loading

رنج ما در راه صلیب

نوشتۀ: ح گ

         بر خلاف باور تمامی مردم غیر مسیحی دنیا،راه مسیح (نه دین مسیح) راهی بس دشوار و گاهاً تماما ناممکن بنظر می رسد؛حتی مردمی از ادیان دیگر نیز این را اعتراف کرده اند.

بارها و بارها خود عیسای مسیح این دشواری را به شاگردان خود از همان ابتدا هشدار داده بود.او در موعظۀ معروف سر کوه خود به نقل از متی،شاگرد او می فرماید:” خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند و بخاطر من هر سخن بدی بر شما کاذبانه گویند.”(انجیل متی باب ۵ ایۀ ۱۱).

او هرگز حاضر نشد تا با وعده های توخالی و شیرین،یارانی برای خود جمع کند(برخلاف کسی که با دادن وعده های غنیمت جنگی و گرفتن اسرای زن و دختر هر روز به طرفداران خود اضافه نمود و آن را خواست خدا اسم گذاشت!!).شاگردان در جایی او را ترک کردند،به مردم فرمود او جایی برای خوابیدن ندارد،به او اتهام دیو زدگی داده و او را علنا از شهر و دیار او طرد کردند،حتی از طرف خانوادۀ خودش. گرسنگی کشید،تشنگی کشید،توهین شد، او نان را به عوض تن خود که باید مصلوب می شد،داد و شراب را به عوض خون خود که باید ریخته می شد.در فرجام بسیار ناعادلانه و تماما غیر قانونی او را در دادگاه هایی تماما کینه جویانه به نادرستی تمام،رای به اسفناک ترین نوع مرگ دادند و خواستند تا مرد کَلاشِ قاتل و شهرۀ این دنیا بجای او آزاد گردد و او مصلوب؛و او هنوز داشت صلیب سنگین را بر شانه های خود می کشید که به مادران اورشلیم فرمود:” ای دختران اورشلیم برای من گریه مکنید به جهت خود و اولاد خود ماتم کنید.”(انجیل لوقا باب ۲۳ ایۀ ۲۸).در دعای شب آخر خود به شاگردانش فرمود که دنیا از آنان نفرت دارد زیرا از او نفرت داشت.

بی شک معطر تر از راه زیستن در مسیح و او را در قلب خود داشتن هیچ راهی را خدای سرمدی برای بشریت قرار نداده است.اما خود خداوند فرمود که این آسایش نه در ابتدای راه و آغاز بلکه در انتهای آن خواهد بود.بر خلاف راه دنیا که این آسایش و فراخی در ابتدا خواهد بود نه در انتها.

من قصد ندارم با شما در این باره سخن بگویم که چرا و چسان؟من قصد دارم تا به شما بگویم که تمامی پهنای کتابمقدس عهد جدید مسیحی گواه از تحمل رنج و درد های این دنیا برای جلال دادن نام مسیح هم در این دنیا و هم در آخرت است و بس.

یک مسیحی واقعی دردهای حقارت خانواده و دوستان،توهین ها،زخم زبان ها،مشکلات روزانۀ جسمانی زیستن و تمامی فشارهایی که بدلیل داشتن نام مسیح بر او وارد می گردد را فرصتی مناسب می داند تا خود را محک بزند که آیا در مسیح مرده و در روح زنده است یا نه؟آیا میتواند این تمامی صلیب را با تمام هستی خود درک کند یا نه؟چرا؟چرا باید یک مسیحی نسبت به دردها و مصیبت آگاهانه درد بکشد؟

