loading

ایمانداران مسیحی و موضوع حمل کردن سلاح

نوشتۀ: ح.گ

آیا یک ایماندار مسیحی باید اسلحه برای دفاع از خود حمل کند؟ نحوۀ برخورد ما نسبت به آنانی که جان خودمان، خانوادۀ ما و مردم دیگر را به خطر میاندازند چیست؟ کتابمقدس در این باره چه میگوید؟

امروزه بحث حمل کردن سلاح و میزان و چگونگی آن در بحث داغ محافل سیاسی و اجتماعی است و این بجاست که ما ایمانداران مسیحی که در سرزمین و کشوری زندگی میکنیم که قانون و اساسنامۀ آن به ما این اجازه را میدهد که سلاح داشته باشیم و یا حمل کنیم دیدگاه کتابمقدسی خودمان را نسبت به این موضوع داشته باشیم.

بر طبق تعالیم خداوندمان عیسای مسیح، تاریخ کلیسای اولیه و تاریخ کلیسا در یک مجموعۀ جهانی، برای اینکه این موضوع را درک کنیم باید دو چیز را کاملا از همدیگر مجزا کنیم و در بارۀ آن فرق اساسی بگذاریم تا بتوانیم نمایی درست در خصوص حمل کردن سلاح و استفاده از آن داشته باشیم. آن دو چیز را میتوان :اول، دفاع از خود و دیگران در زمان خطرات جانی؛ و دوم، گرفتن انتقام از آنانی که به ما ازار میرسانند و ما را تهدید به آزار و شکنجه یا مرگ میکنند؛ نام ببریم. برای اینکه خریدن و حمل کردن سلاح را بعنوان یک ایماندار مسیحی بتوانیم درک کنیم باید بتوانیم این دو موضوع را از همدیگر تفکیک کرده و تمییز بدهیم، زیرا این دو در طبیعت و نحوۀ برخورد مسیحی ما کاملا با هم تفاوت دارند.

(قبل از اینکه این مقاله را ادامه بدهم، باید موضع خودم را نسبت به این اصل روشن کنم، من شخصا در سرزمینهایی که خریدن و حمل کردن سلاح قانونی و جایز نیست به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم که ایمانداران مسیحی بر ضد قانون و اصول حکومتی موجود سرزمین خود اقدام کرده و در پی آن باشند تا سلاح خریده و حمل کنند.)

دفاع از خود و دیگران در زمان خطرات جانی

ما نمونه هایی متعددی در کتابمقدس داریم که پدران ایمان و شخصیتهای کتابمقدس برای حفظ جان عزیزان خود و آنانی که نیاز به کمک داشتند دست به سلاح بردند و از آن استفاده کردند.

وقتی ابراهیم دربارۀ لوط برادرزادۀ خود شنید که به همراه خانوادۀ خود به اسارت رفته است، دست روی دست نگذاشت و دستهایش را به سمت خدا دراز نکرد که خدا لوط را کمک کند! پس از شنیدن خبر اسارت برادرزادۀ خود، او سی صد و هیجده نفر از کارآموزان جنگ را انتخاب کرد، یک نقشۀ جنگی را تدارک دید و برای بازگرفتن لوط و خانوادۀ او به تعقیب دشمنان لوط رفت، آنها را شکست داد و لوط و خانوادۀ او را ازاد کرد( پیدایش باب چهارده ایات سیزده تا شانزده).

ایوب دربارۀ گذشتۀ خود چنین میگوید که او برای آنانی که راهنمایی میخواستند کمکی بوده، برای فقرا مانند پدری و اگر دو نفر با هم در جنگ و ستیز بودند در پی این برمیامده است که دعوای آن را خوب بررسی کرده و آن را فیصله دهد، سپس او اینگونه در بارۀ عکس العمل خود در قبال آنهایی که جانشان توسط تهدید دیگران در خطر بوده است،” دندانهای آسیای شریر را میشکستم و شکار را از دندانهایش میربودم” ( ایوب باب بیست و نهم آیۀ شانزده و هفده).

در زمان بازگشت یهودیان به اورشلیم و بازسازی دیوار ویران شدۀ ان، وقتی نحمیاء دانست که دشمنان اسرائیل قصد این را دارند که به شهر حمله کرده، و دیواری که آنها شب و روز در پی بازسازی و بنای مجدد آن بودن را دوباره ویران کنند، دستور داد تا همۀ کارگران و معماران در زمان کار کردن سلاح با خود حمل کنند و از خود و از شهر و از دیوار اورشلیم دفاع کنند( کتاب نحمیاء باب چهارم ایات پانزده تا هیجدهم).

واقعۀ باغ جتسیمانی وقتی پطرس گوش غلام رئیس کهنه را با درفش خود برید( یوحنا باب هیجده ایۀ دهم،) و فرمان عیسای خداوند به شاگردان خود به نوشتۀ لوقا در خصوص آمدن روزهای سخت و پیشگویی آن، که “کسی که شمشیر ندارد جامۀ خود را فروخته آن را بخرد،”( لوقا باب بیست و دوم ایۀ سی و ششم؛) این حقیقت را بیان میکند که شاگردان مسیح با خود سلاح حمل میکردند و حمل کردن آن طبق فرمان عیسای مسیح برای آنان مجاز بوده است.

