loading

داوری کنیم یا نه؟

و مرز بین این دو!

بر اساس متی ۷: ۱- ۵

نوشتۀ: ح.گ

لغت داوری کردن در لغت نامۀ فارسی اینگونه تعریف شده است که تشخیص دادن و جدا کردن خوب از بد. لغت نامۀ انگلیسی وبستر میگوید: تشکیل دادن یک رای یا نظر با سنجش دقیق شواهد و اسناد و دلایل قانع کننده در آن خصوص. به نظر میرسد که آدمی از داوری و قضاوت نکردن بر دیگران مصون نیست و همواره درگیر آن است. ما اصولا بر اموری چند در خصوص افراد و اطراف خود داوری میکنیم و به قضاوت مینشینیم. در میان دنیای غیر ایمانداران مسیحی بارها شنیده اید که با تحکم و شدت به شما گفته اند: شما کی هستید که داوری میکنید؟ و عین همین سوال را به کرات از جانب ایمانداران مسیحی نیز شنیده اید. نکتۀ ظریفی که در این گزاره وجود دارد و ما از آن غافل هستیم این است که، آن کسی که چنین به من و شما میگوید که ” شما کی هستید که بر من یا دیگری داوری میکنید؟” خود این شخص بر نظر و رای شما داوری کرده است! زیرا این شخص نظر شما را بر طبق برداشت خود و نتیجه ایی که از آن گرفته است رد کرده و آن را سنجیده پس بر نظر شما داوری کرده است. نکتۀ مهم و قابل اهمیتی که قصد دارم بگویم این است که ایمانداران مسیحی هرگز نباید در این دام و حیلۀ شیطان بیافتند و این سوال در آنها رخنه کند که اگر من گناه و شرارت و اخلاق فاسد کسی را دیدم به خودم بگویم: ” من کی هستم که بر فلانی و فلانی داوری کنم!” این خطر بی تفاوت شدن نسبت به اعتراض کردن به رفتارهای فاسد و اعمال شریرانۀ افراد و دنیا میباشد. باید از این دام بر حذر باشیم. اما برای اینکه جهان بینی درستی در این خصوص داشته باشیم باید با هم نگاهی دقیق به فرمایش عیسای خداوند بیاندازیم.

در موعظۀ سر کوه، عیسای مسیح در ادامۀ سخنان خود به ماهیت و شخصیت یک ایماندار مسیحی در پادشاهی خدا میرسد و رابطۀ او با دیگران و دنیای اطراف در این پادشاهی. چنین میخوانیم( از ترجمۀ قدیم):

” ۱حکم مکنید تا بر شما حکم نشود. ۲زیرا بدان طریقی که حکم کنید بر شما حکم خواهد شد و بدان پیمانه ایی که به پیمایید برای شما خواهند پیمود. ۳و چونست خس را در چشم برادر خود میبینی و چوبی که در چشم خود داری نمی یابی. ۴یا چگونه به برادر خود میگویی اجازه ده تا خس را از چشمت بیرون کنم و اینک چوب در چشم تست. ۵ای ریاکار اول چوب را از چشم خود بیرون کن آنکاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی.”( متی ۷: ۱- ۵ )