زیرا در آگاهی در دردها یک حقیقت وجود دارد و آن را پولس رسول برای کلیسای قرنتس شکافته است:”…و ما نیز چرا هر ساعت خود را در خطر می اندازیم؟”(اول قرنتیان باب ۱۵ ایۀ ۳۰).در بالاتر همین نامه پولس رسول سعی میکند تا مرگ و قیام مسیح را به گوش کلیسای قرنتس برساند،سپس او از این کلیسا سوالی بسیار عجیب و عمیق به این مضمون می پرسد: فکر می کنید ما خُل و یا دیوانه هستیم که برای چیزی که وجود خارجی ندارد ” هر ساعت خود را به خطر بیاندازیم؟” در پایین تر ادامه می دهد که :” قَسَم که هر روزه مرا مُردنی است.” پولس به مردم می گوید:که او هر روز در خطر است و هر روز در این خطرها احتمال مرگ او می رود.برای چه؟اگر ایمان به مسیحی که برای گناهان بر بالای صلیب نمرده و قیام نکرده و تمام این ماجرا بقول مردمی چند( و امروز بقول مردم این دنیا و ادیانی مانند یهود و اسلام و بهایی و…)ساخته پرداخته ذهن شاگردان مسیح می باشد،پس چرا من باید این همه را متحمل شوم؟چرا نمی روم دنبال زندگی راحت این دنیا و عیش خودم را مانند هزاران نفر دیگر نمی کنم؟

پولس رسول با این سوال خود ارتباطی زنده و پویا بین دردهای خود و حقیقت پیام انجیل مسیح می بیند.و به ما می گوید که ببینید:

من درد نمی کشم که مسیحی خوبی باشم؛من درد می کشم چون مسیح،خوبی را به من داده است.من درد نمی کشم چون شاگرد مسیح هستم؛من درد می کشم چون شاگرد مسیح بودن مرا ثابت میکند.من درد نمی کشم چون انجیل به من میگوید،من درد میکشم،چون این خود انجیل است.من درد نمی کشم چون میخواهم شبیه مسیح باشم،من درد می کشم چون شبیه مسیح هستم.

پولس رسول تمامی خطرهای زندگی خود را در راه رساندن پیام انجیل نه در راستای صداقت کار خود و استعداد خود و یا دانش خود و یا تلاش خود می گذارد تا خودش چه در خفا و چه در آشکار از آن تحسین گردد،بلکه او این خطرها را تحمل میکند تا صداقت پیام انجیل مسیح را به گوش دنیا برساند.با چه؟با تحمل در دردها و پذیرفتن تمامی مصائب در راه بشارت.اگر او متحمل آنها است چون مسیح حقیقت است و پیامش تنها پیام رستگاری.اگر عزیزان مسیحی در ایران و سراسر دنیا شکنجه شده و مخفیانه دستگیر شده و مورد آزاد و اذیت قرار می گیرند،دلیلش این است که نه شاهدان ادعا و باور خود بلکه شاهدان مسیح بوده اند.و اگر نه دنیا که برای بدی شما را تنبیه نمیکند،تشویق میکند.دنیا برای خوبی تو.در مسیح ترا تنبیه میکند و شکنجه می دهد.و این دوباره خود حقیقت انجیل مسیح را تایید میکند.

 

برادر من و خواهر من در مسیح!هر جا که هستی و هر چه که هستی!

پیام نجات مسیح و زیستن در آن همواره با درد همراه است.چه درد پوست انداختن طبیعت قدیمی،چه درد زیستن در طبیعت تازه در دنیای قدیمی.با خبر باش هر قدم تو در راه تحمل این دردها از اصالت و حقانیت انجیل خوش خداوند و تنها نجات دهندۀ ما عیسای مسیح سخن می گوید.شما نیازی به تریبون برای اثبات آن ندارید.دردها برای رسوایی شما فریاد می زنند،این به من و تست که در مسیح وبا مسیح رسوایی آنان را زمزمه کنیم.شما همچنین هیچ تریبون نیاز ندارید تا پایداری خود را به رخ همه بکشید،خود مسیح و روح مقدس خدا برای شما انجام میدهد.همان تمامی قوت های آسمان و زمین.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!