loading

داستان بزرگ کتاب مقدس

چهار داستان : آفرینش- سقوط- رهایی- رستگاری

یک داستان بزرگ نجات

در چهار بخش. بخش اول

نویسنده: ح.گ

مقدمه

ما وقتی میگوییم داستان منظور رویداد، وقایع و افراد ساخته شده ذهن آدمها نیست بلکه ما سخن از افراد واقعی- وقایع انجام شده و تاریخی- سخنان و تعلیم بیان شده از جانب روح مقدس خدا به انسانها در طول تاریخ بشری میگوییم. از اینرو میتوانیم به قوت و صراحت بگوییم که کل کتاب به داستانهای گوناگونی تقسیم شده است. عیسای مسیح پس از رستاخیز از مرگ به شاگردانش چنین فرمود، “همین است که سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروریست که آنچه در تورات موسی و صحف انبیاء و زبور در بارۀ من مکتوب است به انجام رسد.“( لوقا ۲۴ : ۴۴ ) او همچنین رو به رهبران دین یهود کرد و فرمود، “کتب را تفتیش کنید زیرا شما گمان میبرید که در آنها حیات جاودانی دارید و آنها است که به من شهادت میدهد.” ( یوحنا ۵: ۳۸ ) با این ادعا، عیسای مسیح در واقع میفرماید که تمام کتاب مقدس در بارۀ او سخن میگوید. مادامی که ما قادر نباشیم این را در کتاب مقدس ببینیم، قادر نخواهیم بود با طرح الهی خدا، آن سر الهی او در عیسای مسیح، اشنا شویم. در حقیقت داستان بزرگ کتابمقدس که از چهار داستان آفرینش-سقوط-رهایی و رستگاری تشکیل شده است نهایتا از داستان بزرگ نجات عیسای مسیح سخن میگویند و این چهار داستان با هم آن داستان بزرگ را شکل میدهند.

اما چگونه میتوانیم آن را درک کنیم؟

چگونه باید این داستان را درک کنیم؟

لطفا چند اصل بسیار مهم را در خصوص این داستان بزرگ کتابمقدس در نظر داشته باشید:

الف- خدا، شخصیت اصلی این داستان است. و این داستان بزرگ قصد دارد تا خدا را جلال دهد.

ب- این داستان، داستان بزرگ کتاب مقدس است.

پ- این داستان چهار قسمت دارد: آفرینش، سقوط، رهایی، رستگاری.

به زبان انگلیسی این چهار داستان را میتوانیم اینگونه نام ببریم:

CREATION-FALL-REDEMPTION-RESTORATION

ت- آهنگ کل داستان، آهنگ فیض خدا در نجات گناهکاران و رستگاری تمام خلقت توسط عیسای مسیح میباشد.

ث- همۀ ما بازیگران این داستان هستیم.

 

تمرین: داستان زندگی شما چیست؟ به نظر شما کدام داستان، داستان بزرگ زندگی شما بوده است؟ چطوری روی داده است؟ شخصیتهای این داستان یا داستانهای زندگی شما چه کسانی بوده اند؟

شرح حال داستان

هر داستانی که تاکنون خوانده یا شنیده ایم دارای شخصیتهای خاص، وقایع خاص، زمانهای خاص و گفتگوهای خاص میباشد. بعضی از این شخصیتها، شخصیتهای کلیدی و اساسی داستان و بعضی ها نه چندان. همچنین بعضی از وقایع بسیار عظیم اما نه همۀ انها.

با کمی دقت ما در خواهیم یافت که هر داستانی یک نقطۀ آغازین، یک نقطۀ اوج و نهایتا یک نقطۀ پایان دارد. جالب اینجاست که بدون شک هر داستانی یک آغاز و یک پایان بیشتر ندارد. اما نقاط اوج یک داستان میتوانند متعدد باشند، اما با کمی دقت ما در خواهیم یافت این نقاط متعدد نهایتا ما را به یک نقطۀ اوج نهایی میکشانند. (کوهنوردی خودتان را در کوههای مرتفع بیاد بیاورید و وقتی که به سمت قلۀ کوه در حرکت هستید.)