چند بار متی ۷: ۱  را از دهان برادر یا خواهر خود شنیده اید که آن را در خصوص برخوردهای کلیسایی یا اجتماعی بکار برده اند. ما نمیتوانیم درک درستی از ” حکم مکنید ” بر طبق فرمایش عیسای مسیح در این آیه داشته باشیم، مگر اینکه درک کنیم چرا عیسای مسیح چنین میفرماید و زمینۀ آن چیست؟ ایا حقیقتا عیسای مسیح فرموده است که یک مسیحی اجازه ندارد در بارۀ اموری در اطراف خود به قضاوت یا داوری برود؟ او اجازه ندارد، خسی را که در چشمان برادرش میبیند را به او بگوید، وقتی که خودش چوب بلندی را در چشم خود دارد؟ ایا برداشت ما این است که مسیح میفرماید نباید بر دیگران، بر اعمال و رفتار آنان داوری کنیم زیرا خود ما ضعیف هستیم و هنوز گناه میکنیم؟ اگر چنین برداشتی دارید، باید عرض کنم که بر طبق فرمایش خود عیسای مسیح این برداشتی نادرست است. زیرا خود عیسای مسیح که در متی ۷: ۱ میفرماید: “حکم مکنید تا بر شما حکم نشود.” خود او در آیۀ ۶ میفرماید: ” آنچه مقدس است به سگان مدهید و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته شما را بدرند.” چگونه میتوانم بین “سگان” و “گرازان” و آنانی که شنوای مرواریدهای کلام خدا هستند، جدایی قائل شوم، اگر نتوانم در خصوص امور اخلاقی آنها داوری کنم؟ آیا وقتی اجرا کنندۀ این فرمایش میشوم، یعنی مراقب هستم که کلام خدا را به چه کسی میگویم و با چه کسی از امور الهی سخن میگویم،  آیا من بر ماهیت آن شخص داوری نمیکنم؟ بر اساس فرمایش عیسای مسیح من باید قادر باشم بر اخلاق و ماهیت شخص مقابل داوری کنم، تشخیص بدهم که آیا او مرواریدهای کلام خدا را لگد مال نمیکند، این داوری کردن من است. یا وقتی عیسای مسیح در بارۀ شهرهایی که او بیشترین معجزات خود را در آن انجام داد اما آنها به او ایمان نیاوردند، فرمود که سرنوشت آنها از سدوم و عموره وخیم تر خواهد شد( متی ۱۱: ۲۰- ۲۴)، آیا او بر ضد آن شهرها داوری نکرده بود؟ قطعا او بر آنها و ماهیت درونی آنها داوری کرده بود. یا وقتی به شاگردان خود فرمود، وقتی وارد شهری شدید یا داخل خانه ایی شدید و بشارت شما را نپذیرفتند و سلام شما را پاسخ ندادند، گرد و خاک پاهای خودتان را نیز تکان داده و از آنجا بروید، زیرا عاقبت آنها مجددا میفرماید بهتر از سدوم و عموره بهتر خواهد شد( متی ۱۰: ۱۴- ۱۵ ) میخوانیم که شاگردان  در اعمال رسولان در خصوص شهرهایی که آنان را نپذیرفتند چنین میکنند( اعمال ۱۳: ۵۱ و ۱۸: ۶ )آیا شاگردان بر مردم آن شهر داوری نکردند؟ قطعا چنین کردند. اگر من به یک شخصی که خدا را قبول ندارد، یا خداوندی مسیح را قبول ندارد، کتابمقدس را هجو کرده و آن را رد میکند، اگر من در خصوص گناه و عاقبت زندگی او با او سخن بگویم، بر او داوری کرده ام؟ اگر به یک همجنس باز، قمارباز، کلاه بردار،…نتیجه و سرانجام داوری خدا را بر آنها بگویم اگر که توبه نکرده و به خدای زنده ایمان نیاورند، من بر آنها داوری کرده ام؟ اگر بگویم تنها راه رستگاری مسیح است و بس، آیا بر ادیان و مذاهب دیگر دنیا داوری کرده ام؟ مگر عیسای مسیح به دوازده شاگرد خود چنین وعده نمیدهد که آنها روزی بر دوازده قبیلۀ اسرائیل داوری خواهند کرد؟( متی ۱۹: ۲۸ ) مگر نامۀ پولس رسول به ایمانداران قرنتس را نخوانده اید که در آن پولس رسول به آنها مینویسد: ” مگر نمیدانید ایمانداران جهان را داوری خواهند کرد؟” سپس پولس رسول قدرت و اقتدار ایمانداران در مسیح در داوری کردن را حتی فراتر از زمین میبرد و میگوید: ” آیا نمیدانید که ما در بارۀ فرشتگان قضاوت خواهیم کرد؟”( اول قرنتیان ۶: ۱- ۳ از ترجمۀ عصر جدید) موضوع چیست؟ آیا میتوانیم داوری کنیم یا نه؟ بر طبق فرمایش عیسای خداوند و کلام مقدس ایمانداران مسیحی میتوانند داوری یا قضاوت کنند، اما در چهارچوب و قاعدۀ تعالیم عیسای مسیح خداوند و کتابمقدس. این همان راز الهی و بنیادین داوری یا قضاوت کردن بر دیگران است. بعنوان مثال مجددا به متی فصل ۷ ایات ۱ تا ۵ نگاه کنید. عیسای مسیح رو به ایمانداران مسیحی میفرماید، شما نمیتوانید بر برادر یا خواهر هم ایمان خودت در خصوص رفتار و عمل زنندۀ او بر او قضاوت کنی اگر خودت دقیقا همان رفتار و همان عمل را انجام میدهی. اما ایا متی ۷: ۱- ۵ فقط میگوید من حق ندارم بر برادر یا خواهر ایمانداری داوری کرده و حکم کنم حتی اگر واقعا ” خسی ” را هم در چشمان او ببینم؟ پس نگاه کنید به ایۀ ۵:” ای ریاکار اول چوب را از چشم خود بیرون کن آنکاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی.” با کمی دقت میبینیم که عیسای مسیح در این ایه به ما اجازه و اقتدار داوری کردن بر برادر یا خواهر خود را داده است. خوب دقت کنید! در چشم ما یک چوب هست، در چشم برادر ما یک خس. عیسای مسیح نمیگوید، برادر یا خواهر شما بی خطا نیست، او خسی در چشمان خود دارد، و چه بسا بر شماست که در خصوص رفتار او او را اصلاح کنی، که نهایتا از قدم اول داوری کردن میاید. اما عیسای مسیح بلافاصله میفرماید درست در همین زمان چوبی بلند در چشمان خود ما وجود دارد، ما باید قبل از قضاوت و اصلاح کردن در خصوص خس چشم برادر خود، بر چوب چشم خودمان نیز داوری کنیم، باید ابتدا آن چوب را از چشم خودمان در بیاوریم، خودمان را اصلاح کنیم، سپس خس را از چشم برادر یا خواهر خود؛ چه بسا دیدی بهتر برای برداشتن آن خس از چشمان آنها به ما بدهد!