با کمی دقت ملاحظه میکنیم که تمام موارد بالا و مجوز استفاده کردن از سلاح و کارزار بعنوان حمله به دشمن و گرفتن انتقام و تثبیت قدرت شخصی و دینی فردی نبوده است( کاری که محمد بن عبدالله و پیروان او کردند و هنوز آن را دنبال میکنند) بلکه تنها در جهت دفاع کردن و نجات دادن جان خود یا انسانی دیگر؛

استفاده کردن سلاح برای گرفتن انتقام

در تضاد مطلبی که بالا با هم خواندیم درک این موضوع بسیار مهم است که آنچه بالا گفته شد هرگز پوشش و توجیحی برای به دست گرفتن و استفاده کردن سلاح بر ضد دشمنان ایمان مسیحی ما نباید باشد. در هیچ جای کتابمقدس به ما گفته نشده که ما باید بر ضد آنانی که به دلیل ایمان مسیحی ما جفا میرسانند، ما را تهدید به قتل کرده و یا عزیزان ما را کشته اند، سلاح بدست گرفته و بر ضد آنان شورش کنیم و آنان را به قتل برسانیم.

نکتۀ حائز اهمیت و کلیدی ایمان مسیحی ما در این است که ایمان مسیحی ما بدون جفا دیدن، آزار و شکنجه شدن، طرد شدن از دنیا، آواره شدن، زندانی شدن و نهایت شهید شدن، ایمانی کامل نیست. زیرا یا ما بعنوان ایمانداران مسیح در این کوره های حوادث ایمان میسوزیم و طاقت میآوریم، یا اینکه فرسخها از آن دور هستیم، لیکن به فرمان آیۀ صریح کلام در عبرانیان باب سیزده، ما با زندانیان و جفا دیدگان هم زندان و هم رنج و جفا هستیم، آنطور که گویی خودمان با آنها در کوره های درد و شکنجه و ازار میسوزیم( عبرانیان باب سیزده ایات اول تا چهارم).

عیسای مسیح علنا در موعظۀ خود به شاگردانش میفرماید که دشمنان خود را دوست داشته، برای آنها دعای خیر کرده و به رغم درد و رنجی که در این راه متحمل میشوند ” خوشحال باشید!”( متی باب پنجم ایات یازده و دوازده). در ضمن در آخرین ساعت عمر زمینی خود برای شاگردان خود پیشگویی کرد که آنها را به زندانها انداخته و آنها را به نام خدایان خود خواهند کشت( متی بیست و چهارم ایۀ نهم،) و نهایتا در باغ جتسیمانی پس از اینکه پطرس از شمشیر خود استفاده کرد و گوش غلام رئیس کهنه را برید رو به پطرس فرمود، “شمشیر خود را غلاف کن زیرا هر که شمشیر گیرد به شمشیر هلاک گردد،” ( متی باب بیست و ششم ایۀ پنجاه و دویم.)

در زندگی ایمانداران کلیسای اولیه میخوانیم، چون آنها برای نام مسیح شکنجه و ازار دیدند، از دست رهبران یهود شلاق خوردند، انها به قصد انتقام گرفتن از آنان برنیامدند و یا مسلح شده و جنگ مسلحانه اعلام کنند! در عوض، ” ایشان از حضور اهل شوری شاد خاطر رفتند از آنرو که شایستۀ آن شمرده شدند که به جهت اسم او رسوایی کشند،”( اعمال رسولان باب پنجم ایۀ چهل و یکم).

پولس رسول در نامۀ خود به ایمانداران روم میگوید که انتقام گرفتن از خداست و مقدسین مجاز نیستند که از دشمنان خود انتقام بگیرند. او به آنها میگوید که آنها خوانده شده اند که برای جفا دهندگان خود باید دعای برکت بطلبند( رومیان باب دوازده آیات چهارده تا بیست و یکم.) در همین نامه پولس ادامه میدهد که گرفتن انتقام به دستان دولت و آنانی که خداوند شمشیر را به دستان آنها داده تا نظم و عدالت را اجرا کنند سپرده شده است نه دستان ما، ( باب سیزده آیۀ چهارم.)

پطرس رسول ایمانداران این جهان را ” غریبان ” خطاب میکند و از آنها دعوت میکند که نمونۀ عیسای مسیح را در قبال رنجها و شکنجه های ایمان در برابر دشمنان خود دنبال کنند، بقولنا مانند برهّ ایی باشند که به سلاخگاه میروند. به او دشنام دادند اما او دشنامشان را پس نداد و چون عذاب میکشید دشمنان خود را تهدید نکرد، ( اول پطرس باب دوم ایات بیست تا بیست و پنجم.) سپس در همین رساله از آنها میخواهد که از اتش و عذابی که بدلیل ایمان مسیحی خود در آن هستند در تعجب نباشند، زیرا که به همین خوانده شده اند( باب چهارم ایۀ دوازده.)

با دقت کردن به نمونه های بالا شما در هیچ موردی نخواهید خواند که ما تشویق شده باشیم که دشمنان ایمان مسیحی خود را تهدید کرده و بنای گرفتن انتقام از آنان را داشته باشیم. بر عکس، تشویق شده ایم که نمونۀ کامل عیسای مسیح را دنبال کنیم و آنچه از ما خواست تا مانند بره رام، مانند کبوتر بی آزار و مانند مار هوشیار باشیم.

نتیجه گیری

خریدن و استفاده کردن سلاح در سرزمینهایی که چنین امری قانونی و مجاز است برای ایمانداران مسیحی باید تماما بر اساس چهارچوب کتابمقدس و هدایت روح مقدس خدا باشد و نه از روی دستاوردهای سیاسی و شخصی. استفاده کردن از سلاح و بکار گرفتن آن هرگز نباید جنبۀ گرفتن انتقام از دشمنان و ازار دهنده گان ایمان مسیحی ما باشد، بلکه در جهت دفاع کردن از جان خود، خانوادۀ خود و جان بی دفاعان دیگر.

 

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!