکمت آنان ریا و کذب بود. چرا؟ زیرا به آن قوت سرمدی و الوهیت خدا که نادیدنی بود و در مسیح عیسی نمایان شد، و به چشم عیان شد و مردم او را دیدند و لمس کردند، ایمان نیاوردند. و در آیۀ ۲۳ پولس مستقیما به آنانی اشاره میکند که از پرستش و ستایش خدای زنده و حقیقی که قوت سرمدی و الوهیت را از آغاز آفرینش بر همه عیان بوده روگردانده و از تمام دست ساخت دنیا، از تمام دنیا، برای خود بت ساخته و آن را میپرستند: دیروز صورت انسان فانی و چهرۀ حیوانات و حشرات بود امروز ماشین، کار، مد، ثروت، رفاه…است. بر تمام این انسانها ” غضب خدا از آسمان مکشوف میشود.” ( ایۀ ۱۸ همین فصل).

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!