loading

حکمت فریاد میزند!

نوشتۀ: ح.گ

در کتاب امثال سلیمان باب هشتم چنین میخوانیم، ” آیا حکمت ندا نمیکند، و فطانت آواز خود را بلند نمی نماید به سر مکانهای بلند بکنارۀ راه؟ در میان طریقها میایستد. به جانب دروازه ها بدهنۀ شهر؟ نزد مدخل دروازه ها صدا میزند. که شما را ای مردان میخوانم؟ و آواز من به بنی آدم است. ای جاهلان زیرکی را بفهمید؟ و ای احمقان عقل را درک نمایید.” ( امثال ۸: ۱- ۵)

با کمی دقت در این آیات در می یابیم که مکانهای مشخصی در این ایات قید شده است. جایی که حکمت در آن مکانها ندا میکند. با توجه به زمینۀ نوشتاری این ایات که از سرزمین اسرائیل سخن میگوید و از سنت و فرهنگ شرق با کمی دقت به رازهایی چند با ذکر این مکانها در این ایات پی میبریم. در حقیقت نویسنده تصادفی این مکانها را انتخاب نکرده است. دقت کنید که حکمت در کجاها ندا میکند و صدای خود را برای دعوت کردن مردم به درک کردن و فهمیدن در کجاها بلند میکند:

الف- به سر مکانهای بلند.

در نسخۀ اصلی عبرانی این عبارت به معنای بالای کوه و بلندی عظیم قید شده است. چرا ندا بر بالای کوه ندا میکند؟ اسناد متعددی در نوشتجات عهد عتیق وجود دارد که مردم اسرائیل گاها در بالای کوههای بلند قربانگاهی را شکل داده و خدا را پرستش میکردند. ابراهیم چنین کرد، یعقوب چنین کرد، داود و افراد متعددی چنین کردند. در حقیقت بالای کوه و بلندی یک نمای پرستشی را داشت. یک نمای رابطۀ روحانی با خدا. کمااینکه امروز در مذاهب این موقعیت و این مکانهای فیزیکی شاید بالای کوه نباشد اما در جای مشخصی قرار دارد که مردم را به نزد خود جذب میکند: اسرائیل، اورشلیم، روم، مکه، کربلا، مشهد، قم،…

اگر بخواهیم این را خلاصه کنیم، حکمت در جایی که مردم خدا را پرستش میکنند ندا میکند و از آنها دعوت میکند که فهم و درک داشته باشند که چه چیز و چه کسی را پرستش میکنند.

ب- به کنارۀ راهها.

راه در زمان قدیم، مسیر نقل و انتقال امور اقتصادی بوده است. مسیر جابجایی ارتش یک سرزمین. مسیر ارتباطات با سرزمین ها و مردم دیگر در شهرهای اطراف.

حکمت در راهها فریاد درک کردن و دانش را میزند که ما در این ارتباطات جهانی، شهری و سرزمینی بین کشور خود با کشورهای دیگر چگونه برخورد میکنیم. از این راهها برای چه مقاصدی استفاده میکنیم.

پ- در میان طریقها میایستد.

در نسخۀ عبرانی این به معنای تلاقی راهها قید شده است. جایی که مسیر عوض میشود. جایی که باید انتخاب کنیم به کدام طرف باید رفت. طوری که در زبان عبرانی قید شده، حکمت در این مسیر تلاقی ایستاده است، و راه درست را به ما نشان میدهد.

در حقیقت حکمت به آنانی که به این تلاقی راهها برمیخورند، این درک و این فهم درست را میدهد که کدام راه را باید انتخاب کنند و کدام راه را نباید.

ت- بجانب دروازها بدهنۀ شهر.

دروازها در آن زمان، تنها راه ورود به یک شهر یا یک سرزمین بودند. کالاهای تجاری وارد میشدند. مردم از سرزمینهای دیگر وارد میشدند. سربازان و ماموران این مردم را بررسی میکردند به احتمال زیاد از آنها سوال میشد که از کجا آمده اند و برای چه وارد میشوند. چون هر سرزمینی برای خود دشمنانی چند داشت و سربازان و ماموران در دروازه های شهر مراقب بودند که جاسوسان و دشمن وارد شهر نشوند. بیماریها و آنانی که صدمه به شهر خواهند زد. آنها شناسایی میشدند سپس اجازۀ ورود به آنها داده میشد.

حکمت به آنانی که ماموران دروازۀ شهر هستند این فهم و این درک را میدهد که چه کسانی را اجازۀ ورود بدهند و چه کسانی را ندهند. مراقب باشند تا دشمن وارد نشود. مراقب باشند تا بیماری و خطر جانی وارد شهر نشود تا برای مردم آن شهر مضر باشد.

ث- نزد مدخل دروازه ها صدا میزند.

دروازه ها نه تنها مکان ورود مردم سرزمینهای دیگر، کالاها بود، بلکه جایی نشستن ریش سفیدان و رهبران شهر نیز بود. آنها درست در مکانی پشت درهای دروازه مینشستند، مردم از سراسر شهر به آن مکان میامدند و مشکلات و نیازهای خود را با ریش سفیدان و رهبران دینی شهر مطرح میکردند و آنها راه حل را ارائه میدادند.

حکمت جایی ندا میدهد و دعوت به فهم و درک درست میدهد که داوری بر امور مردم اجرا میشد. حکمت دعوت میکرد که ریش سفیدان و داوران در امور مردم از وجود او استفاده کنند و بر میزان او داوری کنند.