با دقت در مسیر مطالعات خود در کتابمقدس ما مشاهده خواهیم کرد که : آفرینش هستی در واقع مقدمه داستان است. سقوط آدم و حوا و ورود گناه به هستی حادثه ایست که همه چیز را تحت تاثیر خود قرار میدهد. سپس ما مشاهده خواهیم کرد که با رهایی توسط مرگ عیسای مسیح بر بالای صلیب در واقع داستان به اوج خود میرسد و نهایتا وعده بازگشت مسیح و حیات ازلی با او پایان خوش داستان است که میتواند نصیب هر کسی شود که به او ایمان قلبی بیاورد.

کتاب مقدس و داستان بزرگ آن

همانطور که در بالا قید شد تمام کتاب مقدس را میتوان به چهار واقعۀ یا چهار داستان که نهایتا یک داستان بزرگ کلی را شکل میدهند تقسیم کنیم. این چهار داستان از این قرار است:

آفرینش

Creation

 سقوط

Fall

رهایی

Redemption

 رستگاری

Restoration

 

۱-آفرینش

CREATION

این داستان بزرگ یک آغاز دارد و آن خود خدا میباشد. در آغاز این داستان ما با سه موضوع روبرو میشویم: خدا، خلقت و نظم.

خدا

خدا شخصیت اصلی داستان است. 

مزمور ۹۰ : ۲

پیدایش ۱: ۱

این خدا، یک خدای واحد است.

اشعیاء ۴۵: ۵

قدوس ( اشعیاء ۶‌: ۳ )، خدایی که سخن میگوید( پیدایش ۱ : ۳ و ۳ : ۹ )، پادشاه و فرمانده مطلق( مزمور ۹۵ : ۳ – ۷ )، پر از رحمت و احسان ( مزمور ۱۴۵ : ۸ و ۲۵ : ۶ و اول یوحنا ۴ : ۱۶ )

اما در سه شخصیت.

پیدایش ۱ : ۲۶ و متی ۲۸ : ۱۹ و لوقا ۴ : ۱۸- ۱۹

خلقت

خدا همه چیز را از هیچ آفرید. یعنی هیچ چیز قبلا نبود و خدا فرمان داد و خلقت شکل گرفت.

اشعیا ۴۰: ۲۶

مزمور ۸: ۳

عبرانیان ۱۱: ۳

نظم

خدا در ابتدا همه چیز را با نظم و هماهنگی آفرید و در این خلقت که کامل بود هیچ نقصان و کمی نبود. درد و اشک نبود. رنج و زحمت مضاعف نبود. مرگ نبود. محبت در کمال خود وجود داشت، آشتی دائمی با خدا، با همدیگر و با طبیعت اطراف خود. به زبان عبرانی آن را شالوم میگویند. ما به زبان فارسی آن را سلام میگوییم: صلح تمام عیار. صلح کامل. بقول زبان امروزی خودمان صلح جهانی!

و ما این حقیقت را در آفرینش خواهیم دید و خصوصا در آفرینش انسان.

پیدایش ۱: ۴ و ۱۰ و ۱۳ و ۱۹ و ۲۱ و ۲۵

و وقتی خدا انسان را آفرید و همه چیز به کمال رسید. خدا فرمود: ” و خدا هر چه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود.” ( پیدایش ۱: ۳۱‍ )

۱-انسان خلقت عالی و برجستۀ خدا بود.

پیدایش ۱: ۲۶ – ۲۷

پیدایش ۲: ۷

مزمور ۸ : ۳ -۶

۲-انسان با هدف و انگیزۀ الهی خلق شد.

او انسان را مرد و زن آفرید و هر دو به طور مساوی و توازن شکل و شبیه خدا بودند.

ازدواج آنها، نمایی از یگانگی، بی ریایی، لذت دائمی بود.

پیدایش ۲ : ۲۴- ۲۵

ازدواج آنها هدف دار بود.

پیدایش ۱ : ۲۸

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!