بنابر این به نظر من بر طبق تعالیم مستقیم و زندۀ کتابمقدس ما بعنوان ایماندار مسیحی بر اساس چهار اصل نمیتوانیم و اجازه نداریم بر دیگران داوری نماییم اگر که:

الف- بر حسب ظاهر داوری کنیم و نه بر حسب راستی و حقیقت.( یوحنا ۷: ۲۴ )

ب- خود ما شدیدا در زنجیرهای قدیمی همان اعمال و رفتاری که شخص مقابل انجام میدهد اسیر هستیم، خودمان نتوانسته ایم خودمان را از آن زنجیرها ازاد کنیم، بر دیگران داوری میکنیم که چرا آنها در زنجیر هستند و چرا آنها خودشان را ازاد  نمیکنند!( رومیان ۲: ۱ : لهذا ای آدمی که حکم میکنی هر که باشی عذری نداری زیرا که به آنچه بر دیگری حکم میکنی فتوی بر خود میدهی زیرا تو که حکم میکنی همان کارها را به عمل میاوری.)

پ- برای باورها و اعتقاداتی خارج از چهارچوب کتابمقدس که ما را شکل داده و در ما عجین شده اند( طبیعت قدیمی ما) میایستیم و دیگران را بر طبق این طبیعت قدیمی خودمان داوری میکنیم و نه بر طبق طبیعت تازه ایی که در مسیح دریافت کرده ایم.( دوم تواریخ ۱۹: ۶ : با حذر باشید که به چطور رفتار مینمایید زیرا که برای انسان داوری نمی نمایید بلکه برای خداوند و او در حکم نمودن با شما خواهد بود.”)

ت- داوری کردن ما در پس تضعیف و شکست دادن طرف مقابل است و نه بنا کردن و ساختن آن شخص.( غلاطیان ۶: ۱ : اما ای برادران اگر کسی به خطایی گرفتار شود شما که روحانی هستید چنین شخص را به روح تواضع اصلاح کنید و خود را ملاحظه کن که مبادا تو نیز در تجربه افتی.)

 

 

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!