آنانی که با کتاب امثال سلیمان آگاهی دارند میدانند که در این کتاب بارها و بارها از “حکمت” سخن رفته است. البته این قابل تذکر است که این حکمت همواره در زبان اصلی از ضمیر سوم شخص مونث استفاده میکند. در ضمن با کمی دقت در این کتاب ما با دو نوع حکمت روبرو هستیم. حکمت آسمانی که از جانب خداست و حکمت شریر که از خدا نیست. در واقع حکمت در شباهت دو نوع زن ترسیم شده است. زن خدا ترس و خدا دوست، و زن شریر و فاسد. که در قیاس با حکمت آسمانی و حکمت شریر ترسیم گشته است که گویی حکمت یک فرد است. یک فرد زنده.

اتفاقا در همین فصل هشتم ایات ۲۲ تا ۳۱ این حکمت است که مستقیما خودش را معرفی میکند. در این ایات حکمت اینگونه مدعی میشود که او از ازل بوده است. قبل از آفرینش هستی. قبل از اینکه حتی خدا از میان تاریکی، هستی و زمین و اسمان و نور و خورشید و ماه و ستارگان و موجودات و انسان را خلق کند با خدا بوده است.

این ترسیم و تشریح حکمت از ازلی بودن خود، از اینکه قبل از آفرینش هستی با خدا بوده است، تنها یکبار دیگر در کتابمقدس تکرار شده است. و آن زمانی است که پولس رسول در نامۀ خود به ایمانداران کولسی از مقام عیسای مسیح سخن میگوید. او عیسای مسیح را چنین تشریح میکند: ” زیرا که در او همه چیز آفریده شد آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است از چیزهای دیدنی و نادیدنی و تختها و سلطنتها و ریاسات و قوات؛ همه بوسیلۀ او و برای او آفریده شد. و او قبل از همه است و در وی همه چیز قیام دارد.” ( کولسیان ۱: ۱۶- ۱۷ )

خود پولس رسول در نامۀ دیگر خود به ایمانداران قرنتس اینگونه در بارۀ عیسای مسیح سخن میگوید: “ لکن از او شما هستید در عیسی مسیح که از جانب خدا برای شما حکمت شده است و عدالت و قدوسیت و فدا.” ( اول قرنتیان ۱: ۳۰ )

یعقوب در رسالۀ خود در خصوص دو نوع حکمت سخن گفته است: حکمتی که “دنیوی و نفسانی و شیطانی” است و حکمتی که “از بالا است ” یعقوب میگوید این حکمت که از بالا است، طاهر است، صلح آمیز است. ملایم است. “نصحیت پذیر و پر از رحمت و میوه های نیکو و بی تردید و بی ریا.”( یعقوب ۳: ۱۴-۱۷ )

اما شاید شما سوال کنید ما چگونه میتوانیم این حکمت را تصاحب کنیم؟

یعقوب به ما میگوید اگر ما محتاج حکمت آسمانی باشیم. تشنۀ حکمتی باشیم که از آسمان به خواستاران و طالبان خود به سخاوت عطا میشود، خود خدا از روی فیض و رحمت خود بدون ملامت به او عطا میکند.

با جمعبندی این مقاله میتوان چنین نوشت:

دنیای امروز، در هر گوشه و کنار آن، چه در امور پرستش خدا، چه در امور اقتصادی، روابط با کشورهای دیگر، برخورد با ملل دیگر، داوری درست بر اموری که باید عادلانه حل شود، در خصوص حل امور اجتماعی و سیاسی درونی یک کشور به سختی در فساد و شرارت فرو رفته است. من قصد ندارم تا به گونه ایی منفی سخن بگویم و بقولنا همه را با یک چوب بزنم اما حقیقت غیرقابل اغماض و چشم پوشی در عین واحد استوار این است: یا ما حکمت آسمانی را داریم یا ما حکمت شریرانه. عملکرد این دو نوع حکمت در ادعای من و شما در داشتن یا نداشتن آن نیست بلکه در ثمرات بکار بردن آنها. ما درخت را از میوۀ آن تشخیص میدهیم نه؟

اگر سرزمینی، ملتی، شخصی از حکمت الهی خداوند برداشت کرده، درک کرده، فهمیده و آن را بکار میبرد، ثمرات اسمانی آن در سرزمین و ملت و شخص به وضوح آشکار است اگر ثمرات یک سرزمین، ملت و یک شخص فساد، خونریزی، انتقام، نفرت میباشد، قطعا حکمت بکار برده شده، آن حکمت تاریک و شیطانی و فاسد است.

انتخاب از ماست: ما میخواهیم به کدام حکمت گوش کنیم و از آن تعلیم بگیریم: از عیسای مسیح که برای ما حکمت و دلیل زیستن شد یا از شیطان که حکمت او فریبنده و مقبول کننده لیکن فساد و ویران کننده و خانمانسوز است؟ اگر میخواهیم عیسای مسیح حکمت ما باشد آنگاه پرستش ما، امور سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و مدنی ما آسمانی و جلال دهندۀ خداست از هر حیث و هر راه. اگر میخواهیم حکمت زمینی حکمت ما باشد، حکمت موقت انسان، انگاه پرستش ما، امور سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و مدنی ما زمینی و رو به فساد و ویرانی است. کمااینکه امروز در سراسر دنیا شاهد آن هستیم. چه در کشورهای که مدعی هستند کشورهای پیشرفتۀ روی زمین هستند، امریکا و اروپا. و چه کشورهای خاورمیانه که مدعی دین اسلام و یهود را دارند که از دستانشان تا بناگوشهایشان خونریزی و ظلم و تنفر و انتقام و ویرانی جاری میگردد؟ بیاد داشته باشید که حکمت فریاد میزد:” که شما را ای مردان میخوانم؟ و آواز من به بنی آدم است. ای جاهلان زیرکی را بفهمید؟ و ای احمقان عقل را درک نمایید.”

